تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۵۲۹۳۴
به مناسبت سالروز ملی شدن صنعت نفت

مصدق: پس از 50 سال مطالعه و تجربه به این نتیجه رسیده‌ایم که جز با تامین آزادی و استقلال کامل ممکن نیست که ملت ایران بر موانع بیشماری که در راه سعادت خود دارد غلبه کند.
29 اسفند ماه، یادآور خیزشی سترگ است؛ ملتی که پس از یغما رفتن دستاوردهای جنبش مشروطیت، با پشتی خمیده و قلبی بی‌تپش و چشمانی بی‌اعتماد به پیرامون خود می‌نگریست و جز ستم و تحقیر و سر شکستگی نمی‌یافت، اما در این لحظه تاریخی، به ناگاه ایستاد: تمام قد خود را باور کرد و فرصتی برای بالیدن و رستن یافت. تلاش‌های دولت مصدق و همه طیف‌ها و نیروهای استقلال‌طلب برای ملی شدن صنعت نفت، استعمار پیر را مستاصل کرده بود. اریک برتود، دستیار معاون وزارت خارجه انگلستان در گزارش‌هایی در سال 1330 و 1331 می‌نویسد: میس لمبتون وابسته مطبوعاتی وقت سفارت انگلیس در تهران معتقد است که مذاکره با مصدق امکان‌پذیر نیست...
پذیرفتن هرگونه توافقی با مصدق بی‌فایده است زیرا موضع او به طور کلی بر احساسات ضد انگلیسی قرار دارد... لمبتون عقید داشت که امکان دارد موضع مصدق را با وسایل پنهانی تخریب کنیم... وینستون چرچیل، نخست‌‌وزیر وقت بریتانیا هم لب به گلایه می‌گشاید: انگلیس هنگامی مساله نفت را حل شده می‌داند که دکتر محمد مصدق ساقط شود؛ دکتر مصدق را از کار می‌اندازیم و بعد با جانشین او مساله نفت را حل می‌کنیم. و غریو مرد از پهنه این آب و خاک هم فراتر می‌رود و ملل تحت ستم شرق را نشانه می‌گیرد: به نام سعادت ایران، نفت را ملی اعلام می‌کنم. مصدق: فاطمی پیشنهاد ملی کردن صنعت نفت را مطرح نمود.
ملی شدن نفت؛ راهی دشوار
در 29 اسفند ماه 1329 ماده واحده ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور و در دهم اردیبهشت ماه 1331 قانون 9 ماده‌ای مربوط به اجرای آن از تصویب مجلسین می‌گذرد. فصل رها‌یی رنگ گرفته است؛ کشوری استبداد‌زده، نسیم آزادی را با عطش و اشتیاق، جرعه‌جرعه فرو می‌دهد و مرد در بدو تصدی مسئولیت خود، در اطلاعیه‌ای خطاب به شهربانی کل کشور دستور می‌دهد: در جراید ایران آنچه راجع به شخص اینجانب نگاشته می‌شود، هر چه نوشته باشد و هر که نوشته باشد، به هیچ وجه نباید مورد اعتراض و تعرض قرار گیرد. و ملت نا‌باورانه لمس می‌کند که او هیچ کس را به جرم انتقاد یا مخالف با دولت دستگیر و زندانی نمی‌کند و مخالفان هر چه می‌خواهند با انگیزه‌های مختلف آزادانه ابراز می‌کنند؛ سرمشق و الگویی که از او به یادگار مانده و هنوز طنین‌انداز است: هر جا ملت است، همانجا مجلس است.
از 29 اسفند ماه، 1329 روز ملی شدن صنعت نفت تا 30 تیر 1330 راهی نیست؛ صفوف جمعیت در میدان بهارستان به هم فشرده است، مصدق برای بسیج مردم از حمایت موثر جمعی از علمای دینی نیز برخوردار است و از بالکن خانه خویش با شور و اشک با آنان سخن می‌گوید و برای جان باختگان آنان می‌گرید. رهبری، پاداش صداقت، سازش و نا‌پذیری و وطن دوستی خود را می‌گیرد؛ او هرگز به مردم دروغ نمی‌گوید و بر سر منافع و مصالح آنان با بیگانگان و عوامل داخلی آنها سازش نمی‌کند؛ در مذاکره با هنری گریدی سفیر کبیر آمریکا در ایران در تیر 1330 می‌گوید: جناب آقای سفیر! من به شما اطمینان می‌دهم که ما برای استقلال خودمان بیش از نفت ارزش قایل هستیم.
