تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۵۳۸۹۱
گفت‌وگو با خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس
مهدی محمدی - جمیل ظاهری مقدمه: ما را با اینان چه نسبتی است؛ این روزها خیلی ها این سؤال را می پرسند . ما را به فلسطین چه کار؟ چرا برای خودمان دشمن و دردسر درست می کنیم؟ واقعاً آیا رفتار ما شبیه دستمال بستن به آن سری نیست که درد نمی کرد؟ برای همه این فرصت فراهم نمی شود. اما پاسخ همه این سؤال ها فقط یک «دیدار» است. دیدار با یکی از مجاهدان فلسطینی و لبنانی و لختی سخن گفتن با او. آن وقت معلوم خواهد شد که اینان گاه از ما به خودمان نزدیکترند. مردانx که نور ایمان از چهره هاشان و قوت توکل از فحوای کلامشان پیداست. آنها در جبهه ای می جنگند که به راستی ما باید می جنگیدیم (و مگر نمی جنگیم؟) روزی هم اگر آنها به هر دلیل عرصه را خالی کنند و دشمن پیش روی خود را خالی ببیند، دشمن در تاختن به جانب ما لحظه ای تردید نخواهد کرد. وقتی یک مجاهد لبنانی یا فلسطینی را ببینی و فرصت داشته باشی که خوب در چهره اش بنگری و در کلامش دقیق شوی، هیچ جایی برای مناقشه در این موضوع باقی نمی ماند که میان ما نسبتی و پیوندی هست که فراموش نمی تواند و نخواهد شد. منتها با یک تفاوت، یک نگاه به حال و روز خودت می کنی و نگاهی به او، و بعد از خودت می پرسی واقعاً چقدر ساده دل و نادانند آنها که خیال می کنند، این جوانان، پشتشان به ما گرم است. یک برخورد نزدیک به خوبی نشان خواهد داد که وضعیت درست چیز دیگری است: ما باید به آنها پشتگرم باشیم نه آنها به ما. «خالد مشعل» رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس در هفته اول دی ماه چند روزی تهران بود. می گفتند گرفتار است و درخواست مصاحبه نمی پذیرد. گفتیم امتحانش که ضرر ندارد، شاید این بار هم نام کیهان مثل خیلی موارد دیگر اوضاع را دگرگون کند. بالاخره نسبتی هست میان ما... و پذیرفت. دو ساعتی با اشتیاق گفتیم و شنیدیم که آن مقدارش را که نوشتنی بود خواهید خواند. وقتی به محل اقامتش رسیدیم، حدود 11 صبح بود. یک گوشه نشستیم. خیلی طول نکشید که آمد. سلام و علیکی و بعد به نماز ایستاد. مانده بودیم که این چه نمازی است ساعت 11 صبح. تمام که شد پرسیدیم. گفتند آقای مشعل، خیلی کارهای مستحب را به خود واجب کرده؛ این هم یکی از آنهاست.

* عوامل و انگیزه های پذیرش آتش بس از سوی گروههای فلسطینی چیست؟ و آیا دو طرف پایبند آین آتش بس بوده اند یا خیر؟
** در آغاز از اینکه در جمهوری اسلامی ایران هستم و با شما ملاقات می کنم بسیار خرسندم و از طریق این روزنامه و رسانه گسترده و مهم، سلام ویژه خود را به ملت عزیز و مسلمان و سرافراز ایران که افتخار همه ما هستند، تقدیم می کنم.ملتی که همواره مدافع راستین ملت های عرب و مسلمان بوده و هست.
حماس به آتش بس به عنوان یک اقدام تاکتیکی و ضروری و در چهارچوب مقاومت اشغالگران و نه کنار گذاشتن آن نگاه کرده و به آن اقدام نمود.آتش بس یک اقدام تاکتیکی برای اداره مبارزه با رژیم اشغالگر قدس است نه خارج شدن از راه و مسیر مقاومت ؛چرا که مقاومت برای ما یک روند استراتژیک برای ادامه مبارزه در برابر اشغالگران است. از دید ما مقاومت تنها راه صحیح بازگرداندن حقوق مشروع مردم ستم دیده فلسطین به آنهاست. علاوه بر آن مقاومت یک تکلیف شرعی است و جای هیچگونه عقب نشینی از آن به هیچ وجه وجود ندارد. عامل مهم پذیرش آتش بس ورود ما به مرحله پس از یاسر عرفات بود و اینکه صهیونیست ها در آن زمان تلاش می کردند تا میان گروه ها و نیروهای مبارز فلسطینی یک درگیری نظامی و کشتار راه بیاندازند. همچنین فشارهای خارجی شدیدی بر مقاومت وارد می شد و برای اینکه در تنگنا و یا به اصطلاح در گردن شیشه گیر نکنیم دست به این اقدام زده و با آن موافقت کردیم.در واقع با این کار می خواستیم در کمین نقشه های شوم آمریکا و رژیم صهیونیستی نیفتیم. لذا بر آن شدیم تا اول- با قبول آتش بس از این تنگنا به در آمده و از رویارویی میان گروههای فلسطینی و ایجاد یک درگیری داخلی که خواسته صهیونیست هاست خارج شویم.
دوم- این آتش بس یک آزمایش جدیدی بود برای روند سازش و وعده وعیدها و پیشنهادهایی که از همه طرف بر سر ملت فلسطین در این راستا سرازیر شده بود. در این تبلیغات گفته می شد پس از مرگ یاسر عرفات ملت فلسطین به خیلی از آنچه به او وعده داده شده بود، خواهد رسید. علی رغم اینکه ما همواره بر دروغین بودن همه این ادعاها و وعده وعیدها از ابتدا واقف بودیم ولی با قبول این آتش بس می خواستیم دروغین بودن این مسئله را برای مردم در فلسطین نیز بار دیگر به اثبات برسانیم تا بعضی نتوانند از ادامه روند مقاومت اشکال بگیرند. ما بر آن بودیم که آمریکا و رژیم اشغالگر قدس پس از مرگ عرفات به ظاهر خود را برای توافق و همکاری با حکومت جدید خودگردان فلسطین بسیار مصمم و جدی نشان می دهند اما، میدانستیم که این، برخلاف واقعیت های موجود است و وعده های سرداده شده همه توخالی و پوچ بوده و هرگز چیزی تحقق نخواهد یافت.
سوم- می خواستیم کمی به مردم در سرزمین های اشغالی فرصت استراحت و نفس کشیدن پس از پنج سال مبارزه پیاپی و بدون توقف از زمان آغاز انتفاضه الاقصی تا به امروز بدهیم ، تا آنان بتوانند تجدید قوا نموده و آنچه را که نیروهای اشغالگر ویران ساخته بودند بازسازی نماییم؛ علی الخصوص در کرانه باختری که دشمن در آن مسلط تر بوده است.
