تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۸۷ - ۱۳:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۵۴۳۷۳

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

اصرار و تأکید کاندولیزا رایس برای اعمال دور جدیدی از تحریمها علیه ایران،‌ نتوانسته است «سرگئی لاوروف» وزیر خارجه روسیه را برای همراهی با طرحهای جنون‌آمیز واشنگتن متقاعد کند و مسکو همچنان بر مواضع خود پافشاری می‌نماید.

هرچند آمریکا از انتشار بخشهای گزینشی از متن گزارش 16 موسسه اطلاعاتی آمریکا در خصوص فعالیتهای هسته‌ای ایران اهداف خاصی را دنبال می‌کرده لکن هرچه بیشتر زمان می‌گذرد، از تأمین اهداف خود بیشتر مأیوس می‌شود و حتی این گزارش به ابزاری علیه واشنگتن و مواضع سیاسی ـ تبلیغاتی نومحافظه‌کاران تبدیل گردیده است. بررسی اجمالی این گزارش نشان می‌دهد واشنگتن از انتشار آن هدف خاصی را دنبال می‌کرد و درصدد بود چنین وانمود کند که گویا تا سال 1382 فعالیتهای اتمی ایران با مقاصد نظامی همراه بوده ولی بر اثر فشار بین‌المللی آنرا رها کرده و متوقف ساخته است. بنابراین، فشارهای بین‌المللی بر ایران موثر بوده و به اهداف موردنظر رسیده است. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که بر ضرورت تداوم فشارجهانی علیه ایران تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که گویا ایران باید همچنان تحت فشار باشد تا مسیر دیگری غیر از فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای را دنبال نکند.

شواهد و قرائن موجود نشان می‌دهند که چین و روسیه با این جمع‌بندی و زمینه‌سازیهای آمریکا چندان موافق نیستند. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه در این مقوله بر روی 2 نکته تأکید می‌ورزد و می‌گوید:

اولاً برآورد اطلاعات ملی آمریکا در مورد اینکه ایران برنامه اتمی با اهداف نظامی ندارد، اطلاعات روسیه در این مقوله را تأیید می‌کند، و ثانیاً ادعای آمریکا در مورد اینکه ایران قبل از سال 1382 برنامه اتمی با اهداف نظامی داشته، قابل تأیید نیست و مدرک و سندی برای اثبات این ادعا وجود ندارد و در واقع هیچ مورد نظامی در برنامه هسته‌ای ایران مشاهده نشده است.

اکنون که گزارش 16 دستگاه اطلاعاتی آمریکا در معرض قضاوت عمومی قرار گرفته و تحلیل‌های مختلفی در این‌باره منتشر شده، بهتر می‌توان دریافت که بوش و دستیارانش با انتشار این گزارش، ظاهراً به نوعی افشاگری علیه خود پرداخته‌اند ولی در میدان عمل سعی داشته‌اند نقاط ضعف عملکرد خود، در طول این دوران 5 ساله را بپوشانند. نقاط ضعف بوش و دستیارانش تاکنون عبارت بودند از تضاد و تعارض اطلاعات منتشره توسط آمریکا و آژانس درباره فعالیتهای هسته‌ای ایران و تکروی و یکجانبه‌گرائی آمریکا در این پرونده که عموماً به تحکم واشنگتن به دیگران منجر شده است و اثبات دروغ‌پردازی و نادرست بودن اطلاعات ارائه شده توسط واشنگتن که منجر به تنها ماندن آمریکا و انزوای واشنگتن در این مقوله شده است.

گزارش اخیر امنیتی آمریکا دقیقاً با هدف سرپوش گذاشتن بر همین نقاط ضعف طراحی و اجرا شده است. آمریکا در این گزارش با اینحال تلاش می‌کند چنین وانمود نماید که اگرچه ایران امروزه هیچگونه فعالیتی با اهداف نظامی ندارد، ولی برای آنکه به وضعیت قبل از سال 1382 برنگردد و به اهداف نظامی روی‌آور نشود، باید تحت فشار باشد. نگرانی واشنگتن از اینست که مسکو پس از افشای ماهیت واقعی گزارشات دستکاری شده دستگاه‌های امنیتی آمریکا، در این بازی رسوا با بوش همراهی نکند. البته مسکو هم در چارچوب منافع و اعتبار خود به این مسئله می‌نگرد و اگر با مواضع واشنگتن همراهی نمی‌کند، صرفاً بخاطر خوشایند ایران نیست بلکه به این نکته می‌اندیشد که از همراهی بدفرجام با آمریکا چه سودی برده است؟ نباید از نظر دور داشت که در مقایسه میان شرایط سیاسی ـ اقتصادی 6 کشور عضو 1+5، این فقط آمریکا است که تحریم یکطرفه علیه ایران را در طول 28 سال گذشته ادامه داده و با برقراری تحریم جدید علیه ایران سعی خواهد کرد دیگران را هم در زیان گذشته‌اش شریک سازد تا در موقعیت مشابهی قرار گیرد.

به عبارت روشن‌تر، واشنگتن سعی دارد با کشاندن دیگران به موضع تحریم علیه ایران، به زمینه‌ای برای برقراری مناسبات اقتصادی با ایران دست یابد یا حداقل دیگران را هم از بازار پرسود ایران محروم سازد. دقیقاً به همین دلیل است که در طیف 1+5 می‌توان به اختلافات مبنائی میان آنها پی برد. به نظر می‌رسد این اصلی‌ترین منشاء اختلاف‌نظر در ترکیب 1+5 باشد.

البته واشنگتن در طول این دوران 5 ساله در هر فرصتی سعی کرده است آراء دیگران را با اعطای امتیاز در جائی دیگر، به دست بیاورد و در واقع حیثیت جهانی و اعتبار آنها را با بده‌بستانهای رایج پشت‌پرده، خریداری نماید. لکن سیر تحولات در مسیر فعالیتهای صلح‌آمیز هسته‌ای ایران به جائی رسیده که حتی واشنگتن هم ناچار به اعتراف است و خاطرنشان می‌سازد که هیچ سند و مدرکی دال بر وجود اهداف نظامی برای فعالیتهای صلح‌آمیز هسته‌ای ایران در اختیار ندارد.

صرف‌نظر از اختلافات مبنائی در طیف 1+5، حقانیت ایران در راه حفظ حقوق هسته‌ای خود و تثبیت آن، در واقع تأکید بر حقوق ملتها و کشورهائی است که فردا ناچار به طی کردن همین‌ راه پرفراز و نشیب هستند و بایستی در یک رویاروئی نفس‌گیر با زورمداران پرادعا بتوانند حقوق و منافع خود را استیفا کنند. چرا که در غیر اینصورت هیچکس برای تأمین حقوقی که بر روی کاغذ دارند، بیش از خود آنها، تلاش و استقامت و پافشاری نخواهد کرد.