نفت و استبداد
حکایت نفت در ایران که با فوران چاه نفتون در مسجد سلیمان (1908، 1287 شمسی) آغاز شد تاریخ بی‌قراری و محنت در این گوشه از عالم است که مردمان آن بر آنچه طلای سیاه می‌خوانند، می‌‌خسبند اما سال‌ها جز نکبت و شوربختی چیزی به آنان نرسید و این حکایت بی نام مصدق، بزرگمرد سازش‌ناپذیر نهضت ملی شدن صنعت نفت، گنگ است. دکتر مصدق در فضایی سر برآورد و نشانه‌های ضد مردمسالاری را نشانه گرفت که نفت، سمبلی از استبداد داخلی و استثمار خارجی بود و او به درستی بر این عنصر کلیدی دست گذاشت و با تشدید مبارزات ضد استعماری و تعمیم آن به مبارزات ضد استبدادی، الگویی از مردمسالاری و حکومت دموکراتیک را به نمایش گذاشت.
وی مدافع حاکمیت مردم و دخالت آنها در سرنوشت خود و پس از این تلاش، استقرار حاکمیت ملی بود. مصدق در بدو کار، اولویت حکومت خود را بر اصلاح قانون انتخابات مجلس شورای ملی و شهرداری‌ها و هزینه کردن عایدات نفت برای مردم بنا کرد که نخستین آن خصلت ضد استبدادی و ویژگی ضد استعماری حرکت او را ترسیم ساخت. مصدق به درستی بر این واقعیت انگشت گذاشت که استقلال سیاسی، پیش شرط پیشرفت اقتصادی است. اهمیت ملی شدن صنعت نفت ایران را می‌توان از منظر تاثیرات آن بر مناسبات بین‌المللی هم بررسی کرد. اما نویل شین ول وزیر دفاع حکومت کارگری انگلیس در گزارشی در تیر ماه 1330 به نخست‌وزیر نوشته بود: اگر به ایران اجازه داده شود که در این مبارزه پیروز گردد، مصر و دیگر کشورهای خاورمیانه تشویق خواهند شد از آن پیروی کنند؛ اقدام بعدی ممکن است ملی کردن کانال سوئز باشد.
پیش‌بینی شین ول درست بود: به دنبال پیروزی دولت مصدق در ملی کردن صنعت نفت و قطع دست انگلیس از منابع ایران، کانال سوئز با تلاش‌های دولت ناصر، ملی اعلام شد. نگاه محمد مصدق به پیشنهادهای بانک جهانی در آن مقطع هم قایل توجه است. در کتاب خاطرات و تالمات می‌نویسد: بانک بین‌المللی که کارش بهره‌برداری از معادن نفت نبود که خود این کار را بکند. او می‌خواست همان وضعیت سابق را در آبادان برقرار کند و تمام فداکاری‌های ملت ایران را بی‌اثر نماید و هر دولتی هم که روی کار باشد، هیچ کار نتواند بکند و بعد از انقضای مدت دو سال هم باز، شرکت همان حرف‌هایی را که می‌زد، بزند. در این صورت آیا ممکن بود که دفعه دیگری صنعت نفت ملی شود و اوضاع و احوال مملکت اجازه دهد که ملت ایران، از شرکت خلع ید کند؟
نفت؛ مولفه‌ای سیاسی
حضور نفت در عرصه‌های حیات جمعی ایران، ریشه‌ای بسیار عمیق دارد. در نیم قرن گذشته، نفت نه تنها مهم‌ترین کالای صادراتی، بلکه اثر گذار و دیکته کننده برنامه‌ها و تحولات اقتصادی ایران بوده است. نفت، نقشی بی‌بدیل در صورت بندی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی کشور ایفا می‌کند از این رو شاید بیش از آن که متغیری اقتصادی تلقی شود، مولفه‌ای سیاسی بوده که در روند تحولات سیاسی و اجتماعی و حتی روابط خارجی تاثیر‌گذار است. از آن جا که این سرمایه پیوسته در اختیار دولت بوده است، بخش عمده آن خارج از نظارت مستقیم مردم یا با سیاست‌های اقتصادی پنهان و گاه سیاست‌های نظامی‌گرایانه هزینه شده است و بخش عمده‌ای از جنگ قدرت نهادی شده در درون حکومت‌ها، ریشه در تخصیص درآمد ارزی حاصل از نفت یا رانت‌های حاصل از آن داشته است.