می توان گفت این خلاصه مهمترین عوامل و انگیزه های پذیرش آتش بس از سوی نیروهای مقاومت فلسطین بوده ولی برای اجرای این آتش بس شرایطی تعیین شده که اجرا نشده است و رژیم اشغالگر آنها را نقض نموده است. از آن جمله مقرر شده بود تا اسرای فلسطینی که تعداد آنها 8هزار نفر بوده آزاد شوند، که نه تنها آزاد نشدند بلکه تعداد آنان به 9هزار نفرنیز افزایش یافت. علاوه بر آن مقرر شده بود تا رژیم صهیونیستی از عملیات قتل و ترور و اشغال و غارت و بیرون راندن فلسطینیان دست بکشد که نه تنها اینگونه نشد بلکه جنایت های خود را تشدید نمودند. این امور به تقویت اندیشه ضرورت ادامه روند مقاومت و مبارزه با اشغالگران درمیان مردم ستمدیده فلسطین منجر شده است و این همان چیزی است که ما می خواستیم و درصدد آن بودیم.
مردم فلسطین اکنون بیش از گذشته براین امر واقف شدند که مبارزه را متوقف کنیم یا نه، «اسرائیل» روند تجاوزکارانه خود را متوقف نخواهد ساخت این هم روشن شده که اگر رژیم صهیونیستی به نحو بسیار بد و نامطلوبی با یاسر عرفات همکاری می کرد، امروزه نیز همان رویه بلکه بدتر را با محمود عباس در پیش گرفته است.مردم فهمیده اند نمی توان به وعده ها و قول های آنان اعتماد کرد چرا که «اسرائیل» پایبند هیچ قول و مقرراتی نیست و با تثبیت این ایده، مردم فلسطین بیش از پیش بر ادامه روند مقاومت مصمم تر شده و با تمام نیرو وارد مرحله جدیدی از مقاومت و مبارزه خواهند شد.
آتش بس مذکور در مارس گذشته آغاز شد و تا پایان سال میلادی کنونی یعنی تا روز یکشنبه اول ژانویه 2006 ، به اتمام رسیده و تمدید هم نخواهد شد. اما به هیچ وجه ما نسبت به اتخاذ چنین تصمیمی که در چهارچوب اهداف و روند مقاومت با رژیم صهیونیستی بود نادم و پشیمان نیستیم.
امروزه بعضی ها در میان فلسطینیان، اعراب و جهانیان، بار دیگر ما را به ادامه این آتش بس دعوت می کنند ولی باید بگویم که ما هرگز به این امر تن نخواهیم داد و با ادامه آتش بس موافقت نخواهیم کرد به دلیل اینکه هیچ فایده ای برای مردم فلسطین و مقاومت آنان ندارد و فقط آزمودن یک روند شکست خورده و خطا است. «اسرائیل» به آتش بس پایبند نبوده بلکه جرایم و عملیات جنایت بار خود رانسبت به مردم فلسطین افزایش داد، آیا این شرط عقل است که انسان با افزایش روند جنایت با آتش بس موافقت کند؟ این یک ظلم است و به دور از عدالت در حق مردم فلسطین خواهد بود.
علاوه بر آن روابط میان حکومت خودگردان و رژیم صهیونیستی متوقف و ساکن است و بلکه رو به عقب است و هیچ گونه پیشرفتی در روند سازش میان فلسطینیان و «اسرائیل» با توجه به اینکه ما مخالف سرسخت سازش هستیم، وجودندارد. ولی آنان که براین امر اصرار می ورزند به این نتیجه رسیده اند که هیچ پیشرفتی حاصل نشده است. از آنان باید پرسید با چه توجیهی ما رابه ادامه روند آتش بس دعوت می کنند؟ این در حالی است که همه چیز و همه روندها ما را به پایان دادن به آتش بس با پایان یافتن سال 2005 میلادی که پایان مدت آن نیز می باشد دعوت می کند و این طبیعی است که سال 2006 میلادی را بدون آتش بس آغاز خواهیم نمود و براساس امکانات و زمان بندی شده عملیات مقاومت و شهادت طلبانه خود را در موقع و جای مناسب آغاز خواهیم نمود و مطمئن هستیم این حقیقت خواسته راستین مردم فلسطین است.
* بعضی ها می گویند مقاومت فلسطینی بر اثر دخالت های بی جای حکومت مصر در تنگنا قرار گرفت و به آتش بس تن داد تا رژیم صهیونیستی بتواند از فشارهای داخلی وارده بر او بر اثر عملیات مقاومت فلسطین بیرون رفته و نفسی تازه کند. تجربه ثبات کرده که هر وقت رژیم صهیونیستی در فشار و تنگنا قرار بگیرد، به این حیله ها و پیشنهادها متوسل می شود و از حکومت های عربی مانند مصر می خواهد که در این راستا اقدام نماید، شما این تحلیل را چگونه ارزیابی می کنید؟
** مقاومت فلسطین براثر فشار این و آن و یا فشارهای «اسرائیل» به قبول آتش بس تن نداد چرا که ما هیچگاه از تهدیدهای «اسرائیل» ترس و واهمه نداشته و نداریم بنابراین چگونه می توان قبول کرد که بر اثر فشار بعضی از حکومت های منطقه و یا تهدیدهای آمریکابه آتش بس تن بدهیم؟ این امر مردود است.
باید از موضع بسیار ضعیف کشورهای عربی در برابر فشارها و خواسته های آمریکا ابراز تأسف نمود. هربار که فشارهای رژیم صهیونیستی و آمریکا افزایش می یابد اکثر حکومت های عربی با آن همگام شده و عقب نشینی می کنند و به درون گرایش پیدا کرده و عکس العملی از خود نشان نمی دهند. ضمنا به این نکته باید توجه کرد که فشارهای منطقه ای و بین المللی بر رئیس حکومت خودگردان فلسطین یعنی محمود عباس بود تا او را به خلع سلاح، مقاومت ودرگیرشدن با نیروهای مردمی فلسطین و جلوگیری از ادامه روند انتفاضه وادارند. یعنی آن فشارها در صدد بودند تا یک درگیری مسلحانه میان نیروهای مردمی و حکومت خودگردان بوجود آورده از آن سود جویند، اما نیروهای مقاومت فلسطینی با زیرکی و با قبول پیشنهاد آتش بس از این امر جلوگیری نموده و درگیری و ستیز را به رویارویی با رژیم صهیونیستی محصور نمودند.
