دکتر مصطفی بروجردی
سفر پاپ بندیکت شانزدهم به ترکیه که از حدود یک سال قبل برنامهریزی شده بود، بالاخرخ در موعد مقرر انجام شد و بیتردید این سفر یک یاز جنجالی ترین سفرهای پاپها و به ویژه پاپ فعلی بود. هر چند بر اساس سیاستهای واتیکان همواره سفرهای پاپ، با تبلیغات و سرو صدای زیاد خبری همراه است. اما این بار فضای تبلیغاتی چندان برای دستگاه خبری واتیکان مساعد نبود. دلایلی موضوع را می توان در نکات زیر یافت:
1- پاپ بندیکت شانزدهم از قبل از دوران مسؤولیت خود، همواره نسبت به ترکیه حساسیت داشته است. نگرانی پاپ از ورود ترکیه به اتحادیه اروپا حتی قبل از اینکه او به این مسند دست یابد، برای آگاهان مسائل واتیکان پوشیده نبود. حقیقت ین است که پاپ ورود ترکیه به اتحادیه اروپا را باعث بر هم خوردن نظم دینی موجود دانسته و احساس می کند این امر به روند رو به کاهش مسیحیت در اروپای فعلی شتاب بیشتری خواهد بخشید. از این رو، وی از جمله شخصیتهای اروپایی است که در مقابل تلاشهای ترکیه برای ورود به اتحادیه اروپا سنگاندازی می کند.
2- سخنان چند ماهه گذشته پاپ در آلمان، که به طور تلویحی انتقادی بر پیامبر اکرم (ص)، قرآن کریم و مسائل مسلمانان بود، خشم مسلمانان جهان را بر انگیخت. در این واکنش به این اظهارات، مسلمانان ترکیه و نیز مقامات دولتی این کشور، ضمن محکوم کردن آن خواستار پاز پس گیری و عذرخواهی پاپ شده بودند اما بی اعتنایی پاپ به درخواست به حق مسلمانان و تنها اکتفا به اظهار تاسف از ناراحتی مسلمانان، موجب شد تا واکنشها در ترکیه. به ویژه در آستانه سفر، شدید تر باشد.
سومین پاپ
سابقه سفرهای پاپ به ترکیه چندان طولانی نیست. برای نخستین بار پا پل ششم در 1976 از این کشور دیدار کرد. در 1979 پاپ ژان پل دوم که به تازگی به این مقام رسیده بود، به ترکیه سفر کرد و پاپ بندیکت شانزدهم سومین پاپی است که از این کشورها دیدن می کند.
اهداف سفر پاپ به ترکیه
سفر پاپ به ترکیه هر چند به عنوان یک سفر مذهبی صورت می گرفت که دعوتش از سوی بارتلمئوس رهبر کلیستای ارتدکس ترکیه انجام می شد، اما تردیدی نیست که با اهداف متعدد سیاسی طراحی و برنامهریزی شده بود. از جمله این اهداف میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
1- تثبیت موقعیت کلیسای کاتولیک در ترکیه
2- کمک به کلیسای ارتدکس در بازیابی موقعیت خود در ترکیه
3- تلاش نمادین برای بهبود روابط با مسلمانان که در پی اظهارات نسنجیده پاپ در آلمان به شدت آسیب دیده بود.
4- تلاش برای بهبود روابط با کلیسای ارتدکس ترکیه
کلیسای ارتدکس و کاتولیک
برای بیشتر از هزار سال کلیسای متحد مسیح، یگانه کلیسای شناخته شده بود. اما در سال 1054 میلادی این کلیسا در دو بخش شرقی و غربی تقسیم شد. این جدایی که در تاریخ مسیحیت به نام انشعاب بزرگ شناخته شده، دارای ریشههای سیاسی و مذهبی است.
