تاریخ انتشار : ۰۵ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۵۴۷۳۸
گفت‌وگوی تلویزیون لبنان با کارشناس آمریکایی علوم سیاسی
اشاره: «پروفسور نورمن فینکلشتاین» کارشناس علوم سیاسی آمریکا در مصاحبه با شبکه تلویزیونی «فیوچر» لبنان اعلام کرد که جنبش حزب الله تسلیم نشد و با اقدامات شجاعانه خود همگان را به تحسین واداشت. وی با دفاع از جنبش مقاومت حزب الله اظهار داشت، من با کمال افتخار و بدون هیچ ترس و نگرانی اعلام می کنم که از جنبش حزب الله حمایت می کنم.

من از ملاقات با هواداران جنبش حزب الله خوشحالم، چرا که شهروندان ایالات متحده، اطلاعات بسیار اندکی درمورد این گروه دارند. من بدون هیچ مشکلی اعلام می کنم که با آنها احساس همبستگی می کنم و به هیچ وجه نیز از روی ریاکاری و یا ترس، این موضوع را مطرح نمی کنم. البته من در مورد راهبردهای سیاسی آنان چندان اطلاعی ندارم و این موضوعات را هم چندان مرتبط نمی دانم. من در لبنان زندگی نمی کنم. ولی این انتخابی است که لبنانی ها باید در برابر آن دست به یک گزینش مهم بزنند: آنان دوست دارند که چه کسی بر آنها حکومت کند و این کار را باید چگونه انجام دهد؟ یک اصل کلیدی و بنیادین وجود دارد. همه مردم حق دارند که از کشور خود در برابر اشغالگران خارجی ای دفاع کنند که می خواهند کشورشان را نابود کنند.
والدین من در کشاکش جنگ جهانی دوم حضور داشتند. اینک رژیم استالین دیگر وجود ندارد و البته نمی توان آن دولت را تختخوابی از گل رز به شمار آورد. به هرحال، استالین دولتی خونخوار و بی رحم و ستمگر بنیان نهاد که انسان های زیادی را قتل عام کرد. چرا هنگامی که آنان سپاه نازی ها را تار و مار می کردند، همه ما از آنها پشتیبانی می کردیم و چرا همه ما جزو طرفداران ارتش سرخ بودیم؟ در همه کشورهای اروپایی اشغال شده، چه کسانی مورد تحسین واقع می شدند؟ گروه های مقاومت. فراموش نکنیم که از نظامیان ارتش سرخ همه با احترام یاد می کردند. زیرا از کشورشان در برابر هجوم خارجی های اشغالگر دفاع می کردند. من به عملکرد آنها افتخار می کنم، همان گونه که به نیروهای مقاومت در لبنان نیز باید با چنین دیدی نگریست. از سوی دیگر، نظم، همبستگی و انگیزش بالای این سربازان وطن، بسیار قابل ستایش است.
وی درمورد خصومت صهیونیست ها با حزب الله گفت: اگر شما می خواهید چشمان خود را ببندید و فکر کنید که پس از ماه مه 2000 میلادی، همه چیز پایان یافته است، شما می توانید همان طور بیندیشید. اما این گونه تفکرات، تنها یک بازی است. به هرحال واقعیت این است و همگان دریافته اند که استراتژی ها و رویکردهای اسراییل این است: «ما برای نابودی حزب الله آمده ایم.» باید بدانید که درست پس از خروج نیروهای اسراییلی از جنوب لبنان در سال 2000 میلادی، کار برروی نقشه حمله به لبنان آغاز شده بود و در ژوئیه 2006 میلادی، آنها همه هنر و امکانات و نقشه های خود را به اجرا درآوردند. به علاوه، اسراییلی ها هرگز تمایلی ندارند که پیروزی های حزب الله تداوم یابد. از سوی دیگر همه ما می دانیم که ایالات متحده و اسراییل، هرگز قادر به تحمل شکل گیری هیچ جریان مقاومتی در دنیای عرب نیستند و اگر معتقدید که ما می توانیم از چنین جنگ هایی اجتناب کنیم، همان راه را در پیش بگیرید. اما انسان های روشن بین و جدی به خوبی می دانند که دیر یا زود جنگی درخواهد گرفت. آیا شما واقعاً معتقدید که جنگ دیگری آغاز نخواهد شد؟ و آیا اسراییلی ها، در برابر شکست جنگ 33روزه، همچنان خویشتن دار خواهند ماند؟ و آیا شما حزب الله را مسئول همه این فجایع می دانید؟
اما حقیقت چنین نیست. مطمئناً جنگ دیگری در پیش است و تلفات آن احتمالاً ده ها برابر جنگ پیشین خواهد بود؛ چراکه ایالات متحده در اتحاد با اسراییل، می خواهد اعراب را سرجای خود بنشاند. با این حال، من چگونه می توانم ساکت بنشینم؟
شما می دانید که در سال های جنگ های داخلی اسپانیا، زن نامداری به نام لاپاسیوناریا وجود داشت که جمله ای معروف دارد. او می گفت:«بهتر است که شما برروی پاهای خود بمیرید ولی مجبور نشوید که بر روی زانوهایتان بخزید.»
