تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۵۴۱۴۹

گروه دفاع مقدس: هم اکنون بیست و پنج سال از زمان وقوع جنگ می‌گذرد. اگر تغییر نسل بر مبنای هر بیست و پنج سال پذیرفتنی باشد، ما با نسل جدیدی روبرو هستیم که کم‌تر جنگ را به خاطر می‌آورد، شاید فقط سایه روشن‌هایی از حمله عراق به شهرها را در ذهن داشته باشد و شاید تشییع پیکر شهدا و پذیرش قطعنامه بخش‌های روشن‌تر حافظه تاریخی او از جنگ باشد.
آیا این محو شدن تدریجی جنگ از اذهان نسل‌های نو آمده و نسل‌هایی که خواهند آمد، دال بر تبدیل شدن جنگ ایران و عراق به یک حادثه تاریخی است؟ چه دلایلی برای اثبات یا نفی آن وجود دارد؟ نگاه اکنون ما به جنگ چه مشخصه‌هایی دارد و این مشخصه‌ها چه تأثیری بر رویارویی ما با جنگ پس از اتمام آن دارند؟ و چگونه تاریخ‌نگاری جنگ از این مشخصه‌ها متأثر می‌شود؟
«محمد درودیان» سردبیر فصلنامه نگین ایران در سرمقاله شماره 13 که ویژه تاریخ‌نگاری جنگ منتشر شده است، می‌نویسد: «جنگ از جمله حوادث بزرگ تاریخ‌سازی بود که وقوف به شأن تاریخی آن از همان آغاز درگیری با عراق حاصل شده بود. گواه صادق این مدعا نیز اهتمام به ثبت و ضبط تاریخ جنگ از سالهای نخستین جنگ است. البته این سخن، وجود رویکردهای متفاوت در نگاه به جنگ پس از جنگ را انکار نمی‌کند. این رویکردها به طور کلی به دو دسته قابل تقسیم‌اند: نخست، رویکردی که نقطه آغاز جنگ را تجاوز عراق به ایران و نقطه پایان آن را برقراری آتش‌بس می‌داند.
بنابراین، جنگ را یکسره امری متعلق به گذشته و در نتیجه به پایان رسیده تلقی می‌کند و قائل به صورت‌بندی سیاسی ـ نظامی از جنگ است. دوم، رویکردی که قائل به ظهور حقیقتی طی جنگ است و برای آن نقطه پایانی در نظر نمی‌گیرد، بلکه تداوم آن را اساسی‌ترین مسئله جنگ می‌داند. آن چه در این رویکرد، تداوم حقیقت جنگ را تضمین می‌کند، به هم پیوستگی جنگ و انقلاب است که موجب می‌شود حقایق برخاسته از جنگ در پناه انقلاب و ارزش‌های دینی به حیات خود ادامه دهند.
گفته شده است جنگ از عناصر پایه‌ای تاریخ است و چون واژه تاریخ به خاطر خطور می‌کند جنگ به یاد می‌آید.
«علیرضا کمری» در این باره می‌نویسد: هردوت پدر تاریخ، پدید آورنده اولین کتاب در آغاز اثر خود تصریح می‌کند که قصد او از نگارش تاریخ، ثبت و ضبط کارهای برجسته قوم و تبار خویش و همچنین مردم آسیا و جلوگیری از خطر فراموشی خاطرات روزگاران است.
اما موضوع و محتوای اصلی و هدف واقعی هردوت نوشتن جنگ‌های ایران و یونان از زمان داریوش اول، یعنی برخورد و تمدن شرق و غرب آن روز جهان در نهایت شکست نیروی دریایی ایران در زمان خشایارشاه است. آن‌چه بعدها در روایات یونانی/ غربی، علیه شرق به قلم دیگر مورخان جاری شد به تأسی از نقلیات هردوت، گزنفون، توسیدید و دیگران در صورت یک گزاره تبلیغاتی سیاسی ظاهراً متقن، با نام فتح معنویت و آزادی غرب در مقابل مادیت و استبداد شرق وانمود گردید و آوازه یافت.
به اتکا همین روایات، عقل یونانی، محور و مرکز دانش و اندیشه جهانی قلمداد شد و در مقام استعلای خود و فرهنگ و تأثیرگذار و الهام‌بخش سایر ملل نشست. بیش از دو هزار و پانصد سال از زمان این گونه گزافه‌ها و دیگرگون‌نمایی‌ها می‌گذرد، مع‌الوصف جای شگفتی است تکاپوی ایرانیان برای پاسخ‌گویی به امواج فرهنگ غربی سابقه چندانی ندارد و در جای دیگر همین مقاله درباره تاریخ‌نگاری جنگ هشت ساله چنین می‌نویسد:
«تاریخ‌نگاری جنگ و دفاع مقدس، به اقتضای وجوه شناخته شده‌اش در گستره مطالعات تاریخی و فرهنگی ایران و اسلام، از گذشته تا حال، گنجایش می‌یابد و در بازشناسی آن ضمن ملاحظه شقوق مرتبط و به هم پیوستگی رشته‌های متعدد دانش، پیوستگی و یک پیکرگی کلیت آن به چشم می‌آید»
«هادی نخعی» دیگر پژوهشگر مسائل جنگ در این باره می‌گوید: «در حال حاضر زمان نگارش تاریخ جنگ فرانرسیده است، زیرا جنگ تحمیلی همچنان ادامه دارد. هنوز تکلیف ما در برابر دشمن روشن نیست و شرایط صلح به طور کامل تحقق نیافته است. دیگر اینکه هنوز برخی از شخصیت‌های اصلی جنگ زنده‌اند. شخصیت‌هایی که روزگاری جنگ را رقم زده‌اند. اگر چه می‌توانیم از آنها مطالبی را پرسش کنیم و به بسیاری از واقعیت‌های جنگ پی ببریم اما این «در قید حیات بودن» در مواردی که برخی از آنها پس از اتمام جنگ و فاصله گرفتن از آن دوره شخصیت دیگری یافته‌اند، یک ویژگی منفی در کنار یک ویژگی مثبت این امر به شمار می‌آید. مثلاً ممکن است از فرماندهی صحبت کنید که اکنون نقش دیگری در سیاست و اجتماع پیدا کرده است.
