فرزان شهیدی
اظهارات مکرر رییس جمهور کشورمان دکتر محمود احمدی نژاد، علیه رژیم صهیونیستی و به چالش کشیدن مشروعیت آن، واکنش های مختلفی را در سطح داخلی و منطقه ای و بین المللی در پی داشته است. احمدی نژاد دقیقا همان شیوه اسراییل را در تهدید مخالفان خود به کار گرفته است، یعنی سخن گفتن از موضع قدرت، با این تفاوت که احمدی نژاد از نقطه ضعف بزرگ این رژیم یعنی هویت جعلی و غاصبانه این رژیم و افشاگری آن درمنظر افکار عمومی هم بهره برده است.
غالب واکنش های خارجی ناظر به محکومیت سخنان احمدی نژاد است، چون در هر حال اسراییل به رغم گذشته سیاه و سیاست های نژادپرستانه و اقدامات غاصبانه، به عنوان یک رژیم رسمی در مجامع بین المللی شناسایی شده است و از حمایت بی دریغ قدرت های بزرگ به ویژه ایالات متحده آمریکا برخوردار است.
اعتراضات برخی محافل داخلی نسبت به تصریحات احمدی نژاد نیز از این نکته منشا می یابد که برانگیختن راهبردهای اعتقادی و انقلابی با لحن تهدیدآمیز، آن هم از زبان رییس قوه مجریه محملی برای توجیه ندارد، خصوصا آن که جمهوری اسلامی ایران در دوره های گذشته تلاش های زیادی در جهت تنش زدایی در سطح بین المللی انجام داده است و حتی در مقطعی وزارت خارجه رسما اعلام کرد، ایران اقدام عملی برای مقابله با اسراییل صورت نمی دهد. از سویی جمهوری اسلامی درگیر موضوعات حساسی چون پرونده هسته ای است که مستلزم هضم بیشتر در عرصه دیپلماسی و عدم ارائه بهانه به اطراف مقابل می باشد. نگرانی از تحریم خارجی و رکود شاخصه های اقتصادی در داخل نیز از جمله دلایلی است که منتقدان سخنان احمدی نژاد به آن استناد می کنند.
اما در مقابل، استدلال موافقان حاکی از آن است که احمدی نژاد حرف تازه ای نزده است و تنها استراتژی جاودانه امام راحل (ره) را بازگو کرده و چنین اظهاراتی به تعبیر وزیر خارجه لزوما دال بر اقدام عملی نیست، ضمن آن که ایران برای احقاق حقوق مسلم خود افزون بر دیپلماسی فعال، گاه نیاز به موضعگیری از سرقدرت دارد، چرا که طرف های مقابل در همین روند سیر می کنند و به ویژه اسراییل که خود یک رژیم هسته ای است از تهدید ایران و هم پیمانان منطقه ای آن ابایی ندارد. از طرفی این گونه سخنان نوعی محک زدن به مواضع جهانی و واکنش دشمنان محسوب می شود و جنجال برخاسته از تصریحات احمدی نژاد به تعبیر رهبر معظم انقلاب بیش از هر چیز نشان از قدرت جمهوری اسلامی ایران دارد.
صرف نظر از واکنش های داخلی در ایران، بازتاب تهدیدات احمدی نژاد در داخل اسراییل شایان توجه است. سخنان رییس جمهور در کنگره جهان بدون صهیونیسم و نیز پیشنهاد اسکان یهود در اروپا به شدت نگرانی سردمداران تل آویو را برانگیخت تا جایی که تهدید به حمله نظامی علیه ایران کرده اند. البته در کنار مواضع خشونت آمیز که برخاسته از دستپاچگی و احساس خطر می باشد، برخی مواضع معتدل و انفعالی نیز به چشم می خورد که در مجموع حاکی از ضرورت نرمش اسراییل در مسایل منطقه ای و حل نزاع با اطراف درگیر و حتی بازنگری در راهبرد هسته ای این رژیم است.
«عوزی بنزیمان» سردبیر روزنامه «هاآرتص» که روزنامه رسمی رژیم صهیونیستی محسوب می شود در مقاله ای با عنوان تهدیدات احمدی نژاد (مورخه 14/12/2005)، ضمن اشاره به سنت شکنی «مناخیم بگین» و امضای توافق «کمپ دیوید» در سال 1979 می گوید: بگین در آن زمان دوراندیشی به خرج داد و با آنکه کابینه ای راستگرا و آکنده از ژنرال های کهنه کار و جنگ طلب همچون «موشه دایان» و «عایزر وایزمن» و «آریل شارون» داشت و خود نیز معتقد بود اعراب جز زبان زور نمی فهمند، با این حال به سوی میز مذاکرات رفت. وی می افزاید: بگین بیست و هشت سال پیش با امضای پیمان کمپ دیوید به رغم چالش های داخلی، چهره اسراییل را در صحنه بین الملل ترمیم کرد. اکنون نیز اسراییل که دارای یک چهره هسته ای با قدمت چهل ساله است، نیاز به بازسازی دارد، تا تعاملات خود را در سطح جهان و منطقه به آسانی به پیش برد. این تصویر از اسراییل هسته ای نباید صبغه ای تهاجمی یافته و حتی در درگیری نهایی به آن اندیشیده شود.