از لحاظ سیاسی، امپراتوران شرقی قرنها از پاتریاکها حمایت کردهاند. در حالیکه امپراتوران روم از پاپها به عنوان رهبران کلیسا جانبداری نمودهاند. رفته رفته تفاوتها و اختلافات مذهبی نیز هویدا شد. تا جایی که پاتریارکهای شرق دم از استقلال زده و به انکار مرجعیت پاپ پرداختند. از آن پس کلیسای غربی به عنوان کلیسای کاتولیک رومی و کلیسای قسطنطنیه با عنوان کلیسای ارتدکس یونانی یا شرق شناخته شدند.
به نظر مقامات کلیسای ارتدکس، برای نخستین بار این کلیسای روم بود که خود را از کلیسای مسیحی اصلی کنار کشید. کلیسای ارتدکس، خود را تداوم دهنده آیین اصلی مسیح می شمارد. اما از سوی دیگر کلیسای کاتولیک مدعی است، کلیسای شرق برای اولین بار نغمه جدایی را ساز کرد. در هر حال، کاتولیکها، ارتدکسها را «جداشده» و نه «بدعت گذار» تلقی می کنند.
در دوره جنگهای صلیبی شکاف مهمی بین مسیحیت ارتدکس و کاتولیک رومی پیدا شد. در سال 1204 صلیبیان غربی، قسطنطنیه را تصرف و صومعهها، کلیساها، دربار و کتابخانهها را غارت کردند و بسیاری از گنجینههای هنری بیزانس را سوزاندند. ضربه مهلک همانا استقرار یک اسقف اعظم از کلیسای لاتین و امپراتور در شهر بود. زمانی که در قرن پانزدهم ترکها تهدید به تصرف در قسطنطنیه کردند، تلاشی برای ایجاد وحدت کلیسا صورت گرفت، اما دوام نیاورد. شکاف بین آنها بسیار عمیق و قدیمی بود.
امروزه مهمترین موضوع اختلاف این دو کلیسا بر سر مرجعیت پاپ است. کلیسای ارتدکس مقام و مرجعیت جهانی پاپ را قبول ندارد. البته در میان کلیساهای ارتدکس بعضی از کلیساهای یونانی مرجعیت پاپ را قبول دارند. با این حال نوعی شبه استقلال دارند و کاتولیکها آنها را کلیساهای«متحد» می نامند.
روابط کلیسای ارتدکس و کلیسای کاتولیک
کلیسای کاتولیک و ارتدکس همواره به چشم دو رقیب جدی به هم نگریستهاند. تاریخ طولانی این روابط تاریخی پر فراز و نشیب ومملو از رقابت بوده است. در دوران اخیر قبل از سقوط اروپای شرقیاین روابط تا حدودی آرام و به نوعی با تفاهم همراه بود. از سوی رهبران دو مذهب گه گاه اقداماتی نمادین برای نشان دادن این تفاهم صورت می گرفت. برای مثال پاپ پل ششم یک بار با پاتریاک استامبول در رم و یکبار در بیت المقدس دیدار نمود. طی این ملاقاتها طرفین اظهار علاقه کردند تا به یکدیگر نزدیک تر شده و خصومت هزار ساله تاریخ یرا فراموش کنند.
بعد از فروپاشی بلوک شرق و کمونیسم در اروپای شرقی، رابطه کلیسای ارتدکس با کاتولیکها به شدت دستخوش تحول شد و عملاً به روابطی خصمانه تبدیل گردید. طی سالهای 1991 و 1992 این روابط بسیار خصمانه بود. اما در سالهای اخیر تعدیلی بوجود آمد هر چند نمی توان این روابط را عادی نامید. در هر حال دلیل این خصمانه بودن، عمدتاً اتهاماتی بود که از سوی کلیسای کاتولیک و رسانههای وابسته به آن، به رهبران کلیسای ارتدکس مبنی بر همکاری با نظامهای کمونیستی وارد شده و نیز تلاشی که از سوی کلیسای کاتولیک برای تغییر کیش ارتدکسهای تازه از بند کمونیسم رسته صورت می گرفت. این تلاش در ذهن رهبران ارتدکس به عنوان نوعی توسعهطلبی بی مورد ارزیابی می شد که منجر به افزایش بدبینی نسبت به فعالیتهای تبلیغی کاتولیکها در میان ارتدکسها بود.
