تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۵۴۱۳۵

همانگونه که پیش‌بینی می‌شد، قطعنامه پیشنهادی سه شکور اروپایی در مورد «گزارش پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت» ـ که از حمایت 5 قدرت هسته‌ای و اعضای دائم شورای امنیت برخوردار بود ـ به تایید اکثریت اعضای شورای حکام رسید. شکستن سنت اجماع و تن دادن کشورهای با نفوذ به «تصویب با رای اکثریت» به جای «اجماع» نشان داد که قدرتمندان جهانی در مقابله با حق قانونی ایران برای دسترسی به تکنولوژی هسته‌ای، مصمم هستند و رای مثبت کشورهایی هم چون روسیه، چین و هند به این قطعنامه نیز نشان داد که بسیاری از کشورها، علیرغم برخی شعارها و ادعاها، تنها در روش برخورد با یکدیگر متفاوت هستند و لذا ملت ایران باید بیش از پیش به قدرت خود برای احقاق حقوق ملی تکیه کند.
آن چه دیروز در شورای حکام اتفاق افتاد نکات دیگری را نیز روشن کرد: از جمله آن که در عرصه بین‌المللی برخی تصمیمات از قبل گرفته می‌شود و تلاش‌های دیپلماتیک تاثیر زیادی بر آنها ندارد. عدم مخالفت آفریقای جنوبی و اندونزی ـ که اخیراً طرف مذاکره مقامات وزارت امور خارجه ایران بودند ـ و نیز رای مثبت دهند به قطعنامه ضد ایرانی نشان داد که یا طرف‌های مذاکره با ایران، از صداقت کافی برخوردار نیستند و یا بعضی مسئولان و رسانه‌های ایران دچار خویش‌بینی مفرط هستند به طوری که تا آخرین لحظات نیز بر انتقال خوش بینی‌های خود به جامعه اصرار دارند، که نتیجه هر دو فرض یکی است.
به هر حال حادثه دیروز قبل از هر چیز «عدم حاکمیت منطق» را در بسیاری از مجامع جهانی به اثبات رساند و ما می‌توانیم از این جهت احساس پیروزی کنیم. زیرا حتی اگر امروز فشارهایی بر کشورمان وارد شود اما روزی فرا خواهد رسید که افکار عمومی جهانیان از این همه زورگویی در عرصه جهانی به تنگ خواهد آمد و این، یک پیروزی برای ملت‌هایی است که در محاسبات ظاهری ضعیف‌تر از قدرت‌های مسلط در جهان امروز هستند.
البته عدم حاکمیت منطق بر برخی مجامع جهانی، چیزی از تأثیر آنها بر سرنوشت کشورها و ملت‌ها نمی‌کاهد و اگر در این مقطع، حداکثر هشیاری را به خرج ندهیم و از همه ظرفیت‌های موجود استفاده نکنیم، قطعا هزینه‌های زیادتری بر کشور و مردم تحمیل خواهد شد. در چنین شرایطی ملت وظیفه دارد به هر طریق ممکن، عزم ملی خود را به نمایش بگذارد و پیام خویش را به جهانیان مخابره کند که هیچ کس حق ندارد یک ملت را از حقوق طبیعی محروم نماید؛ به خصوص اگر این حق، دسترسی به فنون روز برای ملتی باشد که دارای سابقه و لا حقه درخشان علمی است. اما چه کسی است که ندادند برای خیزش یکپارچه ملت در برابر یک زورگویی جهانی، نخبگان جامعه نقش اساسی دارند و آنها نیز برای ایفای این وظیفه، به اقناع وجدانی نیاز دارند.
نگارنده مطمئن است که نخبگان جامعه ایران ـ با هر گرایش و سلیقه سیاسی و حتی مذهبی ـ محروم شدن ملت از دستاوردهای گرانبهای علمی که توسط جوانان مستعد ایرانی به دست آمده است را بر نمی‌تابند و مایلند در این مقطع حساس، با ایفای نقش مثبت، از تحمیل زورگویی‌ها به این ملت جلوگیری نمایند. پس اگر تصمیم‌گیران اصلی پرونده هسته‌ای، با تغییر روش گذشته، فراخوان عمومی بدهند و در مرحله تصمیم‌سازی از تمام ظرفیت کارشناسی داخلی استفاده کنند، بی‌شک عبور از مرحله حساس فعلی با کمترین هزینه ممکن و حداکثر دستاورد متصور، امکان‌پذیر خواهد بود.
