اسماعیل همدانلو
سیر زندگی بشر با دستیابی او به نیروی بخار و انرژی برق تحول شگرفی پیدا کرد و دگرگون شد. تحولات بعدی پی در پی در بخشی از کره زمین که استعدادهای نهفته شکوفا میشد شکل گرفت و این تحولات جهان و مردم آن را به دو بخش توسعه یافته و تقسیم کرد. توسعه یافتهها و بهرهگیری از آثار به وجود آمده از بخار و برق غنیتر شدند و سایر کشورها را با دگرگونیهایی که در شیوه زندگی و تولید ایجاد کردند به دنبال خود کشیدند و این جریان همچنان ادامه دارد. غرب دیروز با تکنولوژی تولید و امروز با تکنولوژی اطلاعات (IT:INFORMATON TECHNOLOGY) و مدیریت بر آن جهان را اداره میکند.
تکنولوژی چیست؟ تکنولوژی عبارتست از ابزارها، مکانیزمها و فرآیندهای که با پردازش ورودیها در قالب خروجیها، قابلیتهای فردی و اجتماعی و سازمانی را افزایش میدهد. با استفاده از تکنولوژی، بهرهوری عوامل تولید و میزان تولید افزایش یافته و بهای تمام شده کالا و خدمات کاهش مییابد. صرفهجوییهای قابل ملاحظهای در عوامل تولید ایجاد میشود. دنیای امروز، دنیایی با مزیتهای نسبی و رقابتی است. تکنولوژی اطلاعات مکمل تکنولوژی تولید است. گسترش اینترنت و قابل دسترس بودن انواع اطلاعات و مبادله سریع آن، امروز قدرت و تسلط و حاکمیت ایجاد کرده است. توسعه IT و توان بکارگیری آن در رسیدن به اهداف استراتژیک اهمیت زیادی یافته است. مدیریت تکنولوژی اعم از اطلاعات یا تولید نمودار ارزشمند دانش بشری است و با روندی که در دهههای اخیر داشته برای آینده نزدیک تحولات شگرفی را نوید میدهد. آن چه در سه دهه پیش غیر قابل تصور بود امروز عملیاتی شده و آن چه امروز غیر قبال تصور دیده میشود با بهرهگیری از IT در آیندهای نزدیک عملیاتی خواهد شد و این در حالیست که گفته میشود باهوشترین و خلاقترین آدمها کمتر از درصد از ظرفیت ذهنی و فکری و مغزی خود بهره گرفتهاند. حیات و آسایش ملتها به تولید بستگی دارد. دیروز رشد و توسعه تولید مدنظر و هر چه تولید میشد به نحوی مصرف میشد. امروز تولید در زمان کوتاه با مواد کم، هزینه پایین، با کیفیت بالا و قابل رقابت در بازارهای جهانی مطرح است. بازار امروز هر تولید را پذیرا نیست.
تکنولوژی اطلاعات فرهنگی جدیدی در امر تولید ایجاد کرده است. خارج سازی رقبا از بازار و گرفتن سهم بازار دیگران نمونهای از فرهنگ جدید است. تکنولوژی اطلاعات محیطی را فراهم میآورد که به جای رضایت مشتری، مشتری سایزی میشود. اما باید توجه داشت پدیده IT برای کشورهای توسعه نیافته یا در حال توسعه یا کمتر توسعه یافته یک پدیده وارداتی است و هر وارداتی که توان داخل را همسنگ و همراه نداشته باشد وابستگی را در بطن خود میپروراند. آن چه مسلم است کشورهای توسعه نیافته زیر ساختها و مهارتها و نیروی انسانی لازم برای جذب و بهرهگیری از تکنولوژی را یا ندارند یا کم دارند و لذا سختافزار تکنولوژی را وارد میکنند ولی نرمافزار و مغز افزار لازم از جمله فرهنگ کاری، مهارت سازی، دانش فنی، احساس نیاز به تحقق و پژوهش واقعی، تطبیق دروش نظری و علمی مدرسه و دانشگاه متناسب با نیاز تکنولوژی واردات را کم دارند و بازدارنده تکنولوژی وارداتی مدنظر قرار نمیگیرد و لذا با گذشت زمان هم سختافزارها و هم نرمافزارها و صادرکنندگان تکنولوژی عقب میماند. آن چه این کسری و عقبماندگی را میتواند جبران کند مدیریت تکنولوژی و گسترش مهارتهای ذهنی، خلاقیتها و اندیشه سازیهاست. امروز مدیریت بیش از پیش پایه اصلی حضور و ظهور در عرصه بینالمللی است.
مادام که مدیریت به عنوان یک علم پذیرفته نشود پایه حضور و ظهور با مشکل روبرو خواهد بود. بکارگیری مناسب و متناسب امکانات، تجهیزات، مواد، فکر و اندیشه، نیروی انسانی و همه و همه با مدیریت شایسته و لایق و توانمند میسر میگردد. جهان توسعه نیافته یا در حال توسعه اغلب با مدیریت سنتی دست به گریبان است و لذا از فرصتها استفاده بهینه نمیشود و گاهی فرصتها به هدر میرود. شکافی که در جهان بین کشورهای واردکننده تکنولوژی بدون زمینهسازی ایجاد میشود روز به روز عمیقتر میگردد. تلاش کشورهای در حال توسعه و گیرنده تکنولوژی با سرعتی کمتر از سرعت تولیدکنندگان تکنولوژی است و این در حالی است که دنیای پیشرفته امروز مدیریت نوآوری، با خلق و توسعه ایدههای نو در ارتباط است، در صورتی که مدیریت تکنولوژی بر تحصیل و به کارگیری نوآورهای موجود متمرکز است؛ فرآیند نوآوری تکنولوژی پیچیده است و با مدیریت سنتی رایج در کشورهای گیرنده تکنولوژی سازگاری ندارد. به بیان دیگر ساختار سازمانی، ترکیب نیروی انسانی، فرهنگ سازمانی و تکنولوژی باید هماهنگی داشته باشد. با ورود تکنولوژی و ادامه ساختارهای سنتی عملاً ناهمگونی به نفع ساختار و به ضرر تکنولوژی شکل میگیرد و تکنولوژی از بهرهدهی باز میماند. بنابراین، سیستمهای ارتباطی کارکنان با خود مدیران، آموزشهای فنی و کاربردی، چگونگی گزینش، به کارگیری و اشتغال کارکنان، مسوولیتپذیری و پاسخگو بودن مدیران و مدیریتها در قبال آحاد مردم و جامعه، تشریک مساعی و کار دسته جمعی و هم هدف بودن افراد یک سازمان در انتقال و جذب و بهرهگیری مناسب از تکنولوژی موثر است. امید که این وفاق حاصل شود.