شهاب کاشفی
تاکنون سابقه نداشته است که نیروهای نظامی رسمی یک کشور، به عنوان گروهی تروریستی شناخته شوند. اما آنگونه که در خبرها آمده است گویا آمریکا در نظر دارد برای نخستین بار سپاه پاسداران انقلاباسلامی ایران را در زمره گرو ههای تروریستی قرار دهد تا سنت گذشته را تغییر دهد.
البته هنوز این خبر رسما اعلام نشده و هیچ یک از مقامات آمریکایی هم این موضوع را تائید نکردهاند اما امکان قرار گرفتن نام سپاه پاسداران در بین گروههای تروریستی، بازتاب گسترده ای در رسانههای جهان داشته است. شاید مشهورترین گروههایی که نامشان در بین گروههای تروریستی ثبت شده است، القاعده و گروهک منافقین باشند اما نکته اینجاست که این گروههای شبهنظامی، عضوی از یک دولت یا حاکمیت نیستند و برای نیل به اهدافی که برای خود مشخص کرده اند تلاش میکنند. در حالی که سپاه پاسداران یکی از نیروهای نظامی رسمی ایران است که در کنار ارتش طی 28 سالی که از پیروزی انقلاباسلامی سپری شده است، تلاش فراوانی برای دفاع از میهن و خدمت به کشور انجام داده است و به همین دلیل قرار گرفتن نام سپاه در زمره گروههای تروریستی - حتی اگر به طور رسمی هم تایید نشده باشد - موضوعی نیست که بتوان با بیتفاوتی از کنار آن عبور کرد.
اما چه شد که آمریکا تصمیم گرفت سپاه پاسداران را بین گروههای تروریستی جهان قرار دهد؟ جوسازی برای فراهم ساختن زمینه این اقدام از ماهها پیش آغاز شد افزایش ناامنی در عراق که با وعدههای آمریکا در تناقض قرار دارد و نشان میدهد که آمریکایی ها هنوز مسیری طولانی برای استقرار امنیت و ثبات پایدار در عراق پیشرو دارند، موجب شده تا گرفتار شدن خود در باتلاق عراق را توجیه کنند و به همین دلیل به فرافکنی روی آوردهاند و هر بار، گروهی را به ایجاد ناآرامی در عراق متهم میکنند.
در این میان بیشترین اتهامات آمریکا بر ضد ایران مطرح شده است. آنها معتقدند ایران و در راس آن سپاه پاسداران از شورشهای خونین در عراق حمایت میکنند و اسلحه نیروهای شورشی و ناامن کنندگان عراق از طریق ایران و سپاه پاسداران در اختیار آنها قرار میگیرد. اما هیچگاه موفق نشدهاند مدرک مستندی برای اثبات این ادعاهای خود ارائه دهند.
جالب اینجاست که شواهد جاری در عراق هم در جهت تایید ادعای آمریکاییها نیست. به عنوان مثال بمبگذاری و تعرض به حرم ائمه معصومین در عراق که فقط دو بار در مورد حرم عسکریین(علیهمالسلام) رخ داد، در شرایطی اتفاق افتاده که ایران بر اساس اعتقادات مردم، هر دو بار به بازسازی حرم اقدام کردهاست و کسی نیست که نداند این اقدامات توسط سلفیگران افراطی صورت میگیرد. علاوه بر آن، ماههاست که ورود زائران به شهرهای کاظمین و سامرا متوقف شده است و این در حالیست که این دو شهر از مهمترین و متبرکترین اماکن مذهبی شیعیان به ویژه نزد مردم ایران محسوب میشوند. در حقیقت، ناامن کردن این دو شهر شیعه از سوی افراطیون و گروههای تروریستی که برخلاف تمایل و خواست شیعیان و به ویژه مردم ایران صورت گرفته است نشاندهنده فعالیت علنی گروههای تروریستی در عراق است. ضمن اینکه در سایر نقاط عراق هم ایرانیان با سرمایهگذاریهای گسترده اقتصادی، تمایل خود را برای ثبات عراق در عمل نشان دادهاند و طبیعی است که هیچ فرد سرمایهگذاری تمایل ندارد سرمایههای خود را دچار ناامنی و بیثباتی و در معرض خطر ببیند. به همین دلیل نمیتوان پذیرفت که ایران، آن هم سپاه پاسداران به عنوان یکی از نیروهای نظامی رسمی کشور، در دخالتهای عراق دست داشته باشند و این ادعاها صرفا برای کاهش بار فشارهای روانی حاصل از ناکامی آمریکا در نبرد با تروریسم در عراق مطرح میشود، در حالی که حنای آنها دیگر رنگی ندارد.
