تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۵۴۵۲۶
با وجود مخالفت‌های روسیه، کاخ سفید کوتاه نمی‌آید

لسی‌امودی

ترجمه: پوراندخت مجلسی

دولت آمریکا به سرعت به سوی کامل کردن گام بعدی خود در اولین استراتژی تهاجمی هسته‌ای حرکت می‌کند. این حرکت، روسیه، چین، ایران و سایر هدف‌های احتمالی تهاجم هسته‌ای آمریکا را تهدید می‌کند. بوش برای ارتقای جدیدترین سیاست ستیزه‌جویانه نظامی خود،‌ پیش از ملاقات سران گروه 8 در آلمان تور شش‌ روزه‌ای به کشورهای اروپایی داشت.

دولت آمریکا در جمهوری چک و لهستان، برای دفاع موشکی بالستیک، به ایجاد مناطق نظامی دست زده است. طرح این است که تا سال 2010،10 موشک بالستیکی زمینی دوربرد در لهستان مستقر کند و یک دستگاه رادار با برد متوسط در جمهوری چک. کاخ سفید ادعا می‌کند که هدف استقرار این سیستم‌ها جلوگیری از حمله «گروه‌های تروریستی» و «دولت‌های سرخ»، نظیر ایران و کره شمالی است. این سیستم‌ها به سیستم‌های مشابه ناتو در سراسر اروپا متصل خواهند شد.

در لهستان و جمهوری چک این طرح آمریکا به شدت مورد مخالفت مردم قرار گرفته است. در نظرسنجی‌ها 60 درصد، در جمهوری چک مخالف این طرح نظر داده‌اند و در لهستان هم از هر چهار نفر سه نفر با آن مخالفت کرده‌اند. بیش از توقف بوش در پراگ، بیش از دو هزار نفر از مردم علیه بوش راهپیمایی کردند. راهپیمایان سیاست نظامی آمریکا و توسعه پایگاه‌ها را در اروپای شرقی محکوم کردند.

آن سوی سیستم دفاع‌موشکی

رسانه‌های وابسته به شرکت‌های بزرگ دلیل واقعی این استقرار سیستم موشکی را پنهان کرده‌اند. ایالات‌ متحده وانمود می‌کند که قصدش ایجاد یک سیاست «دفاعی» است، در حالی که در واقع این سیستم دفاعی نیست بلکه «تهاجمی» است و هدف آن حفظ سلطه قدرت استعماری، سیاست خارجی آمریکا هدف چنگ‌اندازی بر اروپای مرکزی و اروپای شرقی و همچنین جمهوری‌های سابق شوروی را که دارای منابع غنی انرژی‌اند و نزدیک دریای خزر واقع‌اند، را دنبال می‌کند. ایالات ‌متحده به دنبال ضمیمه کردن اوکراینی، به حوزه نفوذ دائمی آمریکاست. این تلاش‌ها با مقاومت روسیه روبه‌رو شده است. روسیه عدم موافقت خود را با طرح استقرار موشک‌های کسب خبر در لهستان و واحدهای رادار در لهستان، اعلام کرده است ولی رسانه‌هایی که به آنها اشاره شد، ‌همان «جنگ سرد قدیمی» را پشت این مخالفت‌ها مشخص کرده‌اند ولی این داستان نادرست و گمراه‌کننده است. طی جنگی که اشاره شد، ‌دو نظام اجتماعی در تعارض بودند، نظام سرمایه‌داری به رهبری آمریکا و نظام سوسیالیستی به رهبری اتحاد شوروی. روسیه در آن زمان از یک کشور توسعه نیافته، در سال‌های بین 1917 تا دهه 1980 تبدیل به دومین یا سومین اقتصاد جهان شده بود ولی در دوران پس از فروپاشی، اقتصاد روسیه به شدت ضعیف شده است.

سرمایه‌داران آمریکایی ناراضی‌اند از اینکه روسیه با اینکه اکنون یک کشور سرمایه‌داری است و دارای پیوندهای اقتصادی با ایالات‌ متحده، آنچه را آنان می‌خواهند انجام نمی‌دهد. رئیس‌جمهور روسیه ولادیمیر پوتین تلاش کرده است جان تازه‌ای به اقتصاد داخلی روسیه ببخشد و سیاست خارجی خود را نیز بر اساس منافع اقتصادی ملی روسیه قرار داده است، نه سیاستی که مورد نظر سرمایه‌داران غربی است. طبقه حاکم آمریکا بر آن است که پیوند کشورهای سابق بلوک سوسیالیست را با روسیه به کلی قطع کند. جمهوری چک و لهستان هم‌اکنون هم بیشتر با آمریکا نزدیکند تا با روسیه، دولت‌های این کشورها در واقع وابستگان امپریالیسم غرب هستند، همان‌طور که جمهوری‌های پیشین شوروی نظیر گرجستان و اوکراین اخیراً همین وضع را پیدا کرده‌اند.

استقرار پایگاه موشکی در اروپای شرقی عملی تحریک‌آمیزی است که روسیه و همه مردم منطقه را هدف گرفته است. دولت آمریکا می‌خواهد تهدید موشکی را وسیله‌ای قرار دهد برای ترساندن روسیه تا بتواند همسایگان روسیه را به منطقه نفوذ خود تبدیل کند. روسیه متوجه کارهای آمریکا هست و واکنش‌های متناسب با آن را نشان می‌دهد. پوتین سعی کرده است. شرایط ایجاد شده را در مقابله با طرح آمریکا و بی‌اثر کردن آن بهبود ببخشد. او پیشنهاد کرده است که یک پایگاه مشترک دفاع موشکی در آذربایجان به جای لهستان و چک احداث شود. چنین کاری پایگاه را در دست‌های هر دو طرف قرار خواهد داد و نه فقط در اختیار ایالات متحده. احتمال اینکه دولت آمریکا با این پیشنهاد موافقت کند بسیار اندک است.

تضاد و دشمنی روسیه ـ آمریکا

روسیه پیوندهایی با چین دارد، جت‌های جنگنده و سلاح‌های دیگر به ونزوئلا فروخته است و موشک‌های ضدهوایی به ایران. این کارها در تقابل با تلاش آمریکاست که در فکر ایجاد یک امپراتوری است. سیاست خارجی روسیه هیچ شباهتی با برنامه سیاسی ضدامپریالیستی سال‌های اول اتحاد شوروی ندارد. سیاست روسیه امروز، بر پایه سرمایه‌داری ضعیف ملی قرار دارد. این کشور حتی نشانه‌ای از همبستگی جهانی با آن کشورهایی که در سراسر جهان برای آزادی ملی خود می‌جنگند ندارد. هیچ یک از معیارهای ملی روسیه در جهت منافع اقشار کم درآمد روسیه نیست. دولتی که به وسیله پوتین رهبری می‌شود بسیاری از خدمات اجتماعی را که از زمان دولت سوسیالیستی باقی‌مانده بود برچیده است. ولی این هم هست که درمقابل تلاش‌های آمریکا برای اینکه روسیه را به یک کشور وابسته جدید خود تبدیل کند، مقاومت کرده است.

آمریکا از هر وسیله‌ای، از جمله استقرار این پایگاه‌ها در اروپای شرقی، برای از بین بردن نفوذ روسیه در منطقه و گسترش سلطه خود، ‌استفاده می‌کند و نه چندان هوشمندانه، به روسیه در مورد مخالفت و هرگونه پافشاری برای استقلال اقتصادی یا نظامی از امپریالیسم غربی، اخطار می‌دهد.