تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۵۲۴۶۵
گفت‌وگو با دکتر حجت‌الله ایوبی رایزن فرهنگی کشورمان در پاریس
چکامه بزرگمهر مقدمه: رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در پاریس در سالهای اخیر یکی از خبرسازترین نهادهای فرهنگی ایران بوده است. کمتر هفته‌ای است که سخن از برنامه‌های بزرگ در پاریس نباشد. گویی در هر کوی و برزن فرانسه سخن از ایران و هنر ایرانی است. برگزاری 262 برنامه در سال 1383، 7 جشنواره فرهنگی که برخی از آنها یک فصل به طول انجامیده است؛ دعوت از صدها هنرمند و استاد در برنامه‌های مختلف کارنامه درخشانی را برای رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در فرانسه رقم زده است. تداوم و استمرار در برنامه‌ها موجب جلب مخاطبان بسیاری شده است به گونه‌ای که در جشن موسیقی عرفانی و شرقی در میدان سنت سولپیس بیش از 5000 هزار نفر شرکت می‌کنند و در افتتاحیه‌های برنامه‌های مختلف نیز همه سالن‌ها همواره مملو از جمعیت است. شب حافظ در کاخ ورسای که نخستین حضور فرهنگی ایران در این کاخ باشکوه است مسئولین کاخ را به شگفتی وامی‌دارد و خانه فرهنگ ایران در پاریس به یکی از مراکز فعال شهر تبدیل شده و در فهرست بهترین‌های شهرداری پاریس قرار می‌گیرد. حضور فرهنگی رایزنی تنها به پاریس خلاصه نمی‌شود. اجرای برنامه در حدود بیست شهر فرانسه نشان از عزمی برای معرفی ایران اسلامی در این دیار دارد. این تحولات از روزی شروع شد که حجت‌الله ایوبی بر صندلی رایزنی فرهنگی در خیابان ژان بارت پاریس تکیه زد. دکتر ایوبی دانش آموخته دانشگاه امام صادق تا مقطع فوق‌لیسانس، و دکترای علوم سیاسی از دانشگاه لیون فرانسه با سابقه تدریس در دانشگاه تولوز می‌باشد. بران شدیم تا با او به گفتگو بنشینیم و از نزدیک با فعالیت‌ها او آشنا شویم.

وقتی قدم در کوچه پس‌کوچه‌های نمناک یک خاک غریب می‌گذاری، تنها تصویری که همواره مقابل چشمانت قرار دارد، رؤیای خانه است. خانه، همان ایستگاه آرامش و امنیت، سقفی که تو را از توفان دور نگه می‌دارد، دیوارهایی که استوار پشتت می‌ایستند و توبه آنها تکیه می‌زنی، آتش چراغی که گرمت می‌کند و چهره‌های آشنایی که همواره به تو محبت می‌ورزند.
حالا، امروز بعضی از ما به هر دلیلی راهی خاکهای غربت شده‌ایم، شاید که در خاک دیگری، ساختن خانه، کاری سخت و طاقت‌فرسا باشد، اما برخی با همین امیدها، زندگی می‌کنند....
آنگاه که در یکی از روزهای سخت غربت، زیر آسمان همیشه گریان پاریس، این شهر رنگارنگ فرهنگها، از خیابانهای گوناگون گذر می‌کنی و به فرهنگی ترین محله شهر می‌رسی، از باغ بزرگ لوگزامبورگ هم عبور می‌کنی و به کوچه یک طرفه ژان بارت می‌رسی، شماره شش تو را به یاد روزهای زیبایی می‌اندازد که در خانه‌ات داشتی... به خاطرات خوب زندگی، به بودن‌ها، صفاها، صمیمیت‌ها، به دیدارهای آشنا، به شبهای پرستاره، به صدای محبت‌آمیز پدر، به نگاههای عاشقانه مادر، به گرمای دلچسب خانه، به...
خانه فرهنگ ایران بهانه‌ای شد تا با دکتر حجت‌اله ایوبی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در پاریس، گفت‌ و شنودی داشته باشیم. دکتر ایوبی در طول اقامت نه چندان طولانی خود در پاریس، به نیکی نشان داده است که تا چه اندازه می‌توان از پرظرفیت‌های موجود برای معرفی فرهنگ و ادب و هنر ایران و اسلام بهره گرفت و تصویری واقعی و روشن از پیشینه و نیز فعالیتهای جاری فرهنگی کشورمان برای اروپایی‌ها ترسیم کرد.
* تعریف شما از فرهنگ چیست؟
** «من به مجموعه آداب، رسوم، سنت و هرآنچه که انسانهای یک جامعه، انسانهایی که متعلق به یک حوزه تمدنی هستند، برای همزیستی در کنار هم خلق کرده‌اند «فرهنگ» می‌گویم.»
