تاریخ انتشار : ۰۵ آبان ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۵۳۹۹۱

ترجمه: علی حسینی

گروه سیاسی - با هر هزینه‌ای که باشد، باید از هر اقدام نظامی ‌علیه ایران اجتناب شود، زیرا در این صورت خاورمیانه و ایالات‌متحده را به یک جنگ بسیار بدتر فرو می‌برد.

مجله آمریکایی آرمز کنترل تودی (Arms Control Today) در مقاله‌ای طولانی به قلم دیوید آلبرایت، بازرس سابق تسلیحاتی سازمان ملل در عراق و ژاکلین شایر، تحلیلگر ارشد موسسه مطالعات استراتژیک، به ارزیابی از پیشرفت برنامه غنی‌سازی اورانیوم در ایران پرداخته و در بخش نتیجه‌گیری از مباحث مطرح شده، نوشته است: برنامه غنی‌سازی اورانیوم ایران همچنان جا برای پیشرفت دارد. این برنامه در برخی حیطه‌ها از جمله تولید و نصب 3000 دستگاه سانتریفیوژ و تولید بیش از 330 تن هگزا فلوراید اورانیوم به موفقیت دست‌یافته است. اگر چه ایران هنوز غنی‌سازی اورانیوم را تکمیل نکرده، اما به وضوح در مسیر انجام چنین اقدامی ‌است. از نظر سیاسی، عدم قطعیت بسیاری در این باره وجود دارد که آیا ایران از برنامه غنی‌سازی خود به عنوان نتیجه‌ای ناشی از فشار یا مشوق‌ها صرف‌نظر خواهد کرد یا خیر. سیاستگذاران و دیپلمات‌ها باید به صورتی خلاقانه در این باره فکر کنند که چگونه می‌توان ایران را در مسیر بی‌خطر نگه داشت. در این زمینه، مذاکرات مستقیم بدون پیش‌شرط میان ایران، اتحادیه اروپا و آمریکا یک نقطه شروع آشکار به حساب می‌آید.

با وجود تاکید ایران بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای‌اش، نویسندگان این مقاله در توضیح اینکه چرا حمله نظامی ‌نمی‌تواند به عنوان یک گزینه علیه ایران در نظر گرفته شود، خطاب به رهبران آمریکایی می‌نویسند: بهترین رویکرد برای جلوگیری از تبدیل شدن ایران به کشوری دارای سلاح هسته‌ای، به کارگیری دیپلماسی خلاقانه، فشار مداوم بین‌المللی و صبر است.

به نوشته آنها، حمله به ایران در مقیاس بزرگ یا کوچک، به وخامت وضع خطرناک کنونی منطقه خاورمیانه و تحلیل بردن اهداف راهبردی آمریکا در سراسر جهان منجر می‌شود. حمله به ایران قول و تعهدی کذب است، زیرا هیچ تضمینی در این خصوص وجود ندارد که برنامه هسته‌ای ایران به شکلی قابل‌توجه یا غیرقابل بازگشت متوقف شود. اغلب دو گزینه است که درباره حمله نظامی ‌به ایران مطرح می‌شود. یکی از آنها حملات هوایی به سایت‌های مرتبط با چرخه سوخت هسته‌ای ایران است، به ویژه آنها که نزدیک اراک، اصفهان و نطنز هستند. گزینه دیگر، انجام حملات هوایی گسترده‌تر در سراسر ایران و هدف قرار دادن تاسیسات هسته‌ای واقعی، مظنون، سایت‌های فرماندهی، کنترل، تولید و انباشت موشکی و همچنین ظرفیت‌های انتقام‌گیرانه است. جدا از کیفیت، هزینه و ریسک‌های چنین اقدامات نظامی ‌و جنبه‌های سیاسی آن، مهم است که میزان اثرگذاری چنین حملاتی را بر برنامه هسته‌ای ایران بررسی کرد. در کوتاه‌مدت، تخریب تاسیساتی که تجهیزات و مواد نداشته باشند باعث توقف بخش غنی‌سازی برنامه هسته‌ای ایران نمی‌شود. علاوه بر این، در صورت وقوع چنین حمله‌ای قطعا ایران به بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌اجازه نخواهد داد تا در این کشور بمانند و برای دفاع از خود ممکن است هر اقدامی ‌را که لازم ببیند انجام دهد.

در این صورت آمریکا احتمالا خود را ناگزیر خواهد دید تا جنگی پرهزینه و فرسایشی را با ایران انجام دهد. در این صورت جدا از تحلیل‌های نظامی، باید در نظر داشت که با انتقام‌گیری ایران، منافع آمریکا در منطقه و وضعیت عراق، سیر قهقرایی طی می‌کند و بی‌ثباتی سراسر خاورمیانه را در می‌نوردد. حتی در این صورت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌که مسئول انجام بازرسی از فعالیت هسته‌ای کشورهاست، برای همه کشورهای خاورمیانه بی‌اعتبار خواهد شد. به همین دلیل تعجب‌برانگیز نیست که چرا بسیاری از سران نظامی ‌آمریکا ملاحظات عمیقی درباره حمله به ایران دارند.