تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۵۳۲۱۰
نگاهی به تحولات سیاسی مجلس اول

جواد دلیری

پس از تصویب طرح عدم‌کفایت سیاسی بنی‌صدر در مجلس اول نخستین دولت رأی گرفته از مجلس اول به پایان خود رسید، اما بلافاصله دومین انتخابات ریاست جمهوری انجام شد. پیش از آنکه گروه و حزبی رسما کاندیدای خود را معرفی کند، پیدا بود که محمدعلی رجایی نخست‌وزیر اصلی‌ترین نامزد جانشین بنی‌صدر خواهد بود. در چنین شرایطی امام در 11/5/60 حکم ریاست جمهوری محمدعلی رجایی را تنفیذ کردند. رجایی فردای آن روز در مجلس مراسم تحلیف را به جا آورد و محمدجواد باهنر دبیرکل حزب جمهوری اسلامی را به نخست‌وزیری برگزید. دوم مرداد 1360، 24 روز پس از حادثه هفتم تیر، محمدعلی رجایی به عنوان دومین رئیس‌جمهور اسلامی ایران پس از انتخاب و تنفیذ حکم ریاست جمهوری‌اش توسط رهبرکبیر انقلاب، نخست‌وزیر خود را انتخاب کرد. از مدت‌ها قبل از آن،‌ بحث انتخاب نخست‌وزیر میان سران نظام در جریان بود. پیشاپیش حتی قبل از برگزاری انتخابات مشخص بود، محمدجواد باهنر نخست‌وزیر است. هرچند در محافل سیاسی و حزبی آن مقطع از علی‌اکبر پرورش به عنوان نخست‌وزیر یاد می‌شد.

هاشمی‌رفسنجانی در خاطرات روزانه خود می‌نویسد: «23 تیر 1360... شورای موقت ریاست جمهوری [قبل از انتخاب رجایی به عنوان رئیس‌جمهور] در دفتر من تشکیل جلسه داد. درباره اوضاع جامعه... و همچنین نخست‌وزیر آینده مذاکره کردیم. برای نخست‌وزیری آینده بیشتر سراغ آقای باهنر رفتیم...» (هاشمی‌رفسنجانی عبور از بحران ص 201) همچنین  هاشمی‌رفسنجانی می‌گوید: «در 24 تیر 1360... در بین راه به سمت منزل به همراه آقای باهنر، بحث‌هایی داشتیم، آقای باهنر آمادگی پذیرش نخست‌وزیری را دارد...» به هر حال، در دوازدهم مرداد 1360 محمدعلی رجایی رئیس‌جمهور در نامه‌ای به اکبر هاشمی‌رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی، محمدجواد باهنر را به عنوان نخست‌وزیر پیشنهاد می‌کند: «براساس اصل 124 قانون اساسی برادر مجاهد و دانشمند متعهد محمدجواد باهنر را به عنوان نخست‌وزیر معرفی می‌نمایم. امید است با شناختی که اکثرا از ایشان داریم و با توجه به کارایی‌هایی که در انجام وظایف محوله در سمت‌هایی از قبیل وزارت آموزش و پرورش از خودشان داده‌اند مورد تأیید اکثریت قاطع نمایندگان محترم قرار گیرند. ـ رئیس‌جمهور ـ محمدعلی رجایی»

