تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۵۲۶۳۹

مصطفی ایزدی

سفر چند روز گذشته رئیس‌جمهور کشورمان به نیویورک و انجام پاره‌ای فعالیت‌های تبلیغاتی و دیپلماسی در آمریکا، از رویدادهای پر سر و صدای داخلی و خارجی دو سال اخیر ایران بود. از این رویداد، به ویژه مسائل پیرامونی آن بهره‌برداری‌های گوناگون و پردامنه‌ای شد. گروه‌ها و اشخاص مدعی اصولگرایی، این سفر و حواشی آن را چنان به رسانه‌های فراگیر و همه‌جانبه خود کشاندند و بهره‌برداری کردند که گویی بهار تبلیغات آنان بود. جناح اصلاح‌طلب نیز با عنایت به نوع گفتار و موضعگیری نسبتا معتدل و صلح‌جویانه آقای احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا و مقر سازمان ملل که از گفتمان اصلاح‌طلبانه 8 سال گذشته مایه می‌گرفت، ضمن تقبیح برخوردهای اهانت‌آمیز رئیس دانشگاه کلمبیا، رفتار و مواضع رئیس‌جمهور را در بخش‌های اصلی و بحث‌های محوری این سفر ستودند و تایید کردند، در حالی که عموما انتقادات مشفقانه‌ای هم نسبت به بعضی از موضعگیری‌ها و برداشت‌های حواشی آن داشتند. به نمونه‌هایی از فواید سفر احمدی‌نژاد به نیویورک اشاره می‌شود:

1- انتشار گسترده سخنان رئیس‌جمهور از طریق رسانه‌های مهم و پرمخاطب دنیا، اعم از رادیو تلویزیون‌ها، جراید، خبرگزاری‌ها و سایت‌های با اهمیت و فعال که به مقدس شدن عدد 500 میلیون مخاطب برای مدعیان اصولگرایی تبدیل شد، نشان داد که رسانه‌های بیگانه، چندان که این مدعیان می‌پنداشتند نه‌تنها بد نیستند که برای جهانی کردن مواضع آقای احمدی‌نژاد بسیار هم خوب هستند. سال‌های سال بود که وقتی یک شخصیت بزرگ منتقد و یا بعضی از اصلاح‌طلبان، دیدگاه‌ها و مواضع خود را به دلیل محدودیت‌های داخلی، از طریق رسانه‌های پر مخاطب بین‌المللی و یا حتی سایت‌های شخصی خودشان که منبع رسانه‌های خارجی است عرضه می‌کردند به وسیله همین دوستان و هواداران رئیس‌جمهور مورد تمسخر و سرزنش قرار می‌گرفتند و انواع و اقسام تهمت و افترا علیه بهره‌گیران از به اصطلاح رادیوهای بیگانه، در رسانه‌های جناح راست منعکس می‌شد. سفر آقای احمدی‌نژاد این پیامد سیاسی داخلی را نیز دارد که موضوع انعکاس نظرات مردم و چهره‌های سرشناس جامعه از رسانه‌های خارجی نه‌تنها اشکال و ایراد ندارد بلکه عاقلانه و مفید هم هست.

2- در این سفر برحسب آنچه شنیدیم و خواندیم، بسیاری از مقامات سیاسی و ارباب رسانه‌های وابسته به اردوگاه استکبار جهانی، از رئیس‌جمهور کشورمان تعریف و تمجید کردند و حتی مخالفان سرسخت او در دولت‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران به اضافه رسانه‌های اسرائیلی از موفقیتش در تاثیرگذاری بر افکار عمومی سخن گفتند. سال‌های سال است که جناح راست این ادعا را به عنوان یک اصل مسلم تعقیب می‌کند و از آن ابزاری برای کوبیدن رقیب درست کرده که اگر خارجی‌ها، خصوصا رسانه‌های بیگانه، از افراد یا گروه‌هایی در ایران تعریف کردند، به منزله وابستگی این افراد یا این گروه‌ها به بیگانگان است.

