تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۵۲۶۶۴

حسین علایی

ارائه گزارش 16 سازمان اطلاعاتی آمریکا در مورد پرونده هسته‌ای ایران، موجب انعکاس وسیعی در مطبوعات سراسر جهان و نیز در بین سیاستمداران و دولتمردان در سطح بین‌المللی شده است. این گزارش از آن جهت اهمیت دارد که تاکنون آمریکا اصرار داشته که فعالیت‌‌های هسته‌ای ایران تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی است و بر آن بوده است تا نشان دهد که ایران با غنی‌سازی اورانیوم در پی ساخت سلاح هسته‌ای است. این در حالی است که تاکنون آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌تحت فشار شدید از سوی آمریکا برای تایید غیر صلح‌آمیز بودن فعالیت‌‌های هسته‌ای ایران، بوده است.

آنچه بر اهمیت این گزارش می‌افزاید، یکی، تأیید گفته‌های مسئولین ایرانی است که همیشه اصرار داشته‌اند فعالیت‌‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی به منظور تولید برق بوده و ماهیتی کاملاً صلح‌آمیز دارد و دیگری اینکه تمام قطعنامه‌‌هایی را که شورای امنیت سازمان ملل تاکنون، تحت فشار آمریکا از سال 2003 به منظور تحریم اقتصادی ایران به تصویب رسانده است، بر مبنای اطلاعات غلط بوده و صدور آنها با ابهام اساسی مواجه می‌باشد، زیرا این قطعنامه‌‌ها بر مبنای این فرضیه که فعالیت‌‌های هسته‌ای ایران غیر شفاف بوده و با منظورهای غیر صلح‌آمیز انجام می‌شده، صادر شده‌است. بنابراین با اعلام رسمی سازمان‌‌های اطلاعاتی آمریکا، نه‌تنها اجماع جهانی علیه ایران تا حدود زیادی شکسته شده، بلکه تلاش آمریکا برای صدور قطعنامه بعدی را هم با الهام مواجه کرده و امید می‌رود تا 2 قطعنامه قبلی نیز کان لم یکن تلقی گردند. بنابراین، انتظار می‌رود پرونده هسته‌ای ایران به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌بازگشته و به سمت خاتمه یافتن جلو برود اما برای بسیاری این سؤال مطرح است که چرا آمریکا در شرایط کنونی دست به انتشار چنین گزارشی زده است؟

به نظر می‌رسد که پس از فشارهای مکرر آمریکا بر ایران به منظور وادار کردن جمهوری اسلامی ‌به تعلیق غنی‌سازی و عدم موفقیت شورای امنیت در این زمینه، مسیر صدور قطعنامه‌‌ها به سمت رساندن این پرونده به بن‌بست حرکت می‌کرد، زیرا از یک سو آمریکا با کمک شورای امنیت نتوانسته است غنی‌سازی اورانیوم را در ایران متوقف کند و از سوی دیگر با تبلیغات گسترده‌ای که کرده، تنها راه‌حل باقیمانده را استفاده از ابزار نظامی ‌علیه ایران نشان داده است. در حالی که آمریکا در شرایط کنونی در وضعیتی نیست که بتواند تصمیم به آغاز جنگ جدیدی در خاورمیانه بگیرد. بنابراین دولت بوش می‌بایستی خود را از بن‌بستی که برای آمریکا ساخته است خارج کرده و انتظار افکار عمومی  مردم را از هر راهی برآورده سازد.

از سوی دیگر برخی معتقدند که انتشار چنین گزارشی پس از اعلام فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق، مبنی بر اینکه چند ماهی است که ایران نقشی در ناامنی‌‌های عراق ندارد، این خوشبختی را در بین بعضی از محافل سیاسی و بین‌المللی به وجود آورده که ممکن است انتشار چنین متنی، علامت تغییر سیاست آمریکا درباره ایران و نقش مهم آن در خاورمیانه باشد و بوش پذیرفته است که محیط استراتژیک آمریکا در خاورمیانه، تحت نفوذ ایران است، ولی هر چه باشد به نظر می‌رسد که آمریکا از سیاست درگیری با ایران و منزوی ساختن این کشور و تلاش برای جلوه دادن جمهوری اسلامی ‌به عنوان تهدید اصلی در خاورمیانه، راه به جایی نبرده و احساس می‌کند که باید واقعیت و اهمیت جایگاه ایران در ثبات و امنیت منطقه را پذیرفته و به جای درگیر شدن با این ظرفیت عظیم، اجازه دهد تا سیاست‌‌های مناسب‌تری در منطقه چالش‌خیز خاورمیانه اتخاذ گردد. از سوی دیگر، مشخص می‌شود که سیاست مقاومت و مذاکره از سوی جمهوری اسلامی‌  ایران، می‌تواند راهگشا باشد.

متن کامل را در www.hamshahrionline.ir بخوانید.