البته احتمال قرار گرفتن نام سپاه پاسداران انقلاباسلامی در بین گروههای تروریستی، مصداق مثل معروف «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» موجب افزایش اتحاد و همدلی فعالان سیاسی داخلی، آن هم در سالی شد که از سوی رهبر معظم انقلاباسلامی به عنوان سال اتحادملی و انسجام اسلامی نامگذاری شده است. این مساله نشان داد که گروههای سیاسی داخلی، اگرچه ممکن است اختلافات فراوانی با یکدیگر داشته باشند اما در مورد موضوعات ملی که با منافع کشور ارتباطی مستقیم دارد اختلافات را کنار میگذارند و یکپارچه در مقابل دشمن میایستند. در مورد احتمال قرار گرفتن نام سپاه پاسداران در بین گروههای تروریستی نیز شاهد چنین اجماعی بودیم و اصلاحطلبان همپای محافظهکاران به حمایت از سپاه پرداخته و این اقدام احتمالی آمریکا را محکوم کردند. حزب مشارکت، حزب کارگزاران سازندگی و حزب اعتماد ملی از جمله احزابی بودند که در این مورد بیانیه صادر کردند ضمنا روزنامه مردمسالاری در تاریخ 30 مرداد ماه در شماره 1590 صفحه 2 به تفصیل در این مورد موضعگیری کرده است و در مقابل این اقدام آمریکا از سپاه حمایت کردند. صاحبنظران و فعالان سیاسی اصلاحطلب هم با نگارش مقالات و انجام گفتوگوهایی در این مورد موضعگیری کردند. یکی از نخستین مقالات در این مورد توسط محمدعلی ابطحی معاون رئیسجمهور سابق انجام گرفت که در «وب نوشت» خود در این زمینه نوشت :«اختلافنظر با بعضی رفتارهایی که با استفاده از نام سپاه در داخل صورت پذیرفته نباید مانع مخالفت با این رفتار انتقامجویانه آمریکا از ملت ایران شود.
چند روز بعد سیدمحمد خاتمی رئیسجمهوری سابق هم در گفتوگویی با ایسنا اظهار داشت: «در روزهای اخیر خبرهای نگرانکننده در رسانههای ارتباط جمعی جهان انتشار یافته که بر اساس آن ظاهرا دولت آمریکا قصد دارد بخشی از نیروهای مسلح جمهوریاسلامی ایران را هدف سیاستهای خشن تندروانه قرار دهد که زیانهای چنین سیاستهایی تاکنون برای مردم جهان و از جمله ملت آمریکا اندک نبوده است».
وی انتشار این خبرها را نگرانکننده خواند و گفت: «اگر جنگافروزان تندرو در آمریکا نمیدانند، اطمینان دارم که خردمندان و منصفان آن کشور آگاهند که سپاه پاسداران انقلاباسلامی برآمده از متن ایمان و آرمان یک ملت و یکی از پایههای استوار اقتدار و امنیت ملی و ارزشهای انقلاب و تمامیت ارضی ایران است و به لحاظ معنوی نیز جایگاه ویژهای نزد مردم دارد. هیچ ملت و قومی نمیتواند بپذیرد که پشتوانه اقتدار و امنیت و نگاهبان تمامیت ارضی و پاسدار شرف و استقلال او مورد تعرض یا حتی اهانت قرار گیرد. خاتمی همچنین از خردمندان و عقلای آمریکا خواست مانع اقدامات جناحهای تندرو این کشور علیه ایران و تخریب فضای کشور در منطقه و مناسبات دو کشور شوند.
اما نکته جالب اینجاست که حتی برخی از نیروهای نزدیک به اپوزیسیون که بسیاری از ساختارهای نظام را قبول ندارند نیز از جنبههای دیگری با این اقدام آمریکا مخالفت کردهاند تا حمایت از منافع ملی کشور جنبهای عمومیتر پیدا کند. به عنوان مثال مهرانگیز کار در یادداشتی که پایگاه اینترنتی روز آنلاین منتشر کرده، اگر چه انتقاداتی نسبت به عملکرد سپاه وارد کرده است اما اقدام آمریکا را در تروریست خواندن سپاه نادرست دانسته و نوشته است: «منابع غیررسمی گفتهاند دولت آمریکا قصد دارد سپاه پاسداران جمهوریاسلامی ایران یعنی بخش مهمی از نیروی نظامی و دفاعی یک دولت را به لیست سازمانهای تروریستی بیفزاید. این رویداد را باید پیش از وقوع شکافت و پیرامون آن اطلاعرسانی کرد. این رویداد میتواند در جای بدعتگذاری در حقوق بینالملل و در عرف دیپلماتیک نقد و بررسی شود». مهرانگیز کار نوشته است: «شیوههایی مانند آنچه از سوی منابع آمریکایی اعلام شده، نادرست است. دولتی در چارچوب نظم و حقوق بینالملل که انسان قرن بیستمی آن را پی نهاد نمیتواند یک رکن مهم از ساختار دولت دیگری را در لیست ترور خود بگجاند و سپس با استناد به آن برای حمله به قلمرو کشوری که طبعا محل و مکان فرماندهی همان نیرو است زمینهسازی کند.»
همه این رویکردها نشاندهنده اجماع کلیه ایرانیان بر ضد آمریکاست که طیفی گسترده و حامی منافع کشور - را با وجود همه انتقاداتی که به برخی رویکردها دارند - به وجود میآورد و این بخشی از رویکرد دشمنستیز ایرانیان است.