مقاومت یک جنگ نظامی به تمام معنا نیست، مقاومت یک جنگ غیرمنظم است که در آن شدت و رخوت، افزایش و کاهش، نبرد و آرامش و اقدام به عملیات و عقب نشینی تاکتیکی وجود دارد، مقاومت مانند موج های دریا درحال نوسان است ولی آنچه که اهمیت دارد این است که ما در مسیر مقاومت و آرمان های آن باشیم. بعضی ها به بهانه ایجاد آرامش از مقاومت خارج می شوند اما ما آرامش را در چهارچوب ادامه روند مقاومت در برابر اشغالگران پیگیری می کنیم مانند کارگری که برای اینکه بتواند به کار خود به نحو احسن ادامه دهد چند ساعتی می خوابد نه اینکه بخوابد تا دیگر اصلا کار نکند. مقاومت یک اصل استراتژیکی و یک امر روشن و واضح و جا افتاده و هدف بسیار مهمی برای کلیه نیروهای مقاومت فلسطینی به شمار می رود، در این روند استراتژی ایستگاه های متعددی وجود دارد مانند تشدید روند آن یا آتش بس و هجوم و دفاع. این تفکیک ها همواره متغیر بوده و روند واحدی ندارد، علی الخصوص که شما یک مقاومت مردمی با امکانات محدود را ، در برابر دشمنی که از نظر امکانات نظامی و بین المللی بسیار جلوتر است.
مهم آن است که مقاومت بتواند مردم را در کنار خود همواره داشته باشد و از آن حمایت کند. لذا ضرورت دارد که همواره بتواند خواسته های مردمی را خوب درک کرده و در راستای آن در وقت مناسب عمل نماید. مقاومت اگر احساس کرد مردم را مقداری خسته کرده باید به آنها کمی مهلت و استراحت بدهد چرا که مقاومت در دریای مردمی شنا می کند و در آن زنده است مانند ماهی در دریا، اگر کمک ها و حمایت های مردمی نباشد چگونه می توانیم مبارزه و مقاومت در برابر اشغالگران را اداره کرد و ادامه داد؟
* علی رغم اینکه همه خصوصا فلسطینیان بر عهدشکنی اشغالگران قدس و عدم پایبندی آنان بویژه «شارون» به هر قولی و قراری و توافقی با دیگران، اذعان دارند آیا می توان گفت که پذیرش آتش بس ازسوی نیروهای مقاومت فلسطینی برای روشن شدن بیشتر این امر برای مردم فلسطین بوده است؟
** بله، همانگونه که شما نیز اشاره کردید فرماندهی نیروهای مقاومت فلسطین از ابتدا بر این امر واقف بودند که «شارون» به هیچ آتش بسی یا هرگونه توافقی پایبند نبوده و نیست و نیازی هم به آزمایش نبود. در قرآن کریم بصراحت آمده است که قوم یهود به هیچ وعده ای که سر می دهند پای بند نبوده و نیستند. آنان مردمانی نیستند که به عهد و پیمان و قرارداد پایبند باشند بلکه آنها جز زبان زور هیچ زبانی را نمی فهمند.
و این همان پیامی است که ما می خواستیم از پس پذیرش آتش بس به مردم فلسطین برسانیم. آزمایش «شارون» هدف ما نبود چرا که آزمودن آزموده خطاست و این چیز جدیدی نبود.
* آتش بس همچنان به قوت خود باقی است اما شاهد هستیم که اشغالگران صهیونیست همچنان حملات ددمنشانه خود علیه مردم بی دفاع فلسطین را تشدید میکنند، پاسخ مقاومت به این همه تجاوز چه خواهد بود؟
** از ابتدا بر این امر واقف بودیم که هدف «شارون» از پذیرش آتش بس خروج بی دردسر از غزه بود و اینکه گفته نشود که نیروهای صهیونیستی بر اثر آتش و حملات نیروهای مقاومت فلسطینی از نوار غزه مانند جنوب لبنان فرار کردند، البته همه می دانند که حقیقت امر نیز همان ایثارگری وفداکاری مردم شجاع فلسطین بود که «شارون» و رژیم صهیونیستی را وادار به عقب نشینی از غزه کرد.
برای ما نیز اظهر من الشمس بود که «شارون» هرگز با محمود عباس رفتار خوبی نخواهد داشت و به او پشت خواهد کرد که این نیز اتفاق افتاد و شاهد آن هستیم که «شارون» به خودی خود یعنی ادامه جنایات و قتل و ستم نسبت به مردم فلسطین ادامه داد و خروج وی از غزه برای القای این مطلب بود که وی صلح جو است در حالی که این حقیقت ندارد ولی متاسفانه او توانست بعضی از اعراب و مسلمانان را با این حیله گمراه کند و این حکومت ها گوی سبقت جهت برقراری رابطه با رژیم صهیونیستی از همدیگر گرفته اند که این امر منجر به افزایش حملات ددمنشانه نیروهای صهیونیستی علیه مردم بی دفاع ما در کرانه باختری وادامه روند قتل و غارت و ترور و مصادره زمین های بیشتری از فلسطینیان و ادامه ساخت دیوار حایل و افزایش ساخت و ساز شهرک های صهیونیستی و ادامه روند یهودی سازی قدس گردید. «شارون» خوب می دانست جز با عقب نشینی از غزه نمی تواند امنیت «اسرائیل» را به این صورت تامین کند ؛لذا دست به این کار زد.
امروزه جز با ادامه روند مقاومت و مبارزه با اشغالگران هیچ راهی در برابر مردم فلسطین نیست و با پایان سال 2005 آتش بس نیز به پایان خواهد رسید همانگونه که نیروهای مقاومت فلسطین نیز از قبل اعلام کرده بودند و از آن پس وارد مرحله تازه در مبارزه خود خواهیم شد و عملیات نظامی و شهادت طلبانه خود را با وسعت بیشتر علیه اشغالگران صهیونیستی همزمان با نزدیک شدن انتخابات «اسرائیل» و سبقت گرفتن گروههای مختلف صهیونیستی برای مسابقه قتل و نابودی مردم فلسطین آغاز خواهیم کرد.
* همه بر این امر واقف هستند که نیروهای صهیونیستی بر اثر فشار اسلحه مقاومت فلسطینی از غزه عقب نشینی کردند. ارزیابی شما از تلاش کنونی کشورهای عربی و اسلامی برای ایجاد رابطه با رژیم صهیونیستی به بهانه خروج داوطلبانه از نوار غزه همانگونه که شما هم به آن اشاره فرمودید، چیست؟
** نیروهای مقاومت و مردم فلسطین هرگونه اقدام در راستای برقراری روابط یا در جهت عادی سازی روابط میان هرکشور عربی یا اسلامی با رژیم صهیونیستیی را به شدت محکوم می کنند.
