تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۵۲۸۱۶

دکتر محمدرضا جمالى
«خدایا! تو می‌دانى که آنچه ما را بر این قیام برانگیخت رقابتى براى کسب قدرت، یا چشمداشتى به نعمت‌هاى بیشتر دنیا نبود، بلکه براى آن بود که نشانه‌هاى از دست رفته دین تو را بازگردانیم و در همه جا پرچم اصلاح برافرازیم تا بندگان ستمدیده‌ات در امنیت قرار گیرند و واجبات و احکام و سنت‌هاى تو عملى گردد…» (تحف‌العقول ص ۱۷۲)
اگر به این سخن گهربار امام حسین(ع) توجه کنیم بعینه درمی‌یابیم که هدف الهى آن امام آسمانى احیاى دین و فضیلت‌هاى از دست رفته بوده است.
از همان روزى که امام از مدینه حرکت می‌کند تا زمانى که با سپاهیان یزید روبه‌رو می‌شود و در همان روز عاشورا فقط یک حقیقت و یک واقعیت از امام دیده شد و آن احیاى فضیلت و سنت‌هاى رسول خدا بود.
انقلاب اسلامی که انقلابى در امتداد قیام عاشورا است از همان بدو تولد به دنبال اهدافى بود که امام حسین(ع) آن را مطرح نموده بود یعنى احیاى دین خدا. بنابراین می‌بینیم بیشترین تلاش‌ها چه از جانب میداندار انقلاب، حضرت امام خمینى(ره) و چه از جانب شهدا ادامه و امتداد خط سرخ حسینى بوده است.
شعارها و آرمان‌هایى که در انقلاب و خواست مردم مطرح شد، همه و همه برگرفته از پیام والاى عاشورا بوده است، آنجا که امام حسین در نکوهش عالمان مسوولیت ناشناس می‌فرمایند:
«حق ضعیفان را شما ضایع کردید … کوران و زمینگیران در شهرها به حال خود واگذاشته شده‌اند و شما به آنان رحم نمی‌کنید! … شما به ستمگران اجازه دادید تا از موقعیت شما در جامعه سوءاستفاده کنند …. تا جایى که مردم را برده خویش ساختند و قدرت هرگونه دفاعى را از آنان سلب کردند.»
ما می‌بینیم در انقلاب اسلامی چهره حمایت از مستضعفان و خط مبارزه با استکبار بیش از هر زمانى بروز و ظهور می‌یابد تا جایى که قدرت‌هاى استعمارگر جهانى که در پرتو سابقه استعمار کهنه و نو و فرانو کشورها را یکى پس از دیگرى به کام خود فرو می‌برند این انقلاب ایران و این پرتو قیام حسینى بود که توانست در برابر تکتازى‌هاى استعمار بایستد و عزت اسلامی را براى مسلمانان به ارمغان بیاورد.
نهضت حسینى باعث عزت اسلام شد و ادامه آن نهضت (انقلاب اسلامى) عزت بخش مسلمانان در جهان حاضر شد.
تمام هم و غم گفتمان چهارم انقلاب اسلامی که رویکرد آن به گفتمان اول یعنى انقلاب اسلامی است باید صرف احیاى دین خدا و فضیلت‌هاى فراموش شده شود.
دورى از زخارف دنیا و دلبستگى به مطامع دنیوى و نگاه و سیره اخروى و خدمت صادقانه به مردم از زیبایى‌هایى است که در پرتو حسینى زیستن و شور حسین در سر داشتن محقق می‌شود و اصولگرایى یعنى اینکه در همه زمان‌ها و مکان‌ها فقط و فقط دین معیار باشد نه چیز دیگر.
امروز نداى حسین(ع) می‌آید که می‌فرماید:«آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌کنند و از باطل باز نمی‌ایستند؟ باید انسان معتقد طرفدار حق، دل به لقاءالله بندد، زیرا که من مرگ را چیزى جز خوشبختى و زندگى با ستمگران را چیزى جز مایه دلتنگى نمی‌بینم …» (تحف‌العقول ص ۱۷۶)