مفهوم پلورالیسم دینى
گرایش پلورالیستى یا تکثیرگرایى در برابر گرایش مونیستى و وحدتگرایى قرار دارد. زادگاه این واژه، مغرب زمین است و در گذشته هر کس در کلیسا چند منصب داشت، و یا معتقد بود مىتوان در کلیسا چند منصب داشت، پلورالیست خوانده مىشد. امروزه در عرصه فرهنگى، پلورالیست به کسى گفته مىشود که در یک عرصه فکرى خاص اعم از سیاسى، مذهبى، هنرى و یا غیر آن، درستى همه روشهاى موجود را پذیرا باشد و این همان چیزى است که انبیاى الهى به مبارزه با آن برخاستند.(1)
پلورالیسم در عرصههاى گوناگونى مطرح مىشود. در پلورالیسم عملى، منظور این است که مردم با هر عقیدهاى به هم احترام گذارند و زندگى مسالمتآمیز داشته باشند؛ این مسأله تا حدودى مورد توجه اسلام است. ولى مقتضاى پلورالیسم نظرى و عملى، سختگیر نبودن و مطلقگرا بودن انسان است و این که بر یک فکر و مذهب خاص اصرار نورزد و آن را صد درصد صحیح نداند، که به نوعى شکگرایى در بعد معرفتى باز مىگردد. بر این اساس، همه ادیان و مذاهب داراى حقانیت و سعادتزا هستند و این تفکر باطل با اسلام و حکومت مهدوى در تقابل و تضاد قرار دارد.
نفى پلورالیسم در قرآن
در هر برههاى از زمان، یک دین الهى و مشروع به واسطه انبیا و رسولان الهى وجود داشته و این گونه نبوده است که در زمان زندگى هر یک از انبیا (علیهمالسلام)، چند عقیده و مذهب به عنوان دین واحد مطرح شوند و همگى بتوانند انسان را به سعادت برسانند.
بنابراین، شبهه شیطانى تکثیرگرایى دینى، با قرآن مجید تعارض دارد؛ زیرا قرآن از یک سو دین اسلام را یگانه راه سعادت و رستگارىِ انسان معرفى مىکند و مىفرماید: «اِنّ الدّینَ عِنْدَاللّهِ الْاِسْلام»(2)؛ به درستی که دین مورد نظر خدا (حقیقی) اسلام است؛ و از سوی دیگر، گرایش به مذاهب گذشته و نادرست را موجب خسران و نابودی میداند و میفرماید: «وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْاسلامِ دِیناً فَلَنْ یُقَبِلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الاخرة مِنَ الْخاسِرینَ»(3)؛ و کسی که غیر از اسلام، دینی را برگزیند، از او پذیرفته نمیشود و در آخرت از زیانکاران است. خداوند در نفی پلورالیسم دینی، داستان حضرت ابراهیم (علیهالسلام) را مطرح میکند که با اندیشهها و ایدههای زمان خود به مبارزه برخاست و در جواب فرقههای ستارهپرست، بتپرست و... میگوید: «اِنّی وَجِّهْتُ وَجْهِی للّذی فَطَرَ السّماوات وَ الْأرْضَ حَنیفاً وَ ما أنَا مِنَالْمُشْرِکینَ»(4)؛ همانا من با ایمان خالص رو به سوی خدایی میآورم که آفریننده آسمان و زمین است و من هرگز با مشرکان بیدین موافق نیستم.
اهلبیت (علیهمالسلام) و پلورالیسم دینی
پلورالیسم به این معنا که فرقههای مختلف در کنار همدیگر زندگی مسالمتآمیز داشته باشند در عین حال هر کدام خود را حق و دیگری را باطل بداند، در سیره پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) و ائمهاطهار (علیهمالسلام) مورد تأکید قرار گرفته است. وحدتی که امروز، میان شیعه و سنی وجود دارد، از همین باب است. امام صادق (علیهالسلام) هم مروج این وحدت ـ در عین اختلاف عقیدتی و تفکری ـ بودند. ایشان به شرکت در نمازها و تشییع جنازه اهلسنت سفارش میکردند و خود به عیادت بیماران میشتافتند و از کمک به آنان دریغ نمیکردند. حتی فراتر از این، میتوان گفت که در صدر اسلام رابطه مسلمانان با اهل ذمه دوستانه بوده است و با یکدیگر معامله یا مشارکت میکرده و به عیادت بیماران یکدیگر میرفتهاند.(5)
در عین حال، اهلبیت(علیهمالسلام) از حیث نظری و فکری، دین اسلام ناب را بر حق میدانستند و در راه ترویج و گسترش مذهب شیعی و الهی میکوشیدند و اجازه نمیدادند که فرقههای انحرافی، عقیده مردم را آلوده سازند؛ چنان که وجود مقدس امام حسین علیهمالسلام) در راه اعتلای اسلام ناب محمدی(صلیاللهعلیهوآله) جان خود را فدا کرد و خط بطلانی بر افکار و عقاید انحرافی زمان خویش ـ به ویژه حکومت نامشروع و فاسد اموی ـ کشید.
