تاریخ انتشار : ۰۵ دی ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۵۳۴۵۴
گفت‌وگوى «جوان» با دکتر نوذر شفیعى درباره تحولات پاکستان
حمید بیاتى مقدمه: در حالى که پاکستان به واسطه رویدادهایى چون تظاهرات قضات و وکیلان برکنار شده از مشاغل، تلاش احزاب سیاسى براى کنار زدن رییس جمهور، تحولات مناطق قبیله نشین، موضوع کشمیر و سرانجام تهدید مستقیم رییس جمهور افغانستان مبنى بر امکان حمله به مرزهاى پاکستان، دوران پرتنشى را سپرى مى کند، گمانه زنى ها مبنى بر ادامه حضور پرویز مشرف در قدرت و یا کنار رفتن او از پست ریاست جمهورى نیز افزایش یافته. در این میان براى ارزیابى بهتر اوضاع پاکستان در گفت وگویى با دکتر نوذر شفیعى استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسایل پاکستان تحولات این کشور بررسى شد که ماحصل این گفت وگو در ادامه آمده است:

اولین پرسش مطرح شده در این گفت وگو ارزیابى این کارشناس ارشد مسایل پاکستان درباره تنش هاى به وجود آمده میان رییس جمهور و احزاب پیروز در انتخابات پارلمانى بود که دکتر شفیعى در پاسخ به این پرسش گفت: در مورد تنش هایى که میان رییس جمهور و دولت پاکستان به وجود آمده باید به این نکته اشاره کرد که استدلال دولتمردان پاکستان از این موضوع این است که به عنوان اولین گزینه مشرف باید از قدرت کنار برود. دوم این که اختیارات وى کاهش بیابد. یعنى در صورت باقى ماندن در پست ریاست جمهورى، مشرف حق انحلال پارلمان را نداشته باشد. بنابراین موضوع اصلى اختلافات میان دولت و شخص مشرف همین نکته است. البته نباید فراموش کرد که در کنار این مطلب مسایل دیگرى نیز مطرح هستند که از مهم ترین موارد آن مى توان به بحث بازگشت قضات برکنار شده از مشاغل دولتى، به پست هاى سابقشان اشاره کرد که البته در این زمینه نباید اختلاف میان احزاب ائتلافى دولت را فراموش کرد یعنى حزب مسلم لیگ شاخه نواز مصر به بازگشت قضات به پست هاى قبلى خود و کنار رفتن مشرف از پست ریاست جمهورى هستند ولى حزب مردم هر چند در اصل با دیدگاه حزب مسلم لیگ شاخه نواز موافق است اما بنابر خط مشى هاى مصلحت گرایانه حزب، اصرارى بر بازگشت قضات بر سر کار و همچنین کنار رفتن مشرف از قدرت ندارد.
دکتر شفیعى در توضیح این مطلب که اگر احزاب ائتلافى دولت موفق به کاهش قدرت مشرف شوند دیگر اصرارى براى حذف وى از صحنه سیاسى پاکستان نخواهند داشت گفت: در میان احزاب سیاسى پاکستان درباره بقاى مشرف در قدرت دو دیدگاه مطرح است؛ اول: مهم ترین احزاب این کشور یعنى حزب مسلم لیگ شاخه نواز و حزب مردم، هر دو خاطره تلخى از مشرف دارند.
حزب مسلم لیگ شاخه نواز معتقد است که کودتاى سال ۱۹۹۹ مشرف با هدف حذف نواز شریف از قدرت بوده بنابراین نه تنها حکومت مشرف یک حکومت غیرقانونى است بلکه شخص مشرف به واسطه انجام این کودتا باید محاکمه نیز شود. در آن سو حزب مردم نیز به طور تلویحى معتقد است که مشرف در ترور بى نظیر بوتو دست داشته، بنابراین آنها نیز معتقدند که مشرف باید از قدرت کنار برود. بنابراین این دو حزب به دلیل مشى دموکراتیک خود مخالف حضور یک چهره نظامى در پست ریاست جمهورى هستند و مساله دیگر این که حزب مسلم لیگ شاخه نواز معتقدند که اساسا حکومت مشرف بر اساس یک مکانیزم غیر دموکراتیک شکل گرفته پس در نتیجه حکومت مشرف، مشروعیت ندارد.