پس از رأی اعتماد مجلس به نخست‌وزیر، کابینه محمدجواد باهنر، رأی اعتماد را از مجلس گرفت.(1) دولت جدید،‌ تازه کار خود را آغاز کرده بود که مهیب‌ترین انفجار بعد از واقعه هفتم تیر در روز هشتم شهریور 1360 اتفاق افتاد. آن روز هم مجلس جلسه داشت و هم در ساختمان ریاست جمهوری [محل سابق نخست‌وزیری] هاشمی‌رفسنجانی رئیس مجلس بعد از گفت‌وگویی با رئیس‌جمهوری در ساعت‌های نخستین بعدازظهر به مجلس رفت و هنوز زنگ تشکیل جلسه بعدازظهر را به صدا در نیاورده بود که صدای انفجار مهیبی برخاست. «ساعت 3 بعدازظهر، هنگامی که عازم رفتن به جلسه علنی بودم، صدای انفجاری شنیدم و معلوم شد دفتر نخست‌وزیری بوده، دود و آتش بلند داشت. از پنجره دفترم نگاه کردم. گفتند اتاق جلسات دولت است. فورا خبر رسید که جلسه شورای امنیت بوده و آقایان رجایی و باهنر هم حضور داشتند. یک ربع بعد، بهزاد نبوی آمد که خودش در نخست‌وزیری بوده، سخت ناراحت و شوکه بود و گفت که آقایان باهنر و رجایی شهید شده‌اند و عده‌ای نجات یافتند.....» (عبور از بحران ص 259)

آیت‌الله مهدوی کنی وزیر کشور هم که قرار بود در جلسه شورای امنیت در دفتر ریاست جمهوری حاضر شود در راه بود که نرسیده به محل دفتر ریاست جمهوری،‌ با صدای انفجار، دریافت حادثه‌ای رخ داده است. به توصیه مأموران،‌ وی به محل وزارت کشور رفت تا به وظیفه خود به عنوان مسئول امور داخلی کشور عمل کند. دوشنبه 9 شهریور، اعلامیه‌ای به‌نام شورای موقت ریاست جمهوری از سوی هاشمی‌رفسنجانی نوشته و منتشر می‌شود.(2) شورای موقت ریاست جمهوری اعلام داشت که وزرا، سرپرستی وزارتخانه‌ها را به عهده دارند. فردای آن روز در جلسه حزب جمهوری اسلامی آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای به عنوان دبیرکل حزب به جای شهید باهنر انتخاب شد. پس از دیدار هاشمی رفسنجانی و آیت‌الله موسوی اردبیلی با حضرت امام، رهبر انقلاب با نخست‌وزیری موقت مهدوی‌کنی موافقت می‌کند. ساعتی قبل از آن در حزب جمهوری اسلامی اعضای حزب درباره نخست‌وزیر صحبت کرده بودند. «... اعضای شورای حزب با آقایان مهدوی‌کنی و غرضی که بیشتر مطرح بودند، موافق نبودند و آقای پرورش را پیشنهاد می‌کردند. آقای پرورش مایل نبود... با آقای موسوی اردبیلی برای مشورت خدمت امام رسیدیم... با صدارت آقای مهدوی‌کنی موافقت نمودند... شب را در منزل احمدآقا ماندم، آقای مهدوی قبول نمی‌کردند و دچار مشکل شدیم. با تلفن در این‌باره، با خیلی‌ها صحبت کردم...» (عبور از بحران ص 263)