همانطور که می‌دانید، کلمات دارای بار معنایی خاصی هستند: «خانۀ فرهنگ»، بخش دوم آن طبعا به نوع فعالیت‌های شما برمی‌گردد، اما بخش اول آن «خانه» مخصوصا برای ایرانیان دارای جایگاه خاصی است. چرا نام «خانه» را برای این مکان برگزیده اید و به عنوان رایزن فرهنگی برای روشن نگه‌داشتن چراغ این خانه چقدر تلاش کردید؟
** «یکی از آرزوهای بنده از روز اول این مسئولیت این بود که خانه فرهنگ ایران واقعا به همان معنایی که در فرهنگ و ادبیات ما به کار برده می‌شود، تبدیل به خانه فرهنگ ایران و ایرانی شود. یعنی جایی که اولا محل رفت و آمد ایرانیان مقیم شود و هر ایرانی که وارد این مرکز می‌شود احساس کند که قدم به خانه خود گذاشته است، همان احساسی که در خانه و کشور خود دارد.... (نمی‌گویم که صد درصد موفق بودیم اما سعی کردیم که فضایی آرام و ایرانی را اینجا به وجود بیاوریم و به همین سبب خیلی از ایرانیان مقیم امروزه معتقدند که اینجا واقعا تبدیل به خانه آنها شده است.) دلیل حرکت ما به این سمت که باعث برخی توقیفات ما نیز شد، یکی استمرار در برنامه‌های مطابق با فرهنگ کشورمان بود، تاسیس نگارخانه خانه فرهنگ که از همان روزهای نخست به آن پرداختیم، سالن کوچکی را در طبقه همکف و زیرزمین که تبدیل به نگارخانه کردیم و این تبدیل به حلقه وصل ما و ایرانیان مقیم شد و هفته گذشته پنجاه و پنجمین نمایشگاه آثار هنری از هنرمندان مقیم را در این مکان برگزار کردیم. اگرچه محل نمایشگاه کوچک است اما از اساتید بزرگ ایرانی مثل استاد حسین زنده رودی، اسدالله کیانی، خرم نژاد، آقا میری‌ها و غیره در اینجا نمایشگاه گذاشتیم و بسیار مورد استقبال ایرانیان مقیم قرار گرفت... برنامه‌های خانه فرهنگ هر سه ماه طرح‌ریزی و برای ایرانیان فرستاده می‌شود، سعی کردیم تا خانه فرهنگ مثل تمامی مراکز فرهنگی فرانسه دارای برنامه‌ای مدون باشد و سعی داشتیم تا در اجرای آنها نیز مطابق با برنامه‌ها پیش رویم... این یکی از دلایل توفیق ما در جذب ایرانیان مقیم بوده است.»
* پاریس چهارراه تمدن‌ها و فرهنگ‌ها است، از چگونگی کار فرهنگی در این شهر بگویید؟
** «همانطور که اشاره کردید کار کردن در شهر پاریس، شهری که در آن بیش از هزار موزه وجود دارد، آسان نیست. فقط در منطقه ما، پاریس ششم حدود پانصد گالری، دانشگاه سوربون‌، دانشگاه بوزآرت و... وجود دارد، اگرچه برای ما یک امتیاز و فرصت محسوب می‌شود اما در عین حال یک چالش هم هست،‌ بدان معنی که برای کارکردن در این منطقه و شهر می‌بایست مشخصه‌ها و استانداردهای اینجا را رعایت کنیم. ما نیز سعی کردیم در حد توان این مشخصه‌ها را رعایت کنیم، برای برگزاری یک نمایشگاه، تبلیغات، بروشورها، اطلاع‌رسانی و .... رعایت کنیم و اینها باعث موفقیت تدریجی خانه فرهنگ ما شد تا جایی که چند ماه پیش، خانه فرهنگ از سوی شهرداری پاریس ششم به عنوان یکی از مراکز فعال فرهنگی پاریس شناخته شد و در یک روز تنها پانصد نفر از اینجا بازدید کردند.»
*از فعالیت‌های خانه فرهنگ در طول چهارسال گذشته بگویید؟
** «ما هر سال هفته فرهنگهای خارجی را در ابتدای سال در همین محل خانه فرهنگ برگزار می‌کنیم و همیشه هم با ازیاد جمعیت و کمبود جا مواجه هستیم، چهار سال پیش با همت چهار رایزنی فرهنگی از جمله ایران، انجمن رایزنی‌های فرهنگی خارجی در فرانسه ایجاد شد و امروزه بیش از پنجاه رایزنی عضو آن هستند. شنبه‌ها در خانه فرهنگ برنامه پخش فیلم سینمایی داریم که امروز به طور متوسط چهل بیننده در هر هفته داریم، و یا برگزاری مرتب دوره‌های آموزشی در خانه فرهنگ، کلاسهای زبان فارسی، خوشنویسی و تذهیب، تار، سه‌تار، نی، سنتور... که البته همیشه فراز و نشیب‌هایی داشته، گاهی دانشجو بیشتر داریم گاهی کمتر اما همیشه جماعتی از افرادی که به هنر و فرهنگ ایرانی علاقه‌مندند در این دوره‌ها حضور داشته‌اند. شاید جزو کارنامه ما بتوان به حدود سی، چهل نفر فرانسوی اشاره کرد که «خطاط و خوشنویس» شدند، نمایشگاهی از آثار خوشنویسی پانزده هنرجوی خانه فرهنگ را برگزار کردیم. من به این نکته اشاره کنم که همیشه معتقد بودم که تنها راه ورود ما در تمامی عرصه‌ها، فرهنگ است‌، ما این شانس را داریم که در کشور فرانسه قرار گرفتیم که اولا تنوع فرهنگی در اینجا یک افتخار محسوب می‌شود و همه مشوق معرفی و عرضه کالاهای فرهنگی کشورهای دیگر هستند، در کشوری واقع شدیم که مردم آن فرهنگ دوست هستند و قدر کارهای فرهنگی را می‌دانند، بخشی از زندگی این مردم در عرصه فرهنگ می‌گذرد، در کشوری واقع شدیم که امکانات متعددی وجود دارد یعنی هم امکانات دولتی، هم امکانات شهرداری‌ها و...