«بنزیمان» در ادامه به شدت از تهدیدات احمدی نژاد اظهار نگرانی کرده و می نویسد: اکنون رییس جمهور ایران محمود احمدی نژاد به میدان آمده و درصدد شکستن نماد هسته ای اسراییل است. او به جهان اسلام پیشنهاد می کند با قدرت هسته ای اسراییل باید مقابله به مثل کرد! احمدی نژاد با نام اسلام به نابودی اسراییل فرامی خواند و آن را لکه ننگی در نقشه گیتی می خواند و مشروعیت آن را زیر سؤال می برد!
سردبیرها آرتص می افزاید: این رویکرد عمیق و اعتقادی می رود تا تبدیل به یک برنامه سیاسی شود و چه بسا پس از مدتی به یک طرح عملیاتی تبدیل شده و کیان اسراییل را مورد تهدید و نابودی قرار دهد. هیچ کشوری در جهان موجودیت و مشروعیت کشور دیگری را زیر سوال نمی برد. رویکرد ایران نسبت به اسراییل تنها برخاسته از اختلافات ارضی و مرزی و یا گرایش های قومی نیست، بلکه منشا دینی و اعتقادی دارد. به نظر احمدی نژاد یهود حق حیات ندارد و یا حداقل در جهان اسلام چنین حقی ندارد.
بنزیمان درباره اظهارات رییس جمهور ایران دو رهیافت پیشنهاد می کند: یکی آن که سخنان وی را چندان جدی نگرفته و آن را به حساب ادبیات حماسی و انقلابی این کشور بگذاریم و احمدی نژاد که تازه به عرصه ریاست راه یافته و تجربه زیادی در سیاست و دیپلماسی ندارد، با صراحت لهجه به تکرار شعارهای ابتدای انقلاب ایران پرداخته است و مواضع او لزوما نمایانگر آرای همه ایرانیان نمی باشد.
اما رهیافت دوم قائل به آن است که نباید سخنان احمدی نژاد را کوچک شمرد، چرا که این سخنان بیانگر موضع رسمی حاکمیت ایران است که سران جمهوری اسلامی پای آن ایستاده و حاضرند در صحنه بین الملل بر سر آن مبارزه کنند. بنزیمان در پایان مقاله خود توصیه می کند اسراییل در هر حال باید اظهارات احمدی نژاد را جدی بگیرد و برای کاستن این تهدیدات بهتر است به ادامه روند سازش با فلسطینیان و حل منازعات خود با سوریه روی آورد. چون صرف توانمندی ایران جهت دستیابی به موازنه هسته ای با اسراییل رعب آور است و جایگاه اسراییل را در منطقه به شدت تنزل می دهد. اگر اسراییل از بار اشغالگری و بحران های پیرامونی خود رها شود، در مواجهه با ایران که کیان آن را تهدید می کند، توان بیشتری خواهد یافت و ممکن است جنگ داوود با جالوت دگر بار در تاریخ تکرار شود! (البته قیاس مع الفارق سردبیر هاآرتص جای شگفتی دارد چرا که حتی یهودیان قائل به آن نیستند که داود پیامبر غاصب و یا نژادپرست بوده و بی گناهان را به کام مرگ می افکنده است!)
انتشار چنین مقالاتی در کنار مواضع برخی چپگرایان اسراییل، هر چند با موضع رسمی دولت راستگرای این رژیم در تعارض است، اما نشان از آن دارد که تهدیدات احمدی نژاد اوضاع داخلی این رژیم را برآشفته است و چه بسا انتخابات آتی اسراییل را تحت الشعاع قرار دهد. مقولاتی چون امنیت، روند سازش و نیز موضوع هسته ای می رود تا بار دیگر مورد مناقشه جدی سیاست مداران و نظریه پردازان اسراییل قرار گیرد.
البته جامعه بین الملل به پیشنهادهای احمدی نژاد وقعی نخواهد نهاد، اما حداقل آن است که چنین سخنانی وجدان خفته جهانیان را دگربار به آرمان فلسطین و حقوق برباد رفته این ملت مظلوم توجه داده و چه بسا دشمنان را وادار به بازنگری درمعادلات خود در قبال ایران و قضیه فلسطین و دیگر مسایل منطقه ای کند.