تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۵۴۷۱۶
سیاست خارجی توسعه‌گرا به مثابه یک منبع قدرت نرم

عباس ملکی

1- می‌توان این گونه پنداشت که اغوا، جذب و کشش همواره بیشتر از زور و قوه قهریه به کار آید. داستان جالب لافونتن در مورد خورشید و باد شاید در این زمینه قابل طرح مجدد باشد. در رقابت مابین باد شمال و آفتاب که هر کدام با روش خود تلاش می‌کردند که جامه به هم پوشیده یک نوجوان را باز نمایند، باد هر چه تلاش کرد، لباس نوجوان بیشتر بر تن او پیچید و خورشید با تلطیف و گرم کردن فضا توانست لباس او را از بدنش جدا سازد. اگر بخواهیم که دیگران آغوش خود را برای ما و اندیشه‌های ما باز کنند، روش خورشید از روش توفان کاراتر و موثرتر است. چگونه است که کشورهایی می‌توانند دروازه‌های کشورهای دیگر را نه با زور اسلحه و نیرو، بلکه با فرهنگ و ارزش‌های اجتماعی باز کنند و در جایی دیگر اگر ملتی نهایتاً تسلیم قوه مسلط شود، چرا این رفتار به نسبت مورد اول موقتی است؟ دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و فرصت‌های فردی در تمامی جوامع دارای جاذبه است و مخالفت با آنان نشانه‌هایی از اجازه ندادن به مشارکت طبقات اجتماعی در سرنوشت خویش. اگر این طور است بنابراین برای ارائه تصویر یک جامعه در جوامع دیگر آیا بهتر است که بر ارزش‌های متعالی انسانی تکیه شود یا بر قدرت نظامی آن جامعه؟

2-  سیاست خارجی، اصولاً در مورد فعالیت‌های یک کشور در محیط و شرایط خارجی است. سیاست خارجی پروسه‌یی شامل اهداف مشخص، عوامل معین خارجی وابسته به اهداف فوق‌الذکر، توانایی کشور در رسیدن به نتایج مطلوب، توسعه یک استراتژی سودمند، اجرای استراتژی، ارزیابی و کنترل آن است. در همین ارتباط، دیپلماسی می‌تواند برنامه‌یی از فعالیت‌ها تعریف شود که توسط تصمیم‌گیران یک کشور در برابر کشورهای دیگر یا نهادهای بین‌المللی انجام شده تا به اهدافی که به نام منافع ملی آن کشور خوانده می‌شود، برسند. یکی از عناصری که جامعه دموکراتیک را تعریف می‌کند، میزان مشارکت مردم در فرآیند سیاستگذاری است. هر قدر میزان مشارکت مردم بیشتر باشد، بیشتر احتمال دارد نهادهای جامعه در معرض تقاضاهای متعارض مردمی ‌باشد که علایق و منافع مختلف آنها را چند پاره کرده است.

3- قدرت به معنای توانایی نفوذ برای تغییر در رفتار دیگران جهت رسیدن به نتیجه مطلوب معنا می‌شود. راه‌های کاربرد قدرت می‌تواند به کار بردن زور از طریق تهدید کردن دیگران، تحریک کردن به وسیله تطمیع مانند پرداخت پول و جذب آنها باشد تا آن کاری که شما می‌خواهید را انجام دهند.

4- در علم سیاست، قدرت سخت، به معنای دستیابی به ظرفیت‌ها یا منابعی است که با آنها می‌توان در نتیجه یا برون داد یک فرآیند نفوذ کرد. بنابراین یک کشور زمانی قوی است که جمعیت بیشتر، اراضی وسیع‌تر، منابع طبیعی کلان‌تر، استحکام اقتصادی، نیروی نظامی و ثبات اجتماعی داشته باشد. قدرت سخت به یک کشور امکان می‌دهد که کشور دیگری را تطمیع و یا تهدید نماید تا به منافع کشور اول گردن نهد. قدرت در یکی از بخش‌های فوق به معنای تفوق در بخش‌های دیگر نبوده، قدرت به سادگی قابل تعویض از یک زمینه به دیگر زمینه‌ها نیست. قدرت نظامی بریتانیا بسیار بیشتر از مهاجران اروپایی به آمریکا بود، اما این عامل نتوانست از سرپیچی و نهایتاً استقلال مردمان ایالات متحده آمریکا جلوگیری کند. به همین ترتیب در ویتنام، آمریکا شکست خورد. اکنون در قرن بیست و یکم نیروهایی غیر حاکم بر سرزمین‌ها می‌توانند حتی ابرقدرت یگانه را شکست دهند، مانند آنچه که در روز 11 سپتامبر 2001 رخ داد.