تلقی بنده از کار فرهنگی در این کشور از روز نخست این بوده که خانه فرهنگ باید ستادی باشد که برنامه‌های بزرگ فرهنگی را در نقاط مختلف فرانسه هماهنگ کند و باید از امکانات محلی و ذوق و سلیقه فرانسوی‌ها حداکثر استفاده را ببریم.... لذا تلقی ما از «خانة فرهنگ غیر از فعالیتهای مشخص و همیشگی درونی، بیشتر نگاه به بیرون از آن می‌باشد. فکر می‌کنیم ایرانیانی که در اروپا به سر می‌برند بسیار رنج می‌برند از اینکه هنوز خیلی‌ها ایران را با عراق اشتباه می‌گیرند و یا نمی‌دانند که زبان ما فارسی است، اکثرا ایران را از طریق رسانه‌ها و ژورنالیست‌ها و در پی برخی تبلیغات سیاسی شناختند و نه در مجرای درست فرهنگی، به هر حال تنها راه اصلاح این چهره، فعالیت فرهنگی است، فعالیت فرهنگی هم مثل آجرهایی است که آهسته آهسته روی هم قرار می‌گیرد و به تدریج تبدیل به دیوار بلند و محکمی می‌شود که اگر ایجاد بشود دیگر شکستن آن بسیار مشکل خواهد بود.
از روز نخست هدف ما برقراری ایجاد ارتباط بین جامعه ایرانی و جامعه فرانسوی بود، همیشه به دوستان گفتیم که ما باید فکر کنیم که تمام امکانات و اختیارات فرهنگی داخل ایران متعلق به رایزنی فرهنگی است و سعی کنیم تمام اماکن و محلهای برگزاری مراسم در فرانسه را هم به دست آوریم و آن امکانات فرهنگی داخل کشور را به این محلها منتقل کنیم، این کار را شروع کردیم و اولین اقدام ما در سال 2002 برگزاری اولین هفته فرهنگ خارجی با همکاری آقای آندره سانتینی در شهر ایسی‌له مولینو بود که به علت اولین تجربه هر دو نگران بودیم، اما موفقیت آن برنامه باعث شد تا ما سه مرتبه دیگر در آن شهر برنامه داشته باشیم و این نشان دهنده آن است که مورد توجه هم مردم آن شهر و هم مسئولین شهر قرار گرفتیم. این برنامه ادامه پیدا کرد، کم‌کم تمامی درها را زدیم، در شهرهای گوناگون رن، پاریس، انی‌یر، روآن، لیون، تولوز و... برنامه داشتیم، در این سالها خیل عظیمی از هنرمندان ایرانی هم در هنرهای سنتی و هم در هنر مدرن ما به فرانسه آمدند و برنامه داشتند، از نهادهای گوناگون فرانسوی از جمله شهرداری‌ها و از نهادهای داخلی ایران مثل موزه هنرهای معاصر، فرهنگستان هنر کمک گرفتیم، اخیرا نیز یک سالی است که سعی کردیم از امکانات شهرهای ایران استفاده کنیم، مثلا در برنامه «شیراز، بهشت ایران»، در شهر انی‌یر، استان فارس پیش‌قدم بود و اکنون با اصفهان نیز در حال صحبت هستیم.... می‌توان گفت موفقیت این برنامه‌ها در ایران نیز کم‌کم یک بسیج عمومی به راه انداخته است. به هر حال در کشور ما امکانات وجود دارد، می‌بایست به سراغ آنها رفت و بسیجشان کرد برای معرفی فرهنگ ایران. که هرچه قدر ما هزینه کنیم، این هزینه نیست بلکه سرمایه‌گذاری است و به شکل‌های گوناگون به کشور برمی‌گردد. لذا خط مشی کلی ما همین پمپاژ کردن امکانات داخل ایران به اینجا می‌باشد. برنامه‌های ما همیشه جزو لیست برنامه‌های شهرداری پاریس قرار گرفته و بعد از چند سال تلاش جزو مراکز فعال پاریس شمرده شد، این نشان می‌دهد که استمرار در فعالیت می‌تواند باعث دسترسی به موفقیتهای زیادی شود. تا به حال حدود هفده گروه موسیقی سنتی ایرانی را به فرانسه آوردیم، در سال 1383 فقط صد و سی چهار فیلم سینمایی نمایش دادیم،‌ با بسیاری از فستیوالها تماس گرفتیم و کمک کردیم که فیلم‌های ایرانی در آنها به نمایش دربیاید، دو نکته در این نمایش فیلم‌ها وجود داشت یکی که باعث شد تا تعداد زیادی از فیلم‌های ایرانی توسط همین فستیوالها زیرنویس فرانسه شد و ثانیا ما کمی