اختلافات کلیسای ارتدکس و کاتولیک
به طور کلی در سه زمیه میان این دو کلیسا تفاوت اختلاف نظر دیده می شود: مدیریت کلیسا، عقاید و دکترین کلیسا، شعائر و اعمال دینی.
مهم ترین اختلاف در زمینه مدیریت، در این موضوع متبلور شده که چرا باید امور کلیسا تنها به یک شخص متکی و در او متمرکز باشد؟ چرا هنگامی که این شخص در باب مسائل دینی، آمرانه و مقتدرانه سخن میگوید باید از لغزش و گناهان مصون شمرده شود، بر این اساس کلیسای ارتدکس زیر بار مرجعیت پاپ رهبر کلیسای کاتولیک نرفته و اقتدار مذهبی وی را به عنوان تنها جانشین پطرش مقدس به رسمیت نمیشناسد.
اما گذشته از این اختلاف، که به نظر میرسد بیشتر سیاسی است تا دینی، اختلافات متعددی میان دو کلیسای کاتولیک و ارتدکس وجود دارد. مهمترین این اختلافات دینی عبارتند از :
1-اعتقاد کلیسای کاتولیک رومی بنی بر این که روح القدس هم از پسر منبعث می شود و هم از پدر. این اعتقاد«فیلیوک» نامیده می شود. اما کلیسای ارتدکس معتقد است روح القدس تنها از پسر نشات میگیرد و مصدریت به طور مطلقا از آن او است.
2- بر اساس اعتقادات کلیسای کاتولیک، علاوه بر بهشت و دوزخ، جایگاهی به نام اعراف وجود دارد. اما کلیسای ارتدکس اعتقادبه اعراف را نمیپذیرد ولی معتقد است در حد فاصل میان بهشت و دوزخ، حالتی است که ارواح در آنجا سعادت جاودانه و عقوبت ابدی را که سر انجان بدان خواهند رسید، تجربه میکنند.
3 – کاتولیکها معتقدند حضرت مریم معصومانه باردار شد. اما ارتدکسها معتقدند فقط مسیح بدون گناه اولیه در رحم مریم پرورش یافت و به دنیا آمد، در حالی که مریم عذرا در روز تبشیر از این گناه پاک شد.
4- کاتولیکها بر آناند که بدن مریم باکره به بهشت برده شد اما ارتدکسها عروج حضرت مریم را جسمانی نمی دانند.1
5 – ارتدکسها کسانی را که کلیسای کاتولیک پس از انشعاب در زمره قدیسین محسوب میدارد، به رسمیت نمیشناسند مگر آنکه این قدیسین از سوی شوراهای ارتدکس شرقی رسماً مورد تائید قرار گرفته باشند.
علاوه بر اختلافات اعتقادی فوق الذکر، ارتدکسها در آداب و رسوم دینی با کاتولیکها اختلافاتی دارند اهم این اختلافات ازاین قرارند:
1- کلیسای ارتدکس شرقی مراسمی را که پاپها به طور سنتی معمول میدارند و بر این اساس که چون مرجع اصلی و سرپرست کلیسا به شمار میآیند پس قدرت دارند تا حسنات اضافی مسیح، باکره مبارک و قدیسین را به دیگران منتقل سازند، مورد تائید قرار نمیدهند.
2 – آیین کاتولیک رومی، طلاق میان زن و شوهرها را اصلاض نمی پذیرد، در حالیکه ارتدکسها تحت شرایط خاصی حکم طلاق را از طریق کلیسا صادر می کنند.
3 – در کلیسای کاتولیک رومی کسی که به سن رشد(معمولاً حدود دوازده سالگی ) نرسیده باشد، حق شرکت در مراسم عشایر بانی راندارند. در حالی که در کلیسای ارتدکس میتوان پس از تعمید در افخاریستیای مقدس شرکت کرد .
