ترجمه: شبنم جعفرزاده
سخنان اخیر تونی بلر در مورد اینکه نگرانی از افزایش قیمتهای نفت نباید مانع از اعمال تحریم بر ایران شود در عمل چندان هم آسان نمینماید، به ویژه هنگامی که صحبت از پیامدهای اقتصادی و غیراقتصادی بحران ایران برای چین به میان میآید، زیرا روابط ایران و چین فراتر از بخش انرژی است و طیف کاملی از فعالیتهای اقتصادی را در زمینههای مختلف مانند کشتیسازی و حمل و نقل در برمیگیرد، به طوری که اکنون بیش از 100 شرکت چینی در ایران فعال هستند. این قضیه از افزایش دو میلیارد دلاری حجم مبادلات تجاری در سال 2005 نیز کاملاً مشخص است. این روزها خبرهای حاکی از وابستگی انرژی چین به ایران موضوع روز رسانههای جهان شده که ملاحظات سیاسی چین را در نشست ماه آینده شورای امنیت تحت تأثیر قرار میدهد. چین در حال حاضر بیش از 13 درصد واردات نفت خود را از ایران انجام میدهد و قصد دارد در زمینه واردات گاز طبیعی هم اقدام کند. در واقع چین میخواهد که شریکی بزرگ در زمینه خدمات بالادستی و پاییندستی صنایع نفت و گاز ایران باشد. ایران هم از سویی دیگر به علت موقعیت خود به عنوان دومین تولید کننده نفت اوپک و قرار داشتن در میان دو منبع انرژی جهان یعنی دریای خزد و خلیج فارس بالطبع میتواند شریکی ایدهآل برای تأمین نیازهای روزافزون نفت چین باشد، چنانکه مصرف نفت در چین از 20 سال پیش تاکنون نزدیک به 5/2 برابر شده است. برنامههای چین در قبال ایران هم کوتاه مدت هستند و هم بلند مدت که این دومی شامل پیوستن ایران به خط لوله قزاقستان ـ چین است، از این رو این کشور آسیای جنوب شرقی خواهان ثبات در عرصه نفت و گاز ایران و خلیج فارس است زیرا پس از آمریکا دومین مصرف کننده نفت در جهان است و وابستگی آن به واردات نفت حدود 40 درصد است. به عقیده کارشناسان نیاز فزاینده چین به نفت، سبب شده تا آمریکا از رویارویی با این کشور بر سر انرژی نگران باشد و این احتمال را بدهد که چنین مشکلی در صورت تشدید، نهایتاً به درگیری نظامی تبدیل شود.
چین اخیراً برای تأمین امنیت منابع خود اقدامی دیگر را در جهت پیوستن ایران به عنوان ناظر در سازمان همکاریهای شانگهای صورت داده که این خود بعدی دیگر از همکاریهای ژئواستراتژیک این کشور را با ایران در زمینه انرژی شکل میدهد.
اما آنچه در ملاحظات جدی در مورد روابط چین ـ خاورمیانه به چشم نمیخورد، توجه به توانایی چین برای افزایش امنیت منطقهای است. چین با داشتن حق وتو در شورای امنیت نقشی تعیین کننده در شکل دادن نتیجه بحران بینالمللی ایران دارد اما با این حال رأی اخیر این کشور علیه ایران چندان هم جای تعجب نداشت زیرا بیش از 2 سال است که مقامات ارشد چینی در دیدار از ایران حامل این پیام بودهاند که این کشور منافع عظیم تجاری خود با غرب به ویژه آمریکا را فدای مناسبات خود با ایران نمیکند. با این حال چین تلاش میکند که مانع از وخیم شدن اوضاع بر اثر تحریمهای سازمان ملل شود زیرا این موضوع واردات انرژی این کشور را تهدید میکند. چین اکنون باید به بررسی سناریوهای ناخوشایندی بپردازد که شامل قطع جریان صادرات نفت ایران به این کشور میشود و در صورت تشدید اوضاع ممکن است حتی به قطع جریان نفت از کل خلیج فارس بینجامد.
وقوع بحرانی نه چندان شدید نیز برای منافع اقتصادی چین و سرمایه گذاری این کشور در ایران و خلیج فارس خطرناک است و چین باید با در نظر گرفتن گزینههای موجود از حق وتوی خود در ماه آینده به گونهای استفاده کند که در عین نزدیکی به اجماع جهانی مانع از ضربه زدن به منافع اقتصادی خود شود. البته چین ممکن است بخواهد از رای دادن امتناع کند ولی آمریکا و اروپا هم گزینههایی دارند که بتوانند با آن به طور غیرمستقیم از طریق تأمین انرژی چین این کشور را با خود همراه سازند که شامل شراکت چین در نفت عراق و با همکاری بیشتر این کشور با عربستان سعودی میشود اما در این مورد تردید وجود دارد که چین با توج به بیثباتی عراق و نگرانی آمریکا از نزدیکی چین به عربستان بخواهد به چنین اقداماتی رضایت دهد. آمریکا همچنین ممکن است بخواهد چین را با وعدههایی مشابه هند در زمینه همکاری غیر نظامی هستهای متقاعد کند، اما هرگونه حرکت در این راه میتواند موجب انحراف از دستیابی به هدف اصلی شود و تنها استراتژی آمریکا را در آسیا و شبه قاره هند پیچیدهتر سازد. همچنین نباید تأثیر منفی مناسبات واشنگتن ـ پکن را بر روابط آمریکا ـ روسیه از نظر دور داشت زیرا روسیه و چین از دیرباز با یکدیگر رقابت دارند. آمریکا علاوه بر این ممکن است به فروش سوخت به چین روی آورده و از اروپا بخواهد که محدودیتهای تجاری با چین را کمتر کند اما باز هم معلوم نیست که چین برای تحریم ایران با غرب هماهنگ شود، بنابراین سیاست نظامی آمریکا احتمالاً گزینهای بهنگام در روابط چین و روسیه با ایران است، زیرا این دو کشور در صورت مواجهه نظامی ترجیح میدهند که تحریم را انتخاب کنند. مسکو و پکن که خطرات ناشی از استراتژی آمریکا را در برابر ایران میدانند، همواره از آمریکا خواستهاند که ایران را تهدید نکند و مهمتر از همه اینها ایران کشوری فقیر یا با موقعیت استراتژیک بیاهمیت نسبت به آمریکا بتواند سیاستهای یک جانبه خود را بر آن تحمیل کند. چین در این میان با توجه به تهدید بالقوه منابع انرژی ایران میتواند انگیزهای قوی برای جلوگیری از بحران داشته باشد و از آنجایی که این کشور تأثیر چندانی بر ایران و دیگر بازیگران این مناقشه خطرناک ندارد باید از حالا به فکر از دست دادن برخی از منافع مشترک خود را آمریکا در جهت حفظ تأمین انرژی خود در خاورمیانه باشد. اهداف بلند مدت چین برای تبدیل شدن به یکی از قدرتهای برتر جهانی در گرو همین جریان انرژی است که در عین حال خطر از دست دادن اتحاد منطقهای با آمریکا را هم به همراه دارد.