روز بعد ـ 10 شهریور ـ جلسه دولت با حضور هاشمی‌رفسنجانی تشکیل می‌شود. در جلسه، مهدوی‌کنی، غرضی و پرورش برای سمت نخست‌وزیری پیشنهاد می‌شوند. «... قرار شد به‌طور غیررسمی از مجلسیان بپرسیم، هرکس بیشتر رأی آورد، بپذیرد و پذیرفته شود. از 179 رأی،‌ 148 رأی به آقای مهدوی‌کنی دادند.» (عبور از بحران ص 264) با این تصمیم، شورای ریاست جمهوری یعنی هاشمی‌رفسنجانی و موسوی‌اردبیلی (نفر سوم باید نخست‌وزیر باشد که او شهید شده بود)، مهدوی‌کنی را به مجلس معرفی کرد. مجلس دو روز پس از انفجار دفتر ریاست جمهوری پیشنهاد نخست‌وزیری آیت‌الله مهدوی‌کنی را در جلسه‌ای پر هیجان مطرح کرد. آیت‌الله مهدوی کنی به عنوان نخست‌وزیر تا برگزاری انتخابات فعالیت خواهد کرد. هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود می‌نویسد: «[روز چهارشنبه 11شهریور]... برای مشورت و تکمیل کابینه و انجام وظایف شورای ریاست جمهوری، به منزل آقای موسوی‌اردبیلی در کاخ نخست‌وزیری رفتم. آقایان مهدوی، ربانی املشی و بهزاد نبوی هم آمدند. بهزاد نبوی گزارش کشف توطئه انفجار نخست‌وزیری را داد... با آقایان مهدوی و اردبیلی درباره کابینه، مخصوصا وزیر کشور و وزیر راه خیلی سریع توافق کردیم و کابینه کاملی را تصویب کردیم و آقای مهدوی، کابینه را به مجلس معرفی کرد. این کارها در ظرف یکی، دو ساعت انجام شد... بعد از شروع جلسه عصر مجلس، با نامه آقای مهدوی به مجلس رفتم و نامه را خواندم...» (عبور از بحران ص 265) دوازدهم شهریور، مجلس، رأی‌ گیری درباره کابینه را آغاز کرد.

چندتن مانند موحدی ساوجی و سیدهادی خامنه‌ای به عنوان مخالف نام‌نویسی کردند و به دو وزیر تازه (نیک‌روش وزیر کشور و نژادحسینیان وزیر راه) ایراد می‌گرفتند. سرانجام مجلس با 178 رأی موافق، 4 رأی مخالف و 13 رأی ممتنع مهدوی‌کنی را برای ریاست دولت منصوب کرد، بدین‌ترتیب او مأمور شد تا هرچه زودتر مقدمات انتخابات ریاست جمهوری را فراهم آورد. همان روز در مناطقی از کشور نیز که نمایندگانشان که در انفجار حزب جمهوری اسلامی جان باخته بودند، انتخابات برگزار می‌شد. اما ماشین ترور و خشونت به کار افتاده بود و سر ایستایی نداشت، چندان که در همان روزها، دکتر حسن آیت نماینده تهران نیز در مجلس (14 مرداد 60) ترور شدند که از بنیانگذاران حزب جمهوری اسلامی و از دید بنی‌صدر تئوریسین حذف او از مقام رئیس‌جمهور اسلامی ایران بود. حجت‌الاسلام هاشمی‌نژاد، انصاری استاندار گیلان و استکی فرماندار شهرکرد هدف‌های بعدی بودند. تیمسار وحید دستگردی هم به علت زخمی شدن در انفجار دفتر رئیس‌جمهور شهید شد.

علاوه بر آن آیت‌الله مدنی امام جمعه تبریز (20 شهریور 60) و چند ماه بعد، آیت‌الله دستغیب امام جمعه شیراز (11 تیرماه 61) عنوان شهید «محراب» گرفتند و پس از او آیت‌الله صدوقی در یزد (23 مهر 61) و آنگاه آیت‌الله اشرفی اصفهانی امام جمعه کرمانشاه (23 مهر 61)، در شرایط مشابهی جان باختند. افزون بر این جمع امام‌های جمعه، آیت‌الله قدوسی دادستان کل انقلاب که خدمات زیادی را در قبل و بعد از انقلاب انجام داده بود (در 14 شهریور 60) شهید شد. در چنین فضایی، دولت زمان برگزاری انتخابات رئیس‌جمهوری را اعلام کرد. بلافاصله، بحث‌ها درباره کاندیداتوری افراد مطرح آغاز شد. انتخابات دهم مهرماه 1360 اعلام شد. در مجموع 46 نفر کاندیدا شدند. سرانجام انتخابات در دهم مهرماه 1360 برگزار شد، ابتدا 46 نفر خود را نامزد کرده بودند اما در نهایت چهار نفری باقی ماندند. شرایط سختی بود. برای هر نامزدی یک جانشین قرار می‌داند که اگر ترور شد جانشین او بیاید. به گفته ظریفی مثل الان که برای هر نامزدی یک جانشین می‌گذارند که اگر ردصلاحیت شود جانشین او بیاید. آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، اکبر پرورش، حسن غفوری‌فرد و سیدرضا زواره‌ای و مهدوی‌کنی هم بودند که انصراف داده بودند. شعار اصلی انتخابات این بود: «امام جمعه تهران، رئیس‌جمهوری ایران».

