غلامعلی دهقان / سخنگوی حزب اعتدال و توسعه
اهانت بیسابقه مطبوعات غربی نسبت به ساحت مقدس پیامبر گرامی اسلام که از مطبوعات دانمارک شروع شد، نشان از آن دارد که برخی غربیان بیتوجه به واقعیتهای جهان اسلام از جمله نادیده گرفتن عمق اعتقادات دینی مسلمین در پی جهانیسازی فرهنگ غربی هستند. واقعیت این است که پروژه جهانیسازی محکوم به شکست بوده و راه به جایی نخواهد برد و البته پروژه جهانیسازی غربیان با فرآیند جهانی شدن یکسان نیست. در این باره نکات ذیل قابل توجه است. یکم: یک جامعهشناس میگوید: «جهانی شدن، فشردگی زمان و مکان، تراکم جهان و افزایش و تشدید آگاهی به عنوان یک کل است.» تعبیر دیگر برای سخن این جامعهشناس آن است که در پدیده جهانی شدن مرزها برداشته شده و جغرافیازدایی صورت میگیرد و آدمیان به هم نزدیک شده و اطلاعات آنها دائم در حال افزایش است و البته همه اینها به خاطر رشد فناوری ارتباطات و توسعه تکنولوژی آن است که جهان بزرگ را تبدیل به جهانی کوچک کرده است. دوم: جهانی شدن با جهانیسازی تفاوت دارد. جهانی شدن پروسه است و حال آنکه جهانیسازی یک پروژه است. جهانی شدن مسیر عادی و طبیعی خود را دارد و از ابعاد مثبتی هم برخوردار است که از آنها کثرتگرایی فرهنگی است. تمامی فرهنگها از جمله فرهنگ ایرانی اسلامی ما هم در پروسه جهانی شدن میتواند برای جهانیان پیام داشته باشد. به شرط آنکه فرهنگ خودی، خوب برای دیگران تفهیم شود و از وسایل ارتباطی به خوبی بهره بگیرد. اما جهانیسازی یک پروژه است. پروژهای سلطهطلبانه که هم اکنون ایالات متحده آمریکا و برخی دیگر از غربیان به دنبال آن هستند و میخواهند دیگران را به تبعیت و تسلیم در برابر این پروژه سوق دهند. سوم: در برابر جهانی شدن با جهانیسازی چه باید کرد؟ سه راهبرد ـ استراتژی ـ برای این پرسش ارائه شده است: الف ـ تسلیم و انفعال، ب ـ تقابل و درگیری و ج ـ داد و ستد و تعامل فرهنگی. صاحبان دیدگاه اول (تسلیم) معتقدند که در هر حال فرهنگ غربی در دراز مدت فرهنگ برتر جهان خواهد بود. امپریالیسم در مرحلهای است که از طریق فرهنگ اعمال قدرت میکند و راهی برای دیگران جز تبیعت از امپریالیسم فرهنگی نیست. طرفداران نظر دوم (تقابل) اعتقاد دارند که سلطه طلبی غرب باعث بیداری ملتها شده و حس مقاومت را در آنها بیدار کرده و تقابل غیر غرب با غرب را باعث میشود. میبایست از این تقابل استفاده کرده و فرهنگ خودی را پاس بداریم. اما صاحبان اندیشه سوم (تعامل) معتقدند، میتواند ر داد و ستد فرهنگی با دیگران بود و لزومی ندارد که یا تسلیم شویم ویا مقابله کنیم. راه سومی هم هست که آن تعامل است. هر تمدنی و هر فرهنگی میتواند در تعامل با دیگران خود را پیدا کند، عیوب خو درا تشخیص دهد، نقاط قوت را شناسایی کند و نهایت آنکه از تجارب دیگران بهره بگیرد و حریم حرمت دیگران را هم میبایست رعایت کند. چهارم: ما ایرانیان در تاریخ نشان دادهایم، دارایها ضمه فرهنگی قوی هستیم. میتوانیم گزینشگر خوبی باشیم بدون آنکه جوهره و اصالت خود را از دست بدهیم. در ایران معاصر هم منادیان فرهنگ غربی در ایران دوره «پهلوی» ماندگار نماندند و ایرانیان با انقلاب اسلامی بر فرهنگ «ایرانی ـ اسلامی» خود تکیه و بساط بیگانه پرستان را بر باد دادند. با غنای فرهنگی ایرانیان نباید از مقوله پروسه «جهانی شدن» و پروسه «جهانیسازی» واهمه داشت، اما به شرط آنکه فرهنگ «ایرانی ـ اسلامی» خود را با در نظر گرفتن مقتضیات زمان و مکان به خوبی معرفی کنیم.