منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران هفته گذشته به مسکو سفر کرد و در اجلاس کمیسیون اقتصادی مشترک میان دو کشور حضور یافت. وی همچنین در این سفر با مقامات انرژی اتمی روسیه دیدار و در مورد تکمیل نیروگاه هستهای بوشهر با آنان به گفتوگو پرداخت. متکی اعلام کرد که مقامات روسی در مورد ادامه روند ساخت این نیروگاه به وی قول مساعد دادهاند.
پس از این دیدارها بود که وزیر خارجه کشورمان اعلام کرد که ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه قرار است که در اواسط اکتبر به ایران سفر کند. این تاریخ درست مصادف است با زمان برگزاری اجلاس کشورهای ساحلی دریای خزر. از قرار معلوم ولادیمیر پوتین نه تنها پذیرفته است که در این اجلاس شرکت کند، بلکه ملاقاتهایی هم با مقامات ارشد ایران داشته باشد.
انجام چنین ملاقاتهایی رویدادی نیست که واشنگتن انتظار آن را داشته باشد. آمریکا به خوبی میداند که روسیه به همراه چین در اعمال تحریمهای بیشتر علیه ایران همراهی نخواهند کرد. با وجود این دیدار پوتین از ایران در موقعیتی که دولت بوش جدول زمانی را برای خروج نیروهایش از عراق اعلام کرده است، فراتر از دهنکجی به این تحریمهای از سوی واشنگتن قلمداد شده و به نظر میرسد بیشتر اقدامی است که امتیازگیری از آمریکاییها در شرایط حساس کنونی از آن استشمام میشود.
از نظر مسکو آمریکاییها در سامان بخشیدن به اوضاع عراق مشکلات عدیدهای را پیشرو دارند و با وضعیتی مشابه آنچه که در ویتنام شاهد بودهاند، دست و پنجه نرم میکنند. در زمان جنگ ویتنام هر اندازه موقعیت آمریکاییها بیشتر به مخاطره میافتاد، فرصتهای بیشتری برای روسها ایجاد میشد.
تفاوت دوران جنگ عراق با ویتنام در این است که در حال حاضر بسیاری از منابع روسیه نابود شدهاند و این کشور دیگر صاحب نفوذی نیست که پیشتر در میان کشورهای عضو بلوک شوروی سابق از آن برخوردار بود. بدین ترتیب در شرایط کنونی اولویت روسیه این است که از جنگ عراق به منظور بازسازی اقتدار پیشین خود در منطقه بهره برد. در واقع روسیه دریافته است که پنجره فرصتهایی که سالها پس از فروپاشی شوروی به دنبال یافتن آن بود، اکنون به روی این کشور گشوده شده است و این کشور باید به نحو احسن از آنها استفاده کند.
درخواستهای کرملین
از سوی دیگر روسها با ارسال پالسهای دیگری به واشنگتن از جمله سنگاندازی در پروژه نیروگاه اتمی بوشهر درصدد هستند تا نشان دهند که میتوانند با سیاستهای کاخ سفید همراه شود. اما این همراهی هزینههایی دارد که ابتدا باید از سوی آمریکاییهای پرداخت شوند. برخی از این هزینهها دست کشیدن از پیروزیهایی است که واشنگتن طی چند سال گذشته در منطقه تحت سلطه روسیه به آنها دست یافته است. بنابراین از نگاه مسکو واشنگتن باید برای نشان دادن حسننیت خود اقدامات زیر را در دستور کار قرار دهد:
1-پایان دادن به حمایت از دولت گرجستان. با توجه به خصومت دیرینه ارمنیها با ترکیه و نزدیکی آنها به روسیه، این اقدام موجب میشود که زمینهها برای دوران جدیدی از استیلای روسها در منطقه قفقاز فراهم آید
2-دست کشیدن از تمام پشتیبایها از سازمانهای غیردولتی در اوکراین و بلاروس
3- خاتمه دادن به تحریک احساسات ضد روسی در منطقه بالتیک و محدود کردن نقش ناتو در این منطقه
4- توقف تلاشها برای استقلال کوزوو در مورد بحث صربستان
5- جلوگیری از حضور گستردهتر نیروهای خارجی در منطقه
6- توقف تلاشها برای استقرار موشکها ضد بالستیک در منطقه
این فهرست به خوبی بیانگر این است که ولادیمیر پوتین عملا ـ اگر نه به صورت کاملا رسمی ـ درصدد معکوس کردن پیامدهای فروپاشی شوروی سابق است. انتظار نمیرود که وی سودای بازگشت به دوران اقتدار روسیه در اروپای مرکزی یا رقابت جهانی با آمریکا را در موقعیت فعلی در سر بپروراند. اما او همچنین نیک میداند که 1- وضعیت نیروهای مسلح روسیه نسبت به سال 2000 به شدت ارتقا یافته است 2-ماندن یا نماندن آمریکا در عراق انتخابی نیست که در اختیار آمریکا باشد 3- زمانی که نیروهای آمریکای از مناطق مورد نظر مسکو خارج شوند، هیچ کشوری را یارای مقابله با نیروی نظامی روسیه نیست. روسها شطرنجبازان قهار و بازیگران خبرهای در مسائل ژئوپولیتیکی هستند. در شطرنج و ژئوپولیتیکبازی روالی معمولی را طی میکند و ناگهان یک فرصت و گشایش جدید در کار ایجاد میشود. یک شطرنجباز خوب کسی است که این فرصت را مغتنم بشمارد، زیرا شاید در آینده هرگز دیگر فرصتی پدید نیاید. اکنون این فرصت در برابر روسها قرار گرفته است و شاید تا دو یا سه سال آینده هرگز تکرار نشود.
گرفتن تضمین
انتظاراتی که روسیه از آمریکا در منطقه داشته است، بارهای به انحای مختلف از سوی مقامات روسی مطرح شده است، با وجود این تاکنون هیچ تضمینی به منظور اعمال فشار به آمریکا برای تسلیم در برابر آنها وجود نداشته است. اما جنگ عراق و نقش تعیینکننده همسایگان این کشور از جمله ایران و سوریه در آن شاید یکی از همین تضمینها باشد. روسیه به منظور پرهیز از رویارویی با آمریکا در منطقه، تاکنون هیچ اقدام مستقیمی برای تداوم بخشیدن به بحران عراق و تبدیل شدن این کشور به ویتنامی دیگر برای آمریکاییها به انجام نرسانده است. اما این به معنای عدم تمایل مسکو در استفاده از برگ برندههای دیگری نظیر حمایت از سیاستهای کشورهای همسایه عراق دراین رقابت قدرت نیست. سفر پوتین به تهران را شاید بتوان یکی از نشانههای بارز چنین تمایلی دانست. سفری که بیتردید دادن وعدههای همکاری هستهای و تاکید مجدد بر عدم همراهی با قطعنامههای آتی شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران از جمله مباحث اصلی مطروحه از سوی طرف روسی خواهد بود.