4 – در کلیسای کاتولیک مراسم تثبیت را معمولاً برای افراد بین هفت تا دوازده سال انجام میدهند. در حالی که در کلیای ارتدکس رسم تدهین را به جای مراسم تعمید به جا میآورند.
5 – در کلیسای کاتولیک، برای تمامی شماسها، کشیشان و اسقفهای کاتولیک، تجرد امری اجباری است. حال آنکه در آیین ارتدکس تنها اسقفها باید مجرد باشند و برای دیگران تجرد امری الزامی و اجباری نیست.
6 – کاتولیکهای رومی آیین تعمید را با پاشیدن آب بر سر شخصی که تعمید می یابد انجام میدهند، در صورتی که کلیسای ارتدکس این سنت را با سه بار فرو شدن در آب برگزار میکند.
7 – در کلیسای کاتولیک، در مراسم شراکت مقدس نان فطیر مصرف میکنند. در حالیکه در کلیسای ارتدکس در افخاریستیای مقدس نانی را به کار میبرند که همانند نان شام آخر خمیر آن ترشیده باشد.
8 – کلیسای کاتولیک رومی، نانو شراب مقدس را به عنوان نمادی از جسم و خون مسیح فقط میان روحانیان تقسیم میکند، در حالی که در کلیسای ارتدکس همه میتوانند از آن بهرهمند شوند.
9 – در کلیسای رومی، یک کشیش مجاز است در یک روز چندین عشای ربانی را در یک محراب برگزار کند، در حالی که در کلیسای ارتدکس در هر روز فقط یکبار میتوان این آیین را برگزار نمود.
نقاط تشابه کلیسای کاتولیک و ارتدکس
باید توجه داشت که علیرغم اختلافات موجود میان این دو کلیسا، همانندیهای زیادی میان این دو جریان مسیحی وجود دارد. اصوب بنیادین هر دو کلیسا مبتنی بر احکام شوراهای هفت گانه است. آخرین آنها در سال 787 میلادی به منظور وحدت جهان مسیحیت تشکیل گردید.
کاتولیکها و مسیحیان ارتدکس با اعتقاد به مرجعیت سنت، از بیشتر گروههای مسیحی دیگر متمایز میشوند. هر دو در کنار کتاب مقدس، نیاز به مرجعیت دینی را که مبنتی بر تجربهها و اعمالی فراتر از کتاب مقدس است، مسلم میگیرند. آنان در یک نظام باستانی مشترکاند و دل مشغولیهای عبادیای دارند که سایر فرقههای مسیحی تا حدی آنها را میپذیرند. همچنین هر دو شاخه فوق الذکر، اهمیت ویژهای برای هیات رهبانی و زندگی کاملاً دینی قائلند.
واکنش مسلمانان ترکیه به سفر پاپ
در هر صورت، واکنش مسلمانان به آن سفر با خوشامد گویی همراه نبود. مسلمانان ترکیه با شناختی که از پاپ و دیدگاههای وی در مورد اسلام و نیز در مورد خود داشتند، تلاش کردند تا با تجمعات اعتراضآمیز سازماندهی شده، خشم خود را نسبت به این سفر ابراز کنند. از این رو در شهرهای مهم ترکیه تظاهرات شهر استانبول حدود بیست هزار نفر شعار میدادند«کسی که به دین اسلام توهین میکند، حق ندارد به کشور ما بیاید» یک گروه تظاهر کننده در اعتراض به سفر پاپ، مسجد ایاصوفیه در استانبول را اشغال کردند. در پی این اقدام، پلیس ترکیه وارد عمل شد و 39 نفر از اعضای جنبش اسلامی حزب اتحاد بزرگ را دستگیر کرد. گفته شده است که این حزب به گروه موسوم که گرگهای خاکستری که در سوءقصد به ژان دوم – پاپ سابق- دست داشتند، نزدیک است. واکنش واتیکان به این خبرها آن بود که این گونه حوادث موضوعات کوچکی هستند که نباید اصل دیدار پاپ را زیر سوال ببرند.
