ترجمه: نیلوفر قدیری
در آستانه کنفرانس صلحی که قرار است توسط آمریکا برای بررسی و دستیابی به توافق در مناقشه فلسطین برگزار شود، محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان، روز جمعه با ایهود المرت نخستوزیر اسرائیل دیدار و گفتوگو کرد. بعد از تحولات اخیر در اسرائیل و فلسطین این دیدار جدیدترین رویدادی است که ناظران منطقه از نزدیک آن را دنبال میکنند.
این روزها هر جا که جلسه بحث و گفتوگو و سخنرانی از کارشناسی در حوزه خاورمیانه در آمریکا یا اروپا برگزار میشود، بعد از پایان جلسه، حاضران این پرسش را مطرح میکنند که آیا هیچ یک از نامزدهای انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا هستند که در شرایط خاورمیانه بتوانند تغییری ایجاد کنند. پاسخ اکثر پرسششوندگان به این سؤال خیر است. هیچ کدام از نامزدهای دمکرات و جمهوریخواه در این انتخابات نپذیرفتهاند که ارتباطی از هر نوع میان منازعه فلسطین و جنگ در عراق و رویارویی با ایران یا هر مناقشه دیگری در خاورمیانه وجود دارد. به همین دلیل هیچ کدام از آنها نمیتوانند به حل اصلیترین مناقشه خاورمیانه یعنی موضوع فلسطین کمک چندانی کنند. وقتی آن دست از مقامات آمریکایی که در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نکردهاند، از لزوم برقراری صلح در فلسطین سخن میگویند، همواره در لابهلای سخنانشان چندبار از «تروریستهای فلسطینی» نام میبرند که مانع اصلی این صلح هستند. البته منظور آنها از این تروریستها مقامات منتخب فلسطین هم هست. در سخنان آنها کمتر اشارهای به تروریسم دولتی اسرائیل یا سرکوب 5 میلیون فلسطینی میشود که مدتهاست جریان دارد و اکنون به اوج خود رسیده است. البته تنها در مواردی که بخواهند ناکارآمدی فلسطینیان را در مقابله با فساد، ارزشهای ضددمکراتیک، بنیادگرایی اسلامی و ضدیهودیگری بزرگ کنند، گاهی به نامساعد بودن شرایط هم اشاره میکنند که در این صورت کسی باید باشد تا این شرایط نامساعد را تعبیر و تفسیر کند. هر سخنی که بخواهد توضیح متوازن و منصفانهتری از اهداف و شرایط بدهد، مانند سخنان ملک عبدالله پادشاه اردن یا جیمی کارتر رئیسجمهوری پیشین آمریکا، به راحتی در دریای تبلیغات سنگین لابی یهودی محو و ناپیدا میشود.
همان طور که کارشناسان اقتصادی و تقریبا همه نشریات غیرصهیونیستی دنیا میگویند، جناح راست اسرائیل رفتهرفته بیشتر و بیشتر در کنترل یهودیگری بنیادگرا در میآید. این جناح خواستار صلحی که در برگیرنده تشکیل کشور مستقل فلسطین باشد، برای فلسطین نیست. نگاهی به تاریخ منطقه از سال 1967 این نتیجهگیری را تحکیم میکند. اگر یک کشور مستقل نباشد فشار بر مردم فلسطین بیشتر میشود و بار این فشار روزبهروز بیشتر غیرقابل تحمل میشود. اگرچه این رویکرد که به دنبال نتیجه حذف کشور فلسطین است را به صورت آشکار هیچ حزبی تأیید و حمایت نمیکند، اما هیچ حزبی هم نیست که حضور و وجود کشور رو به رشد فلسطین با 5 میلیون نفر جمعیت را در پشت مرزهای سال 1967 تأیید کند.
نازیها در سال 1932 تلاش میکردند تا نزدیک به 400 هزار یهودی یعنی کمتر از یک درصد جمعیت خود را در آلمان نابود کرده و محو کنند. حالا اسرائیلیها با همان هدف به دنبال حذف 40 تا 50 درصد جمعیت سرزمینهای اشغالی هستند. آمریکا با ابزارهای مختلف این سیاست حذفگرایانه را رد کرده است اما هیچ جایگزین کارآمد و مؤثری هم برای این سیاست ارائه نکرده است. از این گذشته آمریکا سیاستهای اسرائیل در مسیر احقاق این اهداف حذفگرایانه را رد هم نمیکند.
حالا این نامزدهای انتخاباتی چه میتوانند برای تغییر این وضعیت انجام دهند؟ آیا هیچ شانس و فرصتی برای بازبینی در سیاست آمریکا در حوزه خاورمیانه وجود دارد که مثلا سیاست آمریکا مطابق اظهار نظرات جیمی کارتر شود؟ هیچ کدام از نامزدهای این انتخابات به غیر از چند اظهارنظر سطحی و مبهم درباره اینکه صلح بر شرایط کنونی ترجیح دارد، هیچ سخنی که باعث امیدواری فلسطینیان شود نگفتهاند. دلیل آن هم ساده است. نامزدهای این انتخابات به پول و حمایت یهودیها برای پیشبرد مبارزات انتخاباتی خود نیاز دارند. ایالاتی در آمریکا مانند کالیفرنیا، نیویورک، پنسیلوانیا و فلوریدا جمعیت یهودی بسیار زیادی دارند و نفوذ یهودیها در رسانههای این ایالتها بسیار بیشتر از تعداد یهودیان آنهاست.
رودی جولیانی، شهردار سابق شهر نیویورک که از نامزدهای پیشروی جمهوریخواهان در این انتخابات است، این نفوذ و اهمیت را به خوبی نشان داده است. او در اظهارنظرات انتخاباتی خود تأکید کرده که مخالف تشکیل کشور مستقل فلسطین از هر نوع و در هر زمانی است. موضع او در این زمینه از دیگر نامزدهای انتخابات و حتی از موضع خود دولت اسرائیل هم تندتر است. رودی جولیانی آشکارا به این تصمیم رسیده است که سیاست جنگ او با تروریسم در برگیرنده سیاستهای حذفگرایانه راست افراطی در اسرائیل است. این اظهار نظرات بیشتر از آنکه تأکید بر موضع اصولی حزب باشد، پافشاری بر مواضعی است که در گذشته ناکارآمدی خود و پیامدهای تخریبکننده خود را نشان داده است. حمایت بیچون و چرا از اسرائیل اکنون یکی از شناختهشدهترین و منفورترین سیاستهای آمریکاست. امروز در دنیای عرب این نفرت بیشتر از قبل شده است. اگر سیاست آمریکا در فلسطین از سوی این جوانان عرب منفور شناخته شود، کل سیاست و مواضع غرب از سوی آنها با تردید جدی روبهرو میشود.