اما باید اذعان نمود که متاسفانه بعضی از کشورهای عربی و اسلامی و در پوشش اینکه برقراری چنین روابط به مسئله فسطین کمک خواهد نمود - که این یک دروغ بسیار بزرگی و توخالی و به دور از حقیقت است- و این ادعا که «شارون» با خروج نیروهایش ازغزه نشان داد که او مرد «صلح» است و اینکه روند سازش در حال پیشروی است در تلاش هستند با رژیم اشغالگر و وحشی قدس روابط برقرار کرده یا اینکه روابطشان را از سربگیرند که باید بگویم کاری بس عبث و نابخشودنی است.
ملت و نیروهای مقاومت فلسطین هرگونه اقدامی در این راستا را نابخشودنی می دانند و بر این عقیده استوار هستند که رژیم صهیونیستی نه تنها دشمن ملت فلسطین است بلکه دشمن کل امت اسلام است. هرگونه اقدامی در زمینه برقراری روابط یا عادی سازی روابط با این رژیم جنایتکار نه تنها به مردم ستم دیده فلسطین کمک نمی کند بلکه، آن را در راستای لبیک گویی به خواسته ها و دستورهای آمریکا می دانیم. هر کس تحت هر پوششی دست به چنین اقدامی بزند در حقیقت برای گمراه نمودن جهان عرب و اسلام است و ملت های آن کشورها نیز از این اقدام بشدت متنفر هستند و آن را محکوم کرده و یک اقدام خیانت بار می دانند. ولی متاسفانه رژیم های ضعیف همواره در مقابل خواسته و فشارهای آمریکا سرخم می کنند.
* آیا عقب نشینی نیروهای صهیونیستی از غزه یک واقعیت تمام عیار است یا اینکه همچنان تعدادی از آنها در نوار غزه هستند؟
** اسرائیل واقعا ازغزه بیرون رفت و شهرک های صهیونیستی برای اولین بار آن هم توسط پدر شهرک سازی از غزه برچیده شدند. اما عقب نشینی نیروهای اسرائیلی از غزه کامل نیست. همانگونه که شما اشاره فرمودید هنوز گذرگاه رفح توسط نیروهای صهیونیستی کنترل می شود البته با کمک نیروهای اروپایی. علیرغم اینکه این گذرگاه باید توسط نیروهای فلسطینی و مصری کنترل شود چرا که مرز فلسطین و مصر را تشکیل می دهد. همچنین کنترل مرزهای آبی و هوایی وآسمان غزه به عهده نیروهای صهیونیستی است، فرودگاه غزه هم تحت سلطه «اسرائیل» است و اینها همه نشان های نقض آشکار قوانین بین المللی و آتش بس و تعدی به حقوق فلسطینیان و دولت آنان است.
* حماس حدود یک سال است وارد فاز مبارزه سیاسی نیز شده و در انتخابات مختلف نیز شرکت نموده، آیا این به معنای کنار گذاشتن اسلحه و ادامه مبارزه با رژیم صهیونیستی از راه مبارزه سیاسی خواهد بود یا اینکه هر دو مسیر یعنی تداوم مقاومت مسلحانه و مبارزات سیاسی کنار هم قرار خواهند گرفت؟
** حماس از آغاز سال 2004 میلادی تصمیم گرفت وارد فاز مبارزه سیاسی نیز بشود و در این راستا در انتخابات شهرداری های شهرهای فلسطینی مشارکت نمود. ما در برابر دو مبارزه قرار داریم یکی مقاومت و نبرد مسلحانه با اشغالگران صهیونیست که این یک روند استراتژیک است و آن را تنها راه احقاق حقوق مشروع مردم فلسطین می دانیم که ابزار آن نیز اسلحه و مقاومت و شهادت است.
مبارزه دوم یک مبارزه سیاسی در درون خانواده فلسطینی جهت برقراری دموکراسی و مشارکت همه جانبه همه مردم و گروه های فلسطینی است جلوگیری از یکه تازی، مبارزه با فساد و انجام اصلاحات و خدمت به مردم فلسطین و کمک به آن جهت بازسازی زندگی خود و ادامه روند مقاومت در برابر اشغالگران و کاهش مصیبتهای وارده به ملت فلسطین . همه این کارها در راستای اصلاح درون ساختار فلسطینیان بوده و ابزار آن نیز مبارزه مسالمت آمیز سیاسی و مشارکت همه جانبه در روند سیاسی حکومت و دولت فلسطین است.
درگیری های مسلحانه مخصوص نبرد با اشغالگران و مبارزه مسالمت آمیز سیاسی مخصوص درون خانواده فلسطینیان است. ما هرگز اسلحه خود را به سوی برادران فلسطینی خود نشانه نخواهیم رفت و میان این دو راه هیچ تناقضی هم نمی بینیم. برخلاف آنچه امروزه دولت آمریکا به آن متوسل شده و حکومت خودگردان فلسطینی را توسط آن تحت فشار قرارداده تا سلاح مقاومت فلسطینی ها زمین گذاشته شود و از روند مبارزه با اشغالگران دست بردارند.
* در صحبت هایتان به تأکید حماس برای برقراری روند دموکراسی درون مردم و دولت فلسطین اشاره فرمودید، اگر براثر این روند یک گروه اکثریت آرا را به خود اختصاص داد و تصمیم گرفت تا مثلاً با آمریکا رابطه برقرار کند یا تصمیمی مخالف روند مقاومت گرفت، آیا حماس با آن موافقت خواهد کرد؟
** سؤال بسیار زیبایی بود. معنای سازمان آزادیبخش از دید ما اجتماع درون کل فلسطین در کرانه باختری، نوار غزه و همچنین فلسطینیان خارج از کشور است و حکومت خودگردان به معنای سازمان آزادیبخش فلسطین نیست بلکه دولتی است که مسئول امور حکومتی در کرانه و غزه است و از اینرو حماس تصمیم گرفت تا با ورود به جرگه مبارزه سیاسی همراه و همگام با سایر گروه ها و احزاب فلسطینی در این روند مشارکت داشته باشد، تا ملت فلسطین بتواند راحت تر و بهتر به خواسته های خود جامه عمل بپوشاند. این شرایطی است که مردم بهتر بتوانند بر حق بازگشت آوارگان و مشارکت در امر تشکیل دولت فلسطین که بر تمامی سرزمین های فلسطین اشغال شده حکومت داشته باشد از راه ادامه مقاومت بر علیه اشغالگران، ادامه دهند.