موارد ذکر شده بنیادهاى مطرح در این موضوع بودند اما این دو حزب درباره این که مشرف باید به چه قیمتى از کار برکنار شود با هم اختلاف نظر دارند.
مسلم لیگ معتقد است مشرف باید به هر قیمتى از کار برکنار شود، اما حزب مردم حاضر نیست به هر قیمتى مشرف از کار برکنار شود. زیرا هم اکنون حزب مردم قدرت را در دست دارد در نتیجه این حزب هم اکنون یک حزب محافظه کار است و خواهان آن است که مشرف با کاهش اختیارات در قدرت باقى بماند.
دکتر شفیعى در ادامه امکان بروز اختلاف میان حزب مردم و مسلم لیگ شاخه نواز درباره برکنارى مشرف را حتمى دانست و گفت: هم اکنون حزب مسلم لیگ به عنوان یک عامل رادیکال علیه مشرف فعالیت مى کند اما حزب مردم بر اساس ملاحظات موجود عمل مى کند یعنى در تحولات پاکستان اگر کفه ترازو به نفع مشرف سنگینى کرد با مشرف همگام شود و اگر اوضاع به نفع نواز شریف پیش رفت با حزب مسلم لیگ شاخه نواز همراه مى شود. بر همین اساس این حزب هم اکنون در یک موضع صدر و انتظار قرار داشته و خود را براساس اوضاع پاکستان ترسیم مى کند.
دکتر شفیعى در توضیح موضع غرب در قبال وضعیت پاکستان و این که آیا کنار رفتن مشرف از قدرت به کاهش نگرانى هاى غرب در قبال پاکستان کمک مى کند یا خیر گفت: موضع عملگرایانه غرب در مورد پاکستان این است که نظامیان به طور مستقیم و یا غیرمستقیم قدرت را در دست داشته باشند. دلیل این امر آن است که اگر قرار باشد با رادیکالیسم در پاکستان مبارزه شود، اگر قرار باشد پاکستان بتواند نقشى کلیدى در طرح مبارزه با تروریسم ایفا کند و اگر قرار باشد بحران کشمیر با هند حل شود، این نظامیان پاکستان هستند که مى توانند به علت داشتن قدرت در دست، این امور را به سرانجام برسانند. اما در این میان غرب با یک مولفه دیگر در پاکستان مواجه است و آن این که نماد پاکستان باید یک نماد دموکراتیک باشد. ارزش هاى دموکراتیک براى غرب مهم است. بنابراین غرب در عرصه عمل به مشرف تمایل دارد ولى در عرصه نمادین غرب، خواهان حضور احزاب دموکراتیک در قدرت است اما باید این نکته را ذکر کرد که بدون وجود نظامیان در عرصه قدرت پاکستان، سناریوهاى غرب درباره این کشور محقق نمى شود.
از همین رو غرب تلاش مى کند تا میان دو جریان آشتى برقرار کند. یعنى تلاش غرب براى آشتى احزاب سیاسى و نظامیان در پاکستان است. یعنى ائتلافى از نظامیان و سیاسیون در پاکستان شکل بگیرد که بتواند با رادیکالیسم مقابله کند و طرح امریکا براى مبارزه با تروریسم را به خوبى پیاده کند.
این کارشناس ارشد مسایل پاکستان در توضیح اختلافات میان نواز شریف و مشرف و این که بازنده کشمکش هاى اخیر پاکستان کیست، گفت: از لحاظ پایگاه اجتماعى؛ پایگاه اجتماعى نواز شریف بیشتر در میان طبقه صنعتى، تجار و بازرگانان و پایگاه اجتماعى مشرف بیشتر در میان نظامیان است.