موثر بودیم تا ذوق و سلیقه فرانسوی‌ها را هم تغییر بدهیم، یعنی اگر فرانسوی‌ها عادت کرده بودند تا فیلم‌های سیاه و خاکستری از ایران ببینند، امکان برابری ایجاد شد تا بتوانند فیلم‌های رنگی‌تر و بهتر با چهره واقعی‌تر ایران را هم ببینند، با توجه به استقبال آنها به نظر می‌رسد که ذوق و سلیقه فرانسویها هم کمی دگرگون شد و تغییر کرد. این اتفاق در عرصه موسیقی نیز اتفاق افتاد، در زمینه موسیقی به دلائل محدودیت کانال‌های ارتباطی تنها تعداد انگشت‌شماری از اساتید موسیقی ما شناخته شده بود، خوب این امکان به وجود آمد که گروههای موسیقی از شهرهای گوناگون در اینجا حضور پیدا کنند. در بخش هنرهای تجسمی نیز سعی کردیم در کنار هنر سنتی ایرانی، به هنرهای مدرن مثل گرافیک در ایران نیز بپردازیم، مثلا در جشنواره بهار ایرانی نمایشگاه آثار گرافیست‌های جوان ایرانی به واقع تحسین همگان را برانگیخت و فرانسوی‌ها امروزه می‌دانند که هنرمند ایرانی در همان هنر سنتی خود توقف نکرده و درجا نزده و در بخش هنرهای مدرن هم پیشرفت قابل توجهی داشته است.
نکته دیگری که به عنوان خطوط اصلی سیاستهای فرهنگی ما می‌توان یاد کرد، «تئاتر» بود، فرانسوی‌ها سینمای ما را می‌شناسند اما اطلاع چندانی از تئاتر ایران نداشتند در حالیکه همه می‌دانیم که تئاتر ما از سینمای ما قوی‌تر است و بسیاری از هنرمندان موفق سینمای ایران از تئاتر شروع کرده‌اند.
تئاتر ایران پیامی دارد مبتنی بر متن و ادبیات ایران. پنج هزار دیوان شعری که ما داریم به خوبی در تئاتر ما دیده می‌شود. از مشکلات تئاتر سفر آن است، در بخش سینما فقط یک حلقه فیلم و نهایتا زیرنویس کردن آن است ولی تئاتر مشکل زیرنویس، دکور، تعداد هنرپیشه‌ها و... را دارد، ‌به هر حال به هر شکلی بود تلاش کردیم تا گروههای گوناگون تئاتر ایران را برای اجرای برنامه به فرانسه بیاوریم، فقط در برنامه بهار ایرانی پنج گروه تئاتر در اینجا به روی صحنه رفتند. علاوه بر آن دنبال آن بودیم که یک سری متون ایرانی را توسط فرانسوی‌ها و یا فرانسوی و ایرانی‌ها اجرا بکنند که خوشبختانه در این بخش نیز می‌توان به تئاتر هزار و یک شب اشاره کرد که به تولید آن کمک کردیم تا توسط گروه فرانسوی اجرا شود و یا اپرای مولانا را خریدیم و یا تئاتر سیاوش که در حال تهیه و ساخت می‌باشد که به هر حال این هم ایده و نظری بود تا بخشی از متون ما به زبان فرانسه اجرا شود که در مراحل ابتدایی آن هستیم. این فکر و ایده می‌بایست همچنان تقویت شود و همین باعث شد تا امسال یک تئاتر مشترک ایرانی فرانسوی توسط خود مرکز هنرهای نمایشی با کمک فرانسوی‌ها تولید کنند.
اقدام مهمی که در زمینه تئاتر انجام دادیم این بود که حدود پانزده نفر از روسای تئاتر فرانسه را سال گذشته برای فستیوال فجر به ایران فرستادیم و اینها در این جشنواره شرکت کردند، این حرکت اثر خوبی در تئاتر کشور داشت به طوریکه همه آنها ضمن تحسین تئاتر ایران، امسال تعدادی از گروههای تئاتر ایران را برای شرکت در فستیوالهای فرانسه و اجرا دعوت کردند و فکر می‌کنم استارت معرفی تئاتر ایران در اینجا زده شده و این ارتباط برقرار شده است.
از برنامه‌های دیگر توجهی بود که ما به عشایر ایران داشتیم و تا به حال دو مرتبه در کنار برنامه‌های گوناگون فقط چادر بزرگ عشایر را در میادین شهر نصب کردیم، گروه موسیقی عشایر را به اینجا دعوت کردیم،‌ از زندگی عشایر و کوچ آنها سخن گفتیم و صنایع دستی آنها را عرضه کردیم و تلاش کردیم تا زندگی یک خانواده عشایر را به فرانسوی‌ها معرفی کنیم.