اصول ثابتی در روند مبارزه فلسطین وجود دارد که به هیچ وجه نمی توان از آنها عدول کرد یا عقب نشست یا آنها را منحرف ساخت. این مسئله به خواسته هیچ فرد یا گروه خاصی تعلق ندارد بلکه اراده و عزم راسخ ملت فلسطین در احقاق حقوق حقه خود می باشد. در پاسخ به سؤال شما اول- باید گفت که احقاق حقوق فلسطینیان منحصر به خواسته گروه معینی نیست تا بتواند خودسرانه تصمیم بگیرد.
دوم- مسئله عدم به رسمیت شناختن «اسرائیل» و مشروعیت رژیم صهیونیستی از اصول غیرقابل برگشت مبارزه مردم فلسطین است.
سوم- تا زمانی که اشغال وجود دارد پس مقاومت یک امر مشروع و قانونی است که مردم فلسطین آن را دنبال می کنند و کسی نمی تواند این روند را به هیچ بهانه ای متوقف سازد، چرا که این امر نیز متعلق به یک گروه یا حزب یا شخص بخصوصی نیست بلکه یک روند طبیعی و مشروع و قانونی و اجتناب ناپذیر است و دولت و یا پارلمان و یا حکومت اکثریت نمی توانند از این امر عدول کرده ، تصمیم دیگری اتخاذ نمایند چرا که آشکار است که اینها جزو اصول ثابت و خواسته اجتناب ناپذیر ملت فلسطین است.
حکومت خود گردان جزء کوچکی از سازمان آزادیبخش است که مسئولیت همکاری با سایر گروه های فلسطینی در کرانه باختری و نوار غزه به عهده اوست.
اما ضرورت احترام به خواسته اکثریت نیز یک امر صحیح و در چهارچوب دموکراسی است . همانطور که اشاره شد یک اصول ثابت و اجتناب ناپذیری وجود دارند که نمی توان به آنها دست زد یا آنها را تغییر داد به هر بهانه که باشد. رای اکثریت در مسایل مبارزه با فساد، تثبیت دموکراسی، ایجاد اشتغال، بازسازی کشور و دولت و نظم بخشیدن به زندگی سیاسی مردم مجاز است. لذا باید گفت که احترام رای اکثریت که همراه و همگام خواسته تمامی ملت فلسطین و در چهارچوب آن اصول اشاره شده محترم است و این اصول را نمی توان با بازی اکثریت و اقلیت جابجا کرد.
* آنچه از آن می فهمیم که شما با دموکراسی در فروع موافقید نه در اصول؟
** بله، این مانند کسی که می خواهد وحدانیت خداوند منان که یک اصل ثابت و مطلق است را به بازی اکثریت و اقلیت بسپارد.
* شهید نواب صفوی اولین فرد ایرانی بود که به مسئله فلسطین توجه داشت و رسماً وارد این عرصه شد و آن زمانی بود که در الازهر در اوایل سال های پنجاه میلادی به یاسر عرفات توصیه نمود به جای درس خواندن بی حاصل، به فلسطین برگشته و به مبارزه با اشغالگران بپردازد و آنگاه باید به نقش بسیار درخشنده و متمایز و برجسته امام خمینی (قدس سره) در امر روشنگری و بیداری مردم فلسطین و عرب و مسلمان و جهان در امر مبارزه با اشغالگران قدس و ضرورت حمایت همه جانبه از مردم فلسطین دراین راه اشاره کرد. ایشان به عنوان اولین عالم دینی ، فتوی به ضرورت پرداخت وجوهات شرعیه به مبارزان فلسطینی در اواخر سال های شصت میلادی در دیدار با نماینده اعزامی سازمان آزادیبخش فلسطین به نجف اشرف دادند، حال ارزیابی شما از حمایت همه جانبه ملت ایران از مبارزه ملت فلسطین از آن تاریخ تاکنون چیست؟
** سازمان فدائیان اسلام و شهید نواب صفوی و همراهان وی، همه ما آنها را بیاد داریم و به آنها افتخار می کنیم، ولی نقش تاثیرگذار و سازنده و بسیار مهم و پیشتاز در روند بیداری ملت های فلسطین و عرب و اسلامی را در مورد مسئله فلسطین امام خمینی(رض) ایفا نمودند علی الخصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و تغییر جهت 180درجه ای در سیاست خارجی ایران توسط رهنمودهای امام خمینی(قدس سره) که ایران را از بزرگترین همپیمان و دوست «اسرائیل» در منطقه به بزرگترین حامی و مدافع و مجاهد در راه تحقق آرمان های فلسطین و حقوق مشروعه ملت ستم دیده آن مبدل ساخت و تمام معادلات قدرت در منطقه را به هم ریخت که منجر به ایجاد تحولات بسیار بزرگ و شگرف در روند مبارزه و مقاومت مردم فلسطین که با نیرو و روحیه بیشتر گردید.
از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی و تاکنون، ایران مواضع بسیار سازنده و انقلابی و استوار و حمایت کننده ای از آرمان و انقلاب مردم فلسطین داشته است.
مردم فلسطین هرگز تبدیل شدن سفارت «اسرائیل» در تهران به سفارت فلسطین که اولین سفارت نیز برای آنان در خارج بود را فراموش نکرده و نمی کنند. همچنین مردم ما و تمام ملت های جهان خصوصاً اعراب و مسلمانان اعلام آخرین جمعه از ماه مبارک رمضان از سوی امام خمینی(ره) به عنوان روز جهانی قدس را فراموش نکرده و هرسال آن را زنده نگاه می دارند.
و در حقیقت ایران امروز، ایران مقاومت و استقامت و اسلام پایدار و ظلم ستیز است و حامی آزادی و آزادگان و مقاومت های مشروع ملتهای ستم دیده و اشغال شده در تمام جهان خصوصاً مسئله فلسطین و مردم بی دفاع آن است و مردم فلسطین این مسئله را خوب می دانند و درک می کنند و بسیار ارج می نهند.
از این رو من بارها تأکید کردم که ملت فلسطین و ایران در یک جبهه مبارزه می کنند و آن جبهه مقاومت و استقامت و پایداری و ایستادگی در جهان اسلام خصوصاً در فلسطین و لبنان و عراق است. ایران ستون اصلی مبارزه تمامی مجاهدان راه حق و حقیقت است که پیروزی های چشم گیری به ثبت رسانده و مردم ایران اولین پیروزی را بر جبهه باطل در چند سال پیش رقم زدند. دیروز مسلمانان و مجاهدان لبنانی توانستند بر اشغالگران صهیونیست در جنوب لبنان پیروز شده آنها از آنجا بیرون برانند و امروز ملت ما در غزه اولین پیروزی خود را علیه دشمن تجاوزگر با اخراج او از نوار غزه رقم زدند.