5- سیاست خارجی هر کشور مستقیماً با عناصر قدرت ملی آن کشور در ارتباط است. می‌توان برای تعیین قدرت ملی یک کشور میان دو دسته از عوامل تفکیک قائل شد: عوامل نسبتاً با ثبات و عواملی که همواره دستخوش دگرگونی هستند. جغرافیا به وضوح با ثبات‌ترین عاملی است که شالوده قدرت ملی را تشکیل می‌دهد. تفاوت کشورها در ارتباط با قدرت آنان مانند تفاوت آنان در شکل و اندازه کشورشان است. منابع طبیعی نیز یکی دیگر از عوامل از عوامل با ثبات در میزان قدرت یک ملت نسبت به ملل دیگر است. مواد غذایی، مواد خام و منابع معدنی خصوصاً نفت و گاز از جمله مظاهر توان یک کشور به شمار می‌روند. قدرت صنعتی یا تکنولوژی در زمینه‌هایی مانند صنعت، حمل و نقل، ارتباطات یا کشاورزی خود می‌تواند گویای قدرت یک کشور باشد. آمادگی نظامی مستقیماً با قدرت یک کشور در رابطه است و در ذیل آمادگی نظامی می‌توان به عواملی همچون تکنولوژی نظامی، رهبری، کمیت و کیفیت نیروهای مسلح پرداخت. جمعیت یک کشور نیز نمادی از قدرت ملی آن کشور می‌تواند باشد و البته این موضوع الزامی نیست. شاید از خود جمعیت، توزیع جمعیت و روند رشد جمعیت مهم‌تر باشد.

6- در میان عوامل کیفی مربوط به قدرت ملی می‌توان از منش ملی، روحیه ملی، کیفیت حکومت و جامعه و کیفیت دیپلماسی نام برد. شاید بتوان گفت که دیپلماسی مغز متفکر قدرت ملی است، همانگونه که روحیه ملی روح آن است. اگر قدرت دید آن کاهش پیدا کند، قدرت داوری آن دچار اشکال شود، و اراده آن تضعیف شود، همه امتیازات ناشی از موقعیت جغرافیایی، خودکفایی در مواد غذایی، مواد خام، تولید صنعتی، آمادگی نظامی، تعداد و ویژگی‌های جمعیتی در درازمدت چندان به کار ملت نخواهد آمد. ملتی که بتواند به داشتن همه این امتیازات ببالد، اما دیپلماسی مناسب با آنها را نداشته باشد، ممکن است از طریق وزنه خالص سرمایه طبیعی‌اش به موفقیت‌های موقت نائل شود. اما در درازمدت با به کار انداختن ناقص، ناپیوسته و مسرفانه این سرمایه طبیعی در راه اهداف بین‌المللی ملت، آن را بر باد خواهد. قدرت نرم به معنای توانایی جذب دیگران به سوی خودمان بدون استفاده از زور یا پول است. منابع قدرت نرم عبارتند از فرهنگ، کمال مطلوب سیاسی و سیاست‌ها. فرهنگ یک کشور می‌تواند برای دیگر کشورها منشاء جذابیت باشد. مانند هر آنچه که اکنون از فرهنگ و سنت‌های هند یا چین در ذهن دیگر مردمان جهان است. ارزش‌های سیاسی یا ایده‌آل‌های سیاسی می‌تواند دیگران را نسبت به یک واحد سیاسی جذب یا دفع کند. مانند موضوع لیبرالیسم که برای برخی یک مطلوب است و بنابراین مردمان آن کشور‌ها به صورتی به خاستگاه یا پشتیبان این تفکر که نسبتاً انگلستان و آمریکا هستند با دیده مثبت می‌نگرند. یا برعکس ایده‌های سیاسی رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی باعث افزایش نگاه منفی دیگران به این سیستم سیاسی در دهه 1970 شد.