از دیگر موضوعات که سیاست فرهنگی رایزنی محسوب می‌شود این است که همیشه معتقد بودم که نماد فرهنگ ایرانی در دو مقوله جای می‌گیرد: یکی عاشورا که نماد فرهنگ شیعه است و دیگری عید نوروز که نماد فرهنگ باستانی ما است. فکر می‌کنم که ایرانیان از هر گروه و فرقه‌ای که باشند به این دو مقوله علاقه‌مندند و نگاهی خاص دارند و هم به تشیع و هم به نوروزشان افتخار می‌کند. در مورد عاشورا هر ساله سعی کردیم در کنار فعالیتهای روتین، نمایشگاه عکس عاشورا را برگزار کنیم که همیشه مورد استقبال فرانسوی‌ها قرار گرفته است علاوه بر این از سال گذشته تعزیه را هم شروع کردیم که به هر حال تعزیه از قدیمی‌ترین تئاترهای ایران است و در واقع تعزیه پیوندی است بین فرهنگ شیعه و فرهنگ ایرانی، که از شاهنامه شروع شد و ما همان را برای امام حسین(ع) نیز کم کم به کار بردیم.
در رابطه با نوروز نیز برنامه بهار ایرانی را به مدت یک ماه در پاریس ششم داشتیم، سال گذشته نیز در هفت شهر فرانسه همزمان با کمک ایرانی‌های مقیم برنامه نوروز را داشتیم و سفره هفت سین پهن کردیم، امسال نیز اگر موفق شویم امیدواریم که آن را توسعه دهیم. بتوانیم در تمام شهرهایی که ایرانی در آنجا وجود دارد یک سفره هفت‌سین برپا نماییم.»
*س: از فعالیتهای رایزنی در زمینه معرفی ادبیات ایران زمین بگویید؟
** ج:«فکر می‌کنم که یکی از دروازه‌های ورود ما به جهان، ادبیات ما است، همیشه گفته‌ام که بمب اتم ما همین ادبیات ماست، شعر ماست، هنر ماست، عرفان ماست،‌ فلسفه و تشیع ماست و ما اگر به خوبی ادبیات خود را معرفی کنیم بنده مدعی هستم که اگرچه کلمه «مستعمره»‌، واژه درستی نیست اما با استفاده از ادبیات فارسی به تعبیری دنیا می‌تواند مستعمره فرهنگی ما شود. هیچ دلیلی ندارد که در آمریکا مولانا محبوب‌ترین شاعر ایرانی باشد اما در فرانسه کسی او را نشناسد، به هر حال ما شروع کردیم و هر سال برنامه‌‌های مختلف، سمینار و کنفرانسی به نام شاعران بزرگ ایرانی داریم که آخرین آن می‌توان به بزرگداشت حافظ در کاخ ورسای اشاره کرد، در این برنامه دکتر الهی قمشه‌ای و حافظ شناس برجسته فرانسوی به نام ژان کلود کاریر از حافظ گفتند و حافظ خوانی کردند،‌ کنسرت موسیقی گروه سراج را برگزار کردیم. اولین اثر آن این بود که هفته بعد که برای تشکر به ملاقات مسئولین کاخ ورسای رفتیم، دیدم که اشعار فال حافظ را که به زبان فرانسه برایشان گرفته بودیم، حفظ کرده بودند! همین‌ها کم کم باعث معرفی ادبیات ما در فرانسه می‌شود. یا درباره مولانا، اجرای اپرای مولانا به زبان فرانسه بود، برگزاری کنفرانسهایی درباره وی، و به زودی هم درصدد هستیم تا سی‌دی موسیقی مولانا به زبان فرانسه را به بازار عرصه کنیم.»
*س: در فرانسه سال نو چینی کاملا شناخته شده است، سال گذشته به مناسبت آن برج ایفل به رنگ قرمز درآمد و تاریخ سال نو چینی در تقویم یک فرانسوی یادداشت می‌شود و برای دیدن برنامه‌های شب سال نو به منطقه چینی‌ها می‌روند، آیا ایران هم می‌تواند به جایی برسد که فرانسوی‌ها نخستین روز بهار را با سفره هفت‌سین ایرانی بشناسند؟ چگونه؟
** ج: «برای این منظور ما به یک اراده ملی نیاز داریم، کاری نیست که این رایزنی فرهنگی به تنهایی از عهده آن بربیاید، اگر فرانسوی‌ها برج ایفل را شب سال نوی چینی به رنگ قرمز درمی‌آورند به دلیل این است که سال گذشته سال چین در فرانسه بود و یا امسال که سال برزیل در فرانسه نام‌گذاری شده، پشت این قضیه یک اراده ملی وجود دارد، من یقین دارم که وقتی چینی‌ها به فکر بودند که سال نو چینی را در فرهنگ فرانسه جای بیندازند تمام دولت چین، ملت چین و تمام نهادهای فرهنگی چین بسیج شدند و با تلاش فراوان به اینجا رسیدند. متاسفانه هنوز این اراده ملی در کشور ما به دلیل تمام مشکلات و مشغله‌های موجود ایجاد نشده است، برای این‌ که کشوری بتواند نمادهای ملی و فرهنگی خود را در کشور دیگری عرضه کند اراده‌ای بالاتر از اراده یک رایزن فرهنگی را می‌طلبد. امیدوارم که کشور ما هم روزی به این نتیجه برسد که ما هم می‌بایست نمادهای دینی و فرهنگی خود را ترویج کنیم.»
