عنصر زمان در بررسی تغییرات اجتماعی به عنوان یک متغییر اساسی به شمار میرود. برای کسانی که پدیدهها را در زمانهای مختلف دیدهاند، امکان بررسی سهلالوصولتر خواهد بود. بر همین اساس به عنوان مثال کنگرههای شعر دفاع مقدس و دیگر کنگرههای نظیر آن را میتوان از 2 بعد بررسی کرد: نخست بررسی «میان زمانی» و «طولی» و دیگر بررسی «در زمانی» و «مقطعی» بررسی طولی، ناظر بر مطالعه پدیدهها در گذر زمان است. یعنی دگرگونیهای یک پدیده از نقطه آغاز تا انجام مورد بررسی قرار میگیرد و بررسی مقطعی اشاره بر بررسی پدیدهها در زمان خاص و معین دارد. مثلا بررسی چهاردهمین کنگره سراسری شعر دفاع مقدس، چنین الگوی تقسیمبندی برآیند نظریه آگوست کنت، جامعهشناس مشهور فرانسوی است.
مطالعه ایستایی شناسانه کنگرههای شعر دفاع مقدس (مطالعه مقطعی و در زمانی) ناظر بر مطالعه عناصر درونی کنگرهها از قبیل خرده فرهنگهای شعری، نقشها، ارزشها و هنجارهای رایج، کارکردها، تابوها و تعاملات شعری است. محقق در مطالعه پویایی شناسانه کنگرهها (مطالعه میان زمانی و طولی) بر آن است تا روند تکاملی کنگرهها را در طول زمان ارزیابی کند و تغییر و تحول آنها را بررسی نماید. اگر عملکرد هر کنگره را در قالب یک میانگین عددی بیان کنیم، پژوهشگر با 14 میانگین عددی مواجه خواهد بود. اعدادی که اگر آنها را به ترتیب کنار هم قرار دهیم، جهت و شدت تغییرات را بازگو خواهند کرد. آیا جهت اعداد تصاعدی است؟ و اگر چنین است، شدت افزایش اعداد در این تصاعد به چه اندازه است؟ آیا میزان ارتقای کیفی کنگرهها براساس تصاعد حسابی افزایش یافته یا براساس تصاعد هندسی؟ یا این که اعداد روندی نزولی را طی کردهاند؟
پویاییشناسی
عنصر جدایی بخش مفهومی در حوزه تغییر و تحول اجتماعی، گستره زمانی است و 14 سال برگزاری کنگرههای شعر دفاع مقدس فرصت زیادی برای توالی نسلها به حساب نمیآید؛ هر چند در این گستره زمانی شاهد حرکتهای «میان نسلی» نیز بودهایم. مطالعه پویایی شناسانه کنگرههای شعر، گواه این امر است که روند تغییرات کیفی بسیار بطئی صورت گرفته است، تا جایی که گاه ممکن است هر بینندهای به این باور برسد که زمان در کنگرههای شعر دفاع مقدس متوقف شده است و عناصر ثابت کنگره بیآن که تغییر یابند، تنها از لحاظ چینش تغییر موقعیت میدهند. به عبارتی دیگر، در کنگرههای شعر دفاع مقدس شاهد تغییر ساختاری نمیباشیم و نوع تغییرات پدید آمده بیشتر از نوع تغییر تعاملیاند. میل به ماندگاری آفتی است که گریبانگر کنگرههای شعر دفاع مقدس شده است. چنین میلی را باید در الگوهای ذهنی افراد اثرگذار جستجو کرد. این میل منطبق بر ضرورتهای کارکردی دوران گذار و شرایط آن نیست. دوران گذار ضرورت اجتنابناپذیری است که جامعه ما آن را به تجربه نشسته است. در چنین دورانی تعادل مطلوب زمانی محقق میشود که بین شتاب زیرساختها و رو ساختها یا عناصر متعدد نظام اجتماعی نوعی ترازمندی پدید آید. چنانچه در فرایند گذار قسمتی از عناصر از دیگر عناصر عقب بیفتد، جامعه شاهد نوعی بینظمی و آشفتگی خواهد بود. شواهد امر گواه این مطلب است که بین کنگرههای شعر دفاع مقدس به عنوان یک واحد اجتماعی و شتاب فزاینده دوران گذار و انتظارات نوخاسته آن نوعی پس افتادگی ایجاد شده است.
در کنگرههای شعر دفاع مقدس بین مدل آرمانی کنگره و آنچه معمولا برگزار میشود، فاصله فراوانی وجود دارد. نارضایتی عمومی و ضمنی شاعران در پایان برگزاری هر کنگره گواه این امر است. البته این سخن به مفهوم ضایع کردن و نادیده انگاشتن سعی و تلاش برگزارکنندگان کنگرهها نیست، بلکه بیان واقعیتی برای بهبود وضعیت است.
دیدگاه جامعه شناسانه به ما میآموزد تعلق افراد به تفکرات ثابت باعث شده است که هرگونه تغییری را برنتابند، نظیر نظامهای سنتی که روند تغییرات در آنها همواره با مشکلات عدیدهای مواجه است و شکستن این فضا وامدار حرکتی جمعی و ساختاری است. به منظور شناخت بیشتر از پدیده «مقاومت در برابر تغییر» فرایند تغییر اجتماعی را به عناصر سازنده آن تقلیل میدهیم تا ببینیم سهم کدامیک از این عناصر در میل کنگرههای دفاع مقدس به حفظ وضع موجود بیشتر است. مهمترین عناصر تغییر اجتماعی عبارتند از عوامل تغییر، شرایط تغییر و کارگزاران تغییر.
کنگرههای شعر دفاع مقدس حکم یک نظام را دارند و بهبود کیفیت آنان در سایه تعاملات مناسب اجزای مختلف و ایفای کارکرد مناسب تمام نقشهاست.
