آریل شارون در سال 1928 در فلسطین تحت کنترل بریتانیا به دنیا آمد. وی در دوران جوانی به سازمان نظامی یهودیان، هاگانا، پیوست و در جنگ اعراب و اسراییل (9ـ1948) پس از شکلگیری کشور یهودیان شرکت کرد. در دهه ی پنجاه میلادی چندین عملیات نظامی را رهبری کرد. در یک نمونه از اینها به سال 1953، پنجاه خانه در روستای «قبیه» به آتش کشیده شدند که به کشته شدن 69 نفر از ساکنین آن انجامید. در یکی از این عملیاتها در 1955 میلادی، 38 نظامی مصری در نوار غزه کشته شدند. شارون مدتی بعد به درجه سرتیپی رسید و در «جنگ شش روزه» با نیروی ائتلافی اعراب فرماندهی یک لشکر را برعهده داشت. در همین جنگ بود که اسرائیل کرانه باختری رود اردن، نوار غزه، و شرق بیتالمقدس را اشغال کرد.
تدابیر بسیار سختگیرانهای که وی در این سرزمینهای اشغالی به کار بست، برای بسیاری از فلسطینیها اولین تجربه شخصی از مردی بود که بعدها او را دشمن قسم خورده خود میپنداشتند. آریل شارون در سال 1973 میلادی برای اولین بار به «کنست» ـ پارلمان اسرائیل ـ راه یافت، اما یک سال بعد استعفا داد تا به سمت مشاور امنیتی اسحاق رابین نخست وزیر وقت اسرائیل در بیاید. در سال 1977 وی برای بار دوم به پارلمان اسرائیل راه یافت. آریل شارون کسی بود که پنج سال بعد، در 1982، حمله فاجعهآمیز به کشور لبنان را طراحی کرد. وی که در آن زمان وزیر دفاع بود، بدون اطلاع دقیق نخستوزیر آن زمان اسرائیل مناخم بگین ارتش این کشور را به سوی بیروت، پایتخت لبنان، هدایت کرد. در جریان همین تهاجم بود که سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) و رهبر فقید آن یاسر عرفات مجبور به ترک لبنان شدند.
این حرکت نظامی شارون اگرچه حملههای «ساف» از خاک لبنان علیه اسرائیل را پایان داد، اما فاجعه کشتار دسته جمعی صدها فلسطینی در صبرا و شتیلا ـ اقامتگاههای پناهندگان در بیروت ـ را نیز در پی داشت. یک سال پس از حمله به لبنان، در سال 1983 میلادی، دادگاهی در اسرائیل آقای شارون را مسئول «غیرمستقیم» آن کشتارها دانست و به تبع آن وی از سمت وزارت برکنار شد.
بازگشت به عرصه سیاست
صدور چنین حکمی برای هر سیاستمدار میتوانست به معنای پایان عمر فعالیت سیاسی باشد، اما آریل شارون همچنان محبوبیت خود را در میان راستگرایان اسرائیلی حفظ کرد، او باور داشت که با گذشت زمان فرصت دوبارهای به او روی خواهد کرد. هنگامی که در دهه 90 میلادی مقام وزارت مسکن را در اختیار گرفت، بزرگترین دوران ساخت شهرکهای یهودینشین در نوار غزه و کرانه باختری از زمان اشغال این مناطق در 1967 رقم خورد. پس از به قدرت رسیدن ائتلاف راستگرایان در سال 1996، نخستوزیر جدید بنیامین نتانیاهو تحت فشار زیادی قرار گرفت تا شارون را در کابینه خود جای دهد. در سال 1998 نتانیاهو او را به مقام وزیر امور خارجه منصوب کرد و گفت که آریل شارون را بهترین گزینه برای این پست میداند. با شکست سنگین نتانیاهو در انتخابات سال 1999 اسرائیل، شارون به ریاست حزب دست راستی لیکود برگزیده شد تا به عنوان رهبر حزب اصلی رقیب دولت فعالیت سیاسی خود را دنبال کند.
چند صباحی پیش پسر شارون عمری پس از تحقیقاتی که درباره فساد مالی مبارزات انتخاباتی پدرش برای رسیدن به ریاست لیکود انجام شده بود، به دلیل شهادت دروغ و جعل اسناد، گناهکار شناخته شد. با این حال خود شارون هرگونه دخالت در این ماجرا را رد کرده و تاکنون مجرم شناخته نشده است. پس از شکست مذاکرات صلح کمپ دیوید در سال 2000 میلادی، آریل شارون تلاش کرد تا افکار عمومی را علیه ایهود باراک نخستوزیر وقت اسرائیل برانگیزد و او را به عنوان چهرهای معرفی کند که آماده است بر سر شهر بیت المقدس معامله کند. سفر جنجالبرانگیز آریل شارون به بیتالمقدس شرقی در سال 2000 میلادی و بازدید وی از مسجدالاقصی یکی از عوامل برانگیزاننده انتفاضه دوم فلسطینیان بود.
منتقدین شارون بر این باورند که وی میدانست بازدیدش از مسجدالاقصی موج خشونت را به همراه خواهد داشت و تصمیمش بر انجام این سفر، قماری بود که با افکار عمومی اسراییل به این امید که مردم برای کنترل موقعیت سخت ایجاد شده به رهبری همچون او روی بیاورند. در روز ششم فوریه سال 2001 میلادی، آریل شارون با وعده دستیابی به «امنیت و صلح حقیقی» در انتخابات سراسری اسرائیل پیروز شد. او همان کسی است که پس از موج حملات و یورشهای فلسطینیان در دهه 90 میلادی تصمیم گرفت طرح جنجالبرانگیز دیوار دور کرانه باختری را به اجرا بگذارد. در عیت حال شارون خروج از غزه و چهار شهرک یهودینشین دیگر در کرانه باختری رود اردن را ـ با وجود مخالفتهای شدید در داخل اسرائیل ـ عملی کرد.
در میان فشار فزاینده نارضایتی در درون حزب لیکود ـ به دلیل خروج از غزه ـ آریل شارون سرانجام این حزب را ترک کرد تا با تعدادی از متحدان فکریاش، حزب کادیما (پیشرو) را بنا نهد.