7- قدرت نرم آمریکا در سالهای اخیر بر نفوذ این کشور بر اذهان مردم جهان از طریق رسانه‌ها استوار است. رسانه‌های خبری آمریکایی نفوذ قابل توجهی در اکثر نقاط جهان دارند. فیلم‌های ‌هالیوود نیز بخشی از امپراتوری رسانه‌یی آمریکا را تشکیل می‌دهد. آموزش عالی دومین منبع قدرت نرم آمریکاست. تقریبا در همه جای جهان اشتیاق برای رفتن به دانشگاه ‌هاروارد، استنفورد و ام‌آی‌تی وجود دارد دانشگاه‌های آمریکایی با ایجاد پردیس‌های جدید در کشورهای دیگر به خصوص در کشورهای همسایه ایران به بازار بزرگ جذب دانشجویان می‌اندیشند. این بازار با خود جریان علاقه جوانان کشورهای دیگر و سمپاتی نسبت به آمریکا را در پی دارد. سومین بخش از منابع قدرت نرم آمریکا در بخش تکنولوژی است. فناوری ارتباطاتی آمریکا که بخشی از آن در استفاده از سیستم عامل ویندوز در اکثر کامپیوترهای جهان متجلی است به هر حال سلیقه کاربران را تغییر می‌دهد و در عین حال راه را برای فعالیت‌های اطلاعاتی آمریکا باز می‌کند. چهارمین بخش از این منابع در ورزش نهفته است. مایکل جردن را اکثر جوانان سایر کشورها می‌شناسند و از این راه به شبکه مشتاقان به قهرمانان ورزش آمریکا و استفاده از بازار بزرگ لباس و وسایل ورزشی مزین به نام آن می‌پیوندند. یکی دیگر از منابع قدرت نرم که می‌توان از آن نام برد، صنایع غذایی آمریکاست. پپسی و کوکاکولا بدون شک بزرگ‌ترین فروشندگان نوشابه در جهان هستند و غذاهای آماده همچون مک دونالد دارای صف‌های طولانی در کشورهایی مانند چین و روسیه است. از دیدگاه سیاسی نیز گرچه مقبولیت آمریکا در میان جوامع دیگر کمتر شده است، اما اشتیاق جوانان در کشورهای کمونیستی اروپا و اتحاد شوروی برای شنیدن صدای رادیو آزادی با برپاکردن مجسمه آزادی توسط دانشجویان چینی در 1989 نشانه‌هایی از قدرت نفوذ ارزش‌های آمریکایی در میان دیگر مردمان در گذشته‌یی نه چندان دور بوده است.

8- در دوران جدید، دیدگاه مردمان دیگر کشورها به ایران باعث تضعیف یا تقویت موقعیت ایران در روابط بین‌الملل خواهد شد. قدرت نرم ایران در سیاست خارجی می‌تواند در ایجاد تصویر مثبت از این کشور فعال شود. قدرت نرم ایران در فرهنگ، تاریخ، تمدن، ارزش‌های سیاسی، قانون اساسی مبتنی بر ارزش‌های دموکراتیک، مشارکت مردم در حکومت، اقتصاد پویا و روند مباحثات نظری در میان نخبگان ریشه دارد.

9- می‌توان فرهنگ را با توجه به نظر گرت هافستده چنین تعریف کرد که عبارت است از «برنامه‌ریزی به هم پیوسته ذهن انسان‌ها که به وسیله آن اعضای یک گروه انسانی را از دیگر گروه‌ها و دستجات متمایز می‌سازد.» فرهنگ شامل نظام ارزش‌هایی می‌شود که خود عناصر تشکیل‌دهنده فرهنگ هستند.

