تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۵۴۱۱۸
بررسی پیامدهای الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی در میزگرد قدس با کارشناسان
علی دوستی «اشاره»: فرآیند جهانی شدن اقتصاد خیلی زودتر از آنچه تصور می‌شد به درون کشورها نفوذ کرده است به طوری که حتی کشورهایی که عضو رسمی‌سازمان تجارت جهانی (WTO) نیستند، مجبورند در مبادلات بین المللی خود بر اساس این قوانین عمل کنند و در واقع ناخواسته به آن تن دهند. پس از اینکه آمریکا از مخالفت خود با عضویت ایران در WTO پس از 27 بار مخالفت دست برداشت، اکنون کشورمان عضو ناظر سازمان تجارت جهانی است و در حال تهیه مقدمات برای ورود رسمی‌به این سازمان مهم جهانی است. با این حال طی این فرآیند برای ایران مانند سایر کشورهای جهان تبعات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، و فرهنگی درپی دارد و طری جامعه را دگرگون می‌کند که در صورت غفلت، دگرگونی به زلزله‌ای ویرانگر برای اقتصاد و فرهنگ کشور تبدیل می‌شود. چرا که اولین شرط عضویت در WTO بازکردن درهای بازار و فرهنگ کشور به روی تمام کشورهاست و این عامل است که شرایط جدید وحساس انتقاد را ایجاد می‌کند و چالشها و فرصتها دقیقاً در همن پروسه ایجاد می‌شوند.اکنون در آستانه پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی،لزوم شناخت فرصتها و چالشهای این فرآیند برای برنامه ریزان بسیار ضروری به نظر می‌رسد. گروه اقتصادی روزنامه قدس با عنایت به این اهمیت، مانند گذشته دغدغه‌های کارشناسان در این باره را مطرح کرده است. روزنامه قدس در میزگردی با حضور آقایان دکتر احمد روستا کارشناس ارشد تجارت و بازاریابی از دانشگاه شهید بهشتی، علی زاهدطلبان پژوهشگر و کارشناس ارشد مذاکرات تجاری در دفتر نمایندگی تام‌الاختیار تجاری ایران به بررسی چالشها و فرصتهای عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی پرداخته است. گروه اقتصادی

* قدس: با تشکر از خضور آقایان، در این میز گرد به بررسی چالشهای عمده و مهمی‌که در راه پیوستن ایران به WTO وجود دارد، می‌پردازیم. لطفا مهمترین چالشها در این بخش را بر شمرده و درباره نقش آن تحلیل ارایه فرمایید.
** روستا: در رابطه با سازمان جهانی تجارت با سازمان تجارت جهانی باید به راهکارها و راه چاره‌ها اندیشید. سالهای زیادی را صرف درست یا نادرست بودن، موافق یا مخالف بودن پیوستن ایران به این سازمان کرده‌ایم.به همین دیل در اغلب میزگردها و بحثهای صورت گرفته شاهد دو نوع جبهه گیری مثبت و منفی بوده‌ایم که عملا بحثها را به جایی نرسانده است.کسی که مخالف بوده بازهم مخالفت‌های خودش را بسیار زیاد اعلام می‌کند وآنهایی که شیفته و موافق بودند نیز صرفا روی دلایل موافقت تکیه کرده‌اند و کمتر بر روی این که چه باید کرد و از فرصت بهتر استفاده کرد،پرداخته شده است،ولی در هر حال واقعیت این است که WTO پدیده‌ای است که تحولی را در ابعاد گوناگون در جوامع مختلف به وجود می‌آورد و اگر می‌خواهیم اصولی منطقی با این پدیده برخورد کنیم باید ببینیم نحوه برورد با عامل تحول و به ویژه تحولات اساسی چیست؟
