تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۵۳۵۷۵

 سرگه بارسقیان
دو روز پیش از آنکه امام خمینی(ره) نجف را به مقصد پاریس ترک کنند طاهری خرم‌آبادی به نمایندگی از روحانیون بلند‌پایه انقلابی پوشه‌ای را به نجف می‌برد تا با ارائه آن به بنیانگذار انقلاب نظر وی را جویا شود. طاهری خرم‌آبادی به همراه سیدحسن طاهری به علت تاخیر در صدور برگه عبوری به عراق نتوانست با امام خمینی بحث مفصلی درباره برنامه تازه روحانیون در تهران داشته باشد تا اینکه سید‌محمد حسینی‌بهشتی از روحانیون سرشناس به پاریس رفت تا با امام خمینی دیدار و گفت‌وگو کرده و خواستار موافقت پایه‌گذار انقلاب با خواست انقلابیون شود. «پوشه» حاوی اساسنامه حزب جدیدی بود که از سوی مبارزین روحانی تدوین شده بود و بایستی تائید به امام را با تاسیس آن کسب می‌کردند. امام در گفت‌وگو با دکتر بهشتی در پاریس به شرطی با تاسیس حزب موافقت کردند که موسسان را از واجبات روزمره انقلاب باز ندارد. بلافاصله پس از ورود امام خمینی به ایران در 12 بهمن 57 اکبر هاشمی رفسنجانی یکی دیگر از موسسان حزب به گفت‌وگو با امام می‌نشیند تا از نظر نهایی ایشان درباره تاسیس حزب مطلع شود.
حزب یک ضرورت است
«ایشان موافق نبودند.» این خبری بود که رفسنجانی به همر‌زمان خود داد. تا اینکه رفسنجانی دیگر بار نزد امام رفت تا این بار اقناع وی موافقت ایشان با تشکیل حزب را کسب کند. «دولت که تشکیل شد من خودم پیش امام رفتم و گفت‌وگوی صریحی با امام کردم و گفتم بالاخره تا به حال ما مبارزه می‌کردیم، اما از این به بعد مسئول اداره کشوریم. در اولین قدم شما دیدید که یک حزب کوچک توفیق پیدا کرد که دولت درست کند، اگر اینها نبودند، شما حتما مشکلتان بیشتر بود. به علاوه می‌بینید که احزاب چگونه فعال هستند؛ بخشی از قلمرو در جامعه را اینها دارند پر می‌کنند. ما هیچ جا نیستیم، در حالی که همه جا هستیم. معلوم است که حزب در شرایط مسئولیت اداره کشور یک ضرورت است. به هر حال گفتم که روحانیت الان انسجامی که شما فکر می‌کنید حتی در این شرایط ندارد، هر چه پیش برویم بدتر می‌شود. ما تشکیلات می‌خواهیم. ایشان پذیرفتند و گفتند که حزب را تشکیل بدهید.»(1) امام خمینی با شناخت و اعتمادی که به پنج نفر از موسسین حزب داشت در نهایت با اعلام موجودیت آن موافقت کرد و یک هفته پس از پیروزی انقلاب، نخستین حزب دوره جمهوری اسلامی وارد عرصه سیاسی کشور شد. حضرات آیات دکتر محمد‌ حسینی‌بهشتی، سید‌علی خامنه‌ای، سید کریم موسوی اردبیلی و محمد‌جواد با‌هنر و اکبر هاشمی رفسنجانی پنج عضو موسس حزب بودند که به اتفاق جمعی از اساتید و دانشگاهیان، اصناف و بازاریان و سایر اقشار اجتماعی بنیان‌های این تشکیلات اسلامی ـ انقلابی را پایه‌ریزی کردند. این پنج تن گرچه سابقه فعالیت در کمیته روحانیت هیات‌های موتلفه اسلامی و جامعه روحانیت مبارز را داشتند حزبی بنا نهادند که علاوه بر روحانیون چهره‌های مبارز سیاسی و اجتماعی را در قالب تشکیلاتی گرد هم آوردند که در وهله اول هدف پاسداری از دستاوردهای انقلاب و تجمیع نیروها جهت حراست از بنیان‌های انقلاب را پیگیری کند. محمد‌صادق اسلامی، حسن آیت، سیدکاظم موسوی‌بجنوردی، اسدالله بادامچیان، خانم بنکدار، عبدالله جاسبی، حسن حسنی اجاره‌دار، غلامعلی حداد‌عادل، علی درخشان، محمد‌حسین زورق، سید‌رضا زواره‌ای، ابوالقاسم سرحدی‌زاده، عباس شیبانی، حبیب‌الله عسگر‌اولادی، حسن عباسپور، حسن غفوری‌فرد، جلال‌الدین‌فارسی، فرزاد رهبری، سید محمود کاشانی، علیرضا محجوب، جواد مالکی، میر‌حسین موسوی، مصطفی میر سلیم، مسیح مهاجری، محمد هاشمی و مهدی عراقی اعضای شورای مرکزی اولیه حزب بودند و آنچنانکه از نام آنها بر‌می‌آید ترکیبی است از احزاب موتلفه اسلامی، جامعه روحانیت مبارز، ملل اسلامی و دیگر احزاب.
