تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۵۴۶۰۶
بررسی پرونده‌های تروریستی در گفت‌وگو با جعفرالموسوی دادستان کل عراق
سمیه رعیت مقدمه: گرچه به باور کارشناسان امنیتی موج عملیات تروریستی در عراق و بخصوص پایتخت آن ـ بغداد ـ کاهشی هفتاد درصدی داشته است اما انفجارهای بزرگ انتحاری که هر از چند گاهی اتفاق می‌افتد نشانه بزرگی از ادامه حضور گروه‌های تروریستی در عراق است. در روزگاری نه چندان دور بغداد بزرگترین مرکز تجمع گروه‌های تروریستی بود. اجرای موفق طرح‌های امنیتی توسط دولت مالکی در پایتخت اما این شهر عراق را تا حدی برای تروریست‌ها ناامن کرد و آنان را به حضور در دیگر مناطق این کشور همچون الانبار، صلاح‌الدین و... سوق داد. جعفرالموسوی دادستان کل عراق، کسی که به دلیل منصب خویش بیشترین ارتباط را با پرونده تروریست‌ها داشته چندی پیش مهمان «تهران» بود، درخواست گفت‌وگو با «ایران» را با روی گشاده پذیرفت و با حوصله به سؤالات ما پاسخ داد. پرسش از پرونده‌های فراوان تروریستی که توسط دادستانی عراق رسیدگی می‌شوند آغازی بود بر گفت‌وگوی ما با دادستان کل عراق. وی اگر چه وقوع جنگ داخلی در عراق را امری غیرممکن می‌پندارد امانسبت به قدرت‌یابی گروه‌های تروریستی در این کشور به شدت ابراز نگرانی می‌کند. الموسوی در ادامه مرز عربستان را گذرگاه اصلی حضور تروریست‌ها در عراق دانسته و در مورد اتهامات وارده بر عدنان‌الدلیمی رهبر جبهه التوافق اعراب سنی ترجیح می‌دهد سکوت پیشه کند ... سالگرد اعدام صدام دیکتاتور بعث هم بهانه‌ای شد تا الموسوی خاطرات خود را از آن روزها بازگو کند. گفت‌وگوی «ایران» با دکتر جعفر‌الموسوی دادستان کل عراق از نظر گرامی‌تان می‌گذرد.

*اوضاع امنیتی عراق اکنون چگونه است و آیا به نظر شما خطرات سهمگین فروپاشی اجتماعی برطرف شده یا هنوز ممکن است اوضاع این کشور به سمت جنگ داخلی کشیده شود؟

**اوضاع امنیتی عراق الآن بهبود یافته است و تنها اندک زمانی باقی‌مانده که امنیت به طور کلی در کشور برقرار شود. مسأله جنگ داخلی کلاً بعید است بروز کند به ویژه این که ساکنان مناطق بحران‌‌زده با بیداری که این سال‌ها به دست آورده‌اند سعی می‌کنند تا با گروه‌های القاعده، عناصر نظام سابق و شورشیان به مبارزه بپردازند و به ایجاد امنیت بپردازند. بنابراین از خطر جنگ داخلی در عراق فاصله گرفته‌ایم.

*اکنون مرکز ثقل جنگ کجاست و درگیری‌ها در چه مناطقی بیشتر از سایر مناطق است؟

**مناطقی هستند که در آن درگیری‌هایی جدی وجود دارد. شورشیان میلیشیاهای سازمان‌یافته و کسانی هستند که از نتیجه سقوط نظام صدام متضرر شده‌اند. مطمئنا این‌ها به طور کلی از عدم وجود امنیت استفاده فراوان می‌کنند. به طور کلی در هر کشوری، در صورت نبود امنیت عناصر معدودی در جامعه یافت می‌شوند که به قتل، کشتار، سرقت و غیره اقدام می‌کنند. شاید از این نظر وضعیت عراق یک وضعیت عادی باشد. اما در عراق تشکیل نیروهای امنیتی، نیروهای مسلح، پلیس و ارتش همه از نقطه صفر شروع شده است. بنابراین عرض اندام عناصر اخلالگر در چنین شرایطی دور از ذهن نیست و معتقدم که در هر کشوری که چنین وضعی داشته باشد این مسائل پیش خواهد آمد و این تنها مختص عراق نیست.