10- می‌توان از زبان فارسی برای جذب دیگر ملل استفاده کرد. در عین حال که گویشگران به زبان فارسی در جهان به صورت کلی تنها در کشورهای ایران، افغانستان و تاجیکستان هستند و در برخی از کشورها نظیر عراق، ترکیه، ازبکستان و پاکستان گروهی از مردم به زبان فارسی سخن می‌گویند، اما نباید از یاد برد که نفوذ زبان فارسی در پهنه جهانی غیرقابل انکار است. این زبان به راحتی در زبان‌های دیگر مانند ترکی، هندی، اردو، ارمنی، گرجی،  سواحیلی و... نفوذ کرده و کمتر زبانی در جهان است که از لغات فارسی کاملاً عاری باشد. سنت‌ها و عادات تاریخی ایرانیان نیز مظهر قدرت نرم برای ایران است. نگاهی به مراسم و مناسبت‌های ایرانی مانند نوروز نشان از نفوذ فوق‌العاده فرهنگ ایرانی در میان جوامع دیگر است.

11- ارزش‌های سیاسی از جمله منابع قدرت نرم در سیاست خارجی است. برینگتون در کتاب خود (کالبدشکافی چهار انقلاب) معتقد است انقلاب‌ها به مانند کتب مقدس که الگوهای مذهبی‌اند و جهانشمول، در آمال و آرزوهای خود جهانشمولند. صدور انقلاب به عنوان یکی از مبانی اساسی ایدئولوژی انقلاب اسلامی ‌ایران، از اهداف اصلی سیاست خارجی نظام برآمده از انقلاب ایران بود. در واقع رهبران ایران بر این باور بودند که کشور دارای رسالتی در تبلیغ پیام خود در سراسر عالم است. در تعقیب این سیاست ایران دو هدف را دنبال می‌کرد:

ـ تلاش برای آشناسازی ملت‌ها نسبت به سرنوشت و منطقه خویش

ـ تلاش در برقراری جامعه اسلامی ‌واحد (امت)، تا اینکه اسلام نقش سرنوشت‌ساز خود را در جامعه سازی ایفا کند.

از یک سو انقلاب اسلامی بر نفی رابطه استکباری، نفی اقتدار ابرقدرت‌ها، حمایت از ملت‌های مظلوم، صدور انقلاب و ایستادگی بر مبانی اسلامی تکیه داشت، اما از سوی دیگر در نظام بین‌الملل، اینگونه تفکرات، موجب تزاحم با بسیاری از قواعد و باورهای دیپلماتیک بین دولت‌ها می‌شد. طبیعتا در دهه اول انقلاب که باورهای ایدئولوژیک و انقلابی، نقش پررنگ‌تری را داشتند، این پارادوکس عمیق‌تر شد. این تضاد در واقع مشکل هر انقلابی است و انقلاب طبیعتا با شرایط استقراریافته در نظام بین‌الملل در تضاد است و سعی می‌کند در آن تحول ایجاد کند و وظیفه دیپلماسی نیز انتقال مسالمت‌آمیز این گرایش تحول محور از درون انقلاب به منطقه و جهان است. اکنون در آستانه پایان سومین دهه پیروزی انقلاب اسلامی به روشنی می‌توان دریافت که ارزش‌های این انقلاب صادر شده‌اند اما نه با زور، قدرت‌های نظامی یا فعالیت‌های خرابکارانه در کشورهای دیگر، بلکه تنها با آشناسازی دیگران به اهداف این انقلاب و ترمیم تصویر ایران در ذهن یکایک افراد در کشورهای دور و نزدیک.

12- یکی از مشخصات جامعه ایرانی در افق چشم‌انداز عبارت است از دست یافتن به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه). این آمال نیازمند یک اقتصاد پویاست. در این چشم‌انداز براساس واقعیت‌ها، ایران می‌تواند علاوه بر جنبه‌های اخلاقی، معنوی، سیاسی و فرهنگی، به لحاظ اقتصادی و علمی‌ دارای مشخصات زیر باشد:

1- تبدیل به قدرت اول در منطقه آسیای جنوب غربی به لحاظ اقتصادی، فنی و علمی؛ 2- دارای میزان تورم و نرخ بیکاری یک رقمی؛ 3- برخوردار از زیربناها و ساختارهای لازم برای تداوم رشد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی.