*س: اشاره‌ای به معرفی سینمای ایران داشتید، وقتی یک فرانسوی درباره سینمای ایران حرف می‌زند بلافاصله از عباس کیارستمی نام می‌برد، این در حالی است که ما در عرصه سینما بزرگان بسیاری را داریم، رایزنی فرهنگی چقدر سعی داشته تا در کنار پخش فیلم‌ها به معرفی کارگردانان ایرانی هم بپردازد، البته یک نمونه در هفته فرهنگهای خارجی به ابراهیم حاتمی‌کیا اختصاص پیدا کرده بود، اما آیا به برگزاری هفته‌های فرهنگی مختص به یک کارگردان هم فکر کرده‌اید؟ که البته این موضوع را در بخشهای دیگر (مثلا در عرصه گرافیک) هم می‌توان گسترش داد تا اساتید این رشته‌ها هم شناخته شوند؟
**ج: «ما در رابطه با سینمای ایران شاید فرصت نداشتیم که به تک تک سینماگران بپردازیم اگرچه به برخی از آنها به طور ویژه پرداختیم، مثل رضا میرکریمی، ابراهیم حاتمی‌کیا هم در شهر ایسی‌له مولینو هم در شهر رن... به هر حال گرچه این امکان وجود نداشت که به طور ویژه به یک سینماگر بپردازیم همین که سینماگران مختلف را در اینجا معرفی کردیم، خیلی از اینها منجر شد تا فرانسویان بعدها به دنبال آنها رفتند و کم کم مطرح شدند. به هر حال، بله کارهای نکرده زیاد است و هنوز کارهای بسیاری هست که می‌شود انجام داد، اتفاقا الان زمان انجام بسیاری از آنها می‌باشد. ببینید در کارهای فرهنگی، در مقطعی که مرم اصلا ایران را نمی‌شناختند و اصلا باور نداشتند که در ایران هنری هم وجود داشته باشند ما سعی کردیم که بگوییم که هستیم و در این عرصه‌ها فعال هستیم و بسیاری از جوانان ما در این عرصه‌ها در حال فعالیت هستند و اکنون که به طور کلی با این مقوله آشنا شدند می‌بایست به طور تخصصی‌تر برنامه اجرا کنیم. و الان زمان برگزاری این فصل‌های تخصصی آغاز گشته است.»
*س:‌ از مسائلی که معمولاً برای جامعه اروپایی سؤال‌برانگیز می‌شود، حضور زن در جوامع مسلمان است، برای معرفی زن ایرانی و نقش و جایگاه او در ایران، رایزنی فرهنگی چه کرده است؟
**ج: « بله همانطور که اشاره کردید این سوال همیشه برای مخاطب فرانسوی وجود داشته که زن ایرانی کیست و در یک جامعه اسلامی چگونه با او برخورد می‌شود. ما می‌دانیم که جایگاه زنان در کشورهای منطقه مخصوصا ایران پیشتاز بوده وهست، و فکر نمی‌کنم هیچ کشوری بتواند ادعا کند که ایران در رابطه با زن و جایگاه او، با آنها برابری نمی‌کند، در دانشگاه‌ها بیش از 60 درصد دانشجویان دختر هستند، در عرصه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی به هر حال با انقلاب اسلامی، زن وارد عرصه اجتماعی و سیاسی شده و همه به آن اعتراف می‌کنند، به هر حال این نیز از مقوله‌هایی است که ما سعی بر نشان دادن آن داشتیم، اولا در تمام برنامه‌هایی که داشتیم سعی کردیم که در کنار هنرمندان مرد حتما زن‌ها نیز حضور داشته باشند، و حداقل نیمی از آنها زن بودند، علاوه بر این برنامه‌های ویژه‌ای مثل دهه «بانو» که در شهر ایسی‌ له مولینو برگزار شد و به واقع از برنامه‌های موفق ایران در فرانسه بود، در بخشهای گوناگون موسیقی، هنرهای سنتی، هنرهای مدرن، کنفرانس‌های اساتید دانشگاه که همگی از بانوان ایرانی بودند در این برنامه حضور داشتند، فکر می‌کنم حداقل در ذهن کسانی که در آن برنامه حضور داشتند سوالی درباره جایگاه زن ایرانی وجود نداشته باشد.»
