تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۵۳۱۸۱

سیدمهدی حسینی / قائم مقام سابق شرکت ملی نفت
گاز طبیعی آینده بازار انرژی اروپا را به خود اختصاص می‌دهد. در حالی که شاهد رشد مصرف دیگر انواع انرژی در اروپا هستیم ولی رشد گاز همه سوخت‌های فسیلی معمول (Conventional) را به علت تمیزی و راندمان بهتر پشت سر می‌گذارد. جایگزینی اینگونه انرژی‌ها همچنین انرژی هسته‌ای با گاز طبیعی این پیش‌بینی را پیش‌روی ما می‌گذارد که اروپا با یک رشد 55 درصدی در مصرف گاز طبیعی طی دو دهه آینده روبه‌رو باشد و تا سال 2020 به مصرف 736 میلیارد متر مکعب در سال از 490 میلیارد متر مکعب فعلی برسد. این رشد گاز طبیعی در بستر معمول رشد مصرف انرژی نیست بلکه فلسفه و دلایل خود را دارد. چرا که رشد مصرف سایر انواع انرژی را در این دوره تنها 16 درصد پیش‌بینی می‌نمایند که معادل 73/0 درصد در سال بوده و رقمی کمتر از رشد دهه‌های 80 و 90 میلادی است که به ترتیب 1/1 درصد و 8/0 درصد بوده است. ‌علت این کاهش در حقیقت کاهش Intensity یا شدت مصرف است. (میزان مصرف بر واحد تولید ناخالص داخلی «GDP») علت این پدیده هم به نوبه خود به دلیل آگاهی‌های زیست محیطی و ملاحظات مربوط به آن، افزایش راندمان‌های صنعتی و بالاخره سهم بیشتر بخش خدمات در GDP است. اعداد مربوط به شدت مصرف در اروپا در دهه‌های مختلف عبارتند از:
 یعنی با نرخ منفی 4/1 درصد در سال در حالی که مصرف گاز همواره در حال رشد بوده است. این شیفت و تغییر سبد انرژی اولیه به نفع گاز طبیعی عمدتاً به دلیل روند تغییرات عوامل پایه‌ای زیر بوده‌اند:
1- اهداف زیست محیطی: سخت کردن محدوده مجاز تولید Co2 در نیروگاه‌ها و صنایع در اتحادیه اروپا که باعث تشویق مصرف گاز طبیعی به جای زغال سنگ یا نفت کوره شده است.
2- راندمان: سیکل‌های ترکیبی توربین‌های گازی با راندمان‌های حدود 60 درصد در مقایسه با نیروگاه‌های زغال سنگی با راندمان 45 درصد مصرف گاز را افزایش چشم‌گیری داده به طوری که پیش‌بینی می‌شود طی دو دهه آینده سهم تولید برق از نیروگاه‌های با سیکل ترکیبی و گازی از 29 درصد فعلی به 41 درصد تا سال 2020 در اتحادیه اروپا بالا رود.
3- در دسترس بودن گاز: اروپا در شرایط جغرافیایی خوبی جهت دریافت گاز از منابع متنوع و گوناگون در مقیاس‌های بزرگ است. در شرق اروپا روسیه با ذخایر 36 درصدی جهان و خطوط لوله متعدد به اروپا متصل است. در جنوب اروپا اتصال کشورهایی مثل اسپانیا، ایتالیا، فرانسه به شمال آفریقا و در شمال منابع گازی نروژ و هلند و انگلیس در دریای شمال این موقعیت خوب را برای اروپا فراهم کرده است.
گفتیم که به رغم کاهش شدت مصرف در اروپا گاز طبیعی رشد داشته و پیش‌بینی می‌شود که طی دو دهه آینده گاز طبیعی با 55 درصد یعنی سالانه 3/2 درصد رشد رو به رو باشد. در حالی که نفت تنها 8 درصد رشد مصرف و زغال سنگ 10 درصد رشد منفی خواهد داشت.
به این ترتیب سهم گاز طبیعی در سبد انرژی به حدود 30 درصد در مقایسه با 22 درصد فعلی آن می‌رسد.
حال چه کسانی این رشد مصرف را باعث می‌شوند؟
بیشترین رشد مصرف را بازارهای توسعه نیافته اروپا مثل ترکیه و اسپانیا خواهند داشت که به ترتیب به 39 و 36 میلیارد متر مکعب در سال 2020 خواهند رسید ولی بازارهای توسعه یافته‌ای مثل ایتالیا، فرانسه و آلمان با حدود 30/27 و 29 میلیارد متر مکعب در این رشد چشمگیر سهم خواهند داشت. هلند که خود تولید کننده گاز هم هست سهم 11 میلیاردی و کشورهای دیگر مثل فنلاند، لهستان، چک، اتریش، یونان و پرتغال در حد 6 میلیارد و دیگر کشورها مثل سوئد و بلژیک و ایرلند، مجارستان،‌اسلواکی،‌نروژ، سوئیس و دانمارک مصارفی کمتر از 5 و تا حد 1 خواهند داشت.
