* دکتر چامسکی! پیشتر در گفتوگویی به این نکته اشاره داشتید که دولت بوش در دستیابی به اهداف خود در خاورمیانه با شکست مواجه شده است و این موضوع را معلول شناخت ناکافی مقامات کاخ سفید از منطقه توصیف کردید. آیا تغییری در نظرتان ایجاد شده است؟
** بله! تغییر به این معنی که هر روز به ارزیابی خود اعتقاد بیشتری پیدا میکنم و عوامل جدیدتری را در شکلگیری این شکست مؤثر میبینم. من هر روز مطمئنتر میشوم که برنامههای نابخردانه بوش و مشاوران و دستیاران تندروی او در خاورمیانه جز ناآرامی و بیثباتی دستاورد دیگری نداشته است.
* ممکن است درباره این عوامل جدید توضیحی بدهید.
** با کمال میل. کاخ سفید در شرایطی پای در کارزار عراق نهاد که جبههای دیگر در افغانستان را آغاز کرده بود. حمایت نسبی جامعه بینالملل از واشنگتن در تهاجم نظامی به افغانستان موجب شد شخص رئیسجمهوری و نزدیکان وی به این نتیجه برسند که مردم خاورمیانه و بهویژه عراق برای آنان فرش قرمز گسترانیدهاند تا سربازان آمریکایی از میلیونها مایل آن طرفتر بیایند و برای آنها دمکراسی، آزادی و خلاصه همه آن چیزیهایی که فقدان و کمبود آنها احساس میشد را یک شبه به ارمغان بیاورند. این مشکل اصلی بود.
این تصور از بیخ و بن اشتباه در حالی در ذهن افرادی همچون دیک چینی معاون رئیسجمهوری، دونالد رامسفلد وزیر دفاع آمریکا در آن زمان، ریچارد پرل یکی از مدیران ارشد پنتاگون و به روایتی معمار جنگ عراق که البته در ماههای نخست آغاز این جنگ از سمت خود استفا کرد، پل ولفوویتز معاون وقت وزیر دفاع آمریکا و از تئوریپردازان اصلی راهبرد جنگ پیشدستانه و تعدادی دیگر از نزدیکان به محافل تصمیمسازی کاخسفید، شکل گرفت که سهلاندیشی و شاید کوتهانگاری در خصوص تبعات گشودن جبهههای دیگر در خاورمیانه آن هم با مطرح شدن بهانههایی همچون وجود تسلیحات کشتار جمعی و ارتباط دولت صدام با گروههای تروریستی همچون القاعده نهتنها کشور را تا آستانه جنگ داخلی پیش خواهد برد بلکه منطقه را نیز به بشکه باروت تبدیل میکند که در انتظار تنها جرقهای برای انفجار خواهد بود. در واقع بیتدبیری مطلق در برآورد آنچه از آن با نام تخمین هزینهها و تبعات یاد میشود.
عامل مهم دیگر کم دانستن این دولت از مختصات و پراکندگی فرهنگی و قومی خاورمیانه بود.
شاهد هستیم که با چه سرعتی وجهه آمریکا از آزادیبخش به اشغالگر تغییر کرد و آن فرش قرمز خیالی چگونه جای خود را با مشتهای گره کرده عوض نمود. از همان روزهای نخست مشخص بود که خاورمیانه دمکراسی آمریکایی را پس خواهد زد زیرا این کالای وارداتی هیچ سنخیتی با باورهای فرهنگی ـ مذهبی و تاریخی مردم منطقه نداشت.
* 16 نهاد اطلاعاتی ـ امنیتی آمریکا هفته گذشته گزارشی درباره برنامه هستهای ایران منتشر کردند که با واکنشهای متنوعی در سطح رسانهای و همچنین در بین کارشناسان مواجه شد. ارزیابی شما از این گزارش چیست؟
** این گزارش از چند جهت حائز اهمیت است. نخست اینکه کارشناسان آمریکایی همواره از کمبود اطلاعات درباره برنامه هستهای ایران و در واقع ضعف اطلاعاتی در این زمینه بهویژه در 2 دهه گذشته شکایت داشتند. توافقات اخیر ایران با آژانس بهعنوان ابتکاری صحیح در زمانی درست موجب شد بسیاری از تحلیلهای بدبینانه درباره گذشته برنامه هستهای ایران از اعتبار ساقط شود.
گزارش 16 نهاد اطلاعاتی ـ امنیتی آمریکا نیز اولین گزارش در نوع خود محسوب میشود. مطرح شدن این گزارش در این مقطع به عقیده من بیش از غرب برای ایران مفید بود. دولت آمریکا همواره ایران را بهعنوان کشوری خطرناک با دیدگاههایی تهدیدکننده معرفی کرده است و انتشار این گزارش اندکی از بحران حاکم بر این فضا کاست.
* اشاره کردید این گزارش برای ایران مفید بود؛ این گزارش برای غرب چه فوایدی داشته است؟
** اگرچه این گزارش در بسیاری از جنبهها برای ایران نکات امنیتی دربر داشت اما نباید در اینباره دچار خوشبینی شد. بدان معنی که تاکنون تمامی مقامات ایران با تأکید بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای، هرگونه انحراف در این فعالیتها را رد کرده بودند؛ اما این گزارش میگوید ایران در سال 2003 برنامه نظامی خود را کنار گذاشته است. طرف غربی از این گزارش اینگونه بهرهبرداری میکند که ایران تا سال 2003 در پی ساخت بمب هستهای بوده است اما به دلیل افزایش فشارهای بینالمللی آن را بهطور موقت تعطیل کرده است. من در پاسخ به این نکته عکسالعمل مناسبی از تهران ندیدم. کاخ سفید و پایتختهای اروپایی میتوانند از این موضوع اینگونه استنباط کنند که ایران میتواند برنامه نظامی خود را از سر گیرد بنابراین باید به فشار بر این کشور از طریق شورای امنیت ادامه داد.
* اما مقامات کاخ سفید هنوز از برنامه هستهای ایران بهعنوان تهدید جدی نام میبرند؟
** بله. همانطور که گفتم این گزارش بهطور کل برنامه هستهای ایران را از تهدید آنی که برای پاسخ به آن، نیاز به واکنش سریع باشد، خارج ساخت. در واقع اگر برای غرب مبنا این گزارش باشد، در تعامل با تهران دیگر نمیتوان از مرحله تحریم جلوتر رفت.
* آینده مذاکرات ایران و آمریکا را در این شرایط چگونه پیشبینی میکنید؟
** صراحتا بگویم به این مذاکرات کشور امیدوار نیستم. کاخ سفید نگاهی سلطهطلبانه به مذاکره با ایران دارد که این موضوع نیز برای تهران قابل پذیرش نیست. برای نتیجهبخش بودن مذاکرات باید هر 2 طرف در زمانی مشترک به یک اندازه اهمیت گفتوگو و از سرگیری مناسبات را درک کنند که فکر میکنم این مهم هنوز در هیچیک از پایتختها شکل نگرفته است.