رابرت فیسک
ترجمه: سورنا اسپهبد
شهرهای 2 هزار ساله سومر در حال نابودی و غارت به دست سارقان است. گذشته تاریخی عراق ـ سرزمینی که گهواره تمدن بشر بوده ـ یکی از شرمبارترین مصادیق اشغال فجیع ما شده است. مدارک و مستنداتی که باستانشناسان گرد آوردهاند گویای آن است که آن عده از عراقیانی که در دوره حکومت صدام آموزش کار در نقاط باستانی دیده بودند اکنون تجارب خود را در اختیار غارتگران و دزدانی قرار میدهند که در شهرها و نقاط باستانی سرگرم کاوش هستند. (در خلال سالهای اشغال عراق) اجناس و اقلام موجود در دست کم 13 موزه به غارت رفته است. در حال حاضر اکثر قریب به اتفاق مناطق باستانی در جنوب عراق در قبضه غارتگران و دزدان قرار دارد.
جوان فرشاخ باستانشناس لبنانی در گزارش مفصل و تکاندهندهیی که تهیه کرده و در ماه دسامبر (آذرماه) منتشر خواهد شد، مینویسد: ارتشهای غارتگران حتی از یک متر از خاک شهرهای سومر که هزاران سال در زیر خاک مدفون بوده چشمپوشی نکردهاند.
بقایای آن تمدن در کاوشهای سلسلهواری که بیامان به عمل آمده نابود شده است: شهرهای باستانی که در مساحتی با حدود 20 کیلومتر مربع گسترده بوده چنانچه درست مورد حفاری قرار میگرفت بسیاری اطلاعات تازه از سیر تحولات زندگی بشر را به دست میداد.
فرشاخ میگوید: نوع بشر گذشته و تاریخ خود را به بهای کشف یک پارهسنگ نبشته میخی یا مجسمه یا قطعهیی جواهر از دست میدهد که زرگری حاضر است در این سرزمین جنگزده پولی برایش به کاوشگران و قاچاقچیان عتیقه بپردازد. نوع بشر تاریخش را از دست میدهد تا عشق و علاقه مجموعهداران خصوصی تامین شود که از خانههای مجلل خود سفارش یافتن فلان قطعهیی را میدهند که مجموعهشان را تکمیل کند.
خانم فرشاخ که در بازپرسیها برای بازیافتن گنجینههای غارت شده از موزه بغداد بعد از سقوط صدام حضور داشته میگوید: طولی نخواهد کشید که عراق اصلاً تاریخی نداشته باشد.
عراق بالغ بر 10 هزار نقطه باستانی دارد. فقط در ناصریه 840 نقطه متعلق به تمدن سومر قرار دارد که تماماً به طور کامل به یغما رفته است، اسکندر مقدونی هم هر شهری را که نابود میکرد شهر دیگری به عوض آن میساخت. اما غارتگران آثار باستانی کار را از حد اسکندر هم گذراندهاند.
جالب آنکه غارتگران با پول هنگفتی که دارند بیش از پیش در حال تجهیز و سازماندهی خود هستند.
اما افزون بر این همه هر بار که ارتش نیز عملیاتی انجام میدهد بخشهایی از آثار باستانی به کلی از میان میرود. پنج سال است که ارتش آمریکا در شهر باستانی اور پایگاهی برپا کرده و هماکنون دیوارهای شهر به علت تردد خودروهای سنگین نظامی در حال فرو ریختن است. درست مثل آنکه اثری باستانی را در معرض زلزله مداوم قرار دهید.
در میان شهرهای باستانی موجود در عراق شهر اور حائز اهمیت بسیاری در تاریخ حیات بشری است. نام اور در عهد عتیق آمده و بسیاری عقیده دارند که این شهر زادگاه ابراهیم نبی بوده است.
بنای شهر اور در حدود 4 هزار سال پیش از میلاد صورت گرفته و سومریهایی که در آن شهر سکونت گزیدند نظام آبیاری، کشاورزی و آهنگری را ابداع کردند. هزار و پانصد سال پس از آن در خلال دورهیی که به «عصر بارانهای سیلآسا» موسوم شد در اور نخستین نمونههای خط و سنگنوشته پیدا شد. در لارسا واقع در مجاورت اور قطعات آجری تولید میشد که از آن به جای پول استفاده میشد و نخستین نمونههای چک در دنیا بود. هرچه اثر انگشت بر روی این آجرها عمیقتر بود مبلغ پول موردنظر بیشتر بود. در گورهای شاهان اور انواع جواهر و زینتآلات دفن میشد.
افسران آمریکا بارها گفتهاند که هدف از احداث پایگاه بزرگ آمریکا در بابل حفظ و حراست از شهر اور است اما زینب بحرانی باستانشناس عراقی و استاد دانشگاه کلمبیا میگوید: اینها مزخرفگویی است. خساراتی که به بابل وارده شده قابل برآورد و قابل جبران نیست و اگر آمریکاییها واقعاً قصد حفظ این شهر را داشتند استقرار نظامیان در شهر مثل آن است که با بولدوزر سرتاسر آنجا را صاف کنند. خانم بحرانی میگوید «اشغال عراق موجب نابودی مهیب تاریخ شده تا آنجا که غارت موزهها و کتابخانهها در قبال آن چیزی به حساب نمیآید.»