ملت فلسطین همواره با ملت ایران پیوند ناگسستنی خواهد داشت و انشاءالله همیشه همراه و در کنار هم خواهند ماند تا آزادسازی قدس شریف. نمونه این پیوند تشکیل نیروهای قدس توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران بوده که در واقع معنای آن این است که ما به سوی قدس در حرکت هستیم.
* بعضی ها ایران را به آموزش نیروهای فلسطینی و کمک تسلیحاتی به آنان متهم می کنند، حقیقت امر چیست؟
** صحبتهای توخالی زیادی از این قبیل در محافل منطقه ای و بین المللی وجود دارد، ولی این صحت ندارد و ما به آن اهمیت نمی دهیم. آنچه که اهمیت دارد این است که ایران اسلامی امروزه بزرگترین حامی و مدافع حقوق فلسطینیان است و از نیروهای مقاومت آنان نیز حمایت می کند و این امر آشکار بوده و برکسی پنهان نیست. جمهوری اسلامی ایران دارای موضع اصولی در مسئله فلسطین است و آن حمایت و دفاع از حقوق مردم و گروههای فلسطینی می باشد و هم ما و هم ایران آن را با صدای بلند گفته و به آن افتخار می کنیم.
این طبیعت صهیونیست ها است که همواره دیگران را متهم می سازد. اشغالگران هر بار که شکست بخورند یا در تنگنا قراربگیرند دیگران را متهم ساخته و به آنها افترا می بندند و همه جهانیان بر این مسئله واقفند. مردم فلسطین بیش از هشتاد سال درداخل فلسطین در حال مبارزه هستند و مرزهای فلسطین همواره بسته است و کسی نمی تواند از کشورهای دیگر به درون فلسطین برود تا آنها را آموزش بدهد. این مسئله بسیار روشن و عیان است که ملت فلسطین در داخل فلسطین آموزش دیده و در آنجا به مبارزه خود با اشغالگران ادامه می دهند و اتهام طرف های دیگر در این زمینه امری عبث و بیهوده و غیر واقعی و به دور از حقیقت است که رژیم اشغالگر قدس هر بار درون فلسطین شکست بخورد یا سرافکنده شود یا با مشکلاتی مواجه شود اینگونه اتهامها را به دیگران نسبت میدهد و همه به این امر واقفند.
آمریکا که در حال غرق شدن در باتلاق عراق است هر بار به جمهوری اسلامی ایران یا به سوریه اتهام می بندد و این امر در مورد رژیم صهیونیستی نیز صدق می کند.
*12 سال پیش رهبر معظم انقلاب یک پیشنهاد دموکراتیک برای پایان بخشیدن به مسئله فلسطین ارائه نمودند و آن برگزاری رفراندوم عمومی با مشارکت همه مردم اصلی فلسطین اعم از مسلمان و مسیحی و یهودی البته پس از بازگشت تمامی آوارگان به سرزمین های خود بود که نتیجه آن رفراندوم هر چه باشد، تعیین کننده دولت و سیستم حکومتی آینده فلسطین است، چگونه میتوان این پیشنهاد را جامه عمل پوشاند؟
** پیشنهاد مقام معظم رهبری پیشنهادی بسیار مهم و ارزشمند است ولی برای اینکه بتوانیم به آن جامه عمل بپوشانیم باید نگاه مسلمانان در همه بلاد اسلامی خصوصا در فلسطین را به آن معطوف نموده و برای آنان این پیشنهاد را بیشتر بشکافیم تا آن را درک نمایند. چرا که جان این پیشنهاد در حقیقت از بین رفتن «اسرائیل» و پایان اشغال و تجاوز است چرا که «اسرائیل» هرگز به آوارگان فلسطینی اجازه بازگشت نمی دهد. اسرائیل خوب می داند با بازگشت آنان اشغال صهیونیست ها بر فلسطین نیز به پایان خواهد رسید و برای اینکه ظلم و ستم در حق مردم فلسطین پایان یابد باید آوارگان برگردند تا همه ملت فلسطین در رفراندوم پیشنهادی مقام معظم رهبری برای تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی با مشارکت همه قومیت ها وادیان مسلمان و مسیحی و یهودی امکان پذیر گردد و این امر در سایه وجود یک کشوری بنام «اسرائیل» امکان پذیر نیست چرا که این رژیم غاصب و اشغالگر و تجاوزگر است و در سایه چنین رژیمی امکان برقراری دموکراسی و عدالت و یکپارچگی میان ملت فلسطین میسر نمی باشد.
ما تمام و کمال با پیشنهاد مقام معظم رهبری در تمام موضوعات مطرح شده از جمله حق بازگشت آوارگان فلسطین و عدم مشارکت نیروهای صهیونیستی و شهرک نشینان صهیونیست که از مناطق مختلف دنیا به سوی فلسطین سرازیر شده آنرا اشغال نموده اند موافقیم و عقیده داریم و این پیشنهاد به معنای واقعی خود پایان اشغال و تجاوز و کشور «اسرائیل» است.
* درباره اظهارات اخیر رئیس جمهور ایران که استدلال کرد اگر به راستی هولوکاست واقعیت هم داشته باشد، این اروپایی ها هستند که باید تاوان آن را بپردازند نه مردم فلسطین؛ چه عقیده ای دارید؟
** این صحبت ها بسیار شجاعانه و منعکس کننده حقیقت درونی ملت های جهان عرب و اسلامی است، اما حکومت های منطقه و بین المللی این صحبتهای شجاعانه را بر نمی تابند چرا که آن حکومتها شجاعتی که حکومت ایران در بیان حقایق دارد را ندارند. آنها مانند رهبری ایران و دولت آقای احمدی نژاد شجاع نیستند چرا که «اسرائیل» توانست با زبان، نفاق را میان آنان ترویج دهد. به همین دلیل است که دنیا امروزه زبان واقعیت ها را بر نمی تابد.
جهان در درون خود خوب می داند که «اسرائیل» یک دولتی غاصب و اشغالگر و متجاوز و غیرمشروع است که سرزمین فلسطین را به زوراشغال کرده و مردم آن را آواره نموده ولی جامعه جهانی رسمی-یعنی حکومت ها- منافقند و از این رو زمانی که رئیس جمهوری ایران اسلامی این گونه سخن به میان می آورد زنگ خطر و بیداری زده شده همه بر حقیقت بیدار می شوند . اگر این سخنان با عکس العمل حکومت های مختلف منطقه ای و یا بین المللی مواجه شد در عوض ملت فلسطین و ملت های عرب و اسلامی و نیروهای آزادیبخش در تمام جهان به نحو احسن از این سخنان خوب و گهربار استقبال کردند.
