پس از سالها کنترل کوزوو توسط نیروهای ناتو، امروزه شرایطی به وجود آمده تا سرنوشت این سرزمین مشخص شود.
کوزوو سرزمین آلبانی تبارهاست که بخشی از یوگسلاوی پیشین و صربستان امروزی است که سالها خواستار استقلال و جدایی از صربستان میباشد. ولی صربها که خود را حاکم تمامی یوگسلاوی میدانستند بارها با خواستهی مردم کوزوو به مخالفت برخاسته و سعی کردند با سرکوب و قتلعام آنها آتش استقلالطلبی را خاموش نمایند. اما در حال حاضر شرایط تغییری اساسی یافته است به این ترتیب که نه اثری از میلوسوویچ رهبر صربها که به قصاب بالکان معروف بود یافت میشود و نه این که یوگسلاوی وجود دارد که هرگونه صدای استقلال و جداییطلبی را خاموش سازد، لذا در این شرایط که جامعه جهانی بر حل و فصل بحرانها از راههای مسالمتآمیز تاکید میورزد نمیتوان با زبان زور و سلاح سخن گفته و حمام خون به راه انداخت.
با این حال هنوز هم این سوال مطرح است که سرنوشت کوزوو چگونه رقمخورده و آیا صربها که اینک محدود به صربستان شدهاند به خواسته آلبانیتبارهای کوزوو تن داده و آن را خواهند پذیرفت یا این که با اتکا به روسیه کارشکنی کرده و در مسیر استقلالطلبی مردم این سرزمین سنگاندازی خواهند کرد؟
کوزوو که در سالهای گذشته توسط ناتو اداره شده در بنبست قرار نگرفته که کاسه چه کنم در دست گرفته و دست نیاز به سوی هر کسی دراز کند بلکه بر سر دو راهی قرار گرفته که هر دو را نیز به استقلال منتهی میشوند. ولی یک راه مستقیماً آنها را به استقلال هدایت کرده و سبب خواهد شد آنها به خواسته دیرین خود دست یافته و کشور مستقلی را بنیانگذاری کنند. راه دوم نیز به استقلال منتهی میشود اما این راه با مشقت و پرپیچ و خم خواهد بود.
با نگاهی به مواضع طرفین و آنچه در مجامع بینالمللی در این رابطه در جریان است میتوان به خوبی به دلایل بر سر دو راهی قرار گرفتن مردم کوزوو پی برد.
ماجرا از چند ماه قبل آغاز شد که آهتیساری رییسجمهوری پیشین فنلاند و نماینده دبیر کل سازمان ملل طرحی را درباره آینده کوزوو ارایه داد. هر چند در این طرح از استقلال و آزادی کامل این سرزمین سخن گفته نشده بود اما اجرای آن یک گام بزرگ و اساسی به سوی تحقق خواستهی مردم کوزوو بود.
مشکل زمانی آغاز شد که صربستان و روسیه مخالفت خود را با طرح مزبور اعلام کردند. روسیه که متحد صربها بوده و در جریان جنگ بالکان نیز از جنایتکاران صرب پشتیبانی میکرد تصور کرد با مخالفت با استقلال کوزوو قادر است مانع تجزیه صربستان شود. در همین راستا طرح تعیین تکلیف کوزوو را در شورای امنیت سازمان ملل وتو کرد تا این طرح از دستور کار شورا خارج شود.
اقدام روسیه با وجود این که با استقبال صربستان مواجه شد اما مردم کوزوو را برای تحقق خواستههایشان مصممتر کرد به این دلیل که آنها مایل نیستند پس از دهها سال تلاش و کوشش در چنین شرایطی که همه چیز برای استقلال مهیا شده دست از فعالیت برداشته و اسیر جوسازیها و مخالفتهای روسیه و صربها شوند.
روسیه از همان زمان که مقولهی استقلال جمهوریها از یوگسلاوی پیش آمده و به جنگهای خونین بالکان منجر شد از صربها حمایت و پشتیبانی میکرد. از همان زمان این سوال به وجود آمده بود که دلیل این حمایتها چیست؟ و روسیه چه سودی از حمایت از گروهی جنایتکار میبرد؟
پس از تجزیه یوگسلاوی و فروکش کردن جنگ در بالکان نیز تعدادی از جنایتکاران صرب از جمله خانواده میلوسوویچ رییسجمهوری صربستان که در زندان لاهه خودکشی کرد به مسکو پناه برده و تحت حمایت روسیه قرار گرفتند.
رابطه روسیه و صربستان یک رابطه قومی ـ مذهبی است که ریشه در سالهای دور دارد. به طوری که روسها در جریان جنگهای سالیان دور عثمانیها در بالکان نیز از این گروه پشتیبانی کرده و با فشار به عثمانیها زمینه تجزیه امپراتوری مزبور و استقلال تعدادی از کشورهای این منطقه را فراهم آوردند.
روسها از نظر نژادی اسلاو و از نظر مذهبی ارتدوکس هستند یعنی وابسته به کلیسای ارتدوکس شرق میباشند که ریشه در امپراتوری روم شرقی و بیزانس دارد که مرکز آن یونان و قسطنطنیه بوده است. صربها نیز از نژاد اسلاو بوده و دارای مذهب ارتدوکس میباشند. این روابط مذهبی و نژادی نوعی همبستگی میان روسها و صربها به وجود آورده و آنها را به یکدیگر نزدیک کرده است.
ولی همانگونه که این رابطه و هماهنگی نتوانست سالها قبل مانع فروپاشی یوگسلاوی شود در مقطع کنونی نیز قادر نیست سدی در برابر استقلالطلبی آلبانیتبارهای کوزوو به وجود بیاورد. تنها مانعی که این اقدامات روسیه ممکن است بر سر راه مردم کوزوو به وجود بیاورد تاخیر در تحقق خواسته دیرینه آنهاست.
یوگسلاوی که از 6 جمهوری و 2 استان خودمختار تشکیل شد بقای خود را مدیون مارشال تیتو بود که پس از جنگ دوم جهانی در این کشور نظام کمونیستی مستقر ساخت. اما روش او با سیاستی که از کرملین توسط استالین دیکته میشد مغایرت داشت لذا آنها را از همدیگر دور ساخت. در این شرایط تیتو در کشورش کمونیستی را تبلیغ میکرد که کمونیسم ملی لقب گرفته بود.
ولی مرگ تیتو در سال 1980 ناقوس نابودی و اضمحلال یوگسلاوی را به صدا درآورد.
یکی از دلایل گرایش جمهوریها به استقلال و جدایی از یوگسلاوی، افزونطلبی صربها و سیاستهای غیرمنطقی آنها بود. زیرا پس از مرگ مارشال تیتو در سال 1980 سران جمهوریها به این توافق دست یافتند که هر ساله یکی از آنها رییسجمهوری فدراسیون یوگسلاوی شود ولی از آنجا که صربها مایل به رعایت این اصول نبودند زیر بار تعهدات نرفته و اوضاع را آشفته کردند که این مساله جمهوریها را به سوی استقلالطلبی سوق داد.
صربها تصور کردند با پشتیبانی روسها و سلاحهایی که در دست داشتند میتوانند ضمن حفظ یکپارچگی فدراسیون یوگسلاوی، مانع تحقق استقلالطلبی مردم شوند. در همین ارتباط جنگهای خونین بالکان روی داد که نتیجهای در پی نداشته و تجزیه یوگسلاوی را تشدید کرد به طوری که جمهوریهای بوسنی، اسلوونی، کرواسی و مقدونیه به استقلال دست یافته و از سوی جامعه جهانی مورد پذیرش قرار گرفتند. در این زمان یوگسلاوی فقط محدود به صربستان و مونتهنگر و همراه با دو استان خودمختار ویوودیناو کوزوو شد.
میلوسوویچ که ریاست صربستان و یوگسلاوی جدید را عهدهدار بود تصور کرد میتواند از همان سیاست مشت آهنین برای پیشبرد اهدافش در یوگسلاوی کوچک شده استفاده کند ولی در نهایت بحران کوزوو پیش آمد که این بار دخالت ناتو و جامعه جهانی را در پی داشته و صربها را بیش از پیش در تنگنا قرار داد.
عاقبت هم مردم صربستان به دلیل تقلب در انتخابات اقدام به برکناری میلوسوویچ و تحویل او به دادگاه بینالمللی جنایتکاران جنگی در لاهه هلند نمودند که او در زندان دست به خودکشی زد.
امامیراث میلوسوویچ آن گونه که او تصور میکرد بر جای نماند زیرا مردم مونتهنگرو هم رای به استقلال و جدایی از صربستان داده و این جمهوری را همراه با دو منطقه خودمختار تنها گذاردند.
امروزه شرایط برای تعیین تکلیف کوزوو مساعد شده و مردم این سرزمین خواستار استقلال میباشند. کوزوو با 10887 کیلومتر مربع مساحت که مرکز آن پریشتیناست از بعضی از جمهوریهای استقلالیافته یوگسلاوی وسیعتر و دارای منابع و موقعیت بهتری است.
در این شرایط روسیه و صربستان تصور میکردند با رای منفی توانستهاند استقلالطلبی مردم کوزوو را مهار کنند در حالی که قائممقام نخستوزیر کوزوو صراحتاً اعلام داشته «مردم این سرزمین استقلال کوزوو را امری تمام شده تلقی میکنند» به گفته وی بر اساس طرح آهتیساری، مردم دلیلی نمیبینند درباره استقلال مذاکرهای صورت بگیرد.
وی معتقد است واگذار شدن کوزوو به گروه تماس که شامل آمریکا، روسیه، انگلیس، فرانسه، آلمان و ایتالیا میشود بعد از عدم توافق اعضای شورای امنیت جهت تصویب قطعنامه جدید، فقط به منظور متقاعد شدن کشورهایی است که هنوز درباره مساله کوزوو یا موضعی بیطرفانه و یا این که میخواهند بار دیگر احتمال توافق بین صربستان و کوزوو را مورد بررسی قرار بدهند.
ولی جالب است که در این حال صربستان عدم تصویب قطعنامه کوزوو در شورای امنیت را یک پیروزی برای خود تلقی کرده و 6 پیششرط را برای مذاکره درباره تعیین سرنوشت این استان به کوزووییها پیشنهاد میکند که هیچ یک منطقی به نظر نمیرسد. شروط 6گانه صربها این گونه است:
1ـ مذاکرات تنها باید به تعیین وضعیت یک استان مربوط باشد.
2ـ مذاکرات باید به صورت مستقیم صورت بگیرد.
3ـ گفتوگوها محدود به زمان مشخصی نشود.
4ـ نتیجه مذاکرات از قبل مشخص نباشد.
5ـ گفتوگوها بر اساس طرح آهتیساری نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل صورت نگیرد.
6ـ مذاکرات تحت نظارت شورای امنیت سازمان ملل باشد.
این شروط گویای این واقعیت است که صربها تمایلی به پاسخ دادن منطقی به خواستههای مردم آلبانیتبار کوزوو ندارند ولی با این حال رییس مجلس ملی کوزوو بر این مساله تاکید کرده که پارلمان در آینده نزدیک با توافق جامعه بینالملل استقلال این استان را اعلام خواهد کرد.
سوال این است که در آن شرایط روسیه و متحدانش چه موضعی گرفته و چه واکنشی از خود نشان خواهند داد؟!
آیا استقلال را پذیرفته و یاجنگی دیگر را به راه خواهند انداخت؟!