همزمان با اعلام منابع خبری داخلی در مورد حضور محمود احمدینژاد در جلسه سران شورای همکاری خلیج فارس، رئیس امارات متحده عربی با لحنی جدیتر نسبت به گذشته ادعاهای طنزگونه خود در خصوص مالکیت بر جزایر سهگانه ایرانی را تکرار و از ایران خواسته است برای پایان اشغال این جزایر، مذاکره مستقیم را بپذیرد! پیشنهاد دیگر او، کوتاه آمدن ایران از مالکیت قطعی بر جزایر و پذیرش طرح موضوع در محاکم بینالمللی است. از سوی دیگر منابع خبری عربی اعلام کردهاند در نشست آتی سران شورای همکاری خلیجفارس، برخی نگرانیهای کشورهای عربی از فعالیت هستهای ایران و حواشی آن در صدر دستور کار اجلاس قرار دارد. البته از هماکنون میتوان پیشبینی کرد که رسانههای داخلی و در راس آنها صدا و سیما، تنها به انعکاس استقبالهای گرم و تشریفاتی از رئیسجمهور ایران به هنگام حضور در اجلاس بپردازند و ابعاد منفی احتمالی، مورد توجه رسانهها قرار نگیرد. همانطور که استقبال گرم سران امارات در سفر چند ماه پیش احمدینژاد به ابوظبی و دوبی، بارها و بارها در رسانه ملی منعکس شد و اظهارات حاکم دوبی که به فاصله چند روز پس از این سفر در یکی از کشورهای آسیایی مطرح شد و حاوی ابراز نگرانی از برنامه هستهای ایران بود ـ جایگاهی در رسانه ملی نیافت. اما رفتار رسانه ملی یا برخی رسانههای داخلی، واقعیت را تغییر نمیدهد. همانطور که انعکاس تبلیغاتی مذاکره تلفنی روسای جمهور ایران و سوریه، نتوانست مانع حضور نماینده سوریه در اجلاس آناپولیس شود.
احمدینژاد قرار است در روزهای آینده در اجلاسی شرکت کند که همه ارکان آن، بر استفاده از نام «خلیج عربی» بجای خلیج فارس اصرار دارند. از آن مهمتر، در بیانیه پایانی همه اجلاسهای گذشته این شورا، از آنچه که شیوخ عرب، آن را «اشغالگری ایران نسبت به جزایر اماراتی!» مینامند ابراز تاسف شده و قاعدتاً در طول برگزاری اجلاس آتی یا در بیانیه پایانی آن - و یا در هر دو ـ بار دیگر این ادعا مطرح خواهد شد. اما این بار، تفاوت موضوع در آن است که رئیسجمهور ایران نیز به این جمع مدعی، مشروعیتی بیسابقه داده است. ممکن است گفته شود که برای تحکیم روابط با کشورهای منطقه، حضور در این نشست ضروری است. اگر توجیه مسئولان دولتی برای شرکت در اجلاس، همین موضوع باشد بهتر است ابتدا دستاورد سفرهای گذشته به قطر، امارات و عربستان را برای مردم توضیح دهند و آنگاه مردم را به پیامدهای مثبت حضور در جمع سران کشورهای منطقه امیدوار کنند. هنوز از سفر چند ساعته احمدینژاد به بحرین زمان زیادی نگذشته است. این سفر نخستین حضور عالیترین مقام اجرایی ایران در سرزمینی بود که بسیاری از ایرانیان، آن را گوشهای از سرزمین خود میدانند. اما هنوز گزارشی از دستاوردهای قطعی سفر به بحرین در اختیار مردم قرار نگرفته و متاسفانه علاقه رسانههای طرفدار رئیسجمهور برای القای عظمت سفرهای خارجی او، در حدی است که حتی یک روزنامه سرشناس، با کنار گذاردن ادعاهای خود در خصوص تعلق قطعی بحرین به ایران، به پوشش وسیع اخبار این سفر پرداخت و آنچه را که تا چند روز قبل، یک «استان» ایران مینامید، کشوری مستقل دانست که پادشاه آن به گرمی از احمدینژاد استقبال کرده است!
برنامهریزان سفر احمدینژاد به دوحه، اکنون باید برای مردم توضیح دهند هدف مشخص از این سفر چیست و با این سفر، چه خطرهایی از کشور دور میشود و یا کدام فرصتهای جدید برای کشورمان خلق میگردد که هزینه حضور در جمع همیشه مدعی نسبت به جزایر سهگانه ایرانی را توجیهپذیر مینماید؟
اگر خدای نخواسته در هنگام حضور احمدینژاد، سران امارات یا اعراب حامی آنها، باردیگر ادعای سست خود را مطرح کردند، آیا برخورد مسئولان ایرانی شبیه برخورد آنها با رئیسجمهور قزاقستان خواهد بود که چشم در چشم ایرانیها، قرارداد 1940 بین ایران و شوروی را به تاریخ سپرد؟
البته نگارنده، گسترش روابط ایران با همه کشورها - علیرغم اختلافنظرها و تفاوت دیدگاهها - را ضروری میشمارد و معتقد است حتی با کشورهایی که مذاکره و گفتگو با آنها در چارچوبهای ظاهراً ایدئولوژیک قرار گرفته است، مذاکره جدی صورت گیرد، اما برای هر مذاکرهای بایستی چارچوب مشخص، اهداف معین و دستور مذاکره کارشناسی شده وجود داشته باشد. در حالی که به نظر میرسد که گاه علاقه به جنبه تبلیغاتی برخی سفرها ـ به ویژه انعکاس داخلی - به صورتی در میآید که نه تنها کسی از دستاوردهای پیشبینی شده برای این سفرها سوال نمیکند بلکه در مورد پیامدهای منفی نیز، احتمالات منطقی مورد توجه قرار نمیگیرد که سفر آتی احمدینژاد به دوحه نیز با توجه به برخی حواشی نه چندان مطلوب احتمالی، مشمول همین قاعده گردیده است. البته در این میان، بیش از همه تقصیر با ما - اصحاب رسانهها - میباشد که به دلایل گوناگون، هیچ یک از سفرهای قبلی - چه در دولت نهم و چه در دولتهای پیشین ـ را به چالش نکشیدیم!