آسیبشناسی کنگرهها (سطح خرد)
مهمترین آسیب کنگرههای دفاع مقدس فرو غلتیدن در دامان تکرارهاست. نبود بازنگری و بازاندیشی در بسیاری از این تکرارها سبب شده است تعداد زیادی از برنامه و رفتارها به تابو مبدل شود. در کنگرههای شعر دفاع مقدس جلوههایی خاص از این تابوها مشاهده میشود که میل کنگرهها را به حفظ وضع موجود و ماندگاری دو چندان ساختهاند.
سنخهای مختلف آسیب
الف) مناسکپرستی: اصطلاح مناسکپرستی برگرفته از تئوری آسیبشناسانه رابرت مرتون است. مراسم گراکسی است که هدفها و مقررات سازمانی را به عنوان هدفها و مقررات خودش میپذیرد و تابعیت بیچون و چرا با سازمان از مشخصات اوست. مراسمگرا محکم به وسیله میچسبد و وسیلهای را که در اختیار دارد، کورکورانه به جای هدف مینشاند و تصور میکند مردم و مراجعان برای مقررات خلق شدهاند و نه مقررات برای مردم.
در حیطه ادب و هنر، مراسمگر یا مناسک پرست به کسانی اطلاق میشود که به جای پرداختن به هدف که همانا اعتلای شخصیت هنری است به ظاهر و آرایش ظاهری خود میپردازند و سعی دارند وسیله را جایگزین هدف کنند. برخی شاعران مناسک پرست، نسخه بدل شاعران صاحب نامی شدهاند که شعرخوانی و ژستهای آنان از مقبولیت عمومی خاصی برخوردار بود.
خطری که در این میان وجود دارد، آن است که اگر این نسخههای بدل به مرجع رفتاری شاعران جوان مبدل شوند، قافلهسالار خیل عظیمی از شاعران نوجوان در بیراههها خواهند بود و آسیب نوآوری، بلایی است که گریبانشان را خواهد گرفت.
ب) سطحینگری و تقلیلگرایی: هر پدیده اجتماعی دارای ابعاد و سطوح مختلفی است، نظیر سطح مرفولوژی، رفتارهای گروهی و جمعی (جریانها و هیجانات اجتماعی). تمام این سطوح در ارتباط متقابل با یکدیگر قرار دارند، لذا برای تحلیل هر پدیده ضروری است به تمام این اجزا توجه شود. غافل شدن از ابعاد مختلف یک پدیده و توجه صرف به یک بعد آن و عوامل مربوط به آن را به عنوان علتالعلل تمام عوامل دانستن، آسیب بزرگی است که محقق را به دام تقلیلگرایی و سطحینگری خواهد کشاند.
اکثر تحلیلگران شعر دفاع مقدس که در جلسات نقد و بررسی به بیان دیدگاههای خویش میپردازند دچار چنین «اشکال کاذبی» میشوند.
جلسات نقد و بررسی شعر دفاع مقدس غالبا با یک پرسش آغاز میشوند. میدانیم در عرصه شعر پژوهش پرسش باید برخاسته از مسائل و نیازهای موردنظر باشد و در درون پرسش باید ابهامی باشد که تحلیلگران را به رفع آن فرا خواند.
پرسشهایی که در جلسات نقد و بررسی شعر دفاع مقدس مطرح میشوند، گاه خلقالساعهاند، بیاین که قبلا گروهی درباره آنها اندیشیده باشند و با این که برآیند ضرورتها باشد و جالب این است که گاه ساعتها وقت صاحبنظران صرف پاسخگویی به پرسشی میشود که جزو بدیهیات است.
ج) تفکر ثابت و قالبی (جزماندیشی): مهمترین متغیر تابع (متغیر وابسته) سطحینگری و تقلیلگرایی، جزماندیشی است.
د) تاریک بودن فضای مفهومی و نامناسب شدن تعاملات میان ذهنی: در عرصه پژوهش و تحلیل، چنانچه متغیرها و مفاهیم تعریف عملیاتی هر کسی از ظن خود یار آن مفهوم خواهد شد و براساس تعبیر شخصی خود، به بررسی پدیده مورد نظر خواهد پرداخت.
ارائه نکردن تعریف دقیق از شعر دفاع مقدس و عناصر سازنده آن، باعث میشود هر فرد صاحبنظری براساس تعریف شخصی خود وارد میدان بحث و تبادل نظر شود و پیامد چنین وضعیتی جز به اختلافنظرهای سازشناپذیر نخواهد انجامید.
ﻫ) توهم تئوریپردازی: در جلسات نقد و بررسی شعر دفاع مقدس یا در جراید کثیرالانتشار، افرادی یافت میشوند که پیشفرضهای خود را در قالب نظریه ارائه میکنند با این که به صدور حکمی اثبات نشده میپردازند. برخی از این افراد، بیآن که از بار ارزشی مفاهیم اطلاعی داشته باشند اقدام به صدور مانیفست یا پارادایم میکنند. توهم تئوریپردازی این افراد با خصلت فضل فروشی آنان به پدیدهای ناهمگون مبدل میشود.
و) جدل به جای مناظره: یکی دیگر از آسیبهای اظهار نظر افراد در خصوص شعر دفاع مقدس بهرهگیری از قاعده جدل به جای مناظره است که در آن، طرفین دعوی خود را حق میپندارند و اندیشه طرف مقابل خود را ناصواب میدانند.
ز) مدرک تحصیلی به جای فضیلت علمی: در جامعه گاه بین اهداف و وسایل جابهجایی موقعیت صورت میپذیرد و داشتن مدرک تحصیلی مجوز محکمی برای بیان هر اظهار نظر غیر علمی است.