مساله دوم، نواز شریف اهل ایالت پنجاب یعنى پرجمعیت ترین منطقه پاکستان و مشرف متعلق به جامعه مهاجرین پاکستان است.
دیدگاه نواز شریف عدم همکارى با امریکا و دیدگاه مشرف همکارى با امریکاست و نکته آخر این که نواز شریف طرفدار یک مشى دموکراتیک در اداره کشور است در حالى که مشرف یک مشى غیر دموکراتیک براى اداره کشور را انتخاب کرده است و این که سیر تحولات پاکستان به نفع کدام یک از این دو شخص خواهد بود باید گفت که سیر تحولات تاریخى پاکستان نشان مى دهد که در پاره اى اوقات نظامیان و در پاره اى دیگر غیرنظامیان قدرت را در این کشور در دست داشته اند و با در نظر گرفتن این موضوع سه سناریو مطرح مى شود اول آنکه: مشرف از قدرت کناره گیرى کند و یک جریان سیاسى متشکل از حزب مسلم لیگ و حزب مردم، رییس جمهور جدید را انتخاب کنند.
دوم: یک کودتاى جدید در پاکستان رخ بدهد که به واسطه آن مشرف از قدرت کنار رود و مانع از به قدرت رسیدن احزاب سیاسى شود.
سناریوى سوم آن که: وضعیت موجود با ائتلاف حزب مردم و مشرف ادامه پیدا کند و جریان اپوزیسیونى در شکل نواز شریف و جریان هاى اسلامى رادیکال شکل بگیرد.
دکتر شفیعى در خصوص نقش حزب مردم، در تحولات اخیر پاکستان گفت: حزب مردم به واسطه دو دلیل بسیار مهم نقش بسیار چشمگیرى در تحولات اخیر پاکستان داشت، اول آن که محیط داخلى پاکستان و محیط بین المللى تا حدى مغایر با حضور نظامیان در قدرت است. یعنى تمایل چندانى بر ادامه حضور مشرف در قدرت وجود نداشته و نیاز به تغییر حکومت در پاکستان به چشم مى خورد.
مساله بعد که متاثر از مساله اول بود این که غرب از میان مشرف، نواز شریف و بى نظیر بوتو، تصمیم گرفت تا بر حزب مردم و شخص بى نظیر بوتو متمرکز شود و ترور بوتو موجب افزایش محبوبیت این حزب در میان مردم پاکستان شد و تعارض میان مشرف و حزب مسلم لیگ شاخه نواز فضا را براى فعالیت بهتر حزب مردم باز کرد.
آقاى دکتر شفیعى در ادامه به موضوع تهدید اخیر حامد کرزاى رییس جمهور افغانستان مبنى بر حمله به مرزهاى پاکستان پرداخت و گفت: مطمئنا این موضوع باعث همبستگى در داخل پاکستان شده و همبستگى در داخل موجب استحکام در سیاست خارجى پاکستان مى شود. آخرین مساله اى که در این گفت وگو به آن پرداخته شد موضوع مذاکرات حزب مردم و حزب مسلم لیگ شاخه نواز براى کنار زدن مشرف و آینده این مذاکرات بود که دکتر شفیعى در توضیح آن گفت: حزب مردم طرفدار وضع موجود است یعنى این حزب خواهان متلاطم شدن اوضاع سیاسى به نحوى که شاهد بروز بى ثباتى در پاکستان باشیم نیست، زیرا حفظ وضع موجود به معناى تداوم حضور حزب مردم در قدرت است بنابراین این حزب تلاش مى کند تا میان حزب مسلم لیگ شاخه نواز و شخص مشرف آشتى برقرار کند و در آخر این که مذاکره حزب مردم با حزب نواز شریف نه براى کنار زدن مشرف بلکه با هدف کاهش اختیارات مشرف در پست ریاست جمهورى است که تحقق این امر موجب افزایش قدرت حزب مردم مى شود. به عبارت دیگر در تحولات پاکستان دعواها را مسلم لیگ مى کند و فواید آن نصیب حزب مردم مى شود.