استفاده از آثار تاریخی و فرهنگی برای پایگاه نظامی نقض پیمان هیگ و ماده پنج از فصل اول عهدنامه 1954 است که مربوط به زمان اشغال کشورها است. البته آمریکا این پیمان را امضا نکرده ولی ایتالیا، لهستان، هلند و همه کشورهایی که نیرو به عراق فرستادهاند از امضاکنندگان پیمان هستند. خانم فرشاخ نیز میگوید که با قدرت گرفتن روزافزون گروههای مذهبی در استانهای عراق آثار باستانی نیز در ید قدرت آنان قرار میگیرد.
عبدالامیر حمدانی رئیس اداره میراث فرهنگی استان ذیقار میگوید: در سال 2006 حدود دویست مامور پلیس را برای حفاظت از آثار باستانی استخدام کردیم اما ابزار کافی نداشتیم. کار را با هشت دستگاه خودرو، چند قبضه سلاح و چند فرستنده رادیویی انجام میدادیم که برای استانی با 800 اثر باستانی اصلاً کافی نبود. با این وصف کار را ادامه میدادیم تا زمانی که دولت بودجه را قطع کرد و مشخص شد که نمیتوانیم حتی سوخت خودروها را تامین کنیم. بنابراین ماموران پلیس را هم مرخص کردیم. این درست مطابق زمانی بود که قدرت گروهها و احزاب مذهبی جنوب کشور در حال تزاید بود. با قدرت گرفتن این عده به تدریج رهبران قبایل هم به آنان پیوستند.
اکنون پلیس عراق باید با شبکههای غارتگران و دزدانی مقابله کند که از پشتیبانی سازمانی و مالی گروههای مذهبی و سیاسی محلی به علاوه حمایت موثر رهبران قبایل برخوردارند.
مقامات گمرک در سال 2005 چند صد قطعه آثار عتیقه را در شهرک الفجر از توابع ناصریه از قاچاقچیان کشف و ضبط کردند و به موزهها بازگرداندند. اما گویا این کار اشتباه محض بود.
خودروهای دولتی حامل این آثار باستانی در چند کیلومتری بغداد هدف حمله عناصر ناشناس قرار گرفت، ماموران گمرک که همراه آن بودند کشته شدند و پیکر آنها به آتش کشیده شد. آثار باستانی هم ناپدید شد. به قول فرشاخ این اقدام خشن پیام صریحی از جانب دلالان عتیقهجات خطاب به تمام دنیا بود.
ارتشهای غارت آثار باستانی دارای سازمان کوچک اما منسجم و قوی هستند. این سازمانها آثار باستانی و عتیقه را با کامیون، سواری، قایق و هواپیما به اروپا، آمریکا و امارات متحده عربی و ژاپن میرسانند. به گفته باستانشناسان آثار باستانی بینالنهرین که قدمت برخی از آنها به 7 هزار سال هم میرسد در پایگاههای اینترنتی برای فروش عرضه میشود. تعداد این قبیل پایگاهها روز به روز بیشتر میشود.
دهقانان جنوب عراق، سارقان حرفهیی آثار باستانی شدهاند. آنها دیگر بنا به تجربه میتوانند محل دیوارهای بناهای باستانی را تشخیص دهند و طوری زمین را بکنند که درست به وسط اتاقها یا گورها برسد. آنها از این رهگذر به ثروتهای سرشاری رسیدهاند. همین دهقانان قیمت اشیای باستانی مکشوفه را درست برآورد میکنند و با این تفاصیل جای شگفت نیست که دست از این کار برنمیدارند. کار از جای دیگری هم ایراد پیدا کرده است. بعد از جنگ اول خلیج فارس باستانشناسان اقدام به استخدام غارتگران و سارقان متفرقه آثار باستانی کردند و برای آنها حقوق دولتی مقرر ساختند. مادام که باستانشناسان در نقاط باستانی سرگرم بودند کار این حقوقبگیران جدید هم ادامه داشت. اما همین یکی از علل شکلگیری غارتگران حرفهیی شد. با وقوع جنگ، باستانشناسان کار خود را تعطیل کردند اما حقوقبگیران که سرمایه خوبی از تجربه، اصول حفاری و کاوش در نقاط باستانی را به هم زده بودند ماندند و کار را ادامه دادند. کار این بار نه برای مطالعه و تحقیق که برای چپاول و کسب پول، صورت میگرفت. به قول فرشاخ هر چه جنگ به درازا بکشد گهواره تمدن بیشتر به سوی نابودی میرود. کار به جایی خواهد رسید که نوههای ما دیگر جایی به نام بینالنهرین را به داشتن پیشینه تاریخی و فرهنگی نخواهند شناخت.