به نظر من، WTO نیازمند نوعی « مدیریت تحول » است، مدیریت تحول در ابعاد کلان و خرد جامعه به دلیل این که WTO روی نظام کلان اقتصادی و بازرگانی کشورها تاثیر می‌گذارد به هر حال اولین چالش مربوط به پدیده WTO نوع مدیریت WTO و مراحل پیش از الحاق و پس از الحاق است.یعنی چه کسانی با پدیده WTO در سطح کلان و خردکار می‌کنند و چه نوع مدیریتی حاکم است و این مهمترین چالش جامعه ماست و جای تأسف است، در حالی که این مهمترین چالش شاید کمترین توجه را داشته باشد، یعنی هرکس خود را به نحوی دخیل در پدیده WTO کرده درحالی که WTO باید در یک مسیر کاملا از پیش تعیین شده و برنامه‌ریزی شده قرار گیرد. دومین چالش که جامعه ما با آن روبروست عدم درک درست مفهوم WTO است. گاهی اوقات ما از WTO آن چنان توصیفهایی می‌کنیم که شاید در هیچ یک از مواد تبصره‌ها و قوانین WTO هم نیست. این عدم درک مفهوم WTO است و عدم انتشار و انتقال واقعیتهای مربوط به این پدیده از دیگر علل مربوط است و آثار بسیار مخربی دارد. این آثار به دو شکل ظاهر می‌شود. یا امیدوار کاذب و مبالغه‌آمیز یا نگرانی و ترس بسیار شدید که ترسی تخریبی است. در پدیده‌های مختلف ما اگر مفهوم را درست درک نکنیم مفاهیم را به غلط اداره می‌کینم و این دردی است مربوط به درک بسیاری از پدیده‌ها که به دو عنوان عدم درک واقعی مفهوم و مدیریت نادرست تعبیر می‌شود.
ما در جامعه خودمان این مفاهیم را شاهد هستیم و به علت عدم شناخت واقعیت و جزئیات مربوط به WTO و نداشتن کارشناسان خبره که بتوانند در سطح کلان و خرد این مفهوم را به درستی تعریف کنند، مشکلاتی را در جامعه به وجود آوردیم پس چالش ما عدم درک مفهوم و واقعیتهای مربوط به WTO و باز هم به دنبال آن انتشار نادرست و ارایه اطلاعات غلط به جامعه است.
سومین چالش جامعه ما با سازمان تجارت جهانی، چالش باز شدن اقتصاد، پس از سالهای طولانی زندگی و عادت در محیط بسته است.
ما اکنون جامعه‌ای غیررقابتی، یارانه‌ای، حمایتی و در چارچوب مرزهای ملی بودن داریم و در این جامعه ناگهان سحبت از برون مرزی کردن و بلکه جهانی شدن و جهانی سازی شوک شدیدی وارد می‌کند.یک نوع خلا آمادگی برای حضور در صحنه رقابت به طور قطع این چالش شوک ناشی از توانایی‌های یک محیط کاملا سبته و آماتوری به یک محیط کاملاباز و رقابتی است و مدتها طول می‌کشد تا فضای لازم برای انتقال به دوره جدیدی ایجاد شود.این چالش همه ابعد جامعه را در بر می‌گیرد بسیاری از پدیده‌های مربوط به عوامل محیطی جامعه، قوانین، مقرارات و مجموعه عواملی که مربوط به دولتمردان، نظام جامعه، نظام حکومت و بسیاری از ابهامها و عوامل ناشناخته و نا آشنا برای بخش خصوصی و بخش دولتی شفاف است و هممین باعث بلاتکلیفی و ابهام و گاهی ترس و هراس شده است. در این زمینه مسئولیت اصلی برعهده دولتمردان و سه قوه کشور است که خود آنها هم نایزمند آن هستند که پدیده WTO و واقعیتهای آن کاملاً آشنا شوند.
سرانجام آخرین چالش که مدنظر است برمی‌گردد به فرهنگ ایرانی. فرهنگی که یک نوع حساسیت و به عبارتی دل بستگیهای عمیق به این عادات دارد و بنابراین کمتر آماده تحول و تغییرات اساسی است. به عبارتی ما نوعی مقاومت در برابر تغییر در خیلی از پدیده‌ها داریم که گاهی ناآگاهانه و غیرارادی و گاهی ارادی است و در این بخش همه ما سهیم هستیم، یعنی در زندگی روزمره با آن سر و کار داشته و نسبت به آن تعصب داریم.
