محمد ملازهی
ارتشبد پرویز مشرف رئیسجمهور پاکستان در مصاحبه با شبکه تلویزیونی جی.بی.اس آمریکا موضوع بسیار مهم و حساسی را برملا کرده است.
رئیسجمهور پاکستان از قول ریچارد آرمیتاژ دستیار وزارت خارجه آمریکا و فرستاده ویژه جرج بوش رئیسجمهور آمریکا به پاکستان بعد از حادثه 11 سپتامبر و برنامهریزی برای حمله نظامی به افغانستان، گفته است؛ آمریکا، پاکستان را تهدید کرده بود اگر در سرنگونی طالبان با آمریکا همکاری نکند، با وسیعترین بمبارانهای هوایی رو به رو خواهد شد و به عصر حجر باز خواهد گشت.
البته ارتشبد مشرف پیشتر اشارههایی درباره تهدید آمریکا که ممکن است به پاکستان هم حمله نظامی بشود کرده بود، اما این برای اولین بار است که با این صراحت صحبت کرده است.
جرج بوش هم طبق معمول خود را بیاطلاع از چنین تهدیدی نشان داده ست که خیلی دور از انتظار نیست. اما ارتشبد مشرف چرا در آمریکا و در این مقطع زمانی خاص این موضوع را افشا کرده است؟ در این باره ممکن است دلایل متفاوتی وجود داشته باشد، ولی یک احتمال جدیتر از سایر احتمالات به نظر میرسد. ممکن است بین پاکستان، آمریکا، ناتو، افغانستان و حتی هند معاملهای انجام شده باشد. معاملهای احتمالی که به وضعیت موجود در افغانستان که آبروی نظامی آمریکا و ناتو را به چالش کشانده است، پایان داده شود.
ظاهراً بعد از تشدید عملیات نظامی طالبان و القاعده در جنوب و شرق افغانستان، این ظن تقویت شده که پاکستان در این باره بیگناه نیست و شایعاتی که لااقل بخشهایی از نیروهای امنیتی پاکستان نوعی احساس همدردی با طالبان دارند به تمامی نادرست نیست.
اما از آن جا که آمریکا و ناتو به دلایل خاص آمادگی پذیرش شکست در افغانستان را ندارند، کلید حل این مشکل در دست ارتشبد مشرف است و اگر معاملهای قابل تصور باشد با درک همین معنا خواهد بود. در چنین معاملهای همه طرفها باید به حداقلهایی از انتظاراتشان دست یابند. حتی طالبان نمیتوانند به طور کلی کنار گذاشته شوند. مبارزان کشمیری نیز به تمامی کنار گذاشته نمیشوند. تنها ممکن است تعداد معدودی از سران آنها نظیر علاء محمدعمر، بن لادن و ایمن الظواهری قربانی شوند.
حقیقت آن است که ناتو و آمریکا در باتلاق افغانستان گرفتار شدهاند و تنها ارتشبد مشرف میتواند آنها را از این باتلاق، آبرومندانه بیرون بکشد. اما روشن است رئیسجمهوری پاکستان بازی خود را میکند و بدون آنکه امتیازی بگیرد، چنین بزرگی نخواهد داد.
آمریکا و ناتو مجبورند به درخواستهای ارتشبد مشرف هم توجه کنند. اینکه ارتشبد مشرف چه خواسته، روشن نیست اما درخواستهایی داشته و وعدههایی گرفته است.
از این رو قابل پیش بینی است که پاکستان در آنچه از آن بنام مبارز با تروریسم طالبان و القاعده یاد شده است، جدیتر از هر زمانی در کنار آمریکا و ناتو قرار گیرد. بنابراین ایمن الظواهری، بن لادن و ملا محمد عمر اگر واقعاً آن طور که گفته میشود در مناطق قبایلی پاکستان پناه گرفته باشند، با موقعیت دشواری رو به رو خواهند بود.
در عین حال معامله احتمالی در شرایط حساسی از نظر آمریکاییها هم صورت گرفته است. انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در کمتر از دو ماه دیگر برگزار میشود، این زمان اندکی برای جرج بوش است که با ارتشبد مشرف معامله کند و از اخراج جمهوریخواهان از کنگره آمریکا جلوگیری کند. مشرف میتواند با دستگیری بن لادن و یاران نزدیکش این هدیه را به بوش بدهد مشروط بر آنکه این معامله با حفظ خود او در راس قدرت تکمیل شود.
اگر واقعاً چنین معاملهای در واشنگتن انجام شده باشد، منطقه با شرایط جدیدی رو به رو خواهد شد و راه حل نظامی حذف طالبان و القاده جای خود را به راه حل سیاسی و توسعه قدرت در افغانستان به گونهای میدهد که حکومت در کابل از ظرفیت جذب طالبان میانه رو توصیف شده در ساختار قدرت برخوردار شود.
در این بین این احتمال وجود دارد بن لادن، ایمن الظواهری و ملا محمد عمر قربانی شوند و دور از انتظار نیست که ارتش پاکستان به بازی موش و گربه خود با بن لادن پایان دهد و این بار واقعاً او نتواند از محاصرهای که گاه تا چند قدیم دستگیری اش به سطح رسانههای خبری کشیده میشد ولی یکباره او موفق به فرار میشد، محاصره را بشکند. البته مطلوب پاکستان تحویل جسد بن لادن و سایر رهبران القاعده و طالبان است و به نظر میرسد با مطلوب آمریکا که دستگیری زنده و انتقال او به آمریکاست قدری متفاوت است، ولی در هر حال اگر چنین جمهوریخواهان و نومحافظه کاران مستقر در کاخ سفید امتیازی به دست خواهند آورد که نه تنها کنگره را تصاحب خواهند کرد، بلکه مجبور به اسباب کشی از کاخ سفید هم نخواهند بود.
در هر حال خیلی از مسایل همچنان محرمانه باقیمانده و تنها میتوان از اتاقهای آینده گوشههایی از آنها را در قالب معامله صورت گرفته حدس زد.
اظهارات ارتشبد مشرف درباره بازگرداندن پاکستان به عصر حجر بیش از آنکه نگاه به گذشته داشته باشد، پیامی به پاکستان است که خود را آماده حرکت جدید ژنرال حاکم نماید و نگاهش به آینده است. آیندهای که معامله درباره طالبان و القاعده به تنهایی نخواهد بود و در تداوم خود کشمیری ها، هند و مبارزان کشمیری را نیز شامل خواهد شد.