تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۵۴۱۰۳

این تنها آریل شارون نیست که به حال احتضار افتاده بلکه واقعیت این است که صهیونیسم و اشغالگری نیز از مدتی پیش به انحطاط افتاده است. باید گفت سیاست های رژیم صهیونیستی در فلسطین و خاورمیانه از مدتها پیش در مسیر شکست قرار گرفته است.
اگر زمانی صهیونیستها ایده تصرف «نیل تا فرات» را برای خود به عنوان استراتژی انتخاب و حتی معتقد بودند که نباید به این محدوده نیز قناعت کرد، زیرا در آن صورت مجبور به توقف در چارچوب مرزها خواهند بود، امروزه به پشت دیوارهای حایل پناه برده اند و نظریه پردازان صهیونیست تلاش می کنند تا در همین محدوده ها برای خود مرز تعیین کنند تا حداقل مجبور به عقب نشینی بیشتر از آن مرزها نباشند ولی شکست های صهیونیستها همچنان ادامه خواهد داشت.
امروز رژیم صهیونیستی پس از نزدیک به 60 سال جنایت و توطئه و با برخورداری از حمایت گسترده و همه جانبه قدرتهای غربی، نتوانسته است موجودیت خود را به جهانیان تحمیل کند و اکثر ملل جهان از این رژیم با عنوان «اشغالگر» یاد می کنند و حتی نقشه های سازمان ملل نیز مناطق تحت تسلط این رژیم را «اشغالی» می شناسد. این قطعا یک شکست بزرگ و ناکامی مایوس کننده برای صهیونیستها است.
تردید نیست عامل اصلی این شکست، تسلیم ناپذیری و مبارزه حماسی ملتی مظلوم و بی دفاع است که تنها نقطه اتکای آن، ایمان برآمده از باورهای اعتقادی و مذهبی و ذلت ناپذیری می باشد.
این مبارزه خستگی ناپذیر که انتفاضه «نماد آن» است، صهیونیستها را با همه تکبر، سبعیت و مجهز به ماشین جنگی عظیم، وادار به عقب نشینی کرده است.
همین روحیه مقاومت و مبارزه بود که شارون جلاد، که به اسرائیلی ها وعده 100 روزه تسلط بر اوضاع داده بود، را وادار ساخت تا از غزه فرار کند.امروز شارون درحالی در بستر مرگ قرار دارد که جبهه داخلی صهیونیستها به شدت درهم ریخته است، به حدی که می توان گفت در کمتر دوره ای صهیونیستها تا این حد دچار آشفتگی درونی بوده اند.
این بحران داخلی، موجب شده است که دو حزب عمده این رژیم، که سردمداران اصلی از زمان شکل گیری موجودیت این رژیم، از آنها بیرون آمده اند، در آستانه فروپاشی قرار بگیرند. براساس نظرسنجی ها هم اکنون این دو حزب، حمایت کمتر از 20 درصد اسرائیلی ها را با خود دارند.
در این میان حزب تازه تاسیس «کادیما» (پیشرو) نیز که شکل گیری آن زاییده همین بحران سیاسی داخلی اسرائیل بوده است و صهیونیستها به آن امید زیادی بسته بودند، با وضعیت جدید و حذف شارون، به وضعیت بغرنجی دچار شود. اصولا این حزب با حضور شارون امکان حیات و قدرت نمایی داشت و اکنون با شرایط جدید، هیچ آینده روشنی بر آن متصور نیست.
در این میان وضعیت «شیمون پرز» نیز که می توان گفت آخرین بازمانده از سیاستمداران نسل اول اسرائیل محسوب می شود، به شدت شکننده است. روی آوردن «پرز» چپ گرا به شارون افراطی دقیقا متاثر از همین آشفتگی داخلی بود و شکست اخیر وی از «عمیر پرتز» در انتخابات درون حزبی لیکود، بیانگر عدم مقبولیت پرز در جامعه اسرائیل است.
به همین لحاظ چشم انداز تحولات برای اسرائیلی ها تیره است. هیچیک از سردمداران صیهونیست، چه در حزب کار، لیکود و یا کادیما از پیشینه و قدرت لازم برای تسلط بر اوضاع برخوردار نیستند.این همه در جامعه صهیونیستی درحالی در جریان است که قدرت فلسطینی ها روز بروز درحال افزایش است. پذیرش شرکت فلسطینی های ساکن شرق بیت المقدس از سوی صهیونیستها، که تاکنون به شدت با آن مخالف بودند ناشی از ضعف روزافزون صهیونیستهاست.
علاوه بر آن، فلسطینی ها درحالی به انتخابات مجلس نزدیک می شوند که جناح های ضد صهیونیست از جمله حماس، میدان دار صحنه سیاسی شده اند. این درحالی است که این جنبش به هیچ یک از خواست های صهیونیستها و حامیان آن ها، یعنی خلع سلاح، به رسمیت شناختن اسرائیل و توقف مبارزه ضد صهیونیستی تن نداده و به تعبیر دیگر شرایط خود را به صهیونیستها تحمیل کرده است.مجموعه این تحولات بیانگر این واقعیت است که تحولات در فلسطین به سمت و سویی می رود که هرگز خوشایند اشغالگران صهیونیست و حامیان بین المللی آنها نیست. این نشانه ها حاکی از آن است که روزهای آزادی و پیروزی ملت فلسطین و آزادی سرزمین های اشغال شده چندان دور نیست. از این رو باید گفت لحظات احتضار شارون، با روزهای احتضار و مرگ اشغالگری مصادف شده است.