در کنار اینها عومل دیگری به عنوان چالشهای جانبی وجود دارد که اگر بخواهیم به آنها بپردازیم متعدد است ولی به طور خلاصه ساختار دولتی اقتصاد شکاف بین بخش خصوصی و دولتی، نابرابری رقابتی، عوامل مربوط به بدنه کارشناسی و ضعف کارشناسی دولتی از جمله آنها است.وقتی صحبت از WTO می‌کنیم ما نیازمند انواع کارشناسانه در حوزه‌های مختلف هستیم که نه تنها در محدوده ملی، بلکه در وسعت جهانی بتوانند کار کنند، به خیلی از نکات که مربوط به حضور در صحنه جهان است، توجه داشته باشند، جهت بدهند و نگاه کشور را در مسیر جهانی شدن و عضویت در WTO هدایت کنند.
** زاهد طلبان: بحث عضویت در سازمان تجارت ابعاد وسیعی دارد و تمامی ‌نظام اقتصادی بازرگانی کشور را متأثر می‌کند. در اهمیت سازمان تجارت همین بس که از 192 کشور عضو سازمان ملل 150 کشور عضو قطعی این سازمان هستند و 32 کشور در تلاش برای الحاق به این سازمان هستند.
امروزه سازمان تجارت و مقررات آن تقریباً تبدیل به قانون تجارت دنیا شده است و گریزی از آن نیست. چه عضو باشیم یا نه، ناگزیریم در تنظیم روابط خارجی و سایر مسایل به الزامات آن گردن نهیم. یکی از دشواریهای ما در تنظیم روابط با دیگر کشورها همین موضوع است. بنابراین پدیده جهانی شدن سازمان تجارت جهانی سه موضوع اصلی را در بر می‌گیرد: 1- تجارت کالا 2- تجارت خدمات 3- جنبه‌های تجارت و حقوق ماهیتی بنابراین هر چیزی که به موضوع تجارت مربوط می‌شود در دامنه موافقتنامه سازمان قرار می‌گیرد و چیز دیگر نمی‌ماند پس باید به اهمیت این سازمان و اثرات، کارکرد، دامنه مشمول موضوع و وسعت گسترده اعضا و کشورهایی که در آن نقش بازی می‌کنند، توجه کنیم، بنابراین آثار طبیعی جهانی شدن اقتصاد فارغ از آن که ما عضو سازمان شویم یا نشویم در اقتصاد امروز دنیا خودش را نشان میدهد و تمامی‌ کشورها، از جمله (کشور ما)، با این که عضو این سازمان نیستند از مقررات آن نمی‌توانند عدول کنند.
 بحث دیگر این که اگر ما در چنین مجمع با چنین ویژگیهایی حضور داشته باشیم بهتر می‌توانیم از منافع خود دفاع کنیم بنابراین همان طور که دکتر روستا اشاره کردند بحث بر سر موافقت و مخالفت با سازمان تجارت شاید اگر اوایل دهه بیش بود، قدری موضوعیت داشت، اما الان دیگر موضوعیت ندارد و در واقع اجتناب ناپذیر است.
بیایید جهت سوال را این گونه تغییر دهیم که ما چگونه عضو WTO شویم و چگونه عضو شویم تا از منافع بالقوه و دستاوردهایی که بر این موضوع متصور است به نحو احسن بهره‌مند شویم و از تهدیدهایی که می‌تواند در خود داشته باشد کمترین آسیب‌زا ببینیم. اگر از بعد اهمیت موضوع در بحث ملی هم به WTO نگاه کنیم ما یک سری الزامات را در بخش اقتصاد ملی در دستور کار داریم که ارتباط وسیعی با سازمان تجارت دارند. در هر دو برنامه سوم و چهارم نگاه اقتصادی کشور کاملاً تغییر کرده است. ویژگی قبلی ما اقتصاد بسته، شدیدا حمایت شده و درون گرا بود که اساساً استراتژی توسعه را بر اساس استراتژی واردات بنا کرده بود، اما در برنامه چهارم توسعه رسماً مبنای حرکت و جهت‌گیری اقتصادی حداقل برای پنج سال آینده را تعامل با اقتصاد جهانی اعلام کردیم که یک معضل مشخص در برنامه چهارم تحت عنوان ضرورت تعامل فعال با اقتصاد جهانی را تشکیل می‌دهد.
