آزادی آزادمنش / نماینده دوره ششم مجلس و عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
تعیین سن رای نوجوانان در انتخابات مجلس شورای اسلامی که در واقع ورود آنها به صحنه فعالیتهای سیاسی و تصمیمگیریهای جمعی میباشد، این روزها سوالات بسیاری مطرح کرده است.
آیا هدف از این کار بالا بردن منزلت و جایگاه آنان است؟ آیا منظور مشارکت دادن و مسئولیتپذیر نمودن اعضای جوان جامعه است؟ آیا افزودن بر تعداد آرا یا محاسبه برد و باخت به کمک آرای آنها است و یا اهداف پنهان دیگر...
معمولا سنین 18 - 12 را که همزمان با دوران دانشآموزی است در علوم تربیتی و روانشناسی دوره تغییرات پیاپی در مسیر رشد جسمانی و روانی فرد دانستهاند که هنوز در زمینه رفتاری و قوام شخصیتی ثبات و استحکام لازم پیدا نکرده است. به همین لحاظ بسیاری از امور حقوقی ـ اجتماعی و زیستی او در مجموعه وظایف و مسئولیت اولیا و خانوادهها دیده شده است. البته زمان مشخص وابستگی یا استقلال در فرهنگها و شرایط جغرافیایی و بومی فرق میکند، شاید تعجبآور باشد. رسیدن به استقلال و خودکفایی فرد در جوامع ابتدایی که با جشن بلوغ همراه است و طی آن نوجوان جهت ورود به جامعه و جمع بزرگسالان، آزمونهای سختی مثل کندن قسمتی از پوست سر و یا شکستن دنده و دندان و رها شدن تنها در بیابان و جنگل صورت میگیرد تا فرد به کمک فکر و تجربههای آموخته توانایی خود را در سختی و سرگردانی نشان دهد و به شخصیتی مستقل در تصمیمگیریها و برنامهریزیهای جمعی به حساب آید ولی در جوامع سنتی و در حال گذر (مثل جامعه ما) علیرغم وجود وسایل نوین آموزشی و رسانههای ارتباطی با ملاحظات مختلف به تاخیر افتاده است کافی خواهد بود که به حال و روز فرزندان در حال تحصیل نگاه شود. پس اصرار دولت جهت ارائه چندباره لایحه کاهش سن رای به 15 سال چه پیامدهایی دارد؟
اولا: در چنین سنی نوجوان هنوز به تکامل رفتاری، احساسی، فکری و حتی جسمی نرسیده است که آنها را به این میدان فراخوانیم.
ثانیا: محیطهای آموزشی را از شائبه انواع تبلیغات و القائات که احتمالا مدرسان و مسئولان محیط آموزشی به هنگام انتخابات دارند یا بیتفاوتی سیاسی دور نگه داشت.
ثالثا: وقت مجلس را با دقت و برگشت لوایح کنار گذاشته چندباره نبایستی تلف کرد.
رابعا: چند کشور این سن پایه را مبنا قرار دادهاند؟ و خرد جهانی چگونه عمل میکند؟
خامسا: بهتر نیست بهجای شور سیاسی، شعور سیاسی را بالا برد؟
سن پایه جهانی رای دادن در انتخابات سرنوشتساز مثل مجالس قانونگذاری و ریاست جمهوری یا رفراندوم از 18 سال به بالا قرار داد. حتی کشور پیشرفتهای چون ژاپن که در تکنولوژی اطلاعرسانی و نانوتکنولوژی جزو برترینهای جهان است و نوجوانان و جوانانش امکان دسترسی به همه دادههای علمی و اطلاعاتی روز دنیا را دارند، کف سن رای را 20 سالگی قرار دادهاند. نگاهی به ارقام سنی پذیرفته شده در سراسر گیتی پیروی از آن قبول عقلانیت و خرد جهانی است.
اگر به این طیف سنی فرصت داده شود تا آرامآرام با نظارت بر رفتارهای اجتماعی، تبلیغاتی به پختگی و بلوغ فکری در تصمیمگیریهای جمعی برسند، نهتنها عین مصلحت است بلکه دولت هم به خاطر اینکه رفتارهای انتخاباتی حاوی بدآموزی نباشد، میدان مشاهده را تحت نظارت و دقت بیشتری قرار خواهد داد تا به صورت سالم و قانونمند انتخابات انجام گیرد. اکنون نوجوانان در مقابل این رفت و برگشت لایحه بین دولت و مجلس، اگر به فرض مجلس نظرش عوض شد خود را وجهالمصالحه پیروزی جناحهای سیاسی نخواهند یافت؟ و بر ناپایداری مصوبات کمیسیونهای تخصصی و تصمیمهای چند صد نفره صاحبان فکر و رای (مجلس) که عصاره ملت نامیده میشوند، نخواهند خندید؟!
چه خوب است تا زمان فرا رسیدن سن کفایت علمی و فکری فرزندانمان ورود آنها به عرصه سیاسی ـ انتخاباتی را به تاخیر اندازیم و ضمن هماهنگی با دنیا، اگر به آنها کمتر فرصت جوانی کردن داده میشود از چالشهای سیاسی هم دور کنیم و در این تنگنای زمانی و مسائل عدیده و تهدیدآمیزی که فراروی ملت قرار دارد به مجلسیان فرصت داد تا به امور ضروریتر بپردازند.