تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۵۴۱۶۹

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
مسئولان اتحادیه اروپا در پایان مذاکرات روز جمعه خود با دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران درباره پرونده انرژی اتمی کشورمان گفتند : این مذاکرات , سازنده بود ولی نتیجه ای نداشت!
اینکه چگونه می شود مذاکرات , هم سازنده باشد و هم بی نتیجه , سئوالی است که پاسخ آنرا باید خود اروپائی ها بدهند ولی به نظر می رسد این سئوال , چندان هم بی پاسخ نمانده است . زیرا اروپائی ها در ادامه اظهارات خود گفته اند ادامه مذاکرات فقط با این پیش شرط میسر خواهد بود که ایران کلیه فعالیتهای هسته ای خود حتی تحقیقات را نیز به حالت تعلیق درآورد.
اگر اروپائی ها کوتاه نیایند و دست از این پیش شرط برندارند , ننگ بزرگی برای خود در پرونده حقوق بشری اروپا به ثبت خواهند رساند , ننگی که هرچند بانی اصلی آن آمریکا و دولت « بوش کوچک » است ولی دولت های اروپائی انگلیس , فرانسه و آلمان نیز در آن سهیم هستند و سایر اعضای اتحادیه اروپا را نیز برای ورود به ماجرای ننگ آلود به دنبال خود کشانده اند. ارتباط این پرونده و این موضعگیری شرم آور اروپائی ها با حقوق بشر را در چند نکته میتوان دریافت .
اول آنکه برابر تصریح پیمان منع تولید و تکثیر سلاح های اتمی , کلیه کشورها حق دارند از فناوری هسته ای بهره مند باشند و هیچ چیز نمیتواند مانع برخورداری آنها از این حق قانونی باشد. علاوه بر این , کشورهای عضو این پیمان , حق دارند از کمک های فنی آژانس انرژی اتمی برخوردار باشند و آژانس موظف است نیازهای فنی آنها را برآورده نماید.
در مورد ایران , نه تنها آژانس بین المللی انرژی اتمی چنین نکرده بلکه تحت فشار و نفوذ آمریکا و اروپا حتی حاضر نیست حق قانونی ایران برای برخورداری از فناوری هسته ای را نیز بپذیرد. این , آشکارا وجود انحراف در آژانس انرژی هسته ای را اعلام می کند و این مجمع جهانی را از اعتبار ساقط می کند.
دوم آنکه آژانس بین المللی انرژی اتمی بارها اعتراف کرده است در فعالیت های اتمی ایران تاکنون انحرافی دیده نشده است . مدیر کل آژانس هر چند در آخرین گزارش خود , علاوه بر این به وجود ابهام در فعالیت های اتمی ایران نیز اشاره کرده , ولی براساس مبانی حقوقی هرگز نمیتوان به استناد وجود ابهام ـ که البته ادعاست و با توجه به بازرسی های بسیار زیاد آژانس ابهامی باقی نمانده است ـ کشوری را به انحراف از مسیر فناوری صلح آمیز هسته ای متهم نماید. این موضوع , هنگامی بسیار شگفت انگیز جلوه می کند که به سیاست های دوگانه آژانس در موضوع فناوری هسته ای و چشم پوشی از زرادخانه های آشکار تعدادی از کشورها و بی اعتنائی آنها به مقررات آژانس توجه کنیم . این سیاست یک بام و دو هوا , طشت رسوائی آژانس و مدیر کل آنرا از بام جهان به زمین می افکند و اجازه نمیدهد هیچ توجیهی برای فشارهائی که بر ایران وارد می کنند قابل پذیرش باشد , ایرانی که به اعتراف خود آژانس هیچ انحرافی از مسیر صلح آمیز ندارد.
سوم آنکه برخورد آژانس با پرونده ایران , اصولا ماهیت قانونی و فنی ندارد , بلکه صرفا سیاسی است . روشن ترین دلیل بر سیاسی بودن برخورد آژانس بین المللی انرژی هسته ای با پرونده ایران همان سیاست دوگانه ایست که آژانس در پیش گرفته است . البته این نکته را نیز نباید نادیده گرفت که آژانس از خود هیچ اختیاری ندارد و غلام حلقه به گوش آمریکاست کما اینکه اروپا نیز چشم و گوش بسته دنباله روی از آمریکا را پیشه خود قرار داده است . آنها آشکارا میگویند ایران نباید صاحب فناوری هسته ای حتی صلح آمیز آن باشد , زیرا ممکن است به این اندازه اکتفانکند و بسوی ساخت سلاح های هسته ای برود. این , در واقع قصاص قبل از جنایت است درحالیکه جانیان که خود آمریکا و تعدادی از کشورهای اروپا باشند , نه تنها سلاح هسته ای دارند بلکه آن را برای کشتار مردم بکار نیز برده اند , قصاص نمیشوند که هیچ , حتی برای خود حق وتو , حق تصمیم گیری برای دیگران و حق تعیین تکلیف برای آژانس بین المللی انرژی اتمی و سایر مجامع بین المللی نیز قائل هستند. این , یعنی برخورد صرفا سیاسی و بنابر این , قطعنامه ها و اخطارها و اظهارنظرهای آژانس تا زمانیکه سیاسی است و از مبنای قانونی برخوردار نیست , برای ایران هیچ اعتباری ندارد.
چهارم آنکه بوش کوچک در سفر خود به هند و پاکستان , درست همزمان با مذاکرات ایران و اروپا , اعلام کرد هند و پاکستان حق دارند از فناوری هسته ای برخوردار باشند آنهم از نوع سلاح اتمی ! میدانیم که هند و پاکستان سلاح های اتمی خود را آزمایش هم کرده اند و آشکارا برخورداری از این سلاح را به رخ همدیگر میکشند . رژیم صهیونیستی نیز حداقل 400 کلاهک هسته ای دارد و به هیچیک از مجامع بین المللی و مقررات و اخطارها نیز اعتنا نمی کند. بوش کوچک برای آنچه در هند و پاکستان گفته و برای آنچه امضا کرده چه توجیه و چه پاسخی دارد زورگویان و قلدرانی که در راس تروریسم جهان قرار دارند و در عین حال به دروغ دم از دموکراسی و صلح جهانی می زنند , روشن است که نیازی به توجیه ندارند و طبیعی است که خود را از پاسخگوئی نیز معارف بدانند. آنها درصدد بلعیدن دنیا هستند و چون ایران را مانع قلدری خود میدانند میخواهند حتی از فناوری صلح آمیز هسته ای هم محروم بماند.
اینها واقعیت هائی هستند که ما باید با آگاهی از آنها راه خود را انتخاب کنیم . ماندن با عزت یا تسلیم شدن و پذیرش ذلت .
ملت ایران , با انقلاب اسلامی , راه اول , که راه ماندن با عزت است , را انتخاب کرده و تا امروز , در برابر همه توطئه ها ایستاده و موانع را یکی بعد از دیگری از میان برداشته است . این , راهی نیست که قابل تغییر باشد و تردیدی نداریم که اینبار نیز ملت بزرگ ایران پیروز خواهد شد.