همه آنها از این اقدام شجاعانه آقای احمدی نژاد حمایت می کنند و باید این گونه سخنان تند و قوی و محکم در اینجا و آنجا همواره تکرار شود تا گوش جهانیان با آن عادت نماید چرا که جهان فقط به زبان زور احترام می گذارد و «اسرائیل» جز زبان زور هیچ زبان دیگری نمی فهمد. رژیم صهیونیستی امروزه ضعیف تر از گذشته و در حال افول است لذا باید بر او تاخت و فشار آورد تا به کلی نیست و نابود شود.
* ارزیابی شما از تشدید تهاجم رسانه ای و سیاسی از سوی کشورهای اروپایی و بعضی از کشورهای عربی نسبت به سخنان آقای رئیس جمهور احمدی نژاد چیست؟
** تهاجم سیاسی و رسانه ای مذکور نشانه ضعف و ناتوانی و ترس از این است که این حقیقت آشکار شده، وجود «اسرائیل» را به خطر بیاندازد. چرا که آنها فکر می کنند که «اسرائیل» یک حقیقت جاوید است و همه می دانند که کسی در اروپا جرأت انتقاد از «اسرائیل» را ندارد چرا که حتی از کمترین حقوق اجتماعی خود نیز محروم می شود و هر کس بگوید هولوکاست اشکال دارد یا صحت ندارد به زندان انداخته و به اشد مجازات محکوم می شود. «اسرائیل» همه دنیا را در سلطه خود قرار داده و همه از آن می ترسند، لذا با ترس و ارعاب نسبت به آن زندگی می کنند که مبادا به «اسرائیل» چیزی گفته شود یا از آن کمترین انتقادی به عمل آید. اگر آنها می ترسند به ما مربوط نیست. ما حقیقت را با صدای بلند می گوییم و نمی ترسیم.
دنیا می گوید که «اسرائیل» یک کشور است و فلسطینیان باید به مرزهای 67 قانع باشند. علیرغم اینکه «اسرائیل» آن را به رسمیت نمی شناسد ولی ما در مقاومت فلسطین می گوییم تمام سرزمین فلسطین باید به فلسطینیان برگردد و «اسرائیل» دولتی نامشروع و غاصب است و از هیچکس هم نمی ترسیم چرا که این کلام، عین حقیقت است و خدا با ماست و اگر امروز بعضی ها با ما نیستند فردا بر حقیقت واقف گشته و با ما خواهند بود. مهم این است که خودمان با خودمان باشیم و قوی بمانیم.
* شما به این اشاره داشتید که ملت ها موافق سخنان آقای احمدی نژاد هستند، چرا نشانه های عملی از آنها نمی بینیم؟
** در رسانه ها واکنش هایی نشان داده شد، اما متأسفانه باید اذعان کنیم که این حقیقت اسفبار کشورهای اسلامی است و این یک واقعیت سخت و تلخ است و شاید نیاز به زمان هست تا ملت ها به حرکت درآمده و موضع حقیقی خود را به نمایش بگذارند. چرا که مسلمانان همانگونه که اشاره کردم به هر آنچه آقای احمدی نژاد گفته اند ایمان کامل و راسخ دارند و اگر از تک تک عرب ها و مسلمانان سؤال شود پاسخ مثبتی خواهند داد. بسیاری از مسئولان و روشنفکران کشورهای اسلامی و حتی غیراسلامی از این سخنان تمجید کردند. ملت های عرب و مسلمان برای اولین بار است که اینگونه سخنان از مسئولان خود می شنوند که نشانه به حرکت درآمدن ضمیر نهان امت است و حقیقتا نیاز به زمان دارند.
* حماس چه روش فرهنگ سازی و آموزشی و کمک رسانی در داخل فلسطین در پیش گرفته که امروزه حرف اول را می زند؟
** برای اینکه مردم همگام و همراه شما باشند و به شما نزدیک شوند باید به آنها نزدیک شده و مانند آنان و در میان آنها زندگی کنید ،کار کنید و با آنها سخن بگویید. با تکیه حماس بر ارزش های والای اسلامی خود و زبان مشترک اعتقادی و جهادی خود با مردم فلسطین موجب نزدیکی آن با آنان گردید چرا که اول -از راه فطرت اسلامی که یک عامل مشترک فلسطینیان است با مردم سخن گفته و بر آنها تکیه می زند و آنها را گسترش می دهد. از این رو حماس به آنها نزدیک است و می تواند به راحتی خواسته های مردم فلسطین را مطرح سازد.
دوم- حماس با انتخاب راه مبارزه و مقاومت و شهادت که در آن راه ، قربانیان زیادی تقدیم ملت فلسطین نمود از بالاترین رده های مسئولین سیاسی و نظامی خود مانند شیخ احمد یاسین و دکتر عبدالعزیز رنتیسی به همراه خیل عظیمی از مجاهدان خود را در این راه تقدیم نمود وبا ملت فلسطین در راه فداکاری و ایثار صادق بود. مردم هم صداقت و ایثارگری را خوب می شناسند و می پسندند و می خواهند حرف و عمل کسانی که ادعا می کنند، یکی باشد.
سوم- حماس در راه خدمت رسانی به مردم در زمینه های اجتماعی و آموزشی و کمک رسانی تلاش های فراوانی انجام داده و می دهد. رهبران حماس در میان مردم در همان کوچه ها و شهرها فقیرانه و محقرانه زندگی می کنند و خود را تافته جدابافته از مردم نمی دانند و همواره در خط مقدم خدمت رسانی به مردم قرار دارند. علاوه بر آن حماس همواره در دعوت خود مردم را به مقاومت و ایثار و جانفشانی و ایستادگی دعوت می کند و خود را ملزم به رعایت آنها می داند و در این راه کوتاهی نمی کند. چرا که این اندیشه ها و اعتقادات اسلامی و ملی و جهادی و بسیجی از خود مردم نشأت گرفته است که این امر همه ما را در راه استقامت و مقاومت یارا بوده و هست.
علاوه بر آن ، حماس در امر اسلامی کردن مسئله فلسطین بسیار موفق بوده و از منحصر نمودن آن در مردم فلسطین که بعضا به آن تاکید دارند و بسیار اشتباه است، دوری می جوید. نبرد و ستیز فلسطینیان با رژیم صهیونیستی یک نبرد فلسطینی- اسرائیلی به تنهایی نیست بلکه این ستیز و جنگ ملت های مسلمان با اشغالگران و متجاوزان صهیونیستی است که این امر موجب افزایش صداقت حماس میان مردم گردید.
تمام عوامل ذکر شده فوق موجب افزایش محبوبیت و اثبات راستگو بودن حماس در میان مردم فلسطین گردیده، لذا حماس مورد احترام آنان گشته و آن را در انتخابات شهرداری ها برگزیدند و انشاءالله در انتخابات آتی نیز او را انتخاب خواهند نمود.