روز بعد نتایج آرا اعلام شد. با اعلام نتایج انتخابات آشکار گردید که آقای خامنه‌ای رئیس‌جمهور شده‌اند. از مجموع 16 میلیون و 847 هزار و 717 رأی مأخوذه، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای با 15 میلیون و 905 هزار و 987 رأی 70/88 درصد آرا را به خود اختصاص داد و به عنوان سومین رئیس‌جمهوری اسلامی ایران آغاز به کار کرد. پس از ایشان، اکبر پرورش، حسن غفوری‌فرد و سیدرضا زواره‌ای قرار گرفتند. یک هفته پس از انتخابات ریاست جمهوری، حضرت امام خمینی، در 17 مهرماه 1360 حکم ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای را تنفیذ کردند. 23 مهرماه، دو روز پس از انجام این مراسم، مهدوی‌کنی از سمت نخست‌وزیر استعفا داد تا دست رئیس‌جمهور جدید برای انتخاب نخست‌وزیر باز شد. با این استعفا نگاه‌ها به رئیس‌جمهور بود که چه کسی را به عنوان نخست‌وزیر به مجلس معرفی خواهد کرد و مجلس با نخست‌وزیر و دولت تازه چه خواهد کرد؟

در محافل خبری سیاسی، سیدعلی‌اکبر پرورش، محمد غرضی، میرحسین موسوی و مصطفی میرسلیم مطرح بودند. در حزب جمهوری اسلامی، پرورش بیش از دیگران مورد حمایت بود. (عبور از بحران ص 323) در 23 مهر، در مجلس به طور غیر رسمی، درباره نخست‌وزیر رأی‌گیری شد. پرورش، غرضی، ولایتی و میرسلیم رأی آوردند. رئیس‌جمهور منتخب با نامزدی یک فرد روحانی همچون مهدوی‌کنی برای نخست‌وزیری موافق نبود. هاشمی‌رفسنجانی در خاطرات خود در این‌باره می‌نویسد: «... آقای خامنه‌ای هم به دلیل اینکه معتقدند نباید همه رؤسای درجه اول، رئیس‌جمهور، رئیس مجلس، نخست‌وزیر و رئیس دیوان عالی کشور، روحانی باشد، با ایشان (مهدوی‌کنی) موافق نیستند...» (عبور از بحران ص 399) انتظارها دیری نپایید و روز 27 مهرماه، رئیس‌جمهور، علی‌اکبر ولایتی نماینده مردم تهران در مجلس را برای نخست‌وزیری معرفی کرد.

با این حال، در این جلسه مشخص شد که گروهی از نمایندگان با نخست‌وزیری ولایتی مخالفند. هاشمی‌رفسنجانی می‌گوید: «29 [مهرماه]... بهزاد نبوی و دو نفر دیگر از اعضای کادر مرکزی مجاهدین انقلاب اسلامی آمدند، برای منصرف کردن من از موافقت با نخست‌وزیری دکتر ولایتی و بیش از یک ساعت صحبت کردند، نه آنها قانع شدند و نه من، آنها می‌گویند ضعیف است، چهره نیست یا سابقه افتخارآمیز مبارزه ندارد و من می‌گویم دینامیک، پرکار و پشت‌کاردار و متقی و مکتبی است. بیشتر روی پرورش و مهندس موسوی تکیه می‌کنند...» (عبور از بحران ص 335)

