دکتر ابوالقاسم اقبالیان
خداوند متعال برای سهولت پیمودن راه هدایت و رسیدن به قلههای سعادت، علاوه بر دستورات و کتابهای آسمانی، الگوهای عملی را نیز معرفی نمودهاند، تا مردم با اقتدا و تبعیت از رفتار آنان راه حقیقت و درستی و راستی را یپیمایند.
تمام انبیا از این افراد میباشند و در راس همه آنان پیامبر اکرم حضرت محمد(ص) قرار دارد.
قرآن مجید در این زمینه میفرماید: «ولکم فی رسولالله اسوه حسنه یعنی برای شما در رفتار رسول خدا الگوی نکویی است» (احزاب ـ 21)
بعد از رسول اکرم(ص) اسوههای امت، امامان معصوم(ع) و اهل بیت آن حضرت میباشند.
یکی از اسوهها، سرور شهیدان حضرت حسین بن علی(ع) است. خود آن حضرت در نامهای به سلیمان صرد خزاعی و مسیب و دیگران مینویسند: «فلکم فی اسوه. یعنی برای شما در رفتار من الگوست»
(بحار، ج 44 صفحه 381)
انقلاب اسلامی ایران بفرموده امام راحل پرتوی از عاشورا انقلاب عظیم آن است (کلمات قصار، آثار نشر ام صفحه 57)
لذا امام با الگوپذیری و تبعیت از جدش امام حسین(ع) انقلاب را آغاز کردند و میفرماید «ما با خدای خویش عهد نموهایم که دنبالهرو امام خود سیدالشهدا(ع) باشیم.
شعارها، خواستهها و انگیزههایی که در انقلاب اسلامی مطرح شد دقیقا همان موضوعاتی بود که در قیام عاشورا از زبان امام حسین(ع) و یاران وفادارش مطرح گردیده بود.
اهداف و ویژگیهای مشترک
مهمترین اهداف مشترک انقلاب اسلامی با قیام عاشورا؛ ترویج و احیای فرهنگ قرآن و معارف اهل بیت(ع) حاکمیت دین، گسترش فضائل، نابودی فشا و فحشا، ترویج ارزشهای الهی، دفاع از محرومان و مستضعفان، عدالتخواهی، ظلمستیزی، طاغوتزدائی و.... میباشد.
با توجه به این ساوه و الگو بودن، ما در این مقاله بعضی از این ویژگیها و اوضاف حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را بیان میکنیم تا آموزش عظیم برای همه پیروان از آن آموزگار بزرگ باشد؛
1ـ اخلاص و خدامحوری
در پیشگاه الهی تنها اعمالی ارزش دارد که با اخلاص و رضایت خداوند همراه باشد به همین جهت تمام اعمال در قرآن کریم به نوعی مقید به اخلاص و قصد قربت شدهاند در این زمینه امام حسین(ع) میفرمایند: «رضی الله رضانا اهل البیت نصبر علی بلائه. خشنودی خدا خشنودی ما اهل بیت است و در مقابل بلای او صبر میکنیم» (بحار، ج 44، صفحه 366)
الهی در رهت از سرگذشتم
هم از عون و هم از جعفر گذشتم
رضا دادم تنم بیسر گردد
ز عشقت سر زنی بردار گردد
امام راحل در اینباره فرمودند: «کوشش کنید قصد خودتان را خالص کنید برای خدا که چه کشته بشوید و چه بکشید شما اهل نجات هستید.
(همان منبع صفحه 72)
2ـ صبر و پایداری
یکی دیگر از صفات نیکو و کلیدی انسان، صفت صبر و بردباری است، صبر حالتی است نفسانی که اگر به حد اعلای خود برسد انسان را از بیقراری و اضطراب و شکایت از قضای الهی در برابر حوادث باز میدارد و قدرت ایستادگی پیدا میکند.
یکی از الگوهای کامل صبر حضرت امام حسین(ع) است، صبر در مقابل ستمگری معاویه، صبر در برابر اهانت به جنازه برادرش امام حسن مجتبی(ع) و صبر در روز عاشورا ، وقتی روز عاشورا فرا رسید و فشار نظامی، تشنگی و مشکلات دیگر هجوم آورد، یاران امام حسین(ع) را گرفتند و نکاه به چره او دوختند تا ببیند چه رهنمودی می دهد ایشان خطاب به یاران فرمودند: «صبرا نبیالکرام فما الموت الا ه عن البئوس و الضراء الی الجنان الواسعه و النعم الدائمه ای فرزندان کرامت و شرف! شکیبا باشید مرگ پلی است که ما را از مشکلات و سختیها به سوی بهشت وسیع و نعمتهای جاویدان عبور میدهد» (فرهنگ سخنان امام حسین(ع) ص 570 )
3ـ مردمداری و خدمترسانی
از دیگر اوصاف انسان که نشانگر رشد روحی افراد است، بخشش و مردمداری است، این موضوع در سیره حسن بن علی(ع) جلوه خاصی داشت.