*س: آیا فعالیت‌های مذهبی نیز در رایزنی فرهنگی ایران صورت می‌گیرد؟
**ج: « در مورد فعالیتهای دینی و مذهبی تلقی بنده این بود و هست که تشیع جزو جدایی‌ناپذیر فرهنگ مردم ایران است و آنها به تشیع خود می‌بالند و افتخار می‌کنند. نگاه غرب به اسلام بیشتر اسلام اهل تسنن است که آن هم قابل احترام است اما اسلام شیعه به ویژه عرفان شیعه، فلسفه شیعه و زیبائی‌های تشیع برای مردم جهان هنوز ناشناخته است. ما سمبل‌هایی در اروپا داریم مثل هانری کوربن که فلسفه شیعه را معرفی کرده‌اند لذا نیاز به یک عزم راسخ داریم،‌ یکی از راهای معرفی شیعه ایجاد ارتباط با مراکز مهم مذهبی فرانسه است از جمله مسجد پاریس که ما ارتباط خوبی با آنها برقرار کردیم و دو نمایشگاه بزرگ قرآن در آنجا برگزار کردیم، هر ساله قاری‌های ایرانی را به آنجا بردیم و همه می‌بینند که ایرانی‌ها با قرآن مانوس هستند و قرآن شیعیان با قرآن دیگران فرق نمی‌کند، سمینارها و کنفرانسهای متعددی برگزار کردیم از جمله سمینار هانری کوربن و علامه طباطبایی در دانشگاه تولوز. علاوه بر اینها سه سال است که جشن رمضان برگزار می‌کنیم با برنامه‌های متنوع. بنابراین برای تشیع بنا بر این بوده که چهره عرفانی و علمی و جنبه‌های تمدنی اسلام و تشیع را معرفی کنیم.»
*س: در ماههای گذشته، همه جا سخن از ایران بود، اما نه از فرهنگ بلکه از انتخابات ایران، مسائل هسته‌ای و... و موجی از تبلیغات منفی سیاسی علیه ایران در اروپا به وجود آمد، آیا این مسائل تاثیر مستقیمی بر برنامه‌های فرهنگی شما نیز داشته است؟
**ج: «به هر حال شرایط سیاسی بی تاثیر نیست، طبیعتاً روی فعالیتهای فرهنگی ما نیز اثر می‌گذارد، اثری که تا الان گذاشته و ما احساس می‌کنیم، هزینه همکاری با رایزنی فرهنگی را برای نهادهای فرانسوی که تمایل به کار با ما را دارند، بالا برده است، و لابی‌های مخالف حضور فرهنگی ایران را فعال کرده است و در حقیقت یک وسیله‌ای به دست مخالفان حضور فرهنگی ایران داده که بروند و بسیاری از این مراکزی را که طالب همکاری با ما هستند، متقاعد و یا تهدید کنند و بدین وسیله مانع همکاری آنها با ایران شوند. به طور مثال می‌توان به لغو یکی از برنامه‌های بسیار مهم ما در کاخ اکتشافات پاریس اشاره کرد که به دلایل کاملا سیاسی و همین فشارهای لابی‌های مخالف ایران بر آنها بود، طبیعتا در جاهای دیگر هم شاید این تردیدها ایجاد شده که البته امیدوار هستیم با گذشت زمان و عادی شدن اوضاع و شرایط، ما دوباره به همان حالت عادی و شرایط گذشته خود برگردیم، به هر حال اوضاع و احوال سیاسی به ویژه این تنش در رابطه سیاسی ایران و اروپا و دنیا، هزینه همکاری با ما را بالا می‌برد و لابی های مخالف ایران را که نمی‌خواهند نام ایران در یک فضای درست و معقول فرهنگی مطرح شود را فعال‌تر کرده است. البته در همین شرایطو اوضاع و احوال ما که شاهد لغو یک برنامه هستیم اما شاهد برگزاری برنامه بسیار موفق و بزرگ در کاخ ورسای هستیم که از بزرگترین رخدادهای فرهنگی ایران بود، اولین حضور ایران در کاخ ورسای در همین شرایط سیاسی اتفاق افتاد.»
*س: در عرصه رسانه‌ها چه کردید، آیا رایزنی فرهنگی با رسانه‌های فرانسوی همکاری دارد؟
**ج: «ما همیشه برای معرفی کشور تلاش می‌کنیم اما نقش رسانه‌ها در این معرفی غیرقابل انکار است، این نگاه در بین ما اکثرا وجود دارد که رسانه‌های اروپایی غیرقابل دسترسی هستند به ویژه برای کسانی که با اروپا آشنا نیستند، اما واقعیت امر غیر از این است، درست است که لابی‌های صهیونیستی همه‌جا وجود دارد و در رسانه‌ها هم کم نیستند اما فکر می‌کنم گاهی ما مبالغه می‌کنیم در قدرت این لابی‌های صهیونیستی و آنها را انسانهای عجیب و غریب و غیرقابل پیش‌بینی فرض می‌کنیم، در صورتی که ما هم اگر تلاش کنیم ما هم علاقه‌ مندان زیادی در عرصه‌های مختلف از جمله در عرصه رسانه‌ها داریم. من این را توهینی به ملت اروپا می‌دانم که اگر بگوییم که تمام رسانه‌های اروپایی در دست صهیونیستها است، و توهینی به نویسندگان و ژورنالیست‌های اروپایی است اگر فکر کنیم که هیچ آدم منصفی در بین آنها وجود ندارد. واقعا این جور نیست، ما معتقدیم که این ما هستیم که در بین کثرت سلیقه‌ها،‌ باید به سراغ آنهایی برویم که ذوق و نفس درستی دارند و آنها هم با کمال میل حاضر به معرفی فرهنگ ما هستند. ما در حد همین رایزنی فرهنگی که حد بالایی هم ندارد و همه امکانات هم در اختیار ما نیست،‌ تلاش کردیم به این عرصه هم نزدیک‌‌تر شویم، به سراغ رادیو و تلویزیون رفتیم، سفرهای متعددی برای مسئولین رادیو و تلویزیون فرانسه فراهم کردیم تا این ارتباط بین نهادهای رسانه‌های دو کشور برقرار شود، و نتیجه این ارتباطات منجر به یک سری تولیدات خوب درباره ایران شد مثل فیلم «قطاری نه همانند دیگران» و یا «سنگهای فیروزه ایران» و... که پخش این برنامه‌ها از تلویزیون بسیار جای خوشنودی دارد و با مطبوعات هم همینطور و خیلی از برنامه‌های ما تحت پوشش این رسانه‌ها قرار گرفت. می‌توان به سفر اخیر آنتوان اسفر، ژورنالیست معروف فرانسوی اشاره کرد که صد و بیست فرانسوی ایشان را در این سفر همراهی کردند و چه چیزی بهتر از اعزام هرچه بیشتر اروپاییان به ایران تا از نزدیک با ایران و ایرانی آشنا شوند، و پس از برگشت سفیران فرهنگی ایران در اینجا خواهند بود.»