دغدغه 25 ساله
نمود کلیت مواضع حزب را باید در نام آن کاوید: «حزب جمهوری اسلامی». این نامی بود که مدت‌ها قبل از تشکیل آن انتخاب شده بود. محمد‌جواد باهنر درباره وجه تسمیه حزب می‌گوید: «اگر ایدئولوژی و راه حزب و مواضع حزب برخلاف جمهوری اسلامی بود و بعد از این اصطلاح استفاده می‌کرد این سوء‌استفاده بود، ولی وقتی ایدئولوژی و مواضع آن درست در بطن جمهوری اسلامی است چرا از این اصطلاح استفاده نکنند»(2) در اساسنامه حزب تصریح شده بود که حزب تشکیلاتی است عقیدتی سیاسی و معتقد به ولایت فقیه و ملتزم به قانون اساسی جمهوری اسلامی که برای هدایت و سازماندهی نیروهای مسلح با ایمان در جهت نیل به اهداف والای اسلامی تشکیل شده است.(3) بهشتی درباره زمینه‌های شکل‌گیری حزب جمهوری اسلامی گفته بود: «خود من از سال‌ها پیش در فکر ایجاد یک حزب و جمعیت سیاسی اسلامی بودم، بخصوص پس از کودتای 28 مرداد 1332… وقتی که نهضت آزادی تشکیل شد با خوشحالی از این خبر استقبال کردم و وقتی در اساسنامه از اسلام به عنوان یک مکتب و از نهضت آزادی تشکیل شد با خوشحالی از این خبر استقبال کردم و وقتی در اساسنامه از اسلام به عنوان یک مکتب و از نهضت آزادی به عنوان یک حزب اسلامی تمام‌عیار یاد نشده بود به دوستان بنیانگذار نهضت آزادی انتقاد کردم و گفتم که این حزب مکتبی نیست. اسمش را هم گذاشته‌اید نهضت آزادی، آزادی همه اسلام نیست… در پنج سالی که در آلمان بودم برای متشکل کردن دانشجویان مسلمان بر پایه اسلام با همکاری برادران و خواهرانی که آنجا بودند اتحادیه دانشجویان مسلمان گروه پاسداران بوجود آمد ولی چون به ایران آمدم عملی نشد… تابستان سال 56 که با چند تن از دوستانمان به فکر ایجاد یک ملت روحانی متشکل افتادیم… اوایل 57 بود که با بعضی از دوستان جلساتی برای تهیه مرامنامه و اساسنامه تشکیل دادیم.»(4) دبیر کل حزب جمهوری اسلامی درباره ضرورت و نیاز به ایجاد حزب معتقد بود برای تداوم انقلاب نیاز به مدیریت، برنامه‌ریزی در ابعاد مختلف، تربیت نیروهای ساخته شده و کار‌آمد و همفکر بر مبنای ایدئولوژی اسلامی است. بنیانگذاران حزب جمهوری اسلامی با اشاره به «اثرات مثبت تشکل‌های اسلامی همچون موتلفه‌ اسلامی» و مرز‌بندی ایدئولوژیک با احزابی چون نهضت آزادی و سازمان مجاهدین خلق یکی از فراگیرترین تشکیلات سیاسی، تاریخ معاصر را تاسیس کردند که نقش عمده‌ای در تحولات سال‌های نخستین انقلاب و پس از آن داشت.