در این صورت صحبت شما درباره نقش محوری این فرد در جنگ، امروز گونه‌ای تبلیغ قلمداد می‌شود و لذا کل مسئله زیر سئوال می‌رود. بدیهی است این مشکل درباره شخصیت‌هایی که به فیض شهادت نائل آمده‌اند (نظیر شهید همت) مصداق نمی‌یابد.»
«هدایت‌الله بهبودی» نیز درباره تاریخ‌نگاری جنگ می‌نویسد: «ادبیات محصول خوب‌نویسی است در حالی که پیدایی تاریخ با درست نویسی همراه است. خوب نویسی در بند تحریک ذوق و جوشش قریحه است، اما درست نویسی مرهون گردش اندیشه است. دفاع هشت ساله ایران به همین جهت در هر دو دهه‌ای که بر آن سپری شده، بهره‌ای چشمگیر از تولیدات ادبی برده است.
بسیاری درباره این دفاع، نوشته‌اند، اما شمار کسانی که برای درست نوشتن این جنگ پا پیش گذاشته‌اند، اندک بوده است. این نشان می‌دهد که فضایی مناسب برای پژوهش‌های علمی و تاریخ نویسی جنگ فراهم نشده است. بیان این مسئله بدین مفهوم نیست که مورخ، فضایی می‌خواهد سفیر و خالی از همه رنگ‌ها و طعم‌ها و رأی‌ها، تا این گفته سیسرو تحقق یابد که: تاریخ باید این اندازه جرأت داشته باشد که یک کلمه دروغ بر زبان نیاورد، اما این اندازه هم وجدان داشته باشد که یک کلمه راست را نیز کتمان نکند.»
«کاوه بیات» در بخشی از مقاله خود تحت عنوان «تاریخ‌نگاری جنگ» به مسائل بحث نشده جنگ پرداخته و می‌نویسد: «تاریخ‌نگاری جنگ در مقایسه با بدنه اصلی تاریخ‌نگاری ایران معاصر، پدیده‌ای کاملا، پیشرفته و متمایز است. در حالی که بخش مهمی از بررسی‌های تاریخی جاری را طیف متنوعی از گزارش‌های ژورنالیستی و کتاب سازی‌های عامه پسند از یک سو و معدود آثار جدی و در خور توجه از سوی دیگر تشکیل می‌دهد، تاریخ نویسی جنگ در حوزه‌ای بی‌ارتباط با این بدنه اسلی و در انزاوای خود به شیوه‌ای در شناسایی و تعریف موضوع مورد بحث و توضیح و توصیف مراحل مختلف آن دست یافته است.»
وی در ادامه می‌افزاید: «در تاریخ جنگ‌ها و برخوردهای نظامی جهان، کمتر مردی را می‌توان یافت که از لحاظ نظامی مورد بحث و مناقشه نباشد. برای مثال همین جنگ دوم جهانی که کمتر نکته‌ای از آن مکتوم و بحث نشده مانده، هنوز با انبوهی از مباحث حل نشده رو به رو است. این که نیروهای آلمان در سال 1941 به جای تمرکز قوا در اطراف استالینگراد می‌بایست مسکو را هدف قرار می‌دادند، این که متفقین پس از چیرگی بر شمال آفریقا به جای لشکرکشی به ایتالیا می‌بایستی توان نظامی خود را صرف تصرف بالکان نمایند و ده‌ها نمونه دیگر که هنوز هم در مورد آنها اتفاق نظر وجود ندارد، خود بیانگر دشواری‌های نهفته در چنین ارزیابی‌هایی است.»
«فرانک جمشیدی» در میزگردی که همراه صاحب نظران و پژوهندگان در موضوع تاریخ‌نگاری جنگ برگزار شده بود، در نگاه به ماهیت و بررسی چیستی جنگ گفت: «به نظر من آنچه می‌تواند در قلمرو یک نگاه تاریخی به جنگ طرح شود، این است که تاریخ یک واقعه از جمله جنگ به این دلیل نوشته می‌شود که شناخت تاریخی مخاطب خود را درباره آن واقعه، نظم و سامان دهد تا از این رهگذر به آگاهی تاریخی او بپیوندند و روح پیدا کند. در غیر این صورت هر واقعه‌ای به محض وقوع و اتمام، مرده و منجمد است.»
اما اینکه تدوین تاریخ جامع جنگ به چه عواملی نیازمند است، محمد درودیان آنها را برمی‌شمارد:
الف ـ ورود به مسئله تاریخ‌نگاری جنگ با تمهیدات نظری و طراحی و تدوین متدلوژی و روش تحقیق در حوزه اندیشه نظامی و تاریخ‌نگاری پدیده‌های نظامی، اجتماعی در دوره جنگ و انقلاب.
ب ـ تجمیع صاحب نظران این عرصه به منظور سامان‌دهی اطلاعات آنها حول محور تایخ‌نگاری جنگ.
ج ـ جمع‌آوری اسناد و مدارک مورد نیاز برای بهره‌برداری محققان.
د ـ ایجاد کتابخانه‌های تخصصی برای محققان تاریخ‌نگاری جنگ.
منابع مقاله در دفتر روزنامه موجود است.