همچنین علی بارداک اوغلو رئیس اداره امور دینی ترکیه در مصاحبه ای با روزنامه ایتالیایی لارپوبلیکا مورخ 28 نوامبر اظهار داشت:«به پاپ به عنوان یک مهمان خوشامد می گویم و چنانچه در جریان مذاکرات فرصتی پیش آید من اشتباه او را در رگنزبورگ یاد آور خواهم شد. این اشتباهات از لحاظ تاریخی و اطلاعات نادرست وی در این رابطه است. پاپ ارزشهای اسلامی همچون قرآن، پیامبر و ایمان به خدا را مورد حمله قرار داد. او دین مارا عامل مشکلات معرفی نمود که این اشتباهی عظیم است. انتقاد از قرآن و معرفی نمودن آن به عنوان منشا یا منبع خشونت، حاکی از عدم اطلاع از اسلام بوده و اشتباه دیگر او مرتبط نمودن دین و عدم عقلانیت در اسلام است.» وی در این مصاحبه آمادگی خود را برای مناظره با راتزینگر اعلام نمود.
با این حال، پاپ، شاید به منظور تلطیف جو موجود در روابط اسلام و مسیحیت، همراه با مفتی استانبول، از مسجد این شهر بازدید کرده و سخنان مبنی بر احترام به مسلمانان بر زبان آورد. امری که هر چند به تنهایی چندان نشان مثبتی نیست، اما در شرایط فعلی، شاید اندکی از شدت خشم مسلمانان بکاهد.
واکنش مقامات سیاسی ترکیه
بر اساس اخبار منتشره، مقامات ترکیه هر چند بر حسب ظاهر میخواستند تشریفات دیپلماتیک را طی این سفر رعایت کنند، اما با بهانههای دیپلماتیک که همگان دلایل آن را می دانستند، ملاقاتها را محدود کردند. نخست وزیر ترکیه تنها در فرودگاه با پاپ دیدار کرد. رسانههای ترکیه دلیل برخورد سرد اردوغان با پاپ را اعتراض وی به سخنان پاپ در آلمان قلمداد کرد. همچنین قبل از سفر پاپ به ترکیه اردوغان در مصاحبه با گزارشگر تلویزیون ایتالیا با اشاره به نطق پاپ در آلمان از توهین به پیامبر اکرم سخن به میان آورده بود. وی در این مصاحبه اظهار امیدواری کرده بود که پاپ از دعوت او مبنی بر ائتلاف میان تمدنها در جهت برقراری صلح در قرن حاضر حمایت کند.
روزنامههای ایتالیا سخنان اردوغان ر در مورد سفر پاپ، دوستانه یا صمیمانه تلقی نکردند. او در مصاحبههای خود با تاکید گفته بود صحبتهای ضد و نقیض پاپ در مورد اسلام در سپتامبر گذشته را فراموش نکرده است.«ما هیچگاه اجازه توهین به ادیان دیگر را به خود ندادیم. بالعکس دین اسلام ما را وادار می کند که ادیان دیگر را محترم بشماریم. ما به پاپ خوشامد میگوییم، اما پاپ مانند هر کس دیگری که به این کشور میآید باید به حضرت محمد(ص) احترام بگذارد.»2
دستاوردهای سفر پاپ برای کلیسای کاتولیک
به نظر میرسد سفر پاپ به ترکیه علیرغم برنامهریزیهای صورت گرفته از قبل، برای کلیسای کاتولیک دستاورد زیادی به همراه نداشت. زیرا بر خلاف سفرهای پاپ قبلی که معمولاً با استقبال مردمی گسترده روبرو میشد، حوادث چند ماه اخیر، که در پی اظهارات پاپ در جهان اسلام به وقوع پیوست، موجب شد تا کلیسای کاتولیک نتواند بهرهبرداری لازم را داشته باشد. مقامات این کلیسا تا آخرین روزهای قبل از این سفر این نگرانی را داشتند که مبادا بر اثر فشار گروههای اسلامی ، سفر لغو شود. در هر حال هر چند سفر لغو نشد، اما نتوانست برای کلیسای کاتولیک موفقیت زیادی را به ارمغان بیاورد.