گفتیم که تقاضای کشورهای OECD طی دو دهه آینده 260 میلیارد متر مکعب در سال توسعه می‌یابد در همین دوره تولید گاز اروپا سالانه حدود 40 میلیارد متر مکعب کاهش خواهد داشت. بنابراین اروپا با کمبودی معادل 300 میلیارد متر مکعب روبه‌رو خواهد شد. میزان واردات برنامه‌ریزی شده تا سال 2010 حدود 170 میلیارد متر مکعب است این یعنی 130 میلیارد متر مکعب دیگر ضرورت واردات اضافی. میزان وابستگی اروپا به واردات به این ترتیب از 36 درصد فعلی به 64 درصد در سال 2020 خواهد رسید. مؤسساتی مثل Wood, OME, Euro gas, Mackenzie این وابستگی را به ترتیب 60، 67 و 64 درصد اعلام کرده‌اند.
منابع دسترسی
همان طور که گفتم روسیه، دریای شمال و شمال آفریقا منابع مطمئن تأمین کننده گاز اروپا هستند ولی منابع دیگر در خاورمیانه نیز مورد نظر آنهاست. بیشترین برنامه‌ریزی را روی کشورهای قطر، الجزایر، نیجریه، مصر و لیبی کرده‌اند که بخشی از تقاضا را به صورت LNG تأمین کنند. سرعت افزایش مصرف گاز در اروپا نگران کننده ولی به صورت آلارم برای آنها نیست چرا که ذخایر فراوانی موجود است که خیال آنها از عرضه نامطمئن راحت باش. سه منبع انرژی را می‌توان بیشترین سهامداران سهم بازار در اروپا به عنوان برندگان این بازار محسوب کرد:
1- روسیه 2- نروژ 3- LNG از هر منبع قابل تأمین که بیشترین سهم بازار را از تولید کنندگان محلی که در حال سقوط هستند خواهند گرفت.
پیش‌بینی می‌شود که روسیه با ذخایر عظیمی که دارد سهم خود را از 25 درصد فعلی در بازار اروپا ابتدا به 29 درصد در سال 2010 میلادی و سپس 38 درصد در سال 2020 میلادی برساند. در همین حال انتظار می‌رود که تولید گاز نروژ تا سال 2020 دو برابر شود و از 50 به حدود 100 میلیارد متر مکعب رسیده و سهم بازاری معادل 21 درصد در مقابل 11 درصد فعلی به دست آورد. صادرات LNG هم به اروپا سهم خود را افزایش داده و به 17 درصد، در مقابل 8 درصد خواهد رسید ولی سهم شمال آفریقا کماکان 7 درصد فعلی ثابت خواهد ماند.
وضعیت قراردادهای منعقد شده
قراردادهای منعقد شده دراز مدت برای اروپا تا سال 2010 کافی است و عرضه و تقاضا کاملاً تعادل داشته و یکدیگر را پوشش می‌دهند. به عبارتی دیگر اروپا خود را برای این پدیده یعنی افزایش سریع فاصله بین عرضه و تقاضا آماده کرده و قراردادهای متعددی منعقد کرده است. با این حال از سال 2010 به بعد فاصله تقاضا و عرضه از محل قراردادهای منعقد شده به نفع تقاضا افزایش یافته به طوری که از سال 2010 با کمبودی معادل 30 میلیارد روبه‌رو شده و به تدریج طی سال‌های متمادی این فاصله اضافه شده و به رقم بزرگ حدود 250 میلیارد متر مکعب در سال 2020 می‌رسیم. بنابراین اروپا بایستی برای دوره بعد از 2010 نسبت به عقد قراردادهای جدید اقدام کند.
به طور خلاصه تنها کشورهای نروژ و هلند در اروپا به عنوان صادر کنندگان گاز باقی می‌مانند و کشورهای دیگر وارد کننده خواهند بود و کشورهای اصلی وارد کننده عبارتند از:
نوع قرارداد
من معتقد نیستم که اروپا می‌تواند نیازهای خود به گاز طبیعی را به بازار Spot واگذار کند بلکه انتظار دارم که اروپا به قراردادهای دراز مدت take-or-pay که نقشی اساسی در عرصه اطمینان بخش به بازارش ایفا می‌کند تکیه کند و این به معنای مشارکت اروپا در سرمایه گذاری‌های سنگین و دراز مدت در بخش عرصه گاز طبیعی خصوصاً روسیه است.
مشکل دیگر پیش رو عدم تعیین زمان و محل افزایش تقاضا در اروپا روندی افزایشی و در مقیاسی بزرگ دارد، معهذا عدم تعیین‌های فوق باعث می‌شود که سرمایه‌گذاران در بخش عرضه مثل گازپروم روسیه در سرمایه‌گذاری‌های سنگین چند میلیارد دلاری برای توسعه میادین و انتقال گاز دچار تردید باشند. بنابراین آنچه که اتفاق خواهد افتاد این است که اروپا سعی خواهد کرد که اتفاق خواهد افتاد این است که اروپا سعی خواهد کرد که در بخشی از ریسک‌های مربوط به این بخش با مشارکت در سرمایه‌گذاری‌ها شراکت کرده و اطمینان‌های لازم را در جهت تأمین عرضه و انجام سرمایه‌گذاری‌های لازم و به موقع فراهم آورد.
