در سخنان باباجان سه نکته وجود دارد که نیازمند تامل و بررسی است: اولین نکتهای که باباجان به آن اشاره کرده است، گشایش فصل نوین در سیاست خارجی ترکیه است و دومین مورد نیز ایجاد حس بیاعتمادی مردم ترکیه نسبت به اتحادیه اروپا و آخرین نکته هم بهبود مناسبات با کشوری مانند ارمنستان است که روابط ترکیه با این کشور، سالهاست که بر سر ماجرای قتل عام ارامنه در دوران عثمانی، سرد و تا حدودی منجمد است.
هر چند آثار و نشانههای زیادی وجود دارد که نشان از شکلگیری نوعی رویکرد در سیاست خارجی ترکیه دارد، اما این نشانهها تا پیش از اعلام رسمی آن از سوی وزیر امور خارجه این کشور، تنها در حد گمانه زنی و پیش بینیبود اما اینک و بر مبنای سخنان باباجان، مستنداً به نظر میرسد که آنکارا تحرکات گستردهای را برای پیشبرد دیپلماسی نوین منطقهای و فرامنطقهای خود آغاز کرده است که این موضوع، نشان از تغییر و یا تحول درسیاست خارجی این کشور دارد.
از میانجی گریهای منطقهای گرفته تا مشارکت در اتحادیههای بزرگ بینالمللی و حضور در مجامع جهانی، همگی نشان از تلاش ترکیه در رویکرد جدید سیاست خارجی این کشور دارد، به خصوص این که به نظر میرسد آنکارا این تلاشها را به نوعی برای خود یک ماموریت تعریف شده قلمداد میکند.
تلاش برای رفع مسائل مربوط به قبرس و به تبع آن، گام برداشتن برای نزدیکی با یونان و به تازگی نیز موضوع بهدست گرفتن ابتکار عمل برای آشتی با ارمنستان از جمله نشانههای دیگر رویکرد اخیر آنکارا در سیاست خارجی ترکیه است.
چرا در این مقطع؟
اما به راستی چه اتفاقی در ترکیه رخ داده که این کشور قصد دارد به سرعت، نه تنها اهم مشکلات منطقهای خودرا مرتفع کند، بلکه به چارهاندیشی و وساطت میان کشورهای دیگر افتاده است و چرا دستگاه دیپلماسی ترکیهمقطع کنونی را که دولت آنکارا در مسائل داخلی گرفتار برخی ناملایمات سیاسی است، برای رویکرد سیاستخارجی خود انتخاب کرده است ؟ پاسخ به این پرسش گرچه بسیار سخت و پیچیده است، اما اگر در حدانتظارات و مقدورات رسانهای بتوان جوابی برای آن یافت، میتوان روند جایگیری ترکیه را در مناسباتمنطقهای و بخصوص نقش این کشور را در تحولات آینده خاورمیانه به عنوان یکی از بازیگران اصلی آن، تعیینکرد.
آیا ترکیه به دنبال احیای اقتدار دوران عثمانی است؟
ترکیه از گذشتههای دور، یکی از موثرترین کشورها در تعیین سیاستهای راهبردی منطقهای بوده است.
این کشور در زمانی نه چندان دور، یکی از مقتدرترین امپراتوریهای جهان را در دوران عثمانیها در خود جای داده بود.
شاید به دلیل همین پیشینه است که امروزه نیز طیف گستردهای از سیاستمداران و حتی روشنفکران ترکیه بهدنبال احیای اقتدار دوران عثمانی تحت نام واندیشه نئوعثمانیسم هستند و تلاشهای ترکیه را در منطقه، در راستای احیای اقتدار عثمانیها ارزیابی میکنند.
اما شواهد و دلایل زیادی وجود دارد که این نظریه را مخدوش میسازد و ماهیت وجودی آن را به عنوان یکساختار سیاسی و اجتماعی زیر سؤال میبرد.
دو عنصر بسیار قوی در ترکیه وجود دارد که مانع از شکلگیری اندیشه نئوعثمانیسم در این کشور میشود که موضوع اول دین و موضوع دوم نیز ملیت است.
هر دو عنصر یاد شده، به نوعی در عصر حاضر، براساس ساختار جوامع مرتبط با آنها دچار دگرگونی شدهاند و نمیتوان بدون درنظر گرفتن تغییرات جوامع کارکرد این دو عنصر را در بطن جامعه هدف تضمین کرد.
اما به نظر میرسد مروجان اندیشه نئوعثمانیسم، فارغ از این دو عنصر، به دنبال عنصر سومی هستند که در دوران عثمانی بسیار کارآمد بود و آن هم موضوع اقتدار است.