البته کسی منکر این نیست که بیگانگان عناصری را در داخل ایران داشته باشند که از آنان حمایت کنند، اما این فرض می‌تواند برای عناصر و اعضا و هواداران همه جناح‌های سیاسی و غیر سیاسی صدق کند و صدالبته که بیگانگان هر وقت خواستند در کشور هدف یارگیری کنند، اولا از میان چهره‌ها و عناصر نزدیک به قدرت انتخاب می‌کنند و ثانیا به طور ملموس و رسانه‌ای از آنان حمایت نمی‌کنند که توجه نیروهای اطلاعاتی امنیتی را روی سوژه متمرکز نمایند. خارج از این بحث، سفر آقای احمدی‌نژاد این درس را به جناح راست داد که یا تکلیفشان را با تعریف و تمجیدهای دشمنان و مخالفان، از رئیس‌جمهور روشن کنند و یا از پرونده‌سازی و تخریب منتقدانی که نظراتشان احیاناً با سب و لعن مخالفان جمهوری اسلامی ایران روبه‌رو نمی‌شود، دست بردارند. جالب اینکه مهم‌ترین روزنامه جناح راست که با همه توان به حمایت از دولت نهم برخاسته و همیشه منادی این نظر بود که تمجید سیستم تبلیغات غربی‌ها از یک نفر ایرانی به معنی وابستگی آن نفر به غرب است، این‌بار تعریف و تمجید روزنامه فایننشال‌تایمز از مدیرمسئول خود را با افتخار و شوق فراوان به اطلاع مردم ایران رسانده است. (کیهان 9/7/86 ـ ص 2)

3- آقای احمدی‌نژاد در سخنان خود، چه در دانشگاه کلمبیا و چه در مقر سازمان ملل متحد، کوشید تا تصویری واقع‌بینانه از ایران و تصویری صلح‌جویانه، متین، اهل گفت‌وگو و دوست ملت آمریکا از مردم ایران نشان دهد و حتی در وصف خوبی‌های مردم آمریکا به دفعات سخن گفت. همه اینها چیزی نیست جز آنچه رئیس‌جمهور پیشین ایران گفته بود و براساس آن طرح جهانی خود را ارائه کرده بود. اما همین‌هایی که امروزه آقای احمدی‌نژاد را به دلیل این موضع‌گیری‌های درست، می‌ستایند و او را ستاره و خورشید و معجزه‌گر و ابرمرد و سوپر قهرمان می‌نامند، در 8 سال دوره اصلاحات، ایده گفت‌وگوی تمدن‌ها و مذاکره و تفاهم و نیز وصف خوبی‌های مردم آمریکا را به استهزا می‌گرفتند و تبلیغ می‌کردند که این حرف‌ها و دیدگاه‌ها برای مردم ایران نان و مسکن و کار نمی‌شود.

4- مهم‌ترین بهره درون‌مرزی که مدعیان اصولگرایی از سفر رئیس‌جمهور به نیویورک گرفتند، تبلیغات گسترده‌ای بود که به نفع جناح خود کردند. فرض خوشبینانه این بهره‌برداری را به تبلیغات انتخابات اسفندماه نسبت می‌‌دهیم و فرض بدبینانه‌اش را به سرپوش گذاشتن روی سوء مدیریت‌ها و ناراضی‌تراشی‌ها و بی‌وفایی به قول و قرارهایی که برای رفع مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم داده بودند. این همه تعریف و تمجید غیر معمول از رئیس‌جمهوری که هنوز نیمه راه است،‌ برای چیست؟ هر کار خوب قابل ستایش است و باید عامل کار خوب را ستود، اما وقتی از یک رئیس دولت و مسئول اصلی قوه مجریه سخن به میان آید، باید به مجموعه عملکرد او نگاه کرد. در غیر این صورت، این برخوردها جنبه تبلیغات به خود می‌گیرد و معلوم نیست چنین تبلیغاتی که به مداهنه و تملق تنه می‌زند، مردم را راضی نگه دارد.