*س: برای پیشرفت صنعت ایرانگردی و توریسم در ایران چه باید کرد؟
**ج: « بنده اعتقاد دارم اگر می‌خواهیم صنعت توریسم در ایران راه بیفتد و اگر بخواهیم که اروپاییان در ایران سرمایه‌گذاری کنند، می‌بایست ابتدا ایرانیان مقیم به سمت ایران حرکت کنند، آن روزی که ارتباط جامعه ایرانی مقیم در اینجا با ایران برقرار شود، خیلی از مشکلات ما با دنیا حل خواهد شد، در این جهت هم سعی می‌کنیم که اعتماد ایرانی‌های را که در برنامه‌های ما شرکت می‌کنند، جلب کنیم، تا آنهاهم احساس کنند که می‌توانند رفت و آمد کنند، در تدارک برنامه‌هایی هم هستیم، مثلاً سعی در برگزاری نمایشگاهی از آثار هنرمندان مقیم ایرانی، در تهران داریم، که تاکنون بیش از پنجاه نفر اعلام آمادگی کردند که از این تعداد بسیاری هستند که سالیانی است که به ایران مسافرت نگردند. کم‌کم باید این دیوارهای بی اعتمادی از بین برود.»
*س: رابطه رایزنی فرهنگی با دیگر انجمن‌های فرهنگی ایرانی در فرانسه چگونه است؟
**‌ج: « در خانه فرهنگ همیشه به روی همه ایرانیان باز بوده و هست، با بعضی از این انجمن‌ها هم ارتباط داریم و بسیاری از برنامه‌ها را در شهرستانها با همکاری آنها برگزار کردیم، به هر حال تلاش کردیم که ارتباط خوبی با بقیه انجمن‌ها داشته باشیم.»
* س: رابطه فرهنگ با اقتصاد را چگونه می‌بینید؟
**ج: «امروزه در کشورهای مختلف، نگاه به فرهنگ یک نگاه کاملا اقتصادی است. ببینید ما باید به جایی برسیم که فرهنگ ایجاد شغل بکند. در همین فرانسه ببینید چه تعدادی از جوانان و مردم در عرصه فرهنگی کار می‌کنند. فرهنگ به گونه‌ای، مبداء درآمد، شده است. تعداد زیاد نقاشان، گالری‌داران، کسانی که در موزه‌ها، تئاترها، سینماها و... کار می‌کنند. پس می‌بینیم که فرهنگ می‌تواند اشتغالزا باشد. در عرصه داخلی کشور معتقدم اگر با این تفکر به فرهنگ نگاه کنیم و فعالیت‌های فرهنگی را توسعه دهیم، کمک زیادی به حل معضل و مشکل بیکاری نیز کرده ایم، ضمن اینکه یک فعالیت فرهنگی است که باعث تداوم فرهنگ و انتقال آن از نسلی به نسل دیگر نیز خواهد شد. یکی از این کارها، ایجاد امکان برای هنرمندان است که بتوانند آثارشان را در خارج کشور ارائه بدهند و آنها را بفروشند که هم تشویق شوند و هم امکان ادامه فعالیت‌هایشان را داشته باشند. من معتقد هستم برای فعالیت‌های فرهنگی می‌بایست هزینه کرد و همانطور که قبل هم اشاره کردم این هزینه‌ها هرگز به هدر نخواهد رفت و یارانه محسوب نمی‌شود، این هزینه‌ها در کوتاه مدت و یا بلندمدت دوباره به کشور باز می‌گردند.؟
از توضیحات کامل و مفید و همچنین وقتی که در اختیار روزنامه اطلاعات بین‌المللی قرار دادید متشکرم.
بر خاک خانه‌ام بوسه می‌زنم چرا که نام آن ایران است، و هر کجا که نام ایران باشد حتما در لا به لای آجرها و سنگهایش هزاران هزار خاطره، از تخت جمشید گرفته تا فردوسی و ناصرخسرو و عطار و مولانا و سعدی و حافظ و بهار و نیما و نقش جهان جای دارند. در هر وجب این خاک فرهیختگانی بودند که روزی را در این خانه به شب آوردند و فرهنگ و هنر ماندگار خود را به نمایش گذاردند.
پاریس