*به سؤال قبلی برمی‌گردم. جغرافیای ترور اکنون چگونه است. آیا می‌توانید دقیقاً اماکنی را که در آن درگیری‌ها بیشتر جریان دارد، ذکرکنید؟

**خیر، چون افرادی که موجب ناامنی می‌شوند دائماً از مکانی به مکان دیگر در حال نقل مکان هستند. مثلاً مدت هشت ماه در بغداد درگیری‌هایی وجود داشت و وقتی مردم آنجا هوشیاری لازم را به دست آوردند آنها (شورشیان) از آنجا به الانبار منتقل شدند و بعد از آن به دیاله رفتند و وقتی که در آنجا هم مقاومت جدی از سوی مردم و یا ایستادگی در خور توسط نیروهای امنیتی صورت گیرد تروریست‌ها به اماکن دیگر خواهند رفت.

*با شناختی که از حوزه قضایی عراق دارید وضعیت گروه‌های تروریستی چگونه است و آنها از چه روش‌هایی برای رخنه در میان قبایل و اقوام بهره می‌گیرند؟

**تفکر آنها همانند میکروب است. میکروبها دائماً به دنبال محیطی هستند که بتوانند در آن رشد بیابند ابتدا گروه‌های تروریستی سعی کردند تا با سوء‌استفاده از حربه دیرین اختلاف در شیعه و سنی اهداف خویش را پیش برند. از ابتدا موضوع در رأس بودن و در حاشیه ماندن اهل سنت را که البته این مسأله اصلاً صحت ندارد، دامن زدند و توانستند تا حدی بر نواحی سنی‌نشین چون صلاح‌الدین، موصل، الانبار، دیاله و غیره تأثیر بگذارند. اما بعد از مدتی ساکنان این مناطق دریافتند که همین عناصر شروع به کشتار ساکنان و حتی تجاوز و سرقت کرده‌اند. بنابراین شروع به مقاومت یا اخراج همین عناصر کردند.

*آیا بعد از حدود 5 سال از ناامنی و حوادث تروریستی، دسته‌بندی مشخصی از شبکه ترور دارید. مهمترین عناصر تروریستی چه گروه‌هایی هستند؟

**طیفی از نیروهای تروریست در داخل سازمان یافته‌اند که می‌شناسید مانند بعثیون سابق اما ستون فقرات قدرت آنان را عناصر و گروه‌هایی که از خارج عراق آمده‌اند، شکل می‌دهند. مانند گروه‌های القاعده، پایگاه‌های سابق سلفیون و القاعده به این جا گسیل می‌شوند. این طیف البته با شبکه شورشیان بعثی که خارج از اصول قانونی فعالیت‌هایی می‌کنند و از سوی صدام قبل از سقوط نظامش آزاده شده‌اند، پیوند می‌خورند.

*منظور شما از نقش منابع «خارج عراق» در رشد تروریسم در کشور شما چیست؟ و این که گفتید عناصری از خارج عراق در این کشور اقدام به انجام فعالیت‌های تروریستی می‌کنند نیاز به توضیحی دقیق‌تر دارد؟

**این کشورها کاملاً مشخص هستند. این عناصر از مرزهای اردن، عربستان و سوریه و کشورهای همجوار وارد عراق می‌شوند. این افراد از طریق غیرقانونی و گذرگاه‌های مرزی وارد عراق می‌شوند. مناطق و گذرگاه‌هایی که نیروهای نظامی و امنیتی در آنجا مستقر نیسند.

*آیا به نظر شما فعالیت‌های تروریستی تا به امروز افزایش یافته یا با کاهش مواجه بوده است؟

**بیداری عشایر عراق در تمامی مناطق، ایجاد نیروهای مسلح امنیتی، پلیس و ارتش و فروکش کردن جنگ‌های طایفه‌ای موجب کاهش اقدام‌های تروریستی شده و فکر می‌کنم که وجود این مسائل تضمین کافی برای انحصار و محدود کردن اقدام‌های تروریستی باشد.

*چه مجازاتی برای تروریست‌ها درکشورشان در نظر گرفته می‌شود؟ و آیا آماری از این مجازات‌شدگان در اختیار دارید؟

**به موجب قانون تروریسم کسانی که دست به فعالیت‌های تروریستی می‌زنند، محکوم به اعدام هستند. تعداد زیادی از تروریست‌ها بنا بر دستور دادگاه جنایی مرکزی که مختص بررسی مسائل تروریستی است، اعدام شده یا حکم اعدام در خصوص آنها صادر شده است. اما آماری از آنها در اختیار نداریم چرا که ما به عنوان هیأت مدعی‌العموم در دادگاه جنایی عالی عراق هستیم و تنها به مسأله محاکمه ارکان نظام سابق می‌پردازیم.