هر چند سیاستمداران ترکیه به خوبی دریافتهاند که در قرن حاضر، معنای اقتدار نیز به کلی تغییر یافته و نمیتوانآن را با اقتدار قدیم مقایسه کرد.
بنابراین فرضیهای که مطرح میشود، ترکیه در حال حاضر به دنبال یافتن گمشدهای به نام اقتدار، آن هم به سبک دوران عثمانی است که به نظر میرسد بیاساس باشد.
اتحادیه اروپا، آرمان یا ابزار؟
موضوع پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا سالهاست که مطرح شده و این کشوربه همین دلیل تمام سعی و تلاش خود را برای پیوستن به این همگرایی منطقهای به کار بسته است.
ترکیه در راه پیوستن به اتحادیه اروپا تقریبا همه کار کرده است.
بسیاری از ساختارها و قوانین این کشور در روند عضویت در اتحادیه اروپا دستخوش تغییر شدهاند و اینتغییرات به حدی بوده که حتی فرهنگ عموم مردم را هم تغییر داده است.
بسیاری از گردشگران و کسانی که سفرهای متعددی را در سالهای اخیر به ترکیه داشتند، به خوبی این تغییر راحس کردهاند.
به همین دلیل به نظر میرسد پیوستن به اتحادیه اروپا و یا به عبارت سادهتر، اروپایی شدن، جزیی از آرمانهای عمومی شده است که البته دستگاه عظیم تبلیغاتی این کشور نیز در ترویج این آرمانگرایی در جامعه به اندازه یک رسانه وظیفهشناس تاکنون کوتاهی نکرده است!
اما در آن روی سکه، به نظر میرسد اروپاییان به گونهای دیگر میاندیشند؛ بهطوری که نه تنها پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا را آرمان تلقی نمیکنند، بلکه علاوه بر سنگاندازی در روند این عضویت، برخی از آنها از این اشتیاق به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکنند.
با نگاهی عمیقتر میتوان دریافت که آنکارا فارغ از این دو موضوع، رویکرد جدید سیاست خارجی را در دستور کار خود قرار داده است.
چرا که اگر اینگونه نبود، آنکارا پیش از اینها میبایست دستکم درباره بعضی از موارد، از جمله موضوع ارمنستان و قبرس، توصیه اروپاییان را عملی میکرد. به همین دلیل است که نمیتوان رویکرد سیاست خارجی ترکیه را حداقل در شرایط کنونی، ناشی از روند عضویت این کشور در اتحادیه اروپا ارزیابی کرد.
آنکارا و سیاست درهای باز
بنابراین، تنها موضوعی که باقی میماند این است که آنکارا پس از اتخاذ سیاست درهای باز که مقدمات آن از سال 1980 و در پی کودتای نظامی در این کشور پیریزی شد و دو سال بعد از کودتا، با روی کار آمدن <تورگوت اوزال> کلنگ آن بر زمین خورد، تلاش گستردهای را برای بازسازی اقتصاد خود آغاز کرد و ادامه این روند، مسیر سیاست خارجی این کشور را به خصوص با بزرگترین همپیمانش یعنی آمریکا، وارد دور تازهای کرد.
ترکیه در سالهای اخیر تلاش بسیاری را انجام داده است تا براساس متغیرهای سیاسی و اقتصادی مدنظرایالات متحده برنامههای خود را تنظیم کند.
براین اساس قبل از آنکه این سؤال را مطرح کنیم که در ترکیه چه اتفاقی رخ داده، باید دید که در آن سوی کره خاکی چه اتفاقاتی در شرف تکوین است.
همانگونه که ذکر شد، ترکیه سالهاست که وارد مسیری شده که تقریبا بازگشت از آن، اگر نگوییم غیرممکن، اما بسیار دشوار است.
اصلاحاتی را که این کشور به خصوص در بخشهای اقتصادی خود انجام داده، ترکیه را در زمره کشورهای موفق بازارهای جهانی در مهار تورم و استفاده بهینه از منابع و امکانات موجود قرار داده است و به همین دلیل، سیاستهای این کشور نیز در راستای تقویت نظام مبتنی بر اقتصاد آزاد تعیین و اجرا میشود.
ترکیه تلاش میکند برای پیشبرد اهداف بلندپروازانهاش، در مرحله نخست، کمربند حضور خود را در منطقه خاورمیانه، آسیای میانه، قفقاز و جنوب غرب آسیا تکمیل کند.
اگر این تحلیل درست باشد، در آن صورت رویکرد سیاست خارجی ترکیه را به رغم تمام مشکلات و مسائل موجود، باید امری ضروری و اجتنابناپذیر دانست.
امری که امروزه نشانههای آن به وضوح مشخص شده و در آیندهای نه چندان دور نیز نشانههای آن وضوح بیشتری خواهد داشت.