او در خاطرات این روز خود می‌نویسد: «... احمدآقا از قم تلفن کرد... از احتمال رأی نیاوردن دکتر ولایتی اظهار نگرانی کرد...» (عبور از بحران ص 335)

30 مهرماه قبل از آنکه مجلس برای بررسی به نخست‌وزیر جلسه غیر علنی تشکیل دهد، نطق سیدمحمد خاتمی وکیل اردکان ناظران سیاسی را به این تصور انداخت که احتمالا نخست‌وزیر جدید رأی نمی‌آورد. خاتمی معتقد بود، تنها اصول اعتقادی برای نخست‌وزیر در آن شرایط حاد شرط نیست «شرط اول،‌ شخصیت اوست... امروز جامعه ما در کار سامان دادن به یک نظام اجتماعی است... امروز جامعه، نیازمند یک نخست‌وزیر توانا و در عین حال برخوردار از منطق است که بتواند تمرکز در قوه اجرایی ایجاد کند... نخست‌وزیری که قدرت تمیز اصولگرایی را از سلیقه‌گرایی داشته باشد.»

اولین دستور آن روز، رأی‌گیری برای نخست‌وزیری علی‌اکبر ولایتی بود، اما وی رأی نیاورد. از 207 نفر رأی حاضر در جلسه، 74 نفر موافق و بقیه مخالف بودند.

رئیس‌جمهور، روز بعد در بیانیه‌ای شرایطی را که از نظر وی برای نخست‌وزیر لازم است، چنین برشمرد: از قدرت و تحرکی بالا برخوردار باشد... قدرت بر تنوع کار است... سیاسی باشد... انسانی امیدوار و خستگی‌ناپذیر و معتقد به پیشرفت‌ کارها باشد... مصمم و قادر به تصمیم‌گیری باشد... از لحاظ روحی فردی متین، بی‌شتاب، پخته و مصلحت‌اندیش باشد. آقای خامنه‌ای در حالی که این شش ویژگی را برای نخست‌وزیر کشور انقلابی ایران لازم می‌دانست، برای آن شرایط، سه شرط دیگر را نیز مهم دانست: بینش اسلامی، تقوی و پایبندی عملی به دین و اعتقاد به انقلاب. در بیانیه رئیس‌جمهور آمده بود که با این مبنا و اساس، «نزدیک‌ترین فرد به ایده‌آل» را به مجلس معرفی کرده است. در کنار این مسائل، بحث درباره معرفی نخست‌وزیر جدید همچنان ادامه داشت. هاشمی‌رفسنجانی می‌گوید: «... در جلسه شورای حزب در دفتر آقای خامنه‌ای، شرکت کردم، برای انتخاب نخست‌وزیر بحث شد و قرار شد آقای (محمد) غرضی، وزیر نفت، معرفی شود. چون امام گفته‌اند، به مصلحت حزب نیست که نخست‌وزیر حزبی باشد، از معرفی آقایان پرورش و موسوی خودداری شد...» (عبور از بحران ص 342)

رئیس‌جمهوری پس از ملاقات امام و موافقت حزب جمهوری اسلامی تصمیم به معرفی غرضی می‌گیرد. «ولی موج مخالفت، وسیع است. سپاه، مجاهدین انقلاب اسلامی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، متفرقه‌ها و عده‌ای از حزب جمهوری اسلامی، تماس گرفتند و اظهار مخالفت کردند...» (خاطرات هاشمی‌رفسنجانی، ص 342) هاشمی‌رفسنجانی می‌گوید: «... [یکشنبه 3 آبان] در جلسه‌ای با شرکت آقایان احمدآقا خمینی، اردبیلی، (عباس واعظ) طبسی و (سیدعلی) خامنه‌ای شرکت کردیم، با بحث‌های زیاد، قرار شد احمدآقا به عرض امام برساند که غیرممکن است آقای غرضی رأی بیاورد و بهتر است آقای مهندس [میرحسین] موسوی را معرفی کنیم...» (عبور از بحران ص 343) با این حال، نمایندگان مجلس در یک جلسه غیرعلنی، درباره نخست‌وزیری غرضی نظر دادند. از 184 نفر صاحب رأی، 60 نفر موافق، 80 نفر مخالف و 44 نفر ممتنع بودند.