دکتر روستا بیشتر بحث چالشها را گفتند، اما ابعاد دیگری که به طور ویژه و خاص مخاطرات عضویت در سازمان تجارت جهانی را تشکیل می‌دهد هم وجود دارد.
عضویت در سازمان تجارت هدف نیست. یعنی نه کسی با عضویت در سازمان تجارت به خودی خود به غایت سعادت و خوشبختی می‌رسد و نه به فلاکت! آن چیزی که هدف است و باید پی‌جویی کنیم تعمیق منافع ملی و اقتصادی در بلند مدت است. ما در WTO کشورهای عقب افتاده‌ای داریم که سالهاست عضو سازمان هستند و اصلا از بنیان گذاران بوده‌اند، اما واقعاً تحولی در اقتصاد آنها صورت نگرفته است و در مقابل کشورهایی هستند که از فرصتهای حضور در WTO حداکثر استفاده را کردندو توانستند بار خودشان را ببندند. ما الگوی موفق و شکست خورده، هر دو را در سازمان تجارت داریم لذا این که صرف عضویت و یا به محض عضویت مشکلات ما حل خواهد شد، تصوری غلط است. عضویت در WTO فرصتهایی را فراهم می‌کند که اگر توان استفاده را داشته باشیم و از قبل برنامه‌ریزی کرده باشیم می‌توانیم از فرصتها استفاده کنیم و از طرف دیگر، اگر پیش بینی نکرده باشیم و چاره اندیشی نکرده باشیم چه بسا صرف عضویت در سازمان تجارت لطمه جدی وارد کند و همین توان رقابتی ناچیز ما را نیز از بین ببرد.
بنابراین بحث عضویت در و عدم عضویت نیست، بلکه چگونگی الحاق و جهانی شدن اقتصاد که بتواند منافع را تضمین کند، مساله است. ما اگر بخواهیم بزرگترین چالش اقتصادی عضویت در WTO را مطرح کنیم، چالش برخاسته از مخاطرات است. ما در صورت عضویت در سازمان تجارت، ناگزیر به انجام تعهدات، باز کردن بخشی از بازار‌ها، پرهیز از حمایت‌های شدید و غیرمنطقی و غیرمعقول از تولیدات داخلی هستیم، که رقابت خارجی در بازارها را افزایش دهد. اصلی‌ترین چالش ما رقابت بنگاههای تولیدی و اقتصادی یا بنگاههای خارجی است، بنابراین اگر آمادگی لازم را کسب نکرده باشید، بازنده‌ایم. لذا اگر کیفیت کالاهای داخلی قدرت رقابت با کالاهایی که در بازار عرضه می‌شوند را نداشته باشد بازار از دست خواهد رفت. در این راستا اگر آمادگی لازم را کسب نکرده باشند این امر متعاقباً روی کاهش سهم بازار، تولید، اشتغال و یک سری عواقبی که برآیند آن است، تأثیر می‌گذارد. یک نگرانی جدی و اقتصادی دیگر وابستگی بیش از حد اقتصاد ملی به اقتصاد جهانی است، مثل بحرانهای مالی که در آسیای شرقی اتفاق افتاد و با کوچکترین تب اقتصاد جهانی، اقتصاد ملی از بین می‌رود.
از سوی دیگر این وابستگی نقض تئوری خودکفائی است، بحث خودکفائی در تلقی‌ای که مد نظر کشور بوده است به آن معنا که خودکفائی در همه چیز معنا ندارد.
اینها چالشهایی است که ما در فرآیند الحاق به WTO خواهیم داشت.
* قدس: با تشکراز آقایان به قسمت دوم میزگرد یعنی فرصتهای تولید شده برای کشور از محل الحاق به WTO می‌رسیم. روشن است عضویت در سازمان تجارت جهانی و دگرگونی ناشی از آن می‌تواند بسیاری از مسایل پایه‌ای اقتصاد کشور را حل کند. لطفا نظر خود را در این باره بیان نمایید.
