تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۵۴۸۵۲

محمود اشرفی

آدم‌ها برای فراموش کردن لهجۀ خود تلاش زیادی می‌کنند. عضلات صورت شما در طول سال‌ها برای ادای اصوات به صورت ویژه‌ای فرم گرفته‌اند. اما شما به یکباره می‌خواهید همه چیز را دگرگون کنید. واژه‌هایی را به راحتی در هوارها می‌کردید و حالا باید بر بعضی قسمت‌های آن فشار بیاورید و در مورد برخی دیگر از واژه‌ها باید برخلاف این عمل کنید. منقبض کردن و رها کردن عضلات صورت شما به صورت ارادی و در شرایط بسیار هوشیارانه‌ای انجام می‌شود. این هوشیاری و مراقبت مستلزم صرف توان و انرژی است. اما شما به مرحله‌ای می‌رسید که آرام آرام لهجۀ گذشته باز می‌گردد. به همین خاطر برای بسیاری از آدم‌ها دوران پیری، زمان بازگشت دوبارۀ لهجه است.

در عالم معنا، لهجه به مفهوم تفاوت‌ها نیست. در محدوده زبانی واحد، گاهی به علت ضرورت‌ها و تغییرات جغرافیایی آدم‌ها مجبور به تغییر لهجه می‌شوند. آن‌ها در اکثر موارد، لهجۀ عمومیت یافته (زبان معیار) در مرکز کشور را به کار می‌گیرند. بنابراین شما قبل از کنار گذاشتن لهجه و پس از آن مفاهیم یکسانی در ذهن داشته‌اید. در عالم سیاست ما واقعیت‌ها را با لهجه‌های گوناگونی بیان می‌کنیم که در اساس و معنا با یکدیگر تفاوتی ندارند. اگر در رفتار سیاسی خودمان منافع ملی را مورد نظر قرار دهیم؛ تغییر لهجه‌ها چیزی را در مفاهیم رایج دگرگون نخواهد کرد. اگر از پنجرۀ محدود و نیمه باز منافع گروهی به جریانات سیاسی کشور نگاه کنیم، شکل‌گیری درک مشترک دشوارتر خواهد بود. در چنین حالتی منافع گروهی، راه را بر تشخیص درست منافع ملی سد خواهد کرد. ما مذاکره با ایالات متحده آمریکا را اقدامی از طرف گروه دیگر به شمار می‌آوریم و در این میان منافع ملی را به یکباره به فراموشی می‌سپاریم. در حالیکه نگریستن به این ماجرا از پنجرۀ منافع ملی گویای واقعیت‌های زیر است:

- پذیرش مذاکره از سوی ایالت متحده آمریکا به این مفهوم است که این کشور مقابلۀ نظامی با کشورمان را اقدامی بی‌فرجام و ناموفق تشخیص داده است.

- ایران قلعه‌ای تسخیرناپذیر است و شرایط جغرافیای آن با جلگۀ صاف و یک‌دست عراق تفاوت دارد. مهم‌تر از ویژگی‌های جغرافیایی؛ مردم ایران در گذشته‌های دور و نزدیک نشان داده‌اند که در برابر تجاوز نظامی چه قدرت‌های پنهان و شگرفی دارند.

- آمریکا مذاکره با ایران را به عنوان یک «فرصت» (Opportunity) تلقی می‌کند. در حالی که از سایر کشورهای مصنوع پیرامونی به عنوان «امکان» (Facility) یاد می‌کند. در قاموس دیپلماسی تفاوت چشمگیری بین «فرصت» و «امکان»‌ وجود دارد. وقتی ما از کشوری به عنوان فرصت یاد می‌کنیم در عین این که منافع خود را در نظر داریم برای کشور ثالث (فرصت) شان و منزلت قایل می‌شویم. اما کشورهایی که «امکان» قلمداد می‌شوند. منزلتی نداشته و به عبارت مرسوم دست نشانده به شمار می‌روند.

- در چنین شرایطی ایران می‌تواند برندۀ هر نوع مذاکره و اقدام دیپلماتیک باشد به ویژه این که ترغیب به توسل به شیوه‌های نظامی توسط برخی تندروهای آمریکایی به بن‌بست رسیده و طرفداران مذاکره با آمریکا، آنان را عقب رانده‌اند. روبه‌رو شدن صلح‌طلب و جنگ‌طلب دست بسته، بدون شک به نفع صلح‌طلبان است.

این مفاهیم را گروه‌های سیاسی معتقد به حفظ منافع ملی باور دارند اما آن را با لهجه‌های گوناگونی بیان می‌کنند. این تفاوت لهجه‌ها را گاهی گوناگونی معنایی می‌دانیم. در حالی که واقعیت چیز دیگری است،‌ بنابراین باید در گفتمان‌های سیاسی به دنبال زبان معیار بود. لهجۀ سیاسی نیز تغییر می‌کند و این تغییری بدون بازگشت است. زیرا حقیقت بازگشت‌ناپذیر و پیوسته است.