پس از این نظرخواهی، رئیس‌جمهور، میرحسین موسوی را به عنوان نخست‌وزیر معرفی کرد. در نامه رئیس‌جمهور آمده است: «پیرو عدم‌موافقت اکثریت نمایندگان محترم با نخست‌وزیری برادر گرامی و ارجمند آقای دکتر علی‌اکبر ولایتی، اینک مجددا برابر اصل یکصد و بیست و چهارم قانون اساسی، برادر عزیز و گرانمایه آقای میرحسین موسوی به عنوان نخست‌وزیر معرفی می‌گردد. خواهشمند است، مجلس محترم را در جهت اخذ رأی تمایل در جریان امر قرار دهید. سیدعلی خامنه‌ای ـ رئیس‌جمهوری اسلامی ایران ـ بلافاصله مجلس وارد شور می‌شود و مهندس میرحسین موسوی با 115 رأی موافق، 48 رأی مخالف و 39 رأی ممتنع مجلس به نخست‌وزیری برگزیده شد و در همین روز 190 نماینده مجلس از خدمات آیت‌الله مهدوی‌کنی قدردانی کردند و اعلام شد که او به دبیری جامعه روحانیت مبارز برگزیده شد. پس از این مجلس دوشنبه، 11 آبان بحث درباره کابینه میرحسین موسوی را آغاز کرد.

بیشتر وزیرانی که میرحسین موسوی به مجلس معرفی کرد، اعضای کابینه‌های رجایی،‌ باهنر و مهدوی‌کنی بودند: شهاب گنابادی (مسکن و شهرسازی)، علی‌اکبر پرورش (آموزش و پرورش)، کمال‌الدین نیک‌روش (کشور)، محمدعلی نجفی (فرهنگ و آموزش‌عالی)، بهزاد نبوی (مشاور در امور اجرایی)، محمد غرضی (نفت)، اصغری (دادگستری)، سرهنگ سلیمی (دفاع)، نژادحسینیان (راه و ترابری)، دکتر منافی (بهداری)، حسن غفوری‌فرد (نیرو)، مرتضی نبوی (پست و تلگراف)، احمد توکلی (کار)، سلامتی (کشاورزی)، حسین نمازی (امور اقتصادی و دارایی)، عسگراولادی (بازرگانی)، مصطفی هاشمی (صنایع)، محمد روحانی (مشاور و سرپرست بهزیستی)، محمدتقی بانکی (مشاور و رئیس سازمان برنامه)، موسویانی (مشاور و سرپرست فولاد)، سرپرستی وزارت امور خارجه را نخست‌وزیر خود برعهده گرفت. در مجلس، مخالفان بیشتر به وزیران صنایع و کار و کشور اعتراض داشتند، اما سرانجام کابینه رأی آورد. بعدها علی‌اکبر ولایتی برای وزارت امور خارجه و اکبر ناطق‌نوری برای وزارت کشور به مجلس معرفی شدند. در جلسه سه‌شنبه 24 آذر 1360 ناطق‌نوری پس از سخنان موافق و مخالف از جمله موافقت مهدی کروبی و هاشمی‌رفسنجانی با 176 از 186 رأی حاضر در مجلس و ولایتی با 155 رأی از همان 186 رأی به عنوان وزیران کشور و خارجه انتخاب شدند. در خرداد 61 نیز بهزاد نبوی و غلامرضا آقازاده برای سمت‌های وزارت صنایع و وزیر مشاور در امور اجرایی به مجلس معرفی شدند و از مجلس رأی اعتماد گرفتند.