*در خصوص اتهام عدنان‌الدلیمی در فعالیت‌های تروریستی و پیدا شدن دو دستگاه خودروی بمب‌گذاری شده در منزلش چه می‌دانید و نظرتان درباره این اتهام چیست؟

**مسأله تروریست جزو مسئولیت‌ها و فعالیت‌های کاری ما نیست. من هم مانند شما این اتهامات را شنیده‌ام. اما این مسأله جزو فعالیت‌های من نیست. ضمن آن که متهم کردن دیگران امر ساده‌ای نیست. باید برای متهم کردن افراد مدارکی وجود داشته باشد و آن را به قاضی ارائه داد تا نظر قانونی‌اش را اعلام کند. من از چیزی از این مسأله خبر ندارم و به این ترتیب نمی‌توانم نظری داشته باشم.

*نظر شما درخصوص جدال‌های میان نوری‌المالکی، نخست‌وزیر عراق و مقام‌های آمریکایی درباره تحویل سلطان هاشم و علی شیمیایی چیست و این جدال‌ها به کجا انجامیده است؟

**جدال‌هایی بین شورای ریاست‌ جمهوری و نخست‌وزیر بر سر نصوص قانونی وجود دارد.

اما آمریکا به عنوان گروهی که تمامی بازداشت‌شدگان را دستگیر کرده است، باید محکوم‌شدگان و بازداشت‌شدگان را به دولت عراق تحویل دهد. آنها حق ندارند تحویل این افراد را به تأخیر بیندازند. چرا که عراق در حال حاضر دارای حاکمیت کامل است و این اقدام دخالت نیروهای آمریکایی در حاکمیت عراق به شمار می‌آید. من معتقدم که این کار به نفع نیروهای آمریکایی نیست و آنها حق قانونی برای چنین کاری ندارند. این جدال‌ها هنوز هم وجود دارد. آنها می‌گویند ابتدا باید جدال بین رئیس‌جمهوری و نخست‌وزیری حل شود. با این بهانه هنوز هم آنها را تحویل نداده‌اند. چند روز پیش هم نخست‌وزیر نامه‌ای را برای تحویل آنها برای آمریکایی‌ها ارسال کرد اما پاسخ آن را نمی‌دانم.

*چه گروه‌هایی در داخل دولت عراق با عناصر تروریستی در ارتباط هستند؟

**معتقدم در دولت کسی مرتبط با عناصر تروریستی نیست. آنها تنها در راستای فعالیت‌های سیاسی قدم برمی‌دارند و همگان چه در دولت و چه در مجلس مخالف اقدامات تروریستی هستند اما اگر در این میان کسی مرتبط با این اقدامات وجود داشته باشد طبق قانون تروریست‌ها محاکمه خواهد شد و تبعیضی میان دولتمردان و دیگران وجود نخواهد داشت.

*به سالگرد اعدام صدام، رئیس‌جمهور سابق عراق نزدیک می‌شویم. آیا از ناگفته‌های روز اعدام و آنچه که در اتاق اعدام گذشت، خاطراتی دارید؟

**در حقیقت من در صبح اعدام صدام در عراق نبودم اما اطلاعاتم حاکی از آن است که وقتی آمریکایی‌ها به صدام گفتند فردا برای اجرای حکم اعدام به نیروهای امنیتی عراق تحویل داده می‌شود صدام فریاد می‌زد ومی‌گفت: می‌خواهم با یک فرمانده آمریکایی صحبت کنم. من سرانجام شما را از دست تروریست‌ها و شبه‌نظامیان خلاصی خواهم داد. اما این فریادها فایده‌ای نداشت و یکی از نگهبانان آمریکایی نزد وی رفت و به او گفت که کسی از فرماندهان آمریکایی با توملاقات نخواهد کرد و به این ترتیب مسأله پایان یافت. از طرفی یکی از پزشکان ویژه صدام که او را در زندان همراهی می‌کرد، به او گفت: من آخرین خدمتگزاری‌ام را برای تو انجام می‌دهم و آن این که آرام بخشی را به تو تزریق می‌کنم که آرام بگیری.