امام حسین(ع) نه تنها انفاق و خدمتگذاری و مردمداری جامعه آن روز را به نحو احسن و اکمل انجام میداد بلکه تلاش داشت اندیشه عالی و دیدگاه بلند خویش را درباره خدمترسانی به جامعه اسلامی القاء نماید. برای تحقق این امر است که فرمودند: «ای مردم، برای به دست آوردن سرمایههای سعادت شتاب کنید، کار خوبی را که برای آن شتاب نکردید به حساب نیاورید آن گاه فرمودند: و اعلموا حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلا تصلوا النعم فتحور نقما بدانید که نیازهای مردم به سوی شما از نعمتهای پروردگار برای شما است پس نعمتها را از دست ندهید که دچار عذاب الهی میشوید.»
(همان منبع ص 82 حدیث 32)
4ـ شجاعت
خداوند متعال در توصیف ویژگیهای مردان الهی و مبلغان راه حقیقت، شجاعت و شهامت را یکی از بارزترین صفات و خصلتهای آنان میشمارد و میفرماید: آنان که رسالتهای الهی را ابلاغ میکنند و تنها از خدا میترسند و از غیر او هیچگونه واهمهای ندارد خداوند برای حسابرسی کافی است. (احزاب 39)
الگو نمونه کامل این شهادت و شهامت حسینبنعلی(ع) است که از همان کودکی بروز کرد آنگاه که خلیفه دوم روی منبر آیه النبی اولی بالمومنین من انفسهم (احزاب 6) را قرائت کردند امام حسین(ع) با شجاعت تمام بلند شد و فرمود: انزل عن منبر ابی رسولالله لا منبر ابیک از منبر پدرم رسول خدا فرود آری، نه منبر پدرت (احتجاج، ج 2، ص 14) و شجاعت و رشادت آن حضرت در جنگ صفین در کنار پدر و بالاخره در روز عاشورا.
امام حسین(ع) آنچنان شجاعانه میرزمید و با دلی پرقوت بیباکانه نیروی دشمن را تار و مار میکرد که کسی را یارای مقاومت در برابر آن حضرت نبود.
او در حال مبارز با رجزهای شورآفرین خود شجاعت روحی و عظمت نفس و معرفت والای خویش را نشان میداد امام(ع) به راست و چپ لشگر حمله برده و میفرمود:
انالحسینبنعلی
الیت ان لاانثی
احمی عیالات ابی
امضی علی دینالنبی
یعنی من حسینبنعلی هستم سوگند خوردهام که در برابر ستمگران تسلیم نشوم. از خانواده پدرت حمایت میکنم پیوسته بر طبق دین پیامبر(ص) حرکت خواهم کرد.
هنگامی که عمرسعد شجاعت بینظیر امام حسین(ع) را مشاهده کرد که چگونه نیروهای دشمن را از هر سو به عقب میراند احساس نمود که دیگر لشگر او را در مقابل هجوم امام(ع) تاب مقاومت ندارند و به نیروهایش نهیب زد: «وای بر شما، آیا میدانید با چه کسی میجنگید؟ این فرزند کشنده عرب است؛ پس از هر طرف بر او حمله کنید بعد از این فرمان از سویی چهار هزار تیرانداز دشمن، حضرت سیدالشهدا(ع) را آماج تیرهای خود قرارداده و آن حضرت را تیرباران کردند.
5ـ عبادت و عرفان
از ویژگیهای وجود مقدس امام حسین(ع) عشق به مناجات و عبادت است. امام(ع) در عبادت و عرفان و کسب مقامات معنوی به درجهای از معرفت رسید که مدال نفس مطمئنه به نامش ثبت گردید.
(تفسیر قمی، ج 2، ص 422)
دعای عرفه امام حسین(ع) نمونهای دیگر از عرفام آن سیمای ملکوتی است آنجا بود که درگاه خداوند عرض میکند:
«ماذا وجد من فقدک؟ و ما الذی فقد من وجدک...؟»
پروردگار چه یافت آنکه تو را گم کرد؟ آنکه تو را یافت دیگر چه گم کرده است؟
امام حسین(ع) برادرش قمر بنیهاشم را مامور میکند تا شب عاشورا را از جفاکاران ستمپیشه مهلت بگیرد امام(ع) آنچنان عشق به نماز و ذکر و دعا دارد که میخواهد شبی را از دشمن مهلت گرفته و به راز و نیاز و نیایش بپردازد و این در حالی است که با صلابت تمام در مقابل خواستههای نامشروع دشمن ایستادگی و مقاومت میکند.
6ـ پاسداری از ارزشهای الهی
امام حسین(ع) به عنوان پاسدار ارزشهای الهی و حافظ سنتهای نبوی(ص) برای پیشرفت اهداف والای اسلام از هیچ کوششی فروگذار نمیکرد و از مهمترین اقدامات آن حضرت در مدت عمر با برکت خویش، تجدید حیات اسلام و احیای ارزشهای فراموش شده آن میباشد. به همین جهت این جمله معروف در میان اندیشمندان اسلامی به زبان افتاده است که «الاسلام محمدی الحدوث و حسینی البقاء یعنی اسلام را حضرت محمد(ص) به جهان بشریت عرضه نمود و حسین بن علی(ع) با تمام وجود از آن پاسداری و حمایت کرد.
