تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۵۲۵۲۱

سیف‌الرضا شهابی
برخورد آمریکا با موضوع هسته‌ای ایران و نقش کلیدی و لیدری این کشور در احاله پرونده به شورای امنیت و محکومیت تهران یادآوری اشتباه استراتژیکی است که ایالات متحده در سال 1332 مرتکب شد. متاسفانه آن کشور از حادثه تلخ دخالت در کودتای 28 مرداد که موجب بروز و شهور نفرت از آمریکا در مردم ایران شد و سرانجام پس از نیم قرن خانم آلبرایت وزیر خارجه پیشین آمریکا مجبور شد از مردم ایران عذرخواهی کند، متنبه نشد اگر از کودتای 28 مرداد عبرت می‌گرفت بی‌تردید دوباره سردمداری احاله پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت و دخالت‌های ناروا و ناصواب در امور ایران را هدایت نمی‌کرد تا تنفر ایرانیان از سردمداران کاخ سفید را مضاعف کند. اگر واشنگتن در سال 32 تجربه کافی در روابط بین‌الملل داشت و تصور نمی‌کرد که با مشارکت در سرنگونی دولت ملی مرحوم دکتر محمد مصدق برای ابد جای پای خود را در ایران محکم می‌کند و هیچ قدرتی یارای قد علم کردن در برابر مطامع آن‌ها را ندارد با انقلاب اسلامی سال 1357 مواجه نمی‌شد که طومار حیات آمریکا در ایران را در نوردید. علی‌الاصول می‌بایست این آموزه تاریخی را آویزه گوش قرار می‌داد که نداد! و حداقل می‌پذیرفت در امور ایران مداخله نکند زیرا سرنگونی جمهوری اسلامی در بلند مدت به زیان کاخ‌سفید خواهد بود. اگر آمریکا تصمیم دارد عذرخواهی تلویحی خانم آلبرایت وزیر خارجه دوره دوم ریاست جمهوری بیل کلینتون در چند سال دیگر تکرار نگردد باید از تخاصم با تهران احتراز بورزد. آمریکا بعد از کودتای 28 مرداد به تدریج در ایران و در دوران شاه صاحب نفوذ شد و از سال 1340 و روی کار آمدن جان اف کندی در امور داخلی و سیاست خارجی ایران تاثیرگذار شد و تا سال 1357 تداوم داشت. با وقوع انقلاب در ایران منافع آمریکا در ایران قطع گردید و از آن زمان تا کنون تخاصم و مناقشه بین تهران و واشنگتن ادامه دارد. در شرایطی که بحث انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای ایران تبدیل به موضوع مطرح در محافل و مجامع بین‌المللی گردیده است، آمریکا اشتباه سال 32 را تکرار می‌کند و با تحرکات ناسالم در حال سوق دادن پیونده ایران به شورای امنیت و صدور قطعنامه و اعمال تحریم می‌باشد و به گمان خود می‌خواهد زمینه‌های تحقیر ایرانیان را با تحمیل توقف فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای فراهم سازد و با ایجاد یک سری تغییرات و فشارها ایران را در راستای اهدافش معماری نماید در سال‌32 آمریکا به تحریک لندن در کودتا مشارکت کرد و اکنون تحت تاثیر القائات تل‌آویو قرار دارد. هنگامی که در سال‌2000 میلادی جرج دبلیو بوش با رای تحمیلی دادگاه در آمریکا به ریاست‌جمهوری برگزیده شد و به کاخ سفید راه یافت فیدل کاسترو رییس‌جمهور کوبا که شاهد عملکرد 9 رییس‌جمهور آمریکا از سال 1958 (سال پیروزی انقلاب کوبا) تا‌کنون میباشد درباره جرج بوش اظهار امیدواری کرد که برخلاف چهره احمقانه‌اش کارکرد احمقانه از خود بروز ندهد. ظاهراً آرزوی رییس‌جمهور کوبا تحقق پیدا نکرد و جرج بوش به موازات کارهای نابخردانه در گوشه و کنار جهان در مخالفت با برنامه هسته‌ای ایران نیز به لیدری پرداخت و قطعاً موضع‌گیری‌های دو گانه مقامات ارشد آمریکایی در برخورد با موضوع فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران و زرادخانه اتمی رژیم صهیونیستی برای مردم ایران سوال برانگیز است و موجب سوءظن بیشتر ایرانیان نسبت به دیپلماسی آمریکایی می‌گردد.