LNG (گاز مایع شده)
LNG به تدریج دارد جای خود را در بازار اروپا به عنوان یک نقش آفرین مهم باز می‌کند. سهم بازار LNG در اروپا تا سال 2000 تنها 7 درصد بود ولی اینک به 10 درصد رسیده و پیش بینی می‌شود به ترتیب در سالهای 2015، 2010، 2020 به ترتیب به 16، 14 و 17 درصد برسد. این یعنی حجمی معادل 84 میلیارد متر مکعب برای سال 2010 و 105 برای سال 2015 و 114 برای سال 2020. بنابراین LNG جای سوم را پس از روسیه و نروژ در بازار گاز اروپا به خود اختصاص خواهد داد. کشورهای آفریقایی مثل نیجریه و الجزایر و به تدریج خاورمیانه یعنی قطر و ایران و عمان و مصر می‌روند که جای خود را در این بازار باز کنند.
نکته مهم اینکه اروپا تا سال 2010 قراردادهای لازم را منعقد کرده و برای حدود 85 درصد نیازش تا سال 2020 نیز موافقتنامه‌هایی را امضا کرده است ولی به هر حال از سال 2010 به بعد حدود 8 و 2015 حدود 20 و سال 2020 حدود 25 میلیارد متر مکعب کم دارد که محل مذاکرات برای قراردادهای بعدی است.
قیمت گاز
قیمتهای تحویل در مرز گاز تاکنون تبعیت خوبی از قیمتهای نفت خام نداشته‌اند که به نظر من این وضع نمی‌تواند ادامه پیدا کند. به عبارت دیگر طی دهه گذشته همواره قیمت گاز بین 68 تا 96 درصد قیمت نفت که متوسطی حدود 80 درصد آن داشته در نوسان بوده است، یعنی مثلاً در سال 1990 که قیمت نفت 18 دلار در هر بشکه بوده قیمت معادل گاز تنها 13 دلار بوده است. و یا در سال 2002 که قیمت نفت برنت 25 دلار بوده، قیمت معادل گاز تنها 18 دلار بوده است. قراردادهای متعدد منعقد شده ممکن است این توهم را به وجود آورد که همین وضعیت قیمتهای ضعیف در بازار گاز حفظ خواهد شد ولی در یک نگاه دراز مدت‌تر و کارشناسانه به خاطر افتادن سریع تولیدات محلی اروپا که کسری عرضه زیادی را موجب می‌شود، وضعی را به وجود می‌آورد که نوعی توازن در شرایط و قیمت را برای گاز وارداتی در رقابت با دیگر بازارها اجتناب ناپذیر می‌کند. خصوصاً که هزینه‌های تأمین و انتقال گاز هم با جایگزین شدن گاز روسیه و LNG به جای گاز محلی اروپا افزایش خواهد یافت. لذا می‌توان پیش‌بینی کرد که شرایط بازار اروپا در آینده امیدوارکننده‌تر باشد. هزینه تأمین گاز در مرزهای اروپا تا ماه‌های اخیر به ترتیب جدول پایانی مطلب بوده‌اند.
ارتباط قیمت گاز و نفت در آینده: بعضی معتقدند که ارتباط بین قیمتهای نفت و گاز طبیعی در قراردادهای آینده اروپا کنار گذاشته خواهد شد و قیمت‌گذاری فرمول‌های دیگر به تعدادی عوامل متنوع دیگر مثل قیمت spot گاز و یا قیمتهای برق و نظیر آن مرتبط خواهد شد. البته من فکر می‌کنم چنین قراردادهایی ممکن است به صورت بسیار محدود با تأثیرگذاری محدود منعقد شود آن هم بیشتر با تولید‌کنندگان محلی و لذا اینگونه قراردادها نقش تعیین کننده‌ای در قیمت‌گذاری گاز ایفا نخواهد کرد. نفت تا آینده‌های دور به عنوان تعیین کننده‌ترین عامل در بین شاخص‌های انرژی باقی خواهد ماند و هر‌گونه فرمولی برای قیمت گاز بدون ارتباط با قیمتهای نفت خام پایدار نخواهد بود. اینگونه فرمول‌ها برای کاهش قیمت گاز طراحی می‌شوند که واقعاً دلیل آن با توجه به بازار رقابتی سالهای آتی روشن نیست. جمع‌بندی من در مورد قیمت در این بازار این است که قیمتهای ضعیف که طی قراردادهای متعددی که اروپا منعقد کرده با فشار بر آن با جهت بالا رفتن بسیار شدید روبه‌رو بوده که در‌مان مدت اتفاق خواهد افتاد. قراردادهای take – or – pay باقی مانده و قابل تکیه‌ترین نوع قراردادها خواهند بود و فرمول‌های قیمت مرتبط با قیمت نفت خام که هزینه‌های عرضه در مرز را به خوبی پوشش داده و مارجین منفعتی معقولی را برای عرضه کنندگان فراهم می‌کند حاکم خواهند شد.