**روستا: باید بپرسیم WTO دنبال چه می‌گردد. چرا به وجود آمده و چگونه می‌توانیم از این سازمان استفاده کنیم.من یک تعریفی در مورد WTO دارم و به نظر من WTO شکل گرفته از محدودیت بود. وقتی ما به تاریخچه گات نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که گات شکل گرفته از محدودیت و از طریق اتحاد همبستگی و پیوند بعضی از کشورها بود و در طول سالهای طولانی از سال 1984 تا زمانی که سازمان تجارت جهانی شکل گرفت انواع آنچه که گروههای جدید با هم می‌توانند اتحاد و همبستگی بیشتری داشته باشند تا اقتصاد خود را بهتر اداره کنند منجر به این شد که سر انجام WTO در سال 1966 به وجود آمد.
هدف WTO، تسهیل،تسریع و وسعت بخشیدن داد و ستد بین‌الملل، از طریق روان‌سازی و آزاد سازی مبادلات بین‌الملل با ایجاد شرایط، روابط و ضوابط تازه در انر داد و ستد بود.
هدف نهایی این بود که نوعی تشریک منابع و منافع جهانی بر اساس قابلیتها، مالکیتها و تواناییها ایجاد شود. قرار نیست در WTO همه دارای منافع مساوی باشند بسته به نوع قابلیت، توانمندی و سهمی‌که کشورها می‌توانند داشته باشند امکان دارد که از منافع و منابع جهان استفاده کنند. در پدیده WTOشاهد نوعس تفاوت بین کشورها از لحاظ سهم استفاده از فرصتها هستیم و آن تفاوت در نوع مزیتها و مالکیتهاست، یعنی چگونه می‌توانند در ارتباط مشارکت از منابع جهان استفاده کنند و باعث نوعی تحول در حوزه اقتصادی، بازرگانی، تولیدی و افراد جامعه خودشان باشند. قطعا برای ایران نیز این فرصت به وجود می‌آید که بتواند از پدیده WTO به عنوان فرصتی از امکانات و منابع دیگران استفاده کند.
WTO یک پدیده‌ای است که چه بخواهیم و چه نخواهیم مورد پذیرش کشورها خواهد بود. پس الان بحث استفاده از فرصت و کاهش تهدیدهاست، اما فرصت‌ها چیست؟ به نظر من وقتی صحبت از عضویت کشور در سازمان تجارت جهانی می‌شود معنا و مفهوم آن پذیرش رژیم تجاری و اقتصادی نوین منطبق با روابط و ضوابط جهانی است. بنابراین همین پذیرش نظم نوین جهانی در صحنه داد و ستد نوعی اطمینان و امنیت سرمایه‌گذاری را به جهان اعلام می‌دارد. عضویت ایران در این سازمان اعلام نوعی نظم، امنیت، آرامش و فضا برای سرمایه‌گذاری است.
به همراه سرمایه سایر عوامل تولید شکل می‌گیرد، نیروهای انسانی، ماشین‌آلات تکنولوژی، مواداولیه و... دست به دست هم می‌دهند و ما شاهد نوعی تحول در عوامل تولید در صحنه اقتصادی کشور هستیم، با آمدن سرمایه و مدیریت و جا به جایی عوامل تولید قطعا امکان استفاده از ظرفیتهای خالی بیشتر می‌شود و یک توفیق اجباری برای کشور ایجاد می‌سود این مهمترین فرصت برای جامعه ماست با این حال یکی از گرفتاریهای همیشه ما، پدیده سرمایه‌گذاری هر هر چیز، هرجا، و توسط هر کس است که این امر به هیچ وجه نه رقابتی ایجاد می‌کند و نه در داد و ستد بین‌الملل حرفی برای گفتن دارد، اما با عضویت در WTO از یک اقتصاد پریشان، بی‌ضابطه و بی‌منطق به یک اقتصاد نظام‌یافته تبدیل می‌شویم در این جا باید تاکید کنم که نظام‌یافتگی سرآغاز توسعه یافتگی است و اگر و اگر ما هدفمان توسعه‌یافتگی و توسعه پایدار است، راهش همین است.