13- در زمینه خاص سیاست خارجی متصور است. ابتدا ارتقای مشروعیت هر نظام از دیدگاه بین‌المللی است. مشروعیت هر نظام ریشه در سازوکار داخلی آن دارد، اما کشورها باید مواظب رفتار خود در سطح جهانی و عکس‌العمل کشورهای دیگر باشند. موسسات بین‌المللی عموما با دغدغه‌های فرهنگی مانند تامین صلح، مراعات حقوق بشر و ایجاد فرصت برای تقویت کشورهای ضعیف تاسیس شده‌اند. با افزایش تعداد موسسات بین‌المللی، سازمانهای غیردولتی و همچنین شخصیت‌هایی که خود به صورت انفرادی در نظام بین‌الملل موثرند، هر واحد سیاسی می‌باید چنان رفتار کند که از رهگذر تعامل با موسسات بین‌المللی بر مشروعیت خویش در امور انسانی و انسان‌دوستانه بیفزاید. دومین وظیفه سیاست خارجی پرستیژ، حیثیت، اعتبار و آبرو در صحنه بین‌المللی است. سومین وظیفه سیاست خارجی در چارچوب قدرت نرم مدیریت افکار عمومی است. دیپلماسی عمومی بخشی است که می‌تواند روش‌های مربوط به مدیریت افکار عمومی را تسهیل کند. دیپلماسی عمومی بخشی شامل برنامه‌های مرتبط با انتشار کتاب، تشکیل کتابخانه‌ها، پخش رادیویی و تلویزیونی برنامه‌ها به زبان رایج بین‌المللی، آموزش زبان و جشنواره‌های هنری و برنامه‌های مبادلات آموزشی است. وظیفه چهارم سیاست خارجی تاثیرگذاری بر اذهان مردم دیگر کشورها از طریق روش‌های روابط عمومی است. روابط عمومی به معنای مدیریت کردن ارتباطات خارجی یک سازمان برای ایجاد تصویر مثبت از آن سازمان است. این کار به هر واحد از جمله یک کشور اجازه می‌دهد موفقیت‌های خود را به در میان دیگر جوامع شایع سازد، شکست‌های آن کشور را کوچک جلوه دهد و تغییرات در حکومت و جامعه را برای دیگران توضیح دهد، به نوعی که افراد به طرفداری از آن کشور یا حکومت تمایلی در ذهن خود احساس کنند.

14- در چنین فضایی که هر کشور به دنبال آن است که تصویر خود را در میان مردم دیگر جوامع مثبت و سازنده نشان دهد، جمهوری اسلامی ایران فاقد چنین ابزارهایی است. در عین حال که ایران دارای جاذبه‌های متفاوت و جالب برای طبقات مختلف اجتماعی است، اما تاکنون کمتر به این موضوع مهم پرداخته شده است. کشورهای متعدد دارای روش‌های تبلیغاتی برای جذب توریست به کشور خود هستند. به نظر می‌رسد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران می‌تواند در زمینه‌های زیر فعال باشد: ارائه ایران و فرهنگ و تمدن ایرانی به عنوان یکی از تمدن‌های بزرگ جهان، ارائه تصویری خالص و مبتنی بر ارزش‌ها از اندیشه اسلامی، تصویرسازی از تلفیق فرهنگ ایرانی با اندیشه اسلامی که عمدتا در مفاهیم شیعی متبلور است.، تبلیغ سنت‌ها، باورها، ایستارها، تاریخ، آثار و مظاهر باستانی، خرده فرهنگها و فرهنگ عمومی ایرانیان به مردمان سایر کشورها.

15- اما این سخن کامل نیست اگر تلاشی برای یافتن پاسخ به سوالات زیر نشود:

1- آیا بهتر است در محیط بیرونی ایران از این کشور بترسند یا آن را دوست بدارند؟ 2- آیا ایران می‌تواند نمونه‌یی از یک کشور اسلامی پیشرفته در جهان شود؟ آیا این کار با اتکا به قدرت سخت امکان‌پذیر است یا قدرت نرم؟