پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای در دوران جنگ سرد (1968 میلادی/1347 شمسی) به صورت محدود بین چند کشور جهان منعقد شد. این پیمان جهان را به دو طبقه برخوردار (کشورهای دارای سلاح هستهای) و غیر برخوردار (کشورهای فاقد سلاح هستهای) تقسیم میکند.
گزارش حاضر به بررسی مفاد این پیمان و نقاط قوت و ضعف آن از نگاه حفظ صلح و امنیت جهانی میپردازد.
به گزارش ایرنا برپایه تعریف مطرح شده در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، کشور دارنده سلاح هستهای»، کشوری است که پیش از اول ژانویه 1967 (11 دی 1347 شمسی) سلاح هستهای یا دیگر وسایل منفجره هستهای را تولید و منفجر کرده است و از این رو پنج کشور «چین»، «فرانسه»، «روسیه»، «انگلیس» و «آمریکا» مشمول این تعریف قرار میگیرند و وضعیت هستهای پنج کشور مزبور بطور رسمی تایید شده است.
این پیمان تصریح دارد که نباید هیچ مانعی در برابر دستیابی امضاکنندگان پیمان به فناوری صلحآمیز هستهای ایجاد شود و وظیفه آژانس نظارت بر اجرای درست مفاد پیمان توسط اعضا است.
نگاهی به مفاد این پیمان تعهدات کشورهای برخوردار (دارا) و غیر برخوردار (ندار) از سلاح هستهای را در برابر جامعه جهانی نشان میدهد.
به موجب ماده (یک)، کشورهای دارای سلاحهای هستهای نباید این قبیل سلاحهای هستهای یا ابزارهای انفجار هستهای را بطور مستقیم یا غیرمستقیم در اختیار غیر برخوردارها قرار دهند و نباید به ندارها در گسترش سلاحهای هستهای کمک کنند.
به موجب ماده (2) کشورهای غیر برخوردار، متعهد میشوند به طور مستقیم یا غیرمستقیم در صدد تحصیل این گونه سلاحها نباشند.
به موجب ماده (3) کشورهای غیربرخوردار متعهد میشوند جهت اجرای تعهدات خود موافقتنامهای را با «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» منعقد نمایند.
به موجب ماده (4) برخوردارها متعهد میشوند که فناوری هستهای صلحآمیز از قبیل مصارف پزشکی را در اختیار غیربرخوردارها قرار دهند.
به موجب ماده (6) دولتهای برخوردار متعهد میشوند با انعقاد پیمان دیگری در آینده، برای نابودی کامل سلاحهای هستهای خود متعهد شوند و به خلع سلاح کامل هستهای دست یابند.
طبق ماده شش پیمان اعضای هستهای متعهد شدهاند در توقف رقابت سلاحهای هستهای و در راه خلع سلاح عمومی به طور جدی عمل کنند و در صورت تمایل طبق ماده 10 هر کشور عضو میتواند از این نظام خارج شود. بررسی واقعبینانه مفاد پیمان و رویه دولتهای برخوردار از سلاح هستهای نشان میدهد که انتقال دانش فنی هستهای به کشورهای غیربرخوردار تابعی از هدف اصلی پیمان یعنی منع گسترش سلاح هستهای است.
در واقع پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، یک پیمان تبعیضآمیز است که حقوق و تعهدات نابرابری را بین دو گروه از کشورهای دارنده سلاحهای هستهای و فاقد سلاحهای هستهای برقرار میکند.
ابعاد منفی پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای:
ـ برابر نبودن حقوق دولتهای دارنده سلاح هستهای و دولتهای فاقد سلاح هستهای.
مورد توجه قرار گرفتن منع گسترش افقی سلاحهای و مسکوت ماندن معاهده در خصوص گسترش عمودی سلاحهای هستهای.
ـ نابرابر بودن تعهدات دولتهای دارنده سلاح هستهای و دولتهای فاقد این سلاحها.