WTO این فرصت را برای جامعه ایران ایجاد می‌کند که نوعی نظم نوین بر اقتصاد حکمفرما باشد و فراموش نکنیم که اصولا ایجاد هرنوع نظم اساسی و جدید همراه با نوعی بی‌نظمی‌و هرج و رمج است و این بی‌نظمی‌را طبیعی بدانید، چرا که حاصل تحول اساسی است، جامعه ما برای این که از فرصت WTO استفاده کند نیازمند نگرش نوینی در پدیده عضویت در سازمان تجارت جهانی است ما شاید نزدیک به 10 سال را از دست دادیم،10 سالی که می‌دانستیم تقاضای عضویت داریم و می‌توانستیم یک سری آثار عضویت را در سایر کشورها مورد مطالعه قرار دهیم. اما این فرصت را از دست دادیم و الان نیز تا مرحله پذیرش ایران در این سازمان شاهد اقدامات اساسی برای بستر سازی جهت عضویت و شرایط پس از عضویت نیستیم.
راهکارها و عواملی که می‌تواند کارساز باشد که بیاییم بحث مدیریت WTO را به درستی تعریف کنیم و با برنامه‌ریزی و سازماندهی فعالیتهای امور مربوط به دوران پیش تا پس از عضویت را به درستی درک کنیم. در این زمینه با توجه به این که دولت مالک و صاحب ثروت در اقتصاد است. ناچار هستیم که از دولت بخواهیم پیش قدم این کار شودف اما فقط پیش قدم شدن و نه دخالت کامل داشتن. در این راستا بخش خصوصی و تشکلهای مربوطه به معنای اصلی‌ترین عواملی که جهت‌دهنده و کمک‌کننده مسیر این تحول می‌باشند را مورد استفاده قرار دهیم و در هریک از وزارتخانه‌ها به ویژه اقتصاد و بازرگانی کمیته‌هایی با حضور افراد مرتبط با موضوع، کارشناسان کاملا آگاه و حرفه‌ای و صاحبان بخش خصوصی، تشکیل شود تا عواملی را که می‌تواند باعث شود در آینده فرصتها را بهتر استفاده کرده و تهدید‌ها را کمتر کند، شناسایی کنند.
به نظر می‌رسد دوران اکنون دوران آزمون و خطا نیست، امروز نزدیک به 150 کشور دنیا به این سازمان پیوسته‌اند و تعداد زیادی از این کشورها آثار مثبت و منفی را دریافت کرده‌اند بنابراین باید الگوشناسی کنیم، چه کشورهایی مشابه ایران هستند که ما می‌توانیم از راهکارها و روشهایی که به کار گرفته‌اند در اقتصاد خودمان استفاده کنیم. این امر دارای چند حسن است: سرعت کار را افزایش می‌دهد، از مدیریت آزمون و خطا پرهیز می‌کند و از فکر آزمون شده دیگران درست بهره‌برداری می‌کنیم، آن هم با کمترین هزینه.
یکی از گرفتاریهای مدیریتی ایران - در سطح خرد و کلان – از دست دادن فرصتها و «دیراندیشی» به جای «دور اندیشی» است. ما در این امر شاهد بسیاری از مشکلات مدیریتی بودیم و همیشه از مدیریت و وقت و زمان خوب استفاده نکردیم و فرصتهای گرانقدر و گرانبهایی را به خاطر همین مسأله از دست دادیم.
** زاهد طلبان: اولین فرصت عضویت ایران در WTO امکان افزایش صادرات از کسور تازه ملحق شده در بازار هدف است.
در این راستا تمامی ‌موانع تجاری حتی موانع غیرتعرفه‌ای بر اساس ضوابط تجارت جهانی، یک دست شده و با کشور تازه عضو همان برخوردی می‌شود که با اعضای دیگر می‌شود.
اگر شرایط قبل و بعد از عضویت را یکسان بگیریم، چون موانع کاهش پیدا می‌کند، سهم بازار ما در بازار هدف افزایش پیدا می‌کند. بنابراین باید استراتژی برون گرای و صادرات جایگزین شود البته این در دستور کار دولت است که راههای توسعه صادرات را بررسی کند. دومین اثر ملموس امکان افزایش مدیریت ماست و وقتی صادرات افزایش پیدا می‌کند مسلما درآمدهای ارزی هم افزایش پیدا می‌کند. در نتیجه اتکای کشور و دولت به درآمدهای نفتی کاهش می‌یابد.