انگیزه طرح پلورالیسم دینی در جامعه اسلامی
شیاطین انسی همواره سد راه سعادت بشری بوده و موجب انحراف آنان شدهاند. طرح پلورالیسم دینی در برخی نشریات با هدف از میان برداشتن فرهنگ اسلامی و فرهنگ انقلاب صورت میگرفت. پرچمداران پلورالیزم با سخنان و حرفهای انحرافی میکوشند تا ادیان دیگر را نیز به حق قلمداد کنند و حتی سخن مادیون را نیز درست میدانند تا اسلام به حالت رکود در آید و تعداد پیروان آن نیز محدود شود و راه سعادت و هدایت، مخدوش گردد. هموار کردن راه نفوذ افکار مادی و غربی و شهوتگرایی و از میان برداشتن تعصب و عرق دینی و ترویج تسامح و تساهل و بیاعتنایی به عقاید و مقدسات و ارزشهای اسلامی در جامعه، از جمله هدفهایی است که این افراد از ترویج پلورالیسم دینی، دنبال میکنند؛ ترویج فرهنگ رقص و موسیقی، انتشار کتابهای ضد اخلاقی و انحرافی، زیر سؤال بردن حقانیت ولایت فقیه، توهین به شهدای اسلام و... کم و بیش محصول ترویج پلورالیسم دینی در جامعه بود.
پلورالیسم و حکومت جهانی مهدوی(عج)
با توجه به قرآن و سیره اهلبیت(علیهمالسلام) به خوبی روشن میشود که وجود مقدس حضرت مهدی(عج)، خود از بزرگترین راهنمایان الهی به سوی دین حق ـ اسلام ناب ـ میباشد و جهان را از لوث مکاتب انحرافی که هزاران تحریف و دستکاری در آنها صورت گرفته و به عنوان دین مطرح شده است، پاک میکند. در واقع، حکومت مهدوی(عج) پایانبخش همه عقاید و ایدههای انحرافی در عالم است و پلورالیسم دینی و مروجان چنین تفکری در آن حکومت الهی و اسلامی، فراموش خواهند شد و فقط شریعت ناب محمدی(صلیاللهعلیهوآله) در سراسر عالم گسترده خواهد شد.
چنانکه امام باقر(علیهالسلام) در مورد پیروزی حضرت مهدی(عج) بر تمامی ادیان و فروپاشی پلورالیسم دینی میفرمایند: «قائم به سبب پیدایش ترس در دل دشمنان پیروز میشود و به یاری خدا تأیید میگردد و زمین برای او پیموده میشود، گنجها برایش آشکار میشود و فرمانروایی او شرق و غرب جهان را میگیرد و خداوند دین خود را (اسلام ناب) به واسطه او، بر تمامی مکاتب جهان پیروز میگرداند، هر چند مشرکان ناخشنود و مخالف باشند، ویرانیهای زمین را آباد میگرداند و عیسی(علیهالسلام) به زمین فرود میآید و پشت سر آن حضرت نماز میگذارد.(6) و یا حضرت امیرالمؤمنین(علیهالسلام) میفرمایند: «سوگند به خدایی که جانم در دست او است، هیچ آبادانی نمیماند، مگر اینکه هر صبح و شام در آن شهادت به وحدانیت خدا و رسالت محمد(صلیالله علیه و آله) میدهند.»(7)
بدین ترتیب میتوان دولت جهانی حضرت ولیعصر(عج) را نابودکننده تفکر پلورالیسم در جهان دانست.