نفت در دهه 70 آنچه نفت و سیاست‌های نفتی از محاق فراموشی خارج ساخت و دوباره در متن زندگی روزمره و نیز نقادی مطبوعات نشاند، حضور سرمایه‌گذاران خارجی در کشور بود انعقاد قراردادهای توسعه میادین نفتی کشور براساس بای بک (byback) با بیع متقابل به سال‌های آغازین دهه 70 باز می‌گردد. اما بزرگ‌ترین قرارداد سرمایه‌گذاری خارجی در صنعت نفت کشور که نام پارس جنوبی را بر خود دارد، در مرداد ماه سال گذشته به این شیوه منعقد شد. و انعقاد قراردادهای کلان نفت با شرکای خارجی هنگامی که حتی اسناد این قراردادها از دسترس کمیسیون نفت مجلس نیز دور بود. بر دامنه ابهامات موجود افزود. براساس اصل 77 قانون اساسی، تعهدنامه و مقاوله نامه‌ها، قراردادها و موافقتنامه‌های بین‌المللی باید به تصویب مجلس برسد اما نظر تفسیری شورای نگهبان در مورد اصل، اجازه مجلس را جهت انعقاد قرارداد را برای متحقق شدن اصل 77 کافی دانست و اعلام کرد که لازم نیست قراردادهای خارجی حتما پس از انعقاد در مجلس مطرح شود و به تصویب برسد.
تبعید؛ فرجام سیاستمداری که نفت را ملی کرد
پیش از انقلاب اسلامی 140 میلیارد دلار و پس از انقلاب 300 میلیارد دلار مجموع درآمدهای حاصل از فروش نفت ایران بوده است. طی پنج برنامه عمرانی پیش از انقلاب، سهم نفت در منابع هزینه‌ای دولت مرحله به مرحله افزایش یافت و در برنامه پنجم توسعه به حدود 80 درصد رسید. در برنامه‌های اول و دوم توسعه بعد از انقلاب نیز سهم نفت در درآمدهای دولتی بیش از 55 درصد بوده است.
با وجود تاکید مکرر کارشناسان و نیز دولتمردان بر لزوم رویکرد به اقتصاد غیرنفتی، سهم نفت در درآمدهای دولت با دریافتی‌های ارزی، جز در مقاطعی کوتاه که بر اثر وقایع داخل چون انقلاب یا فشار خارجی (جنگ) کاهش داشته، همچنان نقش کلیدی است. فرآیند توسعه نیافتگی سیاسی اقتصادی کشور همچنان تحت تاثیر درآمدهای نفتی و به عبارتی اقتصاد نفتی کشور قرار دارد؛ افزون بر این که پیامدهای این وابستگی بر کلیه شیون زندگی ایرانیان سنگینی می‌کند.
درآمد حاصل از فروش نفت که ثروتی ملی است و نمی‌توان عایدات آن را درآمد تلقی کرد، هنوز در امور جاری هزینه می‌شود در واقع این ثروت همچنان به صورت سرمایه راکد ملی است و به سرمایه‌ای فعال تبدیل نشده و در بهترین حالت، شکل سرمایه فیزیکی را به خود گرفته است. تئوری‌های توسعه به ویژه در دوران اخیر به ما می‌گویند که عمده بحث توسعه از میسر ساختن سرمایه انسانی می‌گذرد و از این رو باید بخش قابل ملاحظه‌ای از منابع نفتی را به سراغ تشکیل سرمایه انسانی برد، یعنی در استراتژی کلی توسعه ایران، گسترش و توسعه و سرمایه فیزیکی را با تاکید بر سرمایه انسانی همراه ساخت.