اسراییل و ایالات متحده بدین دلیل دست به حمله می زنند که نمی خواهند هیچ جنبش نظامی عرب تباری برای کنترل منطقه شکل بگیرد. و این مشکل فراروی ماست. اگر حزب الله سلاح هایش را بر زمین بگذارد و بگوید، ما آنچه را که آمریکایی ها می گویند انجام خواهیم داد، آیا دیگر ما جنگی نخواهیم داشت؟ بدین ترتیب، شما به بردگان آمریکایی ها تبدیل خواهید شد. من نسبت به همه کسانی که نمی خواهند برده باشند، احترام می گذارم.
از او درباره راه حلی غیر از مقاومت سؤال شد که در پاسخ گفت، من معتقد نیستم که راه حل دیگری وجود ندارد. البته آرزو می کنم که راهی دیگر وجود داشته باشد. چه کسی خواهان برافروخته شدن جنگ است؟ چه کسی حامی نابودی و ویرانی است؟ حتی هیتلر نیز خواهان جنگ نبود. او تمایل داشت که حتی الامکان اهدافش را به صورتی صلح طلبانه انجام دهد. من هم خواهان جنگ نیستم، اما صادقانه بگویم، راه دیگری نمی بینم، مگر اینکه شما دوست داشته باشید برده باقی بمانید. البته افراد زیادی این راه را برگزیده اند. من نمی توانم آنها را درک کنم، ولی به هرحال، آنان می خواهند به هر بهایی زنده بمانند. من چگونه می توانم به چنین رویکردهای خفت باری احترام بگذارم؟ آیا در حالی که هنوز بدن های کشته شدگان برروی زمین است و خرابی ها بازسازی نگردیده، ما می توانیم برای مهاجمان به سرزمین خود، فرش قرمز پهن کنیم؟ من در حقیقت با به وجود آمدن چنین شرایطی مخالفم. چه کسی می تواند در برابر کسانی که کمتر از دو سال پیش لبنان را به ویرانه ای تبدیل کردند، فرش قرمز پهن کند؟ احتمالاً اکثر شما به خاطر دارید که کاندولیزا رایس وقوع جنگ در منطقه را به منزله درد زایمان تولد خاورمیانه جدید دانست. آیا نباید در برابر چنین اظهارنظری، شاخ درآورد؟ آیا می توان تولد یک نوزاد را با نابودی یک کشور مقایسه کرد؟ دلیل عصبانیت عمومی در سراسر دنیا در هنگام حضور رایس در کشورهای مختلف، دلیلی جز این دارد؟ آیا با وجود این همه تخریب و کشتار می توان همچنان به متجاوزان خوش آمد گفت؟
اسراییلی ها و آمریکایی ها، لبنان را ویران کرده اند و نباید از اقدامات آنها استقبال کرد. اگر لبنانی ها برای خودشان ارزشی قائل نشوند چگونه می توان از دیگران انتظار داشت که برای آنها احترام قائل باشند؟
لبنانی ها در برابر ارتش پیشرفته اسراییل مقاومت کردند و غیرنظامی های زیادی کشته شدند. البته اسرائیلی ها مانند نازی ها چنین رفتارهای غیرانسانی ای داشتند. اینک من از شما می پرسم که ما باید به چه کسی افتخار کنیم؟ آنان که می گویند به من اجازه زندگی دهید و یا کسانی که می گویند به ما اجازه مقاومت دهید؟
رهبران سیاسی معمولاً دنباله روی اتفاقات جاری هستند و با روی کارآمدن رهبرانی جدید در اسراییل، که به دنبال حوادث روی داده، خواهان ایجاد مصالحه با شما هستند، باید پذیرفت که بازنده اصلی آن جنگ، کسی جز اسراییلی ها نیستند.