علاوه بر به میدان آوردن نخبگان و طلب همیاری آنها برای به میدان آوردن مردم و نمایش عزم ملی، دولت‌مردان ایرانی وظایف دیگری نیز به عهده دارند. آنها بایستی با مرور گذشته، عوامل پیروزی ساز را شناسایی و اقدامات و اظهارات منجر به تضعیف موقعیت ایران و تقویت مواضع دشمنان را نیز شناسایی نمایند. آن‌‌ها ابتدا باید خود را قانع و سپس به اقناع ملت بپردازند که آیا واقعا برخی از موضعگیری‌های آن‌‌ها ـ به ویژه نسبت به مسائل مرتبط با سایر کشورها ـ در شرایط فعلی ضرورت داشته یا نه؟ آن‌‌ها باید خود و مردم را قانع کنند که تکرار برخی مواضع ـ که بهانه‌های کافی به دست مخالفان ایران داده و می‌دهد، تا ایران را جنگجو معرفی و هدف فعالیت هسته‌ای را دسترسی به سلاح هسته‌ای برای رسیدن به آن اهداف آرمانی معرفی نماید ـ هیچ هزینه و تاثیری بر سرنوشت پرونده هسته‌ای نداشته و یا اگر تاثیر داشته است، دستاورد آن اظهارات بیش از هزینه‌های مربوطه بوده است.
وظیفه دیگر دولت‌مردان آن است که ضمن کنار گذاشتن برخی خوش‌بینی‌ها و یا تظاهر به خوش‌بین‌ها، نسبت به طرف‌های مذاکره خود بازبینی و از سایر ظرفیت‌های موجود نیز استفاده کنند. دبیر شورای عالی امنیت ملی، هفته گذشته در مصاحبه با رسانه‌های داخلی و خارجی به نکته مهمی اشاره داشت: «در عالم سیاست گاه باید از ظرفیت‌های دشمن نیز استفاده کرد» اکنون باید از گوینده این عبارت هوشمندانه سوال کرد که آیا این منطق در مذاکرات هسته‌ای هعم مورد توجه قرار گرفته است؟
دکتر حسن روحانی در آخرین گزارش خود در پرونده هسته‌ای چنین آورده بود:
«مدعی اصلی علیه ایران در موضوع هسته‌ای، آمریکا است و قابلیت این کشور برای مقابله یا مصالحه در این مورد، به مراتب بیش از دیگران است».
کسی که معتقد است باید از ظرفیت دشمن نیز برای پیشبرد اهداف ملی بهره‌گیری کرد، آیا اکنون بنا ندارد توصیه سلف خود در شورای عالی امنیت ملی را مورد توجه قرار دهد؟
قاعدتاً می‌توان پیش‌بینی کرد که حتی به فرض تن دادن ایران به مذاکره، دولت مردان مغرور آمریکایی امتیاز زیادی به ایران نخواهد داد. اما مگر روسیه، چین و سایر کشورها ـ که در مذاکرات چند ماه اخیر مورد توجه قرار گرفتند ـ امتیاز خاصی به ایران داده‌اند؟ فراموش نکنیم آمریکا امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند همراهی ایران برای نجات از بحران‌های موجود در افغانستان و عراق است. در حالی که سایر کشورهای مورد توجه در مذاکرات اخیر، درگیر بحران خاصی نیستند که نیاز آنها به ایران را افزایش داده باشد.
آخرین نکته نیز یادآوری این موضوع است که ملت ایران، به خوبی با پیچیدگی روابط جهانی آشناست و برخی فراز و فرودها را نه شکست، بلکه تدبیری برای برون رفت از بحران و کسب موفقیت‌های آتی می‌داند. در چنین شرایطی، دولت‌مردان ایرانی می‌توانند بدون واهمه از برخی فضاسازی‌های داخلی و تحریکات غیر مستقیم خارجی، تصمیماتی اتخاذ کنند که اگر برای ملت ایران دستاوردهای مثبت فوری ندارد، حداقل زیان آن تصمیمات برای ایران بیش از هزینه‌ای نباشد که دشمنان ایران پرداخت خواهند نمود. مسئولان پرونده هسته‌ای می‌توانند مطمئن باشند که دسترسی به فن‌آوری هسته‌ای، خواسته‌ای ملی است و مردم حاضرند هزینه‌های ضروری ـ و نه هزینه‌های ناشی از بی‌دقتی در اظهارات و اقدامات برخی مسئولان ـ را بپردازند. پس به خدا توکل کنند و با اجرای اصل اسلامی مشورت و توجه به توصیه امام علی(ع) مبنی بر سعه‌صدر در تصمیم‌گیری‌ها، اکثریت ملت را همراه خود بدانند. اگر این چنین کنند بی‌تردید تهدیدهای موجود به فرصت‌هایی برای ملت تبدیل خواهد شد.