بسماللهالرحمنالرحیم
تحلیلهائی که درباره بینتیجه بودن اجلاس آناپولیس یا کنفرانس باصطلاح صلح پائیزی و شکست و ناکامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در رسیدن به اهدافشان از این اجلاس ارائه شده، در عین حال که درست است، حواشی ویژهای نیز دارد که پرداختن به آنها نیز لازم است.
یکی از این حواشی، که شاید ویژهترین آنها باشد، توافق بر سر حل مشکل ریاست جمهوری لبنان و پایان دادن به این معضل است.
اینکه بلافاصله بعد از پایان اجلاس آناپولیس مطرح بودن «میشل سلیمان» فرمانده ارتش لبنان برای ریاست جمهوری این کشور بر سر زبانها افتاد، به همین نکته مربوط است.
اطلاعات غیررسمی حاکی از توافق آمریکا و سوریه در مورد احراز مقام ریاست جمهوری توسط «میشل سلیمان» در حاشیه اجلاس آناپولیس است. مقامات دولت سوریه قبل از اجلاس آناپولیس اعلام کرده بودند به شرطی در این اجلاس شرکت خواهند کرد که موضوع جولان در دستور کار آن قرار بگیرد. سوریه خواستار پس گرفتن منطقه جولان از رژیم صهیونیستی است که در جنگ 1346 به تصرف این رژیم درآمده و از آن زمان تاکنون به یکی از موضوعات مورد منازعه دو طرف تبدیل شده است. رژیم صهیونیستی، جولان را به دلیل قرار گرفتن در منطقه قنیطره که بر خاک فلسطین اشراف دارد «بلندیهای جولان» مینامد و با اصرار بر بکار بردن عنوان «بلندیها» این بهانه را برای خود محفوظ نگهداشته که چون پس دادن آن به سوریه موجب اشراف نیروهای نظامی سوریه بر خاک فلسطین خواهد شد نمیتواند جولان را به سوریه پس بدهد. سوریه نیز بکار بردن عنوان «بلندیها» را یک توطئه تبلیغاتی ـ سیاسی میداند و میگوید جولان بخشی از خاک سوریه است و باید به این کشور بازگردانده شود.
با اینکه موضوع جولان در دستور کار اجلاس آناپولیس قرار نگرفت، قائم مقام وزیر خارجه سوریه «فیصل مقداد» به عنوان نماینده این کشور در این اجلاس شرکت کرد و از همان زمان مشخص بود که سوریه با وعده یک معامله پشت پرده در این اجلاس شرکت کرده است. اعلام نامزدی «میشل سلیمان» برای ریاست جمهوری لبنان بلافاصله بعد از پایان اجلاس آناپولیس نشان داد که این گمان به واقعیت نزدیک بود و آمریکا برای ترغیب سوریه به شرکت کردن در اجلاس آناپولیس و همراهیهای بعدی، این امتیاز را به دمشق داده است.
توافق آمریکا و سوریه برای رئیسجمهور شدن «میشل سلیمان» هرچند با رایزنی هیچیک از طرفهای منازعه در لبنان نبود لکن بهر حال اگر به نتیجه برسد، بنبست فعلی لبنان را خواهد شکست و جلوی جنگ داخلی را خواهد گرفت، جنگی که در صورت ادامه یافتن بحران کنونی و شکسته نشدن بنبست انتخاب رئیسجمهور وقوع آن بسیار محتمل است. پرهیز از همین جنگ و ضرورت جلوگیری از وقوع آن، میتواند یک عامل مهم برای تشویق طرفین منازعه در لبنان برای پذیرفتن «میشل سلیمان» و رساندن وی به مقام ریاست جمهوری این کشور باشد. شاید به همین دلیل است که این روزها هیچیک از طرفین منازعه مخالفت جدی و قابل ذکری با مطرح شدن «میشل سلیمان» به عنوان نامزد ریاست جمهوری لبنان نکردهاند. البته درباره اینکه این فرمانده ارتش لبنان بتواند در نقش ریاست جمهوری نیز همانند دوران فرماندهیش بر ارتش با طرفین منازعه روابط حسنه داشته باشد و کشور خود را به سوی آرامش و ثبات هدایت نماید، فقط بعد از تصدی این پست توسط وی و با گذشت مدتی از این تصدی میتوان قضاوت کرد. این روزها فعالان سیاسی لبنان درصدد رفع مانعی هستند که در قانون اساسی این کشور برای رئیسجمهور شدن «میشل سلیمان» وجود دارد. طبق این قانون، ارتشیها در صورتی میتوانند عهدهدار ریاست جمهوری شوند که حداقل دو سال قبل از آن از ارتش کنارهگیری کرده باشند. تلاش فعالان سیاسی لبنان برای رفع این مانع که این روزها سرگرم آن هستند، خود نشانه دیگری بر آمادگی طرفین منازعه برای پذیرش «میشل سلیمان» به ریاست جمهوری این کشور است.
این رویداد، علاوه بر اینکه بنبست لبنان را خواهد شکست و این کشور را از بحران خارج خواهد ساخت، سوریه را نیز به جایگاه سنتی خاصی که همواره در لبنان داشت باز خواهد گرداند و لطماتی که طی سالهای اخیر در اثر حوادث لبنان به دولت دمشق وارد شد را تا حدودی ترمیم خواهد نمود. به نظر میرسد سوریه نیز علاوه بر حضور در اجلاس آناپولیس، امتیازات دیگری نیز به پاس این امتیاز که در لبنان به دست میآورد به آمریکا داده باشد، چیزی که در تعاملات آینده جهان عرب و مسائل فلسطین آشکار خواهد شد.