در حقیقت شهادت خونین حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یاران وفادارش موجب شد که غبار جهل و ستم که در طی سالهای بعد از رحلت رسول گرامی اسلام(ص) قوانین اسلامی را تحتالشعاع قرار داده بود، از چهره سنتهای حقیقی اسلام زدوده شود و نور درخشان معارف الهی بار دیگر به دلهای غفلتزده بتابد، چنانکه در زیارتنامه آن حضرت میخوانیم «اشهدانک قد اقمت الصلوه و اتیت الزکوه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر»
7ـ صلابت و قاطعیت
از ویژگیهای مهم رهبران الهی که موجب توفیقات بیشتر آنان شده است ایمان قوی، ارادهای پولادین و قاطعیت و صلابت در راه هدف میباشد.
حضرت سیدالشهدا به عنوان رهبر قیام عاشورا از چنین اراده و صلابتی برخوردار بود آن حضرت در پاسخ برادرش محمد حنفیه که راههای مصلحتآمیزی را برای حضرت پیشنهاد میکرد انگیزه نیرومند و اراده خللناپذیر خود را در مبارزه با زمامدار خودکامه بنیامیه چنین بیان کردند:
«ای برادرم! اگر در روی زمین هیچگونه پناهگاه و مرکز امنی نباشد، با یزیدبن معاویه بیعت نخواهم کرد.» (معالمالمدرستین، ج2، ص49)
این سخن حضرت(ع) یادآور همان کلمات پرصلابت جد بزرگوارش رسولالله(ص) است هنگامی که ابوطالب پیشنهاد مشرکین را مبنی بر خودداری آن حضرت از ابلاغ پیام آسمانی خویش به وی بیان کرد حضرت در جواب عمویش فرمودند:
(عمو جان! به خدا سوگند! اگر آنان خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار دهند که از این کار دست بردارم، هرگز نخواهیم پذیرفت تا اینکه یا خداوند دین مرا پیروز کند یا در این راه جانم را از دست بدهم)
(سیره نبوی ابنهشام، ج1 ص284)
صلابت و قاطعیت امام حسین(ع) را میتواند در جمله معروف آن حضرت بخوبی فهمید که هیهات منالذله
آمدم در کربلا تا با خدا سودا کنم
از دل و جان حکم او را مو به مو اجرا کنم
آمد تا در ره عهدی که بستم با خدا
دین و قرآن را با خون خویش احیا کنم
امام حسین(ع) در طول زندگی سراسر افتخار خود، اقتدار و ابهت و قاطعیت را نصبالعین خویش قرار داده و در مقابل حرکتهای تجاوزکارانه با صولت حیدریه و صلابت محمدیه ایستادگی نمود و قدمی از مواضع حق خود عقبنشینی نمیکرد.
داستانی را ابنابیالحدید معتزلی در شرح نهجالبلاغه بیان کرده و مینویسد:
امام حسین(ع) در مدینه یک قطعه زمین مرغوب داشت و معاویه از روی طمع توسط عوامل خود آن را تصرف کردهبود، سالار شهیدان با معاویه ملاقات کرده و ضمن دفاع از حق خود به وی گفت: معاویه! یکی از این سه راهحل را انتخاب کن!
1ـ یا زمین را از من خریداری کن و قیمت عادلانه آن را بپرداز
2ـ یا زمین را به من بازگردان
3ـ یا عبدالله بن زبیر یا عبدالله بن عمر را برای داوری دعوت کن وگرنه چهارمین را صیلم خواهد بود.
معاویه پرسید آن دیگر چیست؟ امام توضیح دادند: یعنی از همپیمانهای خود دعوت میکنم و با اقتدار تمام حق را از متجاوز بازمیستانم، معاویه تسلیم شد و زمین را به حضرت بازگرداند.
(شرح نهجالبلاغه، ج 15، ص 227)
آری امام راحل و ملت شریف و عزیز ایران به سیدالشهدا(ع) اقتدار کردند تا انقلابشان به پیروزی رسید، گاندی هم گوید من زندگی امام حسین(ع) را خواندم تا توانستم هند را نجات دهم و اگر دنیا به سیدالشهدا اقتدا نماید و آن حضرت را الگو و اسوه خویش قرار دهند به نور هدایت و ساحل نجات مییسند زیرا که بفرموده پیامبر گرامی اسلامی(ص) انالحسین مصباحالهدی و سفینهالنجاه همانا حسین(ع) چراغ هدایت و کشتی نجات است این ایام محرم همگی با هم زمزمه کنیم که السلام علیالحسین و علی علیابنالحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحابالحسین جمیعا و رحمهالله و برکاته.