تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۵۴۵۴۴

سیدکمال لوح موسوی
می‌گویند تعرف‌الاشیاء به اضدادها. با این حساب باید دید جنبه‌های انسانی در مقابل چه چیزی وضع شده است. آنان که ساده‌انگارند بی‌هیچ تأملی خواهند گفت، جنبه‌های حیوانی؛ البته این سخن هم چندان بی‌وجه نیست. جنگ به ما هو جنگ چیزی جز تجلی بروز و ظهور خوی حیوانی آدمیان نیست، اما در جبهه‌ای که مردان خدا قرار گرفته‌اند و تیغ از پی حق می‌زنند جنبه‌های حیوانی محلی از اعراب ندارد. پس این جنبه‌های انسانی در مقابل چه چیزی وضع شده است؟!
اهل تأمل می‌دانند که هنگام خلقت «آدم» تنها «شیطان» نبود که به انکار شأن و مرتبه خلیفه خداوند برخاست، فرشتگان مقرب الهی نیز به حضرت حق عرضه داشتند که این موجود دو پا، اهل فسق و خونریزی است و ... مابقی قضایا، اما آن که انسان را خلیفه خود روی زمین قرار داد، می‌دانست که این موجود دو پا نه فرشته است و نه حیوان، بلکه انسان است؛ انسانی که اگر به ساحت قرب حق برسد و با او «انس» بگیرد انسان کامل خواهد شد که فراتر از آن مرتبتی برای او متصور نیست و اگر دچار نسیان شود و عهدی را که در الست از او ستانده‌اند فراموش کند به مرتبتی سقوط خواهد کرد که در کلام ایزدی از مرتبت بهائم نیز پایین‌تر خوانده شده است.
آنان که برترین شأن «مجاهدان راه خدا» شأن انسانی آنهاست، آنان نه همانند ستارگان هالیوودی هستند که بکشند و ویران کنند و نه موجوداتی کاملاً استرلیزه شده که هیچ خطایی از آنان سر نزند؛ آنان انسانند و شأن انسانی اقتضا می‌کند که بگویند و بخندند و شوخی و مطایبه کنند و در عین حال در مقابل ظلم و تجاوز و خونریزی پایداری و مقاومت کنند.
وقتی جنبه‌های انسانی فرد رشد کرده و تبلور یافت دیگر ذاتاً طرفدار حق است و براساس فطرت پاک انسانی خود با ظلم و تجاوز مخالف است. این انسان حق‌جو به طور طبیعی در مقابل افراد سودجو و طماع قرار می‌گیرد و این تقابل و نزاع همیشه در طول تاریخ وجود داشته است؛ جنگ سودجویان با حق‌جویان جنگی که از اول تاریخ یعنی از هابیل و قابیل تا به امروز وجود داشته است.
سلاح اصلی انسان‌های واقعی یعنی حق‌جویان، ایمان، توکل و همتشان بوده که نهایتاً بر قدرت سودجویان غالب شده‌اند.
پیامبر اکرم(ص) در صدر اسلام ارتش مجهز و مسلحی نداشت تا با تجهیزات و ساز و برگ نظامی با امپراتور ایران و روم بجنگد. همه می‌پذیرند و به تحقیق قبول دارند که ایران و روم دو ابرقدرت آن زمان بزرگ‌ترین ارتش ساز و برگ نظامی دوران خود را در اختیار داشتند، اما مغلوب ایمان و فرماندهی الهی مسلمانان صدر اسلام شدند و اسلام با جنگ و تجاوز و خونریزی توسعه پیدا نکرد. دین اسلام با تأکید بر جنبه‌های انسانی از دروازه قلب‌ها وارد شد و سرزمین‌های مختلف را فتح کرد.
اسلام در اندونزی، هند، پاکستان، چین و کشورهای کوچک و بزرگ آفریقایی از همین طریق گسترش یافت و همه کسانی که در طول تاریخ با خوی حیوان صفتی و سودجویی، کشورگشایی کردند یا فراموش شده‌اند یا با بدنامی از آنها یاد می‌کنند؛ خونخوارانی مثل چنگیز و تیمور از این دسته هستند.
مکتب انسان‌ساز اسلام پس از همه فراز و نشیب‌ها امروزه هم در دل‌ها فرماندهی می‌کند. ماهیت اسلام‌خواهان و جوهره انسانی و ظلم‌ستیزی جمهوری اسلامی باعث شد استعمارگران شرق و غرب را به جمهوری اسلامی تحمیل کنند، دفاع مقدس انسانی در مقابل تجاوز سودجویانه قدرت‌ها در جنگ تحمیلی معنی پیدا کرد. محور این دفاع جانانه در جمهوری اسلامی انسان‌ها بودند که این دفاع را با حقیقت‌جویی پیش بردند و در مقابل مدرن‌ترین تجهیزات پیشرفته قرن ایستادگی کردند. این چیزی نبود جز همان چیزی که از اول خلقت تاکنون صحیح‌ترین راه اداره جامعه و تعالی آن بوده است و این همان رمز پیروزی بود که پس از 8 سال دفاع مقدس پیروزی را نصیب ما گردانید.
فرهنگ بسیج که در سایه فرهنگ الهی دفاع مقدس پدیدار شد و در آن زمان جبهه‌های نبرد را تبدیل به قطعه‌هایی از بهشت کرده بود تولد یافته همین فرهنگ انسانی است که در حکومت جمهوری اسلامی ایران نهادینه شد و در دفاع مقدس به عنوان فرهنگ بسیج تبلور یافت.
فرهنگ انسانی بسیج در طول دفاع مقدس چنان تحول عظیمی در جوانان ایجاد کرد و این فرهنگ باعث شد بسیجیان در مقابل تجاوز دشمن بعثی که 36 کشور آن را پشتیبانی می‌کرد بایستد و چنان بهشت انسانی در جبهه‌های نبرد بسازد که تا کسی مستقیماً در آنجا حضور نمی‌یافت، نمی‌توانست از آن جدا شود. همین طور شد که برخی از این عزیزان تمام طول جنگ تحمیلی را به صورت داوطلبانه و با عشق حضور یافتند و احساس خستگی نکردند. این روحیه زبانزد دوست و دشمن شده بود. دشمنان می‌گفتند در ایران کلیدهایی برای بهشت درست کرده‌اند که امام (ره) وقت عزیمت نیروها به جبهه در گردن آنها می‌اندازد.
سپس بسیجی‌ها که کلید را دارند برای یافتن بهشت راهی می‌شوند. آنها بدون درک حقیقی و برای تمسخر این موضوع را مطرح می‌کردند. نمی‌دانستند آنها واقعاً در میان آتش نمرود، بهشت سرد و سلامت را می‌یافتند و این بهشت بود که آنان را شیفته می‌کرد و بهشتی که پس از شهادت در آن پا می‌گذاشته ادامه همین بهشت زمینی بود که در جمع افرادی با خوی انسانی تبلور یافت که آنها را تا مرتبه مستی شهود پیش برد تا جایی که آنچه که دیگران به عنوان بهشت، نسیه می‌پنداشتند آنها نقد می‌دیدند.
البته سابقه قبلی این قصه را می‌توان یاران حضرت سیدالشهدا در روز عاشورا دید که در اوج خیانت دشمن جز زیبایی چیز دیگری نمی‌دیدند. (ما رأیت الا جمیلا) البته این بالاترین مراتبی بود که یک رزمنده بسیجی به آن می‌رسید. در این حال خود را ایثارگر نمی‌دانست و حضور خود در جبهه را بالاترین موهبتی می‌دید که خداوند در اختیار او قرار داده بود. در این مرحله بود که فرزندان خمینی با فرهنگ خاص خود عنوان بسیج و بسیجی را بر خود نهادند و فرهنگ بسیج مطرح شد.
امروزه فرهنگ انسانی بسیج نهادینه شده و دارای شاخصه‌های مهمی است که از مهم‌ترین شاخصه‌های فرهنگی آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- تعهد و پایبندی به اصول آرمان‌ها و ارزش‌های متعالی اسلام
2- انجام وظیفه فی سبیل‌الله برای کسب رضایت الهی در هر شرایطی
3- بری بودن از تمام شائبه‌های خدعه، فریب، نیرنگ و مسامحه (سهل‌انگاری)
4- اصالت تمام تکلیف و مسئولیت، بدون توجه به مقام
5- قناعت، ساده‌زیستی و بهره‌برداری صحیح از امکانات
6- روحیه تدبیر، برنامه‌ریزی، ابداع و ابتکار برای برداشتن هر مانعی با پشتکار
7- ایثار و فداکاری و مقدم داشتن دیگران در بهره‌مندی‌ها و امتیازات
8- هدفمندی، انسجام و همبستگی و وحدت فکری و عملی و آرمانگرایی
9- اعتماد دو سویه
10- پرهیز از تشریفات زاید و تجمل‌گرایی
11- پرهیز از تمرکزگرایی در امور.
در کلام امام(ره) نیز فرهنگ بسیجی را می‌توان با عناوین ذیل خلاصه کرد:
1- مردمی بودن 2- مکتبی بودن 3- نظامی بودن (ارتش 20 میلیونی) 4- ضرورت آموزش همگانی 5- سازماندهی (سازمان داشتن) 6- قانونمند بودن 7- ساده زیستی 8- عمومیت داشتن 9- همیشگی بودن 10- عضویت داوطلبانه 11- کسب مهارت و انتقال تجربیات 12- آمادگی دائم و همبستگی.
رهبر فرزانه و هوشمند انقلاب پس از حضرت امام اصول دیگری بر این فرهنگ اضافه کرد که هرچند برخی از مطالب بالا را مورد تأیید و تأکید قرار دادند، لیکن وجدان کاری، انضباط، نقد و اصلاح بهبود مستمر و پاسخگو بودن را برای فرهنگ و غنای آن افزود.
امروز نسلی که پس از جنگ تحمیلی خود را بسیجی می‌داند باید بداند این فرهنگ انسانی از کجا آمده؟ چه سیری داشته و با چه بهایی به دست آنان رسیده است؟ و با حفظ اصول و دنباله‌روی از راهبردهای اصولی و تاریخی آن از انحراف و سوءاستفاده از آن جلوگیری و آرمان‌های آن را پاسداری کند.
امیدوارم این نهاد اصیل به موازای گسترش کمی حریم ارزش خود را حفظ کند.