تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۵۳۸۹۶

نام «آریل شارون»، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، با جنایات بی شمار علیه فلسطینیان عجین شده است که وحشیانه ترین این جنایات، کشتار آوارگان فلسطینی در اردوگاه های «صبرا» و «شتیلا» در حومه بیروت بوده است. اکنون که در ارتباط با مرگ «شارون» اخبار ضد و نقیضی می رسد، خبرگزاری مهر از زندگینامه سیاه و سراسر جنایت وی در حق اعراب فلسطین گزارش ذیل را تهیه کرده است.
اولین جنایت شارون علیه فلسطینی ها در اکتبر 1948 به ثبت رسیده است. در همین جا بود که وی 426 فلسطینی را در مسجدی به نام «دهمش» جمع کرد و پس از مسدود کردن خروجی های مسجد، آن را منفجر کرد و کسانی را هم که پس از این انفجار زنده مانده بودند، تا دو روز بدون آب و غذا در همانجا زندانی کرد! پس از اصرار مسئولان صلیب سرخ برای رساندن آذوقه به زندانیان، شارون به سربازانش دستور داد به جای آب به زندانیان «ادرار» بدهند! شارون قصاوت را تا آنجا رساند که دستور داد زنان فلسطینی را عریان به یک محله یهودی نشین برده و پس از رها کردن آنها، به سربازان دستور داد آنها را به گلوله ببندند و اجساد آنها را مدت ها در خیابان ها رها کرد. شارون سپس دستور داد، مردان را نیز زنده زنده زیر زرهپوش ها بیندازند و به قتل برسانند.
شارون در آغاز سال 1949 فرماندهی یک گروهان پیاده را بر عهده گرفت، اما در سال 1951 افسر فرماندهی گردان اطلاعات مرکزی شد. در سال 1952 وی از فرمانده ستاد ارتش خواست تا به او اجازه دهد که از زندانیان محکوم به مرگ، یک گردان نظامی تشکیل دهد. این مسئله به دلیل ناآشنایی این افراد با فنون نظامی تا حدودی برای رئیس ستاد غیرمترقبه بود، اما با اصرار شارون آن را پذیرفت. شارون نام این گردان را «101» گذاشت. وی با فرماندهی این گردان در اولین عملیات خود، به روستای مرزی «القبیه» حمله کرد و کشتار گسترده ای را به راه انداخت، این حمله نیز به کشته شدن 69 فلسطینی و ویرانی 41 منزل منجر شد.
شارون در همان سال 1952 در دانشگاه عبری «قدس» تحصیلات خود را در دو حوزه تاریخ و خاورمیانه آغاز کرد و سپس برای تکمیل تحصیلاتش به دانشکده حقوق دانشگاه «تل آویو» رفت.
شارون در جنگ سال 1954، گردان 101 رابا گردانی به نام «چتربازها» ادغام کرد و گردان جدیدی تشکیل داد و فعالیت های تروریستی را به طور همزمان علیه فلسطینیان و علیه کشورهای عربی ادامه داد. او در سال 1956 سمت فرماندهی تیپ زرهی ارتش را برعهده گرفت و توانست گذرگاه «المتیله» را به اشغال خود در آورد. او در اکتبر سال 1956، طی محاصره غزه در «خان یونس»، 250 فلسطینی را قتل عام کرد و در ادامه همین محاصره، دستور داد 750 نفر را در «رفح» به گلوله ببندند.
پس از تصویب حمله همه جانبه به جنوب لبنان توسط دولت رژیم صهیونیستی، شارون در سال 1981 به سمت وزارت جنگ برگزیده شد. در سال 1982 ارتش این رژیم با تجهیزات و سلاح های اهدایی آمریکا، انگلیس و فرانسه و پشتیبانی سیاسی، تبلیغی و اطلاعاتی ویژه آمریکا، به بیروت حمله کرد و دومین پایتخت عربی بعد از قدس را به اشغال درآورد. در همین سال بود که شارون در 18 سپتامبر، کشتار خونین «صبرا» و «شتیلا» را به پرونده جنایات خود افزود و تنها طی 36 ساعت 3500 فلسطینی را به شهادت رساند. در این راستا دولت اسرائیل برای آرام کردن اوضاع، او را از کار برکنار کرد، اما او لقب قصاب صبرا و شتیلا گرفت و هیچگاه جنایات وی از اذهان فلسطینیان پاک نشد.
در سپتامبر 1999، به دنبال کناره گیری «نتانیاهو» از رهبری حزب لیکود، شارون رهبری این حزب تندرو را برعهده گرفت. او سپس در سپتامبر سال 2000، با حضور در مسجد الاقصی، موجب خشم مسلمانان و درگیری های خونین میان فلسطینیان و نظامیان رژیم صهیونیستی و در نتیجه شروع انتفاضه الاقصی شد.
در دسامبر 2000 نیز، به عنوان نامزد حزب لیکود برای تصدی نخست وزیری معرفی شد و قول داد در صورت انتخاب شدن، انتفاضه را در 100 روز خاتمه دهد و موقعیت رژیم اسرائیل را در منطقه تثبیت کند.
در سال 2001 با تشکیل «جوخه های ترور» از بین محکومین به اعدام و نظامیان زندانی، (همانند گردان 101 در دهه 50 میلادی)، آشکارا به ترور رهبران ارشد فلسطین پرداخت و طی آن «شیخ احمد یاسین»، «رنتیسی» و بسیاری دیگر از رهبران مقاومت فلسطین را به شهادت رساند.
شارون در این زمان کوشید تا با ساخت دیوار حائل، به عملیات استشهادی در فلسطین خاتمه دهد، اما موفقیتی به دست نیاورد.
او تا سال 2005 نه تنها نتوانست انتفاضه را خاموش کند و امنیت را برای جامعه خود به ارمغان بیاورد، بلکه در نهایت مجبور شد به رغم ایدئولوژی حزب متبوعش مبنی بر اسرائیل بزرگ، بخشی از خاک فلسطین (نوار غزه) را به فلسطینیان واگذار کند.
در اکتبر سال 2005 و در پی اعتراضات شدید به شارون بخاطر خروجش از غزه و بروز اختلاف در کابینه وی، شارون از حزب لیکود کناره گیری کرد و حزب جدید «کادیما» را به وجود آورد.
طبق نظرسنجی ها، اگر مرگ و یا این مریضی صعب العلاج به سراغ شارون نمی آمد، وی باز پست نخست وزیری رژیم صهیونیستی را تصاحب می کرد.
به نظر می رسد که سکته مغزی کنونی شارون، که در 77 سالگی وی اتفاق افتاده است، پایان زندگی پر از جنایت او باشد.