* لطفا گزیده ای از تاریخ تشکیل جنبش مقاومت اسلامی فلسطین یعنی حماس از ابتدا تاکنون را نیز بیان فرمایید.
** ریشه های جنبش اسلامی حماس به جنبش اخوان المسلمین فلسطین برمی گردد. در اوایل سال های هفتاد میلادی اخوان المسلمین فلسطین برای تاسیس جنبش حماس برنامه ریزی و آماده سازی نمود تا در سال 1987 رسما با آغاز انتفاضه اول مردم فلسطین یعنی پس از گذشت 17 سال از برنامه ریزی، اسم جنبش حماس برای اولین بار بصورت رسمی و علنی مطرح شد. در سال های پس از اعلام تا به امروز حماس با تحولات مهم و عدیده ای مواجه گردیده از جمله دستگیری و بازداشت مرحوم شهید شیخ احمد یاسین در سال 1989 و تعدادی از سران حماس به همراه وی و روند بازداشت اعضای حماس همچنان بصورت گسترده از سوی نیروهای اشغالگر قدس تا به امروز ادامه دارد. در سال 1992 تعداد کثیری از یاران حماس از سوی صهیونیست ها بازداشت و به مرج الزهور در جنوب لبنان رانده شدند اما سپس در اثر مقاومت ها دشمن صهیونیستی مجبور به پذیرش بازگرداندن آنان به فلسطین گردید. در سال 1993 توافق اوسلو به میان آمد که جنبش حماس آن را محکوم نموده و به رسمیت نشناخت و بر ادامه روند مبارزه و مقاومت تاکید کرد و این راه را با تمام توان و نیرو ادامه داد که موجب سرافرازی و محبوبیت بیشتر حماس گردید. تا اینکه در سال 2000 انتفاضه الاقصی را آغاز نمود و عملیات شهادت طلبانه خود را گسترش داد و شهدای زیادی در این راه تقدیم نمود و به دشمن صهیونیست ضربات مهلکی وارد ساخت که منجر به گسترش حماس میان فلسطینیان شد.
می توان بعضی از مهمترین اصول ثابت که حماس به آن معتقد و مقید و سیاستش بر آنها استوار است به طور خلاصه به شرح زیر بیان کرد:
1- مقاومت تنها راه رهایی و نجات ملت ستم دیده فلسطین است که توسط آن می توان اشغال را پایان داده و ترتیبی داد که مردم فلسطین به حقوق مشروع خود دست یابند.
2- اصرار بر حقوق مشروع مردم فلسطین و عدم به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی و اینکه مقاومت خط راستین فرزندان فلسطین و یک امری مشروع و قانونی و عادلانه است.
3- حماس همواره و براساس معتقدات اسلامی خود و مردم فلسطین مسئله فلسطین را تنها متعلق به فلسطینیان نمی داند بلکه عقیده دارد این یک مسئله مبتلابه جهان اسلام و عرب است. حماس معتقد است باید احکام اسلامی را در تمام مسیر خود اجرا نماید و هرگز از مقاومت و جهاد و شهادت دست برندارد.
4- حماس بر این اصل استوار است که مبارزه مسلحانه را تنها علیه دشمن ددمنش و اشغالگر صهیونیستی جایز دانسته و ادامه می دهد و هرگز اسلحه خود به سوی هیچ گروه فلسطینی یا عربی و یا اسلامی نشانه نمی رود، در هر مکان و زمان که باشد.
5-حماس بر اصل برقراری روابط با کشورهای عربی و اسلامی و غیره تاکید دارد. حماس در امر مقاومت بسیار مصمم و استوار است ولی در میدان سیاست باز و گسترده عمل می کند و این سیاست درهای باز، با رعایت دقیق اصول همراه است. ما با ملتهای عرب و مسلمان و جنبش های آزادیبخش طریق دوستی در پیش می گیریم و بر این عقیده هستیم که پروژه صهیونیستی در فلسطین یک خطر بزرگی بر مردم فلسطین و تمام ملت های عرب و مسلمان و بلکه انسانیت است.
حماس همواره سیاست را در کنار مقاومت پیش می برد و قول و فعلش یکسان است و همواره استوار و پایبند اصول و مبانی اعتقادی اسلامی است و هرگز از آنها عدول نمی کند.
* به عنوان پرسش آخر- یکی از شبکه های اینترنتی عراق نقل می کند که خالد مشعل در یکی از سخنرانی های اخیر خود در جمع فلسطینیان در سوریه از آنها خواسته است که جهت مبارزه با اشغالگران آمریکایی و ضربه زدن به آنها رهسپار عراق شوند واقعا شما چنین حرفی زده اید؟
** ]باتعجب[ من این را گفته ام؟ هرگز این امر صحت ندارد. چنین سخنی هرگز بر زبان من جاری نشده و نمی شود ، ابدا. ما در فلسطین جنگ داریم. سرزمین ما از سوی صهیونیست ها اشغال شده است مانند سرزمین عراق. این به دور از عقل و منطق است که من چنین سخنی بگویم. اینها همه از تحریف های صهیونیست هاست که می خواهند درگیری میان ما به وجود آورند.
ملتی که در معرض اشغال و ظلم قرار بگیرد ،خود به مقاومت روی می آورد و مردم عراق از شجاعت و مردانگی بسیار بالایی برخوردارند و نیازی به کمک دیگران برای مبارزه با اشغالگران ندارند. فلسطینی ها با اشغالگران صهیونیستی در سرزمین های خود یعنی فلسطین در حال مبارزه و مقاومت هستند و مردم عراق هم در حال مبارزه با اشغالگران آمریکایی در عراق هستند. من همواره نیروهای عراقی را توصیه می کنم سلاح های خود به سوی اشغالگران آمریکایی و خارجی نشانه روند و هرگز اسلحه خود را به سوی مردم بی دفاع و یا دیگر گروه های عراقی اعم از سنی یا شیعه، عرب یا کرد یا دیگر احزاب نشانه نروند و همواره با هم با صلح و صفا و سازش زندگی کرده و اختلاف های خود را از راه های مسالمت آمیز حل وفصل نمایند .مقاومت زمانی مشروع و قانونی می باشد که دشمن اشغالگر را هدف قرار دهند نه مردم خود را. از اینکه شما این سؤال بسیار حساس را مطرح فرمودید که باعث شد حقیقتی آشکار شود و شبهه برطرف شود بسیار بسیار متشکرم.
* از فرصتی که دادید متشکریم.
** من نیز از شما نمایندگان روزنامه قوی کیهان به دلیل طرح چنین سؤال های دقیق و حساس و اهمیتی که به مسئله فلسطین داده اید بسیار متشکرم.