دستاوردهای سفر پاپ برای مسلمانان
مسلمان ترکیه از فرصت حضور پاپ دراین کشور، حداکثر بهرهبرداری را کردند. آنان انتقادات خود را نسبت به سیاستهای پاپ در مخالفت با حضور ترکیه در اروپا و نیز سخنان پاپ درآلمان، مطرح نموده و توجه جهانیان را به اهمیت و ضرورت برخورد صحیح با اسلام و مسلمانان جلب کردند.
این موضوع، توجه علاقمندان به مسائل اسلام و مسیحیت را به خود جلب کرد. رسانههای ایتالیایی نوشتند:« دست پاپ به دست آنکارا دراز شد» 3، « پاپ: برای ما و اسلام یک خدا وجود دارد.»
دستاوردهای سفر پاپ برای دولت ترکیه
دولت ترکیه، که از سالهای قبل برای ورود به اتحادیه اروپا فعالیتهای زیادی را انجام داده و تلاش کرده است تا موانع و بهانههای اروپا را یکی پس از دیگری برطرف کند ازاین فرصت استفاده کرد تا رسماً موافقت پاپ را برای پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا اخذ کند. بر اساس اعلام خبرگزاریها ، نخسست وزیر ترکیه پس از دیدار با پاپ اعلام کرد که وی مخالفتی با پیوستن ترکیه به اتحادیه ندارد. به نظر میرسد این موضوع دستاورد سیاسی مهمیبرای ترکیه است. هر چند قبل از انجام این سفر ، دومینک مامبرتی وزیر خارجه جدید واتیکان در مصاحبه با روزنامه اونیره مورخ 26 نوامبر دراین زمینه اظهار داشته بود :«واتیکان هیچ موضع رسمیدر این باره اظهار نکرده است ولی بدیهی است که با دقت این موضوع را دنبال میکند. به طور ختم مقر مقدس (واتیکان) معتقد است که در صورت پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا این کشور باید به تمامیپارامترهای سیاسی توافق شده در کپنهاگ مورخ دسامبر2002 به خصوص آزادی دینی و توصیههای مندرج در تصمیمات مربوط به اصول ، اولویتها و شرایط قید شده در همکاری برای عضویت ترکیه در مورخ 23 ژانویه 2006 به طور کامل پاسخ دهد.»
دستاوردهای سفر پاپ برای مسیحیان ترکیه
هر چند مسیحیان ترکیه، در مقابل جمعیت مسلمانان، اقلیت ناچیزی را تشکیل میدهند، اما با توجه به سابقه تاریخی این کشور به عنوان یکی از کانونهای مسیحیت ، همواره خواستار توجه بیشتر دولت بوده و آزادی بیشتری را مطالبه کردهاند. اما علیرغم این درخواستها، دولتهای لائیک ترکیه به دلایلی نتوانستهاند به خواستههای آنان توجه ویژهای مبذول دارند. این موضوع، همواره از سوی غربیان در مذاکرات سیاسی مطرح شده و خواستار انفتاح بیشتر ترکیه نسبت به این اقلیت مسیحی بودهاند. پاپ در سخنان خود چه قبل و چه هنگام سفر، به این نکته اشاره داشته است. اما این که در خواست وی مبنی بر آزادی بیشتر مسیحیان تا چه مورد قبول دولت قرار گیرد ، امری است که تنها با گذشت زمان میتوان آثار آن را مشاهده کرد. هر چند به نظر بعید میرسد سیاستهای دولت ترکیه در قبال مسیحیان که طی چند دهه گذشته تقریباً ثابت بوده، با سفر پاپ، تغییر اساسی پید اکند ، با این حال چنانچه ترکیه احساس کند این امر میتواند تاثیری مثبت در روند ورود این کشور به اتحادیه داشته باشد، ممکن است در چهارچوب قانون اساسی، اقداماتی را انجام دهد.
*سفیر سابق جمهوری اسلامیایران در واتیکان