دیگر مزیت موجود ثبات محیط اقتصادی و تثبیت اقتصادی است،چرا که کشورها یک جانبه نمی‌توانند در اقتصادشان تغییر دهند و لذا ثبات بلند مدتی در محیط اقتصاد کلان ما ایجاد می‌کند که فوق‌العاده حیاتی و نیاز مبرم جامعه و اقتصاد است. یکی از گرفتاریهای اصلی ما همین بی‌ثباتی اقتصادی و مقررات است که این امر قدرت برنامه ریزی را از بنگاههای اقتصادی گرفته است.
بنابراین به نظر من مهمترین دستاورد سازمان تجارت برای اقتصاد همین کمک به تثبیت محیط قانونگذاری است که باید گروههای اقتصادی در آن تنفس کنند.
در حال حاضر مذاکرات دوحه (قطر) در دستور کار WTO است.کشورهای در حال توسعه در مذاکرات حضور دارند و از منافع ملی خود دفاع می‌کنند، اما ما با عدم حضور در WTO امکان دفاع از منافع خودمان را نداریم، اما با عضویت در سازمان امکان حضور در چنین مذاکراتی را داریم و آخرین نکته در بحث فرصتها امکان حضور در بحث حل اختلاف خود سازمان تجارت جهانی است.
اگر کشورها در داد و ستد تجاری اختلافی پیدا می‌کنند می‌توانند در ساز و کارهای حل و اختلاف این سازمان بیایند و تا انتها کار را دنبال کنند و احکام خاصی صادر می‌شود که نمونه‌های زیادی را شنیده‌اید.
به عقیده من در شرایط حاضر اولین و مهمترین موضوع مورد توجه شناخت درست موضوع WTO است. البته بحثهای اقناع کننده هستند و افرادی مشهور شده‌اند که متخصص WTO هستند که کمترین اطلاعی از مقررات سازمان تجارت ندارند و اصولا موضوعات مطروحه غلط است و بسیاری از نگرانیهای جامعه به خاطر عدم درک درست این پدیده است البته ما در نمایندگی تام الاختیار کارهای زیادی کرده ایم. باید هسته‌های کارشناسی در دستور کار قرار بگیرد و به آنها آموزش داده شود که ما تاکنون چندین دوره کارشناسی را برگزار و در حال حاضر چندین دوره در دست اجرا است که بعدا برگزیدگان این هسته‌های کارشناسی در واقع سفیران ما در داخل سازمانها هستند. تدوین رژیم تجاری را سالهاست آغاز کرده‌ایم و تقریبا مراحل نهایی و پایانی خود را سپری می‌کند و تقدیم وزیر بازرگانی شده است و پس از این که رژیم تجاری تکمیل شد تحویل دبیر خانه سازمان تجارت جهانی می‌شود تا فرآیند مذاکرات الحاق ما پیرامون آن رژیم تجاری پیگیری شود.
همچنین انتشار و تدوین کتابهای بسیاری از کتابهای سازمان تجارت انجام شده و ایران از معدود کشورهایی است که قبل از عضویت این همه کار انجام داده است. ما اسناد رسمی ‌سازمان تجارت را ترجمه کرده‌ایم که اینک در اختیار همگان است و هماهنگی اجرایی و سیاسی هم با دستگاههای دیگر انجام شده است در حال حاضر شخص وزیر بازرگانی نماینده تام الاختیار جمهوری اسلامی‌در امور تجارت هستند و این بحث را دنبال می‌کند.
امیدوراریم که در حال حاضر مشکل خاصی برای آغاز فرآیند مذاکرات به واسطه توشه‌ای که از تربیت نیروی انسانی و مطالعات تئوریک فراهم شده، نباشد. اگرچه بسیاری از کارها مانده که باید انجام شده و برای چالشها و فرصتهای پیش رو فکرهای اساسی شود.