به گونهای که دولتهای فاقد سلاح هستهای متعهد میگردند از هرگونه تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای خودداری ورزند، در حالی که دولتهای دارنده سلاح هستهای در انتقال فناوری هستهای برای اهداف غیرنظامی به دولتهای متقاضی هیچ گونه الزامی ندارند.
ـ در صورت نقض تعهد از سوی دولتهای هستهای، ضمانت اجرای موثری مقرر نشده است، اما در صورت نقض تعهدات توسط دولتهای فاقد سلاحهای هستهای، از سوی شورای امنیت که اعضای اصلی آن دولتهای دارنده سلاح هستهای هستند، علیه آن دولت تحت عنوان حفظ صلح و امنیت جهانی، اقدامات تنبیهی صورت خواهد گرفت.
ـ تخلف از ماده یک پیمان در خصوص انتقال و ارایه کمکهای فنی و فناوری برای اهداف غیرصلحجویانه و نظامی به دولتهایی مانند آفریقای جنوبی، عراق، کره شمالی، هند، پاکستان و رژیم صهیونیستی در گذشته محرز شده ولی نسبت به دولتهای انتقالدهنده این فناوری، واکنشی ابراز نشده است.
ـ به موجب مفاد معاهده، تمدید نامحدود پیمان با آرای اکثریت مطلق اعضاء امکانپذیر است، اما برای تصویب یک پیشنهاد اصلاحیه شرایط بسیار پیچیدهای پیشبینی شده که در نهایت ممکن است با وتوی هر یک از پنج عضو اصلی دارنده سلاحهای هستهای مواجه شود.
ـ مجزا بودن سیستم بازرسی از پیمان و تسری نداشتن مقررات بازرسی به دولتهای دارنده سلاحهای هستهای.
ـ هر چند که دولتهای غیرهستهای برای اهداف صلحجویانه مجاز به کسب فناوری هستند و تحریم نشدن دولتهای غیرهستهای در صورت رعایت مقررات پیشبینی شده است، ولی جامعه بینالمللی بطور عملی شاهد انجام ندادن تعهدات دولتهای هستهای در مورد انتقال فناوری به دولتهای فاقد سلاح هستهای است.
ابعاد مثبت پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای:
ـ جلوگیری از گسترش سلاحهای هستهای و پیگیری مذاکرات خلع سلاح:
این موضوع به عنوان یکی از اهداف مهم پیمان در ماده 1 و 6 مورد اشاره قرار گرفته است. با وجود اهمیت این هدف در معاهده، متاسفانه نه تنها تاکنون قدرتهای هستهای به این تعهد خود عمل نکردهاند، بلکه تاکنون هیچ روش و یا قاعدهای برای نظارت بر این تعهد مقرر نشده است.
براساس بند 3 ماده، 8 اجلاس دولتهای عضو وظیفه دارد تا نحوه اجرای پیمان را به منظور اطمینان از تحقق مفاد و اهداف آن مورد بررسی قرار دهد، اما آنچه که تاکنون در اجلاسهای بازنگری (که هر 5 سال یک بار برگزار میشود) مشاهده میشود، حاکی از تاثیرگذاری دولتهای هستهای برای گریز از این تعهد و اجماع نداشتن علیه دولتهای هستهای است.
وجود بیش از 35 هزار سلاح هستهای در زرادخانه کشورهای هستهای، تداوم دکترینهای هستهای قدرتهای بزرگ و استقرار هزاران سلاح هستهای در حالت آمادهباش از یک سو و تصویب نشدن پیمان منع جامع آزمایشهای هستهای، برنامه گسترده سپر دفاع موشکی و ساخت سلاحهای هستهای کوچک به صورت انبوه از سوی ایالات متحده از مواردی است که به روشنی نشانگر عدم اجرای تعهدات فوق توسط کشورهای هستهای به ویژه ایالات متحده است.