تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۵۲۴۵۴

امروزه کمتر کسی را در جهان می‌توان یافت که دولت‌مردان را از انتقاد بی‌نیاز بداند. بر همین اساس در کشورهای پیشرفته، راهکارهایی طراحی شده که هر کس بتواند انتقاد خود از کارگزاران حکومتی را به صورت علنی مطرح نماید همچنین اهرم‌هایی پیش‌بینی شده که مسئولان را به پاسخگویی در محدوده اختیارات و مسئولیت‌ها، وادار می‌نماید. از سوی دیگر، هر کارگزار حکومتی در دوران مسئولیت خود با بحران‌ها و حوادثی مواجه می‌شود که عبور از بحران‌ها، ضمن تحمیل برخی هزینه‌ها، تجربه‌هایی نیز در اختیار حاکم قرار می‌دهد. همین امر سبب می‌گردد که پس از کنار رفتن از قدرت، برای استفاده از تجربیات یک فرد مسئول تلاش شود.
به عبارت دیگر، در زمان حاکمیت، همگان مراقب اعمال حاکم هستند و به انتقاد از او می‌پردازند تا رفتار او هزینه‌های غیرضروری بر ملت تحمیل ننماید و او نیز ناچار است رفتار خود را بر همین اساس تنظیم نماید. اما پس از پایان دوران مسئولیت، «چشمان تیزبین» انتقادکنندگان به «گوش‌های هوشمند» برای شنیدن و بهره‌گیری از تجربیات رئیس سابق ـ در هر رده مسئولیتی ـ تبدیل می‌شود.
این روندی است که نمونه‌های فراوانی از آن‌را می‌توان‌ در شرق و غرب عالم یافت البته در کشور ما، شرایط به گونه دیگری است یعنی در بعضی از موارد، در هنگام سوار بودن یک رئیس بر زین قدرت، انتقاد از او، موجب برخی پیامدها می‌شود و لذا بسیاری از افراد، نهادها و رسانه‌ها به صورت جدی و علمی وارد عرصه نقادی نمی‌شوند اما به محض پایان دوره مسئولیت، دهها قلم و زبان برای انتقاد فعال می‌شود و گاه، ‌«نقادی از گذشته» به حربه‌ای برای «توجه ضعف‌های جاری» تبدیل می‌گردد. در چنین شرایطی، قاعدتاً توقع بهره‌گیری از تجربیات مسئول سابق، انتظاری بیهوده است.
متأسفانه در ماه‌های اخیر شاهد حاکمیت چنین وضعیتی در برخی عرصه‌های مدیریتی و رسانه‌ای هستیم. با اندوه فراوان باید اذعان کرد که این شرایط، گاه تا سطوح ملی و اموری که با سرنوشت کلی کشور و مردم سر و کار دارد نیز تسری پیدا کرده است.
از سال 1376 که سیدمحمد خاتمی با رای اعجاب‌برانگیز مردم بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زده عده‌ای به نام انتقاد به انتقام‌گیری مشغول شدند و گروهی از طرفداران او نیز هرگونه انتقاد از او را معادل اقتدارگرایی و مخالفت با اصلاحات معرفی می‌کردند. نتیجه آن که دولت خاتمی ـ علیرغم انتقادپذیری شخص او ـ از موهبت انتقاد بهره کافی را نداشت؛‌ اگرچه شرایط دوران مسئولیت او را نمی‌توان با سال‌های قبل از آن مقایسه کرد.
اما به محض کنار رفتن او از قدرت، انتقادات تا مرز بی‌انصافی پیش رفت؛ گسترش فساد در ارکان دولت و انفعال در سیاست خارجی، دو ادعایی بود که در ماه‌های گذشته بارها مطرح شد در چنین شرایطی کمتر کسی می‌توانست از تجربیات خاتمی بهره رسمی ببرد. آن چه او در سال‌های مسئولیت با بهره‌گیری از «آگاهی‌ها و ویژگی‌های شخصی» و نیز با پرداخت هزینه‌های ملی اندوخته بود می‌توانست به خوبی در جهت حل مشکلات کشور به کار گرفته شود اما کسانی که در انتقاد از دولت گذشته، حد و مرزی قائل نبودند نمی‌توانستند با رفتاری تناقض‌آمیز، خاتمی را برای حل برخی مشکلات به یاری بطلبند.
البته قاعدتاً همان افراد نیز در مواجهه با اظهارنظر اخیر کوفی عنان، ناچار به تجدید نظر در رفتار و گفتار خود هستند. دبیرکل سازمان ملل دو روز قبل در دیدار با سفرای 5 کشور دارای حق وتو گفته است.
«خاتمی به من اطمینان داد که برنامه هسته‌ای ایران صلح‌آمیز است» آنچه از این سخن دبیرکل برداشت می‌شود آن است که کلام خاتمی از نفوذی جهانی برخوردار است و می‌توان برای اقناع دیگران به آن توسل جست. اکنون باید از خود بپرسیم که ما در ایران برای استفاده از این ظرفیت چه کرده‌ایم؟
ظاهرا برخی افراد هنوز مایلند به روش‌ ماه‌های اخیر خود ادامه بدهند؛ مثلاً ‌خاتمی را به برکناری 47 هزار مدیر!!! متهم کنند، از وجود مافیای نفتی در دولت او سخن بگویند، فساد حاکم بر دولت سابق را آنچنان گسترده جلوه دهند که در نهایت یک مقام قضایی نگران شود و توصیه کند که «مراقب باشیم مدیران به دشمنان نظام تبدیل نشوند» و... آنها می‌توانند کماکان بر روش خود پافشاری کنند و نتیجه آن را نیز ببینند، اما خوشبختانه در کشور ما مسئولانی هستند که با تدبیر بیشتر به امور می‌نگرند و حتی معتقدند برای حل مشکلات کشور ـ به ویژه در پرونده هسته‌ای ـ باید از ظرفیت‌های دشمن نیز استفاده کرد قاعدتاً ‌سخن اخیر کوفی عنان، یادآوری مناسبی برای این گونه مسئولان خواهد بود که از ظرفیت این دوست نیز به خوبی استفاده کنند و سرانجامی قابل قبول برای «پرونده هسته‌ای» رقم بزنند.