*صدام زمان اعدام چه وضعیتی داشت؟ و در آن زمان چه کسانی در اتاق حضور داشتند؟

**وقتی صدام برای اجرای حکم اعدام به اتاق اعدام رفت در آنجا شخصیت‌های دولتی و همچنین نگهبانان زیادی هم بودند. از جمله شخصیت‌ها معاون وزیر دادگستری، یکی از مسئولان وزارت کشور، موفق‌الربیعی مشاور امنیت ملی و دیگران هم مثل کسانی که فرزندان و یا والدینشان را در زمان صدام از دست داده بودند حضور داشتند. صدای صلوات هم زمان اعدام شنیده می‌شد و یا برخی از نیروهای پلیس فریاد مقتدی، مقتدی سر می‌دادند. معتقدم که با صدام در زمان اجرای حکم اعدام رفتار خوب و انسانی شده بود چرا که او بهترین کت وشلوار را پوشیده بود و همچنین وقتی خواستند لباس ویژه اعدام را به او بپوشانند او ممانعت کرد. علاوه بر آن وقتی خواستند که کیسه مخصوص را روی سرش بگذارند ممانعت کرد که مأمور اجرای حکم اعدام به وی گفت بگذارید کیسه را بگذارم تا کمتر در ناحیه گلو احساس درد داشته باشید و بنابراین معتقدم که رفتار با او بسیار انسانی بوده است.

*برخی رسانه‌های عربی معتقد بودند در اتاق اعدام مقتدی صدر هم حضور داشته. آیا طبق اطلاعات شما این مسأله مورد تأیید قرار می‌گیرد؟

**خیر. این مسأله اصلاً درست نیست و من آن را تکذیب می‌کنم و نسبت به این امر کاملاً آگاهی دارم. مقتدی صدر اصلاً به این گونه مسائل آنقدر اهمیت نمی‌دهد که بخواهد در مراسم دارزدن و اعدام صدام شرکت کند. همچنین تأکید می‌کنم که مقتدی صدر نه در محاکمه و نه در زمان اجرای حکم نه صدام و نه هیچ کس دیگر حاضر نبوده است.

*نظر شما درباره فیلم‌های ویدیویی که از زمان اعدام و همچنین تصاویری از لگدمال کردن جسد او منتشر شده چیست؟

**این تصاویر را من هم در اختیار دارم اما وقتی به تصاویر مربوط به لگدمال کردن به دقت نگاه کردم دریافتم که آن تصاویر مربوط به صدام نیست. چرا که وقتی حکم اعدام اجرا شد جسد به محل نخست‌وزیری آورده و در آنجا شسته و کفن پوشیده شد و بعد از آن نگهبانان آن را به معاون استاندار تکریت تحویل دادند اما در تصاویر منتشر شده شخصی با شلوار و در حالی که کیسه‌ای بر روی سرش کشیده شده نشان داده می‌شود و چطور ممکن است کسی که قبلاً غسل داده شده و کفن‌پوش شده حال با شلواری مشکی و پارچه‌ای سفید پوشیده شود که مردم مثلاً بخواهند شروع به حمله و ضربه زدن به او کنند؟ اما شنیدیم برخی‌ها هم قبر صدام را نبش کردند اما آن کسی که روی موبایل‌ها دیده می‌شود، صدام نیست.

*چالش‌های موجود در داخل دولت عراق برای اعدام نشدن صدام چه بود؟

**چالش یا واکنشی وجود نداشت نه در داخل دولت و نه در جای دیگری چرا که دادگاه صدام را محکوم به اعدام کرد و بعد هم حکمش اجرا شد.

*چرا حکم صدام بلافاصله بعد از صدور آن اجرا نشد؟

**این مسأله جزو صلاحیت‌ها و اختیارات دولت و قوه مجریه است چرا که وقتی دادگاه حکمی را صادر و آن را تأیید می‌کند دیگر با آن کاری ندارد و بعد از آن این دولت است که دستورات و احکام صادره بویژه حکم اعدام را اجرا می‌کند.

*ما شنیدیم که صدام بدل‌های زیادی دارد و کسی هم که اعدام شده یکی از آن بدل‌هاست، نظر شما چیست؟

**خیر، ما این مسأله را قبول نداریم. ما به عنوان هیأت مدعی‌العموم این امر را نمی‌پذیریم. بدل‌های صدام بعد از سقوط نظام صدام، کشور را ترک کردند و کسی که اعدام شده خود صدام بوده است.