تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۵۴۵۲۹

بحث فروش و صادرات گاز بدنبال کشف ذخایر میادین پارس جنوبی به یکی از موضوعات اساسی در سیاست خارجی ایران در بخش انرژی تبدیل شده است. اروپا به دلیل نیاز فراوان به انرژی و هزینه‌های اقتصادی‌تر به طبع باید در درجه نخست به عنوان بازار اصلی ایران مدنظر قرار می‌گرفت، اما با توجه به برخی تحریمها از سوی ایالات متحده که شرکتهای اروپایی نیز آن را اعمال می‌کردند، ایران به بازار انرژی کشورهایی چین و هند روی آورد. در همین رابطه قرارداد اجرای خط لوله گاز ایران ـ پاکستان ـ هند با مفاد مبنی بر صدور 5/7 میلیون تن گاز طبیعی به طور سالیانه به مدت 25 سال به هند به توافق کشورهای مذکور رسید. پاکستان به دلیل عبور خط لوله از آن کشور به عنوان طرف سوم در قرار داد، حضور پیدا کرد. اما حضور پاکستان در قرارداد، اجرایی پروژه را از همان آغاز با مشکل مواجه کرد. هند خواستار تضمین امنیت 1000 کیلومتری مسیر خط لوله دو هزار و هفتصد کیلومتری شد که از مناطقی مانند بلوچستان، پاکستان می‌گذشت و مورد تهدید گروههای مخالف اسلام‌آباد بود.

ایران برای حل مساله پرداخت حق ترانزیت بیشتر به پاکستان را مطرح کرد تا بر اهمیت حفظ امنیت آن در نزد پاکستان بیفزاید و از این‌رو پروژه را خط صلح نامید،‌ تا منافع مشترک پروژه برای طرفین را مورد تاکید قرار دهد. اگر چه هند بر عدم امنیت مسیر خط لوله اشاره داشت اما در حقیقت مشکل در اختلافات عمیق دو کشور ریشه داشت. پروژه با مساله دیگری نیز مواجه شد و آن مخالفت آمریکا بود. انتشار خبر امضای قرارداد کافی بود تا مقامات آمریکایی مخالفت صریح خویش را اعلان دارند. علت این مخالفت، مغایرت این همکاری با سیاستهای ایالات متحده در جهت منزوی کردن تهران بود. بدین ترتیب اجرایی یک پروژه با ویژگی‌های یک پروژه منطقه‌ای مطرح شد که با توجه به میزان اهمیت آن مشکلاتی را نیز به همراه داشت. مشکل اصلی مسایل بین کشورهای مذکور از یکسو و به طبع آن نفوذ و دخالت بازیگران فرامنطقه‌ای از سوی دیگر بود.

طبیعی است که در این میان مسایل ایران از بعد بین‌المللی بیشتری برخوردار و بیش از سایر موارد تاثیرگذار است. در واقع اساسی‌ترین مشکل بر سر راه پروژه خط لوله فشار بر پرونده هسته‌ای ایران و سیاستهای اتخاذی ایالات متحده است،‌ باید در نظر داشت که آمریکا بدنبال انزوای ایران در جامعه بین‌المللی بسیار مصر و حاضر به صرف وقت و هزینه است. این کشور در رابطه با کشورهای اروپایی موفق بوده و توانسته حمایت اتحادیه اروپا و در پی آن شورای امنیت را در سیاست تحریم ایران هر چند ضعیف و اندک بدست آورد. گرچه روسیه و چین مخالفت‌هایی را در این رابطه اعمال کردند اما اقدامات آنان بیشتر در جهت دستیابی به امتیازات بیشتر از طرفین ایرانی و آمریکایی است البته این بازی دارای سقفی است که در نهایت روسیه و چین را به سکوت و یا همکاری با ایالات متحده و دار می‌نماید اما در این میان وضعیت کشوری مانند هند متفاوت است.

هند خود را ملزم به همکاری با غرب می‌داند. در حقیقت به دنبال کودتای که در سیاست خارجی هند رخ داد، این کشور سیاست نزدیکی به غرب را اتخاذ کرد و در این زمینه هم موفق به جلب همکاری ایالات متحده، همچنین کشورهای اروپایی در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی شده است. اما هند گر چه یک قدرت منطقه‌ای محسوب میشود اما فاقد توانایی و قدرت امتیازگیری به مانند چین یا روسیه در روابط خویش با طرف اروپایی و ایالات متحده است. در واقع هند نیاز به اثبات همراهی و همسویی با کشورهایی مذکور را دارد تا هر چه بیشتر زمینه همکاری را فراهم آورد، لذا قرارداد خط لوله گاز که در واقع برای ایران پرستیژ شکست تحریم را پیدا کرده است، علیرغم امتیازدهی مکرر ایران و اشتیاق هندی‌ها، برای متحدان غربی هند‌ مفهوم اتخاذ سیاست سلب اعتماد از این کشور را به همراه دارد. بنابراین هند باید یا به منافع محدود در رابطه با ایران فکر کند، یا به استراتژی رابطه با غرب.

به نظر می‌رسد این مساله به علاوه برخی از ملاحظات دیگر هند را هر چه بیشتر به جلب مایت متحدان غربی‌اش رهنمود کرده است. نقش پاکستان و عبور خط لوله از این کشور برای هند همواره محلی برای تردید و تشویش بوده است و البته این مساله قابل تامل است چرا که با توجه به اختلافات دیرینه اسلام‌آباد و دهلی‌نو و با توجه به شرایط منطقه‌ای و حضور ایالات متحده در افغانستان و پاکستان با مساله انزوای سیاسی در میان ائتلاف‌های جدید درمنطقه مواجه شده است، لذا دولت متزلزل مشرف ترجیح می‌دهد به جای سرمایه‌گذاری بر روی ایران به رقابت با رقیب خویش پرداخته، سیاست نزدیکی به ایالات متحده را در پیش گیرد. علاوه بر آن گرچه پاکستان از ترانزیت گاز سود می‌برد اما همچنان علاقه‌ای به توسعه کشور دشمن خویش ندارد بنابراین گر چه در نشستهای مشترک شرکت می‌جوید اما همواره موضوعی مانند بحث قیمت برای عدم توافق وجود دارد تا اجرای پروژه را با تاخیر مواجه سازد. لذا طبیعی است که هند سرمایه‌گذاری بر روی این پروژه را به تاخیر بیاندازد، چرا که همکاری با پاکستان همکاری با یک دولت دیکتاتوری متزلزل و مواجه با اختلافات گروهی و قومی است.

از سوی دیگر ایران به عنوان کشوری که با مسایلی از سوی جامعه بین‌المللی مواجه است، ‌برای هند و از دیدگاه این کشور شریک تجاری قابل اطمینانی نخواهد بود. بنابراین هندی‌ها می‌اندیشند که با مطرح کردن برخی اختلافات همچنان پروژه را معلق نگاه داشته و از سوی دیگر ایران را به امتیازدهی بیشتر ترغیب می‌‌نمایند. این موضوع را باید در نظر داشت که در اثنای این مسایل رقبای ایران در خلیج‌فارس و آسیای مرکزی به دنبال دستیابی به بازار انرژی شرق آسیا می‌باشند و کشورهای مانند هند و چین دارای منابع جانشین برای برآورده کردن تقاضای انرژی خویش می‌باشند. گر چه گاز و نفت ایران بهترین گزینه برای آنان است اما ریسک بالای پروژه موضوعی است که باید آن را با ترمیم تاکتیک‌ها و سیاست خارجی برای شرکا کاهش داد. البته در همین رابطه باید منتظر بهبود روابط هند و پاکستان نیز بود تا موانع از سر راه این پروژه برداشته شود و سه کشور بتوانند در سطح و توان اجرای یک پروژه منطقه‌ای حاضر شوند.