تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۵۲۹۶۸

نادر کریمی‌جونی
به رغم آنچه تبلیغ ‌می‌شود گزینه‌های ایالات متحده در مقابل ایران بسیار مشخص و قابل درک است. این بدان معنی است که از هم اکنون و با ضریب اطمینان نسبتاً قابل اعتمادی ‌می‌توان آنچه را که در کمتر از سه ماه آینده و در نشست مارس آینده شورای حکام رخ خواهد داد پیش‌بینی کرد و هر یک از چند سناریویی را که تا آن هنگام رخ خواهد داد و شانس موفقیت آن سناریو را براساس واقعیات موجود و مواضع رسمی ‌طرفین درگیر مورد ارزیابی قرار داد. در این سناریو‌ها که حد زمانی وقوع آن به پیش از نشست مارس آینده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌محدود ‌می‌شود، البته وقوع یک حمله نظامی ـ چه به صورت اشغال و چه به صورت حمله ضربتی و موردی ـ کاملاً نامحتمل است. جدا از آنکه ایالات متحده و هم‌پیمانانش (و در راس ایشان اسرائیل) در شرایط کنونی در موقعیتی قرار ندارند که قادر به مدیریت یک بحران خطرناک در منطقه باشند، اصولاً حمله نظا‌می ‌به ایران دارای مشروعیت بین‌المللی نیست و در حالی که مذاکرات میان ایران و سه بزرگ اروپایی دنبال ‌می‌شود هیچ قدرتی و براساس هیچ قاعده‌ای قادر نیست چرایی یک حمله نظا‌می ‌به ایران را تشریح کند و از این بابت روشن است که چنین شرایطی نمی‌تواند اراده‌ای برای حمله به ایران را ـ در هر شکل ـ پدید آورد.
سناریوی نامحتمل دیگر رضایت ایالات متحده درباره انجام غنی‌سازی در ایران است. بسیاری از تحلیلگران واقع‌بینانه بر این نکته تاکید ‌می‌کنند که حقوقی که ایران از قبل پیوستن به NPT به دست آورده و طی آن ایران ‌می‌تواند زیر نظر کارشناسان آژانس به انجام غنی‌سازی برای مصارف صلح‌آمیز بپردازد، به جهات گوناگون و از جمله خطری که واشینگتن احساس کرده و ‌می‌کند، دورنمایی برای عملیاتی شدن ندارد و از این بابت چشم‌اندازی برای آنکه مقامات کاخ سفید خود را از این منازعه کنار بکشند و راه را برای جمهوری اسلا‌می ‌ایران باز کنند وجود ندارد. علاوه بر این محبوبیتی که مقامات دولت جدید ایران به واسطه تشدید حمله به اسرائیل در میان مسلمانان خاورمیانه و بالاخص گروه‌های رادیکال اسلام‌گرا به دست آورده آن قدر برای دوستان منطقه‌ای، فرامنطقه‌ای و متحد استراتژیک اسرائیل (آمریکا) نگران‌کننده هست که به نظر نمی‌رسد مقامات اروپایی و آمریکایی در مقابل ایران نرمش نشان دهند.
از اظهارات هفته‌های گذشته و مقالات محمد البرادعی که پیش از این انتشار یافته و در آن ضمن تاکید بر لزوم توقف غنی‌سازی و رواج آن بر ضرورت تاسیس بانک سوخت هسته‌ای به منظور تغذیه نیروگاه‌های اتمی ‌در کشورهای عضو آژانس پافشاری کرده بود، افزون بر این نشان ‌می‌دهد که رهبران آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای، مانند برخی اعضای شورای حکام، با انجام غنی‌سازی در کشورهای دیگر ـ مانند ایران ـ موافق نیستند.
اما در برابر این سناریوهای نامحتمل، چشم‌اندازهای امیدبخشی نیز وجود دارد. از جمله این چشم‌اندازها دستیابی به یک راه‌حل بینابینی در خصوص پرونده هسته‌ای ایران است. اینکه مذاکرات وین در سطح کارشناسان ایرانی و اروپایی برگزار شد، اگرچه از یک سو نشان ‌می‌دهد که طرفین با سردی به ادامه مذاکرات ‌می‌نگرند اما از سوی دیگر این مذاکرات با شرکت‌کنندگان حاضر ‌می‌تواند به یک مذاکرات جدی و فنی تبدیل شود که در آن پیشنهادی احتمالی و از جمله پیشنهاد روسیه مورد بررسی قرار گیرد و شانس موفقیت آن ارزیابی شود. البته جمهوری اسلا‌می ‌ایران بارها اعلام کرده که حاضر به چشم‌پوشی از حقوق خود در برابر غنی‌سازی نیست. بر این اساس حتی اگر اروپا در خلال این مذاکرات پیشنهاد کند که غنی‌سازی برای مدتی مدید و یا نامحدود به تعلیق درآورده شود، بعید به نظر ‌می‌رسد که جمهوری اسلا‌می ‌ایران با این پیشنهاد موافقت کند. اما اگر ضمن تائید حقوق ایران که در ظرفیت‌های NPT تعریف ‌می‌شود، از تهران خواسته شود که برای یک دوره چند ساله و به طور موقتی غنی‌سازی اورانیوم را به حالت تعلیق درآورد آن گاه مقامات ایرانی ممکن است در ازای تثبیت حق خویش بر انجام غنی‌سازی و امکان از سرگیری آن در فاصله نه چندان دور، به تعلیق غنی‌سازی برای مدتی چندساله رضایت دهند.
سناریوی ناخوشایندی که تحقق آن از سوی چهره‌های تندروی آمریکایی و اروپایی دنبال ‌می‌شود، آن است که مذاکرات جاری به ابزاری برای متهم ساختن ایران به وقت‌کشی تبدیل شود. در این زمینه برخی ناظران ابراز عقیده ‌می‌کنند که ایالات متحده و اروپا درصدد یارگیری برای ایجاد اجماع و یا حداقل به دست آوردن اکثریت قاطع برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد هستند. در نیل به این هدف البته اروپا هیچ راهی جز قانع‌سازی و یا حداقل فریب افکار عمو‌می ‌به نفع دیدگاه‌های خود ندارد به این دلیل رهبران اروپایی و آمریکایی ادامه مذاکرات را تا زمانی که اجماع علیه ایران پدید آید و یا حداقل تعداد یاران آمریکا در شورای حکام به نحو انکارناپذیری افزایش یابد دنبال ‌می‌کنند. وجه شاخص چنین مذاکراتی البته بی‌ثمر بودن آن است تا اروپایی‌ها و مقامات کاخ سفید بتوانند ایران را به وقت‌کشی متهم سازند. در این سناریو اجلاس شورای حکام که نخستین آن اجلاس زمستانی است که در ماه مارس آینده برگزار ‌می‌شود به موقعیتی برای ارزیابی موفقیت در یارگیری تبدیل ‌می‌شود و رهبران دو سوی آتلانتیک تلاش ‌می‌کنند در هر نشست حداکثر یاران موافق برای دستیابی به اهداف خویش را با خود همراه سازند.