مهردخت مهاجرانى
* سران کاخ سفید تدارک دیپلماتیک گستردهاى را براى کنفرانس سازش خاورمیانه دیدهاند، در یک مقایسه با پروژههاى سابق صلح خاورمیانه چه ارزیابى از این کنفرانس دارید آیا درست است که بوش و خانم رایس ایده «پیمان سازش اسلو ۲» را از کنفرانس صلح نوامبر دنبال میکنند؟
**کنفرانس پیشرو با هدف آغاز مجدد روند سازش در کنار نقشه راه برگزار میشود. نقشه راه در سال۲۰۰۲ مطرح شد و اصول آن مبتنى بود بر برنامه موسوم به اصلاحات دموکراتیک در فلسطین توسط تشکیلات خودگردان و پایان حملات فلسطینىها علیه اسرائیل و سپس حمایت اسرائیل از ایجاد یک دولت فلسطینى در کنار اسرائیل.
به دنبال آن در آوریل ۲۰۰۴ دولت اسرائیل عقبنشینى یکجانبه نیروهاى مسلح و خروج شهرک نشینان صهیونیست از نوار غزه و بخشى از کرانهباخترى را اعلام کرد اما در بسیارى از شهرکهاى کرانه باخترى و مناطق اطراف سرزمینهایى که در سال ۱۹۶۷ اشغال کرده بود، ماند. بر اساس این طرح، اسرائیلىها همچنان بر استیلاى خود بر بخش عربى شرق بیتالمقدس ادامه میدهند و کنترل حریم هوایى فلسطین را در اختیار دارند. در عین حال، رژیم اسرائیل با احداث خانههاى بیشتر براى یهودیان و یهودىسازى بزرگراهها و سایر زیر ساختها در جهت حمایت از یهودیان،هم به اشغال کرانهباخترى ادامه داده و هم نقشه راه را نقض کرده است. چنین اقدام یکجانبهاى نقض اصول و قوانین بینالمللى درباره منع توسعه مرزهاى یک کشور از طریق نیروى نظامی است.
اما این کنفرانس - آناپولیس - چندان در پى گشودن گره همزیستى اعراب و اسرائیل نیست و بیش از هرچیز در پى اصلاح وجهه دولت بوش است. در واقع انگیزه اصلى ایالات متحده در برپایى این کنفرانس صرفاً احیاى موقعیت آمریکا نزد حکومتهاى عرب حامی غرب است، تا اینطور وانمود کند که به امور اعراب و مسأله فلسطین اهمیت میدهد. تا بدین ترتیب حمایت آنها را در ارتباط با جنگ فعلى عراق و تهدیدهاى رو به افزایش ایران جلب کند.
* جدى ترین موانع و چالشهاى پیش روى این کنفرانس را در چه میبینید؟
**به نظر میآید که مهمترین موانع کنفرانس علاوه بر واقعیتهاى سیاسى منطقه خاورمیانه، در درون این اجلاس نهفته است آن تردیدهایى است که قریب به اتفاق مهمانان اجلاس در باره اهداف و کارایى آن در حل مسائل بغرنج منطقه دارند. این مسألهاى پنهان نیست که اعراب همگى با اکراه و فشار به این کنفرانس کشانده شدند. مقامات فلسطین و دیگر کشورهاى عربى بیم آن دارند که این کارکرد کنفرانس صرفاً اقدامی تبلیغاتى باشد که در آن دولت بوش و رژیم صهیونیستى وانمود میکنند روند صلح در حال پیشرفت است، این در حالى است که آنها براستى تمایلى به مصالحه ضرورى براى صلح پایدار ندارند.
* فکر میکنید گروه دولتها و سازمانهاى شرکت کننده در کنفرانس به چه اقداماتى ممکن است دست بزنند آیا آنها پاى همه اسنادى که طرف میزبان به عنوان پیمان سازش با رژیم صهیونیستى ارائه خواهد کرد امضا خواهند نمود یا اتفاقات دیگرى احتمال دارد که رخ بدهد؟
**با مقدمات پر از چالشى که کنفرانس طى کرده است بعید به نظر میرسد که مذاکرات مسیر آسانى داشته باشد، ضمن آن که طرفهاى عربى براى حفظ وجهه سیاسى خویش تلاش میکنند تا فهرستى از نقض حقوق انسانى فلسطینیان توسط اسرائیل را روى میز کنفرانس قرار دهند.
آن گونه که خبرها حکایت دارد شرکت کنندگان از فلسطین عربستان سعودى و سایر کشورهاى عربى، بنا به ضرورت دیوان بینالمللى دادگسترى، طرح جامعى از تخلفات اسرائیل تهیه کردهاند که پایان ساخت شهرکهاى غیرقانونى در مناطق اشغالى، آزادى زندانیان سیاسى فلسطینى، کاهش محدودیتهاى سفر و ایستهاى بازرسى در مناطق اشغالى و توقف ساخت دیوار حائل در کرانه باخترى را خواستار شدهاند. ناکامی اسرائیل در پذیرفتن چنین شرایطى و ناکامی آمریکا در وادار کردن رژیم صهیونیستى به پذیرش این شرایط، کنفرانس را به چالش خواهد انداخت.
* آیا این کنفرانس قابلیت آن را دارد که ناکامىهاى بوش در خاورمیانه را جبران کند؟
**به نظر نمیآید که کنفرانس دستآوردهاى زیادى به همراه داشته باشد. زیرا شواهد کافى در دست نیست که نشاندهنده تلاش واقعى در جهت پایان دادن به اشغال فلسطین یا بخشى از خاک سوریه که اسرائیل در جنگ ژوئن ۱۹۶۷ تصرف کرد باشد، و یا به اشغال اراضى و نقض حقوقبشر و قطعنامههاى شوراى امنیت سازمان ملل توسط رژیم صهیونیستى پایان دهد.
* برخى از ناظران سیاسى در آمریکا گفتهاند که مشکل اصلى این کنفرانس نوع نگاه بوش و سران امروز کاخ سفید به خاورمیانه است. مقصود از این سخن چیست مگر نگرش دولت بوش به خاورمیانه چه تفاوتى با زمامداران سابق این کشور دارد که تحلیلگران این نگرش را سد راه تفاهم اعراب و اسرائیل میخوانند؟
**دولت بوش در ۷سال زمامدارى خویش اعراب را رنجاند و اغلب محافل عربى و اسلامی از عملکرد او در خاورمیانه ناراضى هستند و این کنفرانس نیز از یک نظر با هدف دلجویى از اعراب و ترمیم روابط دیرینه واشنگتن با شرکاى منطقهایش برپا میشود اما مسأله این است که بوش نمیتواند این توازن را دربر قرارى دوستى میان اعراب و اسرائیل برقرار کند. همه محافل عربى میدانند که اسرائیل و ایالاتمتحده مایل نیستند فلسطینىها حتى بر بخش کوچکى از سرزمین شان حکومت کنند، پس در چنین نگرشى به سختى میتوان چنین پنداشت که، حتى با برگزارى